|
|
|
عکس:بازتاب (مجاز است به علاقه ی جز به کل) چون بازتاب جزئی از عکس است. دود دل:آه دل ضمناً” دود” در رابطه با چراغ به همان معنای حقیقی است چرا که از چراغ دود بلند می شود. ۲-۲-تشبیه در غزلیّات خواجوی کرمانی سخن از انواع تشبیه در غزلیّات شاعری است که به زبان آوری و به کارگیری انواع صنایع لفظی و صور خیال در عطاوی (لابه لای و در اثنای) غزلیاتش، هنر سخنوری و کمال و تبحّر و استادی در ارائه شیواترین، بلیغ ترین وخوش تراش واژگان و ترکیبات بدیعی و بیانی و بلاغی را در عرصۀ سخنوری وارائه غزلیات با زبان فراهنجاری از خود به کمال بروز داده و به ظهور رسانیده است. خواجو بعد سه تن از استادان بزرگ سبک عراقی یعنی مولوی، سعدی و حافظ ظهورکرده است. این شاعر پشتوانه ای به درازنای قرون وروزگاران در تجربه های شاعرانه وکاربرد زبان فراهنجاری وساختار شکنی وگریز از زبان ارجاعی به زبان لطیف ادبی که سرشار از نقش و نگار صور خیال و لطافت واژگان و ترکیبات خوش تراش بیانی و ادیبانه است وبیخود و بی جهت نیست که گفته شده است: استاد سخن سعدی ست پیش همه کس امّا دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو (معین،۱۳۹:۱۳۴۸ ) آری از چند بزرگ همچون سعدی، حافظ و پیش از او مولوی که بگذریم، دیگر کسی را یارای هماوردی وچالش و ادعّا در عرصۀ سخنوری ومیدان فصاحت و بلاغت با خواجوی کرمانی نیست. خواجو بدون هر گونه مجامله و اغراق، در بکارگیری انواع صورخیال بویژه اقسام تشبیه استاد مسلّم و بلامانع و بلا مبارز است.کافی است دیوان غزلیات او را فقط بازکنیم. اختصاص به صفحۀ ویژه ها و یا غزل با قافیه مخصوص ندارد، هر جا را که باز کنیم درست باز کرده ایم و به هدف ومقصود خود رسیده ایم. این شاعر غزل سرای سبک عراقی به جهت داشتن ذوق سرشار و طبع توانا و احاطه بر مفردات لغات و تسلّط بر ترکیبات و توصیفات وجولان صورخیال در تخیّل و ذهنیّت خویش و برخوردار بودن از گنجینۀ ذخائر واژگان ادبی و ترکیبات بلاغی از شاعران گذشته درحافظۀ توانای خود و بهره جویی به موقع از این همه مواهب خدادادۀ ادبی وبلاغی، این چنین او را در بین شاعران مُقاق مُفُلق و توانای آن روزگار، برجسته و قد برافراشته جلوه داده است. سبک عراقی با سبک همۀ هنرنمایی ادبی و ارائه همۀ فنون بلاغت و سخنوری وجایگاه نشان دادن کمال هنر درخوش تراش ترین ترکیبات وترکیبات در ساختار صور بلاغی وبیانی است. بیشک خواجوی کرمانی نه تنها از این قافله عقب و واپس نمانده، که یک سر و گردن از بیشتر شاعران سبک عراقی بلندتر، پیشتاز، توانا، برجسته وجلوه کننده در صف مقدّمه گویندگان سبک عراقی، بعد از دو تن از بزرگان که در بزرگی و کمال هنر آنها شک نیست و بدون شک اظهار ومجامله و اغراق، از خواجو برترند یعنی حافظ و سعدی و مولوی، این نژادۀ کرمان و این گوهر شب چراغ دوران، از خطِّۀ کرمان قد برافراشته ونه تنها برای همشهریان که برای هم میهنان خویش، رهاورد و سوغاتی از انواع هنر، به ارمغان آورده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
وقتی یونسکو در مهر ماه ۱۳۶۸ مجمع بزرگداشت خواجوی کرمانی را در هفتصدمین سال تولید وی برگزار کرد، به همۀ جهانیان نشان داد که او شاعر جهانی ست و صیت و شهرت وی از مرزهای ایران فراتر رفته است. باری سخن از انواع تشبیه بود که سخن درمدح این فرزند خلف کرمان کمی به درازا کشید. کمال الدین ابوعطا، خواجوی کرمانی در ارائه انواع تشبیه استاد مسلّم است. کافی ست نمونه هایی از این صورت بلاغی را که از دیوان اوبرگزیده شده است. ذیلاً ارائه دهیم تا بر همگان ثابت گردد که مدّعای ما حقیقتی و امری واقعی است خواجو همۀ انواع شقوق تشبیه را در غزلیّات خود جای جای آورده است وکمتر ساختاری از تشبیه است که از قلم توانای خواجو افتاده وفراموش شده باشد. ۲-۳-تشبیه از منظر مفرد و مُقیّد و مرکب بودن طرفین: طرفین تشبیه ممکن است یک کلمه ساده یا مرکب باشند که اصطلاحاً به آن مفرد میگوییم. تصوروتصویریک هیئت ویک چیزاست.مثل گل،درخت. و ممکن است به مضاف الیه یا صفت، وابسته باشند که تشبیه مفرد مقیّد نامیده می شود و امکان دارد طرفین یا یکی از آن دو از چند امر یا پدیده بوجود آمده باشند که در این صورت به آن تشبیه مرکب می گوییم. ۲-۳-۱-تشبیه مفرد و مقید: چهره غداری چو گل خاطر افروز دید فروزنده چون صبحِ نوروز دید (سعدی،۲۰۹:۱۳۷۳) “غدار” را به “گل” ماننده نموده است که هر دو مفردند یعنی به مضاف الیه یا صفتی اضافه نشده اند. می، آفتابِ زَرفشان، جامِ بُلورش آسمان مشرق کفِ ساقیش دان، مغرب لبِ یار آمدی (خاقانی، ۶۰۴:۱۳۷۰) “می” به “آفتاب زرافشان"، “جام بلورمی” به آسمان و “کفِ ساقی” به “مشرق” و “لب یار” به مغرب، مانند شده است. که برخی از مشبه ها یا مشبهٌ به ها مفرد و بعضی چنانکه ملاحظه می شود مقید به صفت (مانند زرافشان) و یا مضاف الیه(مانند ساقی) اند. بگذر از کیوان که آن هندوی پیر سالخورده با علّو قدر و تمکین نیز بهای بیش نیست ( همان: ۱۱۵) تمکین: مکانت و قدرت، سیّارۀ کیوان را به هندوی (سلحشور) سالخورده ای (به جهت دیرینگی) مانند کرده است تشبیه مفرد به مقید است. کیوان در باور بخوبی و ادب فارسی به سلحشور و جنگندۀ فلک معروف است، ضمناً سطح آن تیره است و بدین جهت از آن به “هندو” نام برده است ("هندو” افزون بر این به معنای سلحشور چنانکه گفتیم نیز هست). بزبها: بهای یک بز که کنایه (ایماء) است از قیمت کم و اندک. “ارزش” کیوان را همانند ارزش “یک بز” دانسته است.درمحور هم نشینی واژگان، جملۀ بیت به اخباری بیشترمینماید تا اینکه تشبیه باشد، امّا معنا ومعنای بلاغی تشبیه در آن وجود دارد. کیوان که هست بَرهمَن دِیر شش دری با آن علوّ مرتبه مأمور رای ماست (همان:۶۱) ” بَرهمَن” : در بیت به ضرورت وزن بَرهمَن barhman خوانده می شود به معنای ” بزرگ آیین برهمایی” است. این دیر شش دری : استعاره مصرّحه از آسمان یا دنیا که شش جهت دارد. کیوان (مشبه مفرد) را به بزرگ و رهنمای آسمان شش جهتی مانند کرده است مصراع دوّم کنایه از بزرگی شأن تخیّلی شاعر در برابر کیوان است. کاربرد برجسته تشبیه و استعاره در آفرینش معانی و مضامین بلاغی: گل اندامی که گلگون می دوانَد بدان نازک تنی، چون می دواند ….چو گلگون سرشکم مردمِ چشم ز راه دیده بیرون می دواند چنانش گرم رو بینم که چون آب دما دم تا به جیحون می دواند (خواجو:۱۹۱) ۱-"گلگون و شبدیز” نام دو اسبند از اسبهای معروف جهان “شبدیز” اسب خسرو پرویز است اسب که سیاه دم و به رنگ شب بوده است. (دیز: پسوند لون و رنگ و به معنای مانند است) و شبدیز یعنی سیاه مانند شب. گلگون اسب “شیرین” معشوقۀ خسرو بوده است که به رنگ گل یعنی سرخ بوده است. ز دشت آمد سمومی آتش انگیز نه گلگون ماند بر آخور نه شبدیز (نظامی، ۱۳۹:۱۳۷۵۹ ) “گل اندام” استعارۀ مصّرحۀ نمادین است از “یار زیبارو". مصراع دوّم کنایه از نوع “تلویح” است: یار با آن نازکی بدن، چگونه بر گلگون می تازد؟ یعنی تن نازک یار، تحمّل این کار سنگین و زمخت را ندارد( اِعجابِ مقیّد کنایه). ۲-گلگونِ سر شک: سر شک خویش را (مشبه مقیّد) به “گلگون” (مشبهٌ به) مانند کرده است. به دو جهت: است الف) اشک (سرشک) عاشق سرخ است و با گلگون هم رنگ است. ب) گلگون گرم رو و تازنده است. سر شک نیز، گرم و سریع از دیده جاری می شود. ترکیب “سرشک گرم رو” ناظر به همین معناست. “مردم چشم"(مستعار) و مستعارله است و “بیرون دواندن” ملایم مستعار منه است. “مردم چشم"، گروسریع گلگون اشکم را از چشم بیرون می دواند “جیحون” استعاره ی مصرحه ی مجرده ی زیبایی است از “چشم شاعر” که چون جیحون است. (جیحون در شعر فارسی نمودار پر آبی و نماد چشم عاشق است). تشبیه: سر شک خود را همچون گلگون گرم رو (رونده) می بینم (تشبیه مقیّد به مقیّد)و تا “جیحون یک تاخت می دواند” استعارۀ تبعیّه از جاری و سرشار شدن چشم شاعر از سرشک است. به جیحون در مسیرش، رودهایی می پیوندند: و جیحون از شمال سمرقند سوی مغرب می رود و در بهار تا چاچ دو رود، بدان پیوندد (حدود العالم، ۳۹:۱۳۵۴) “دمادم” یعنی دم (لحظه) به دم. “الف” میانوند به جای “به” آمده است. ۲-۳-۲-تشبیه مرکب: هیات متنزع ازچندچیزاست وبازبان امروزتابلووتصویری است ذهنی ،که چندچیزدربه وجودآمدن آن نقش داشته باشد. در این تشبیه، مشبه و مشبهٌ به مرکب اند یعنی هر کدام از چند جزء تشکیل شده اند. به اصطلاح، علمای بیان می گویند: هیأت انتزاعی و بر گرفته از مشبه یا مشبهٌ به از چند پدیده مرکّب شده است. بر گل سرخ از نم، اوفتاده لِآلی همچو عرق بر عذار شاهدِ غضبان (سعدی، ۴:۱۳۷۳) قطرات باران را بر روی گلبرگ های گل سرخ به “عرق نشسته بر چهرۀ زیباروی خشمگین” مانند نموده است. تشبیه انواعی دارد همچون: جمع، تسویه، ملفوف، تمثیل، معکوس، مفروق، مضمر، خیالی و وهمی: طائر دل که شود صید رخ و زلف دلارام همچو بلبل به گل و سنبل تر باز نماند (همان: ۱۹۱)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[یکشنبه 1400-09-28] [ 05:55:00 ب.ظ ]
|
|
۵/۲۴
۶۰
۳-۳-۹ آزمون میکروبیولوژی ۱۰ گرم از خمیر ماهی در شرایط استریل برداشته شد و در ۹۰ میلی لیتر سرم فیزیولوژی استریل ۸۵% قرار داده شد و به مدت ۶۰ ثانیه در یک مخلوط کن آزمایشگاهی استریل همگن گردید. در ادامه رقتهای استاندارد ۱/۰,۰۰۱/۰,۰۰۰۱/۰,۰۰۰۰۱/۰جهت کشت تهیه شد(۶۷). ۳-۳-۱۰تهیه محیط کشت و انکوباسون برای شمارش کل باکتری ها ی مزوفیل هوازی و باکتری های سرماگرا در نمونه های تهیه شده، از محیط کشت پلیت کانت آگار (Plate count agar) استفاده شد.محیط کشت مطابق دستور نوشته شده روی برچسب آن تهیه شد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
الف ) جهت شمارش باکتری های مزوفیل هوازی از روش پور پلیت استفاده شد . به این منظور سمپلر اتوماتیک به میزان ml1 از رقت های تهیه شده به پلیت ها اضافه شد . و سپس حدود ۲۵ ml از محیط کشت آماده شده به هر یک از پلیت ها اضافه شد و با حرکت چرخشی مخلوط گردید . سپس روی سطح افقی و خنک قرار داده شد تا کاملا ببندد و به صورت وارونه در انکوباتور ۳۷ درجه سانتی گراد به مدت ۴۸ ساعت قرارداده و بعد شمارش کلی باکتری ها انجام شد(۶۰). ب) برای کشت باکتری های سرماگرا از روش کشت سطحی استفاده شد . که در آن محیط استریل در پلیت ها ریخته شده و بعد از انکه محیط بسته شد از رقت های تهیه شده ml01/0 به هر پلیت اضافه و در ادامه با میله L شکل به خوبی در سطح پخش گردید . سپس پلیت ها در انکوباتور ۷ درجه سانتی گراد به مدت ۱۰ روز قرار داده شد و تعداد کلنی ها شمارش گردید (۶۰). ج ) برای کشت کپک و مخمر از محیط کشت سابورودکستروز آگار استفاده شد و روش کشت آنها دقیقا مطابق سرماگراها است . به مدت ۵-۷ روز در دمای ۲۵ درجه سانتی گراد گرمخانه گذاری شدندو سپس تعداد کلنی ها ی کپک و مخمر شمار شدند (۶۸) ۳-۳-۱۱- ارزیابی حسی چهار گروه نمونه خمیر ماهی در هر دوره زمانی نمونه برداری گردید و هریک بوسیله ۸ نفر ارزیاب آموزش دید ه فاکتورهای حسی رنگ , بو بافت و پذیرش کلی مطابق روش هدونیک ۹ مرحله مورد ارزیابی قرار گرفت. هدونیک ۹ مرحله ای دارای ۹ سطح از سطح فوق العاده خوشایند ( امتیاز ۹ ) تا سطح فوق العاده ناخوشایند ( امتیاز ۱) است جدول ارزیابی حسی در پیوست دوم آمده است. () ۳-۴ : روش های آماری و تجزیه و تحلیل داده ها جهت تعیین غلظت عصاره ها ی موسیر , زردچوبه و ترکیب آنها در پژوهش از ارزیابی حاصل از گروه پانل استفاده می شود .در کل جهت مقایسه میانگین نتایج آزمون های شیمیایی و میکروبی بین گروه ها در هر دوره و بین دوره ها با بهره گرفتن از آنالیز واریانس ANOVA و آزمون غیر پارامتری Kruskal wallis و من ویتنی برای ارزیابی حسی استفاده می شود . در این پژوهش سطح معنی داری ۵ در صد در نظر گرفته شد و از نرم افزار آماری spss 16 استفاده شد . فصل چهارم نتایج ۴-۱ نتایج ارزیابی حسی خمیر ماهی به منظور دست یابی به بهترین درصد عصاره ها همان طور که در جدول۴-۱ نشان داده شده است در مقایسه شاخص رنگ و بافت در گروه فراوری شده با عصاره زردچوبه با درصد های ۵/۰-۷۵/۰ و۱ ٪ تفاوت معنی داری مشاهد نشد.تیمار زردچوبه با درصد ۵/۰ بالاترین امتیاز را در خصوص بو – مزه و پذیرش کلی نشان داده است . با توجه به نتایج بالا نمونه های گروه زردچوبه با ۵/۰ عصاره زردچوبه تهیه شدند . در گروه موسیر اختلاف معنی دار در هیچ یک از شاخص ها دیده نشد . بنابراین بالاترین درصد به عنوان درصد مورد قبول انتخاب شد و نمونه ها با ۱٪ عصاره موسیر فراوری شدند در گروه ترکیبی , گروهی که دارای درصدهای پایین تر عصاره بود یعنی ۲۵/۰ ٪ عصاره زردچوبه و ۵/۰ ٪ عصاره موسیر امتیاز ها بالاتری نسبت به گروه ترکیبی ۵/۰ ٪ عصاره زردچوبه و ۱٪ عصاره موسیر داشته بنابراین نمونه های ترکیبی با فرمولاسیون ۲۵/۰ ٪ عصاره زردچوبه و ۵/۰ ٪ عصاره موسیر تهیه شدند. با توجه به نتایج مرحله اول ارزیابی حسی خمیر ماهی حاوی ۱۵ عصاره موسیر و خمیر ماهی حاوی ۵/۰///۵ عصاره زردچوبه و خمیر ماهی حاوی ترکیب ۵/۰ ٪ عصاره موسیر و ۲۵/۰٪ عصاره زردچوبه جهت بررسی عملکرد در طول دوره نگهداری تهیه و مطالعه طول دوره ماندگاری انجام شد . به این منظور به مدت ۷۰ روز در فریزر ۱۸- درجه سانتی گراد نگهداری شد و در فواصل زمانی ۱۵ و ۱۰ روزه فاکتورهای شیمیایی و میکروبی بررسی شد . جدول ۴-۱ –نتایج ارزیابی حسی با درصدهای ۵/۰٪-۷۵/۰٪ و ۱٪ عصاره های موسیر و زردچوبه و درصدهای ۵/۰٪ عصاره زردچوبه و ۱٪ عصاره موسیر به صورت ترکیب و ۲۵/۰٪ عصاره زردچوبه و ۵/۰ ٪ عصاره موسیر به صورت ترکیب
treatmen
colour
odor
taste
texture
acceptability
Turmeric0.5
۶٫۵b
۶٫۵a
۷a
۶٫۵a
۶٫۵a
Turmeric0.75
۵b
۵b
۳d
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مطالعه ای که به وسیله تیبر[۱۲۶])۱۹۷۲ (انجام گرفت اولین پژوهش در زمینه شناسایی انگیزه های رفتار خرید میباشد. این نویسنده خریدار را به عنوان نوعی از رفتار که ارزش یا محصولی را دریافت می کند درفرایند خرید مورد توجه قرار میدهد. یک خریدار به صورت ساده برای یافتن محصولی که نیاز دارد برانگیخته می شود، اگر چه جلب توجه دیگران و یافتن فرصتی برای هم تراز بودن با دیگران نیز می تواند انگیزه های سوق دادن مردم به خرید باشد. به طور کلی نویسنده معتقد است که مردم خرید کردن را علاوه بر دریافت ارزش سودمندیگرایی، کسب رضایت در طول فرایند خرید نیز برای آنها اهمیت دارد (پوی لایی و همکاران، ۲۰۰۷، ص ۷۷۴). هیرچمن و هال بروک (۱۹۸۲) ایده تیبر (۱۹۷۲) را بوسیله قرار دادن عواملی از قبیل احساسات، زیبایی شناسی، عاطفی و لذت به عنوان انگیزه های خرید سنتی و مقایسه آنها با انگیزه های خرید سودمندیگرایی سنتی گسترش دادند. آنها معتقدند دیدگاه اصلی در حیطه تحقیق سنتی روی خرید محدود شده است . مطالعه آنها نه تنها تعاریف مشخصی از انگیزه های لذتگرایانه ارائه میدهد، بلکه زمینه های جدیدی برای مطالعات آینده روی تمایلات خرید مصرف کنندهگان مهیا می کند. این مطالعه بیان می کند که انگیزه خرید در طول زمان از انگیزه سودمندیگرایانه به انگیزه لذتگرایانه تغییر می کند (پوی لایی و همکاران، ۲۰۰۷، ص ۷۷۴). این بدین معنا است که تمرکز آنها به جای عملکرد و کارکرد روی سرگرمی و لذت بوده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۵-۱٫ کالاهای سودمندیگرایانه و کالاهای لذت گرایانه
برای تشریح اهمیت تأثیرپذیری از نوع محصول لازم است که بین دو اثر مصرف تمایز قائل شویم: ۱) خشنودی عاطفی پایانی (لذتگرایانه) از ویژگیهای حسی محصول، و ۲) کارکردهای ابزاری و سودمندیگرایانه یا پیامدهای مصرف. مصرف کالاهای لذتگرایانه را می توان بدین صورت تشریح کرد: نوعی تجربه احساسی و عاطفی چند حسی از جمله چشایی، شنوایی، بویایی، لامسه و تصاویر بصری است که بیشتر ذهنی هستند تا عینی (هیرچمن و هالبروک[۱۲۷]، ۱۹۸۲، ص۹۳). در مقابل کالاهای سودمندیگرایانه کالاهایی هستند که مصرف شان شناختی، ابزاری و هدفگرا بوده و در جهت تکمیل یک کار سودمند می باشد (دهار و ورترن بروخ[۱۲۸]، ۲۰۰۰، ص۶۲). تمایز دیگری را می توان بین اولویتهای منطقی یا «بایدها[۱۲۹]» و اولویتهای عاطفی یا «خواسته ها[۱۳۰]» قائل شد (دهار و ورترن بروخ، ۲۰۰۰، ص ۶۳). «خواسته ها» اغلب در ارتباط با مزایای آنی هستند در حالی که «بایدها» مربوط به مزایای بلندمدت می باشند (بازرمن و همکاران[۱۳۱]، ، ۱۹۹۸، ص۲۳۰). «خواسته ها» ممکن است در بلندمدت به ضرر مصرف کنندگان باشند و همچنین ممکن است حاوی لذت هایی باشند که آمیخته با گناه است (گینر سورولا[۱۳۲]، ۱۹۹۹، ص۴۴۵). «خواسته ها» همچنین می توانند به عنوان «خبائث» تعبیر شوند، یعنی تمایل به مصرف کالاهایی که دارای لذتهای آنی بوده ولی پیامدهای ناسالم و غیربهداشتی دارند (مانند غذاهای چاق کننده)، در حالیکه «بایدها» تمایل به مصرف کالاهایی است که سالم می باشند ولی ممکن است لذتبخش نباشند (از قبیل غذاهای ویتامین دار)، از این رو «بایدها» را با عنوان «فضایل» تعبیر می کنند (دهار و ورترن بروخ، ۲۰۰۰، ص ۶۳). هر یک از تأثیرات مصرفی لذتگرایانه یا سودمندیگرایانه می توانند منجر به انتخابهای متفاوتی از طرف مصرف کننده شوند. تأثیرات مصرفی سودمندیگرایانه به عنوان مثال ممکن است منجر به تمایل کمتر به محصولات غذایی شود. راگوناتان و همکاران[۱۳۳] (۲۰۰۶) نشان دادند که ارائه اطلاعاتی در مورد سالم بودن انواع مختلف محصولات غذایی منجر به این شده است که تمایل به سمت محصولاتی که به عنوان محصولات غذایی ناسالم تر توصیف شده اند، بیشتر شود. همچنین، هنگامی که در تبلیغات یک محصول به ویژگی «جدید بودن» آن اشاره شد در مقایسه با زمانی که در تبلیغات به ویژگی «سالم و بهداشتی بودن» آن اشاره شده بود، گروه بزرگتری از افراد اقدام به خرید آن محصول کردند (کاستر[۱۳۴]، ۲۰۰۳، ص۳۶۵). یافتههای این تحقیق همسو با یافته های تحقیق روینین و تیوریلا[۱۳۵] (۱۹۹۹) است که نشان میدهد محصولات «سالم» در مقایسه با محصولات لذتگرایانه کمتر به عنوان پاداش و جایزه در نظر گرفته می شوند. این مطالب حاکی از آن است که برخی از محصولات ممکن است نسبت به انواع دیگر محصولات در زمینه «اجتناب از ضرر» یا مستعدتر باشند (کرامر[۱۳۶] و آنتونیدز[۱۳۷]، ۲۰۱۱، ص ۴).
۲-۵-۲٫ انگیزه های خرید سودمندی گرایی و لذت گرایی
انگیزه سودمندیگرایی به عنوان ماموریت حیاتی، منطقی، تصمیم کارا و هدف محور تعریف شده است(باترا و احتولا، ۱۹۹۱، ص۱۶۰). انگیزه سودمندیگرایی نشان می دهد که خرید از یک ماموریت یا وظیفه شروع می شود و به کسب سود و کامل کردن یا نکردن ماموریت ( اینکه ماموریت در طول فرایند خرید به صورت کارا کامل شده است یا نه) بستگی دارد(بابین و همکاران ، ۱۹۹۴، ص ۶۴۷). هیرسچمن و هالبروک[۱۳۸](۱۹۸۲) مفهوم انگیزه لذت گرایانه را از دید متفاوتی ارائه کرده اند. آنها انگیزه لذتگرایی را با رفتار های مصرفی که در جست و جوی شادی، هوس، هیجان، شهوت و لذت است مرتبط دانسته اند. سود انگیزه لذتگرایی تجربی و عاطفی است و دلیل علاقه مصرف کنندهگان لذتگرا به مغازه لذت بردن از فرایند خرید می باشد. به عبارت دیگر مطالعه انگیزه لذت گرایی مطالعه لذت خرید می باشد و رفتار خرید به اندازه یک وظیفه ، خسته کننده یا کامل کردن ماموریت طولانی نیست(بابین و همکاران، ۱۹۹۴، ص ۶۴۸). دانشگاهیان به این نکته اشاره کرده اند که مطالعه انگیزه لذتگرایی به طور فزایندهای اهمیت می یابد زیرا که این مطالعات توانای شناسایی انگیزه های جذب مشتریان برای دیدن فروشگاه یا شبکهسایت را دارند. علاوه بر این انگیزه لذتگرایی شاخه ای از انگیزه سودمندیگرایی است که برای حفظ مزیت رقابتی بوجود آمده اند (پوی لایی و همکاران، ۲۰۰۷، ص ۷۷۴).
۲-۵-۳٫ تأثیر انگیزه های لذت گرایی و سودمندی گرایی روی رفتار مشتری
بابین و همکاران[۱۳۹] (۱۹۹۴) با یک مطالعه تجربی به این نتیجه رسیدند که ارزش خرید لذتگرایی می تواند رفتار خرید برنامه ریزی نشده را تحت تأثیر قرار دهد در حالی که ارزش خرید سودمندیگرایانه نمی تواند آن را تحت تأثیر قرار دهد. دهار و ورتن بروخ[۱۴۰](۲۰۰۰) تأثیر انگیزه های لذتگرایی و سودمندیگرایی را روی رفتار تصمیم گیری مشتریان مطالعه کردند. محصولات خریداری شده برای لذت سطح متفاوتی از تأثیر را نسبت به خرید محصول جهت کارکردی خاص را دارا میباشد. در موقعیتی که باید تصمیم به ترک خرید یک محصول گرفته شود اول محصولی که برای لذت بخشی است ترک می شود. پارک و همکاران (۱۹۸۶) نشان دادند که مزایای جنگ تبلیغاتی را می توان با طبقه بندی محصولات لذتگرایانه و سودمندیگرایانه محاسبه کرد. این محققان نشان دادند که محصولات لذتگرایانه نسبت به محصولات سودمندیگرایانه، برندهای اعلاتری هستند (پویی لایی، ۲۰۰۷، ص۷۷۴).
۲-۵-۴٫ تأثیر انگیزه های لذت گرایی و سودمندی گرایی روی رفتار خرید اینترنتی
در مقایسه با فروشگاههای فیزیکی، خرید برخط شیوه جدیدی برای خرید کردن می باشد. آلبا و همکاران (۱۹۹۷) نشان دادند که انتخابهای متفاوت انگیزه اولیه مشتریان برای خرید اینترنتی می باشد. گاش[۱۴۱](۱۹۹۸) بیان کرد که راحتی، اطلاعات، ساخت سفارشی و تعاملات انگیزه های اولیه خرید اینترنتی می باشد. مورگانوسکی و کیود[۱۴۲](۲۰۰۰) راحتی و کارایی زمان را عامل های اولیه خرید برخط ذکر کرده اند. این نکته بوسیله مطالعه ورهوف و لنگریک[۱۴۳](۲۰۰۱) تأیید شده است. بلیک و همکاران[۱۴۴] (۲۰۰۵) بیان کردند که چندین ویژگی برای شبکه سایتهای تجاری وجود دارد که برای خریداران اینترنتی دارای اهمیت می باشند. تقریبا همه این ویژگیها با انگیزه سودمندیگرایانه مرتبط می باشند محققان گذشته اعتقاد داشتند که ارزشهای سودمندیگرایانه عوامل اصلی برای افراد در خرید اینترنتی می باشد. بر اساس انگیزه لذتگرایی فالک[۱۴۵] (۱۹۹۷) بیان کرد که برای خرید فیزیکی یا اینترنتی محرکهای خوشگذرانی و آزادی در جست و جو انگیزه های خرید اولیه برای مشتریان می باشد. بنابرین انگیزه لذتگرایی بسیار با اهمیت می باشد. کیم و شیم[۱۴۶] (۲۰۰۲) پیشنهاد دادند که مشتریان صرفاً برای جمع آوری اطلاعات یا خرید محصولات به خریدکردن نمی پردازند. بلکه آنها نیاز به کسب رضایت تجربی و احساسی دارند که نشان می دهد خریداران اینترنتی شبیه به خریداران دنیای واقعی علاوه بر انگیزه های سودمندیگرایی، انگیزه های لذتگرایانه را نیز دنبال می کنند. پارسونز(۲۰۰۲) انگیزه های خرید غیرکارکردی برای خرید برخط ارائه کرده اند این انگیزه های غیر کارکردی به ارزشهای لذتگرایی بر می گردند. بر اساس مطالعات گذشته به نظر می رسد ارزش های خرید لذتگرایانه برای خرید اینترنتی وجود داشته است (پویی لایی، ۲۰۰۷، ص۷۷۴).
۲-۵-۵٫ تمایل به جست و جو و تمایل خرید
جمیسزوسکی[۱۴۷] (۱۹۹۸) رفتار جست و جو را به رفتار اکتشافمحور و هدفمحور طبقه بندی می کند. مشتریان هدف محور در ذهن خود برنامه خرید دارند به این معنی که هدف آنها از جست و جو، جمع آوری اطلاعات در مورد محصولاتی است که قصد خرید آنها را دارند. از سوی دیگر مشتریان اکتشافمحور لزوماً برنامه ای برای خرید در ذهن ندارند و هدف شان از جست و جو تنها باز کردن پنجره فروشگاه مجازی می باشد. رفتار جست و جو روی اینترنت شبیه فروشگاههای فیزیکی است. به این معنی که ممکن است مشتریان فعالیت جست و جو را با هدف یا بدون هدف مشخصی انجام دهند. جست و جو در فروشگاههای فیزیکی نسبت به فروشگاههای برخط سختتر است به این علت که اینترنت بر محدودیت های فضا و زمان غلبه کرده است. راحتی جست و جو در اینترنت به طور قابل توجهی تمایل به جست و جو را در مشتریان افزایش داده است. تئوری رفتار برنامه ریزی شده فیشبین و اجزن)[۱۴۸] ۱۹۷۵) بیان می کند که تمایلات، پیش بینی کننده قوی برای رفتار واقعی هستند. بنابراین در این مطالعه تمایل به جست و جو برای نشان دادن تمایل خرید استفاده می شود. مطالعه موی[۱۴۹] (۲۰۰۳) نشان می دهد که هر دو رفتار جست و جوی هدفمحور و اکتشافمحور بر تمایل خرید تأثیر می گذارند. از نقطه نظر ارزش سودمندیگرایی، بابین و همکاران[۱۵۰] (۱۹۹۴)، انگیزه خرید سودمندیگرایانه را بدین صورت تعریف می کنند: کسب مزایای موردنیاز از محصول، یا به دست آوردن محصول با زحمتی کمتر در طی فرایند خرید. ما در این تحقیق متغیرهای ارزش سودمندی گرایی را شامل: راحتی، انتخاب، در دسترس بودن اطلاعات، اجتماعی نبودن، صرفه جویی در هزینه و سفارشی سازی محصول یا خدمت می باشد. از نقطه نظر ارزش لذتگرایی، در این تحقیق ارزش لذتگرایی خرید اینترنتی را شامل جتماعی بودن، ایده، ارزش، تسلط بر موقعیت می دانیم
۲-۵-۶ .صرفه جویی در هزینه
به زعم کینی (۱۹۹۹) دلیل اینکه خرید اینترنتی باعث صرفه جویی در هزینه می شود این است که این کار باعث کاهش در هزینه های خرید و جست و جوی محصول می شود. کیفیت مجازی فروشگاه های برخط به فروشندگان امکان می دهد که هزینه اجاره، راه اندازی فروشگاه، دکوراسیون و کارکنان را صرفه جویی کنند. در نتیجه مشتریان محصولات را با قیمت پایین تری خریداری می کنند. هنگامی که مشتریان در می یابند که می توانند محصولی با کیفیت مشابه را با قیمتی پایینتر خریداری کنند، آنگاه تمایل خرید در آنها به وجود می آید (میلر ،۲۰۰۰، ص ۱۷۰).
۲-۵-۷٫ راحتی
راحتی بدین معنا می باشد که فروشگاههای اینترنتی ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته، بطور شبانه روز بدون محدودیت زمانی، مکانی و آب و هوا خدمات ارئه می دهند (بورک، ۱۹۹۷، ص ۳۵۵). دلیل اصلی اینکه افراد خرید برخط را دوست دارند، راحتی آن است. ولفین بارگر و گیلی (۲۰۰۱) نیز معتقدند خرید اینترنتی یک محیط خرید راحت و مناسب فراهم می آورد، یعنی در واقع خانه فرد خریدار را تبدیل به یک مکان خرید می کند که فرد در آن احساس راحتی می کند. مصرف کنندگان می توانند لباس راحتی بپوشند و زمان خرید را با توجه به برنامه زمانبندی خود تعیین کنند (پویی لایی و همکاران، ۲۰۰۷، ص۷۷۴).
۲-۵-۸ .انتخاب
انتخاب بدین معناست که در فروشگاههای برخط محصولات بیشتری برای انتخاب وجود دارد. به عبارت دیگر فروشگاههای فیزیکی نمی توانند سهم محصولاتی که کمتر محبوب هستند برای بازار های کوچک و استراتژیک مهیا کنند در حالی که فروشگاههای برخط چنین محدودیتی ندارند (آلبا و همکاران، ۱۹۹۷، ص۴۱). ولفین بارگر و گیلی (۲۰۰۱) معتقدند که فروشگاه های فیزیکی نمی توانند سهم محصولاتی که کمتر محبشبکه هستند برای بازار های کوچک و راهبردی مهیا کنند در حالی که فروشگاههای برخط چنین محدودیتی ندارند. به عبارت دیگر، فروشگاههای برخط قادرند انتخابهای متنوعتری را با هزینه ای کمتر فراهم آورند (پویی لایی و همکاران، ۲۰۰۷، ص۷۷۴).
۲-۵-۹٫ دسترسی به اطلاعات
دسترسی به اطلاعات عبارت است از دستیابی به اطلاعاتی در مورد مشخصات محصول، ترفیعات و غیره. اینترنت مؤثرترین ابزار را برای بدست آوردن اطلاعات در مورد ویژگی های محصول، فروشگاه و … برای مشتریانی که نیاز به مقایسه برای انتخاب دارند فراهم می کند (ولفین بارگر و گیلی،۲۰۰۱، ص۳۶). باکز[۱۵۱] (۱۹۹۷) معتقد است که اینترنت حاوی منابع بی شمار اطلاعاتی عمومی و انواع ابزارها برای جست و جوی اطلاعات می باشد. مصرف کنندگان تنها یک کلیک تا انبوهی از اطلاعات موجود در اینترنت در مورد فروشگاهها و محصولات برخط فاصله دارند (باکز، ۱۹۹۷، ص۱۹۸۰).
۲-۵-۱۰٫ اجتماعی نبودن
جویردینگ و میسنر[۱۵۲] (۱۹۹۸) بیان می کنند که خریداران اینترنتی ترجیح می دهند در طول فرایند خرید کسی مزاحم آنها نشود. اینترنت برای خریداران این امکان را فراهم می سازد که بدون ایجاد مزاحمت از طرف فروشنده، بسیاری از محصولات را جست و جو کنند به دلیل اینکه در محیط اینترنت از شخص فروشنده، شخص همراه یا افراد غریبه خبری نیست، خریداران دیگر نگران چانه زدن با فروشندگان، اذیت شدن همراهان و وجود افراد غریبه در اطراف خود نیستند. انگیزه خرید با حذف شدن فعالیتهای اجتماعی غیرضروری و پیچیده ایجاد می شود (ولفین بارگر و گیلی،۲۰۰۱، ص۳۶).
۲-۵-۱۱٫ سفارشی بودن محصول و خدمت
پژوهش بورک (۱۹۹۷) بیان می کند که فروشگاه های برخط می توانند انواع محصولات سفارشی سازی شده را به مشتریان ارائه دهند. هان و هان[۱۵۳] (۲۰۰۱) عنوان می کنند که محصولات یا خدماتی که بر اساس سفارش ساخته شده اند دارای ارزش منحصر به فردی هستند که اینترنت می تواند آن را برای مشتریان فراهم کند. فیذر[۱۵۴] (۲۰۰۱) اثبات می کند که سفارشیسازی نه تنها شامل مشخصات محصول می شود، بلکه شامل بسته بندی، ارسال، طراحی و روش حمل و نقل نیز می باشد. اینترنت بهترین وسیله برای ارائه خدمات و محصولات سفارشی است (پویی لایی و همکاران، ۲۰۰۷، ص۷۷۴).
۲-۵-۱۲٫ ماجراجویی
به این معنا است که مشتریان در مواجهه با محصولات جدید و جالب، تجربه کاوش لذت بخشی در طول فرایند خرید کسب می کنند (وست بروک و بلک، ۱۹۸۵، ص ۸۳). شری[۱۵۵] (۱۹۹۰) بیان می کند که نیاز خریداران به هیجانات احساسی در طی فرایند خرید بیشتر از نیاز به خود محصول است. وبستر و همکاران[۱۵۶] (۱۹۹۳) معتقدند افراد می توانند یک حس کنجکاوانه را در طی تعامل با رایانه تجربه کنند. این حس کنجکاوی می تواند منجر به ماجراجویی شود (وبستر و همکاران،۱۹۹۳،ص۴۱۶).
۲-۵-۱۳٫ اجتماعی بودن
داوون و همکاران[۱۵۷] (۱۹۹۰) عنوان می کنند که تعاملات اجتماعی ارائه شده توسط خرید معمولاً دلیل اصلی مشتریان برای خرید می باشد. آرنولد و رینولدز (۲۰۰۳) به این نکته اشاره کرده اند که بسیاری از مردم زمان خرید خود را با دوستان، اعضای خانواده و هم چنین لذت بردن از فعالیتهای اجتماعی در حین خرید سپری می کنند. ولفین بارگر و گیلی (۲۰۰۱) اعتقاد دارند که ظهور جامعه مجازی مزیتهای اجتماعی را از دوستان و بستگان به سمت دوستان اینترنتی تغییر داده است. خریداران اینترنتی می توانند اطلاعات و تجربیات خرید خود را با کسانی که دارای علایق مشابهی در محیط برخط هستند، تسهیم کنند. تجربه برخط همچنین می تواند موضوع گفت و گوهایی باشد که به یک خریدار اینترنتی احساس خوشآیندی بدهد.
۲-۵-۱۴٫ ایده
ایده به این واقعیت مرتبط است که مشتریان در خرید به دنبال یادگیری روندهای جدید می باشند (آرنولد و رینولدز، ۲۰۰۳، ص۸۰). پژوهش پارسونز (۲۰۰۲) نیز اشاره می کند که یکی از قویترین انگیزه ها برای خریداران اینترنتی، کشف کردن و حفظ روندهای جدید است. خریداران در اینترنت اطلاعاتی در مورد برندها، محصولات و روندهای جدید به دست می آورند که موجب خرسندی آنها می شود.
۲-۵-۱۵٫ ارزش
ارزش بدین معناست که هنگام خرید در طول داد و ستد فرایند چانه زنی موجب لذت بخشیدن به خریداران می شود (وست بروک و بلک، ۱۹۸۵، ص۸۴). بابین و همکاران(۱۹۹۴) اشاره کرده اند که درگیری احساسی و لذتی که به وسیله چانه زنی ایجاد می شود نوعی از ارزش لذت گرایانه می باشد.چاندون و همکاران[۱۵۸] (۲۰۰۰) اعتقاد دارند که دستیابی مشتریان به تخفیف بیشتر در خرید احساس لذت بخشی به آنها خواهد داد و احساس خواهند کرد که خریداران باهوشی هستند.آرنولد و رینولدز (۲۰۰۳) بیان می کنند که خریداران هنگامی که تصور می کنند مسابقه چانه زنی با فروشنده را برنده شده اند، احساس خوشحالی و لذت می کنند. خریداران همچنین ممکن است به واسطه احساس هیجانی که در فرایند چانه زنی به آنها دست می دهد احساس لذت کنند (پویی لایی و همکاران،۲۰۰۷، ص ۷۷۸).
۲-۵-۱۶٫ تسلط بر موقعیت
پارسونز (۲۰۰۲) بیان کرد که مشتریان می توانند تصمیم بگیرند محصولات را ببینند هنگامی که آن را سفارش می دهند و هنگامی که آن را دریافت می کنند در خرید برخط.خریداران اینترنتی سطوح متفاوتی از کنترل وموقعیت را دارا می باشند . به طور خلاصه منزلت بوجود آمده از خرید فیزیکی یا اینترنتی از منابع متفاوتی ناشی می شود. خرید فیزیکی از افراد فروشنده و خرید اینترنتی از کنترل بر فناوری بوجود می آید(پویی لایی و همکاران،۲۰۰۷، ص ۷۷۸).
۲-۵-۱۷٫ نقش ارزشهای سودمندی گرایی و لذت گرایی
ارزش سودمندیگرایی[۱۵۹] کاملاً در ارتباط با کارآیی و اثربخشیای است که از استفادهی از خدمت نشأت می گیرد. از نقطه نظر ارزش سودمندیگرایی، استفاده از خدمت به عنوان ابزاری برای انجام برخی کارها تعبیر می شود. بیشتر تحقیقات در زمینه دامنه سیستم های اطلاعاتی قویاً تأیید می کنند که ارزش سودمندیگرایی به عنوان یک عامل تعیین کننده مهم از ارتقای تمایلات رفتاری به پذیرش و استفاده از سیستم های اطلاعاتی عمل می کند، زیرا مشتریان ارزیابیهای منطقی و حساب شدهای از مزایای کارکردی انجام داده و تصمیم به استفاده از سیستم های اطلاعاتی میگیرند (هانگ و تام[۱۶۰]، ۲۰۰۶، ص۱۷۰؛ کیم و همکاران، ۲۰۰۷، ص۱۲۰). از سوی دیگر، ارزش لذت گرایی[۱۶۱] اساساً غیرابزاری، تجربه ای و عاطفی است (کیم و هان، ۲۰۰۹، ص۳۶). مشتریان هنگامی ارزش لذت گرایی را تجربه می کنند که فعالیت استفاده از سیستم های اطلاعاتی جدای از ارزش ابزاری آن مورد توجه قرار گیرد. ارزش لذتگرایی در مقایسه با جنبه های سودمندیگرایی سیستم های اطلاعاتی ذهنی تر و شخصی تر است و نشأت گرفته از تفریح و سرگرمی است تا به انجام رساندن کار (هالبروک و باترا[۱۶۲]، ۱۹۸۷، ص۴۰۹). تحقیق دیگری در مورد سیستم های اطلاعاتی به صورت تجربی نشان داده است که ارزش لذت گرایی نیز عامل تعیین کننده مهمی است که مشتریان در استفاده از سیستم های اطلاعاتی آن را مهم قلمداد می کنند (تورل و همکاران[۱۶۳]، ۲۰۰۷، ص۶۶). در حوزه خدمات موبایلی نیز هم ارزش سودمندیگرایی و هم ارزش لذتگرایی محرک های کلیدی هستند که بر تمایل به پذیرش خدمات موبایلی تأثیر می گذارند (کیم و هان، ۲۰۱۱، ص ۲۳۱۲). از آنجایی که خدمات موبایلی مشتمل بر خدمات متعددی می باشد که عملکرد سودمندیگرایانه آنها به عنوان معیار اولیه قلمداد می شود (از قبیل خدمات خبررسانی و هدایت پیام)، مشتریان ممکن است با بهره گرفتن از این خدمات به اهداف شخصی دست پیدا کنند. علاوه بر این، مشتریان خدماتی نظیر بازیهای موبایلی و پخش موسیقی را بیشتر از ارتقای عملکرد آن مد نظر داشته باشند (کیم و هان، ۲۰۱۱، ص ۲۳۱۲).
۲-۶٫ تحقیقات داخلی
تجارت الکترونیکی و شاخه های متعدد آن در قرن حاضراز ضروریات انکارناپذیر میباشد. بعلاوه با رواج روزافزون تجارت الکترونیک، اهمیت خرید و فروش اینترنتی بر کسی پوشیده نمانده است. اینترنت با توجه به مجموعه فعالیتهایی که توسط آن صورت میگیرد، باعث خلق فعالیتهای ارزش آفرین شده و در نهایت سازمان را برای کسب مزیت رقابتی به جلو رانده و موفقیت چشمگیر سازمان را باعث می شود. با توجه به بررسی های انجام شده به نظر میرسد پژوهشی که ارتباط مستقیم با تحقیق حاضر داشته باشد در ایران انجام نشده، اما به منظور بهره گیری از تحقیقات داخلی به تعدادی که تا حدودی مرتبط باشند اشاره شده است. موحدی(۱۳۸۴) در مطالعه ای به شناسایی و بررسی عوامل فرهنگی تأثیر گذار بر استقرار تجارت الکترونیکی در صنعت ایران (با تاکید بر سازمانهای کوچک و متوسط) پرداخت. او در مطالعه خود دو دسته عوامل فرهنگی و ادراکی را در استقرار تجارت الکترونیک موثر می دانند. عوامل فرهنگی شامل فرهنگ اطلاعاتی، فرهنگ پذیری، دانش کامپیوتری و اینترنتی و درک تجارت الکترونیکی بوده و عوامل ادراکی شامل ادراک از فایده، ادراک از سهولت کاربرد، اعتماد، عواطف و احساسات، بروندادهای اجتماعی و هنجارهای اجتماعی بوده است. در این پژوهش از مدل تلفیقی پذیرش فناوری و مدل رفتار برنامه ریزی شده[۱۶۴] برای پذیرش تجارت الکترونیک استفاده میگردد. و سه متغیر اعتماد، مخاطره و منافع استنباط شده به مدل اضافه شده است. همچنین در این مطالعه، روابط بین نگرش و قصد رفتاری و روابط این دو با متغیرهای اعتماد، مخاطره و منافع استنباط شده مورد بررسی قرار میگیرد. زادون(۱۳۸۵) در تحقیق خود، عوامل موثر در خرید اینترنتی را مورد بررسی قرار داد. این پژوهش بر اساس مدلی برگرفته از دو دیدگاه تکنولوژی محور و بازاریابی محور انجام شد. با بهره گرفتن از دیدگاه تکنولوژی محور، تأثیر ویژگیهای ظاهری و ویژگیهای عملیاتی فروشگاه اینترنتی، بر رفتار خرید مشتریان ارزیابی گردید. بر مبنای دیدگاه بازاریابی محور، ادراکات مشتریان از خرید اینترنتی، شامل ارزشهای ادراکی (ادراک از سهولت کاربرد و ادراک از سودمندی) و میزان مخاطره پذیرفته شده در خرید اینترنتی بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین عامل در خرید اینترنتی مشتریان نگرشهای مثبت و ارزشهای ادراکی آنان است و بعد از آنها ویژگیهای عملیاتی و ویژگیهای ظاهری در فروشگاه از جمله عوامل تأثیرگذار در خرید اینترنتی است. سلمانی(۱۳۸۶) در تحقیق خود گرایش مشتریان فروشگاههای زنجیرهای شهروند نسبت به خرید اینترنتی را مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش محقق تجارت الکترونیک بین بنگاه و مصرف کننده را مد نظر قرار داده و و بر مبنای گرایش مشتریان نسبت به خرید الکترونیکی را در این حیطه بررسی کرد. در این الگو پژوهشگران با بهره گیری از سه متغیر “نگرش نسبت به خرید اینترنتی"، “هنجارهای ذهنی” و"دسترسی و مهارت کار با اینترنت” سعی در پیش بینی متغیر” قصد ونیت خرید اینترنتی” دارند. متغیر قصد و نیت خرید اینترنتی نیز به همراه متغیر دسترسی و مهارت کار با اینترنت تشکیل دهنده رفتار واقعی خرید می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که میان تمامی متغیرهای مستقل و وابسته رابطه معناداری وجود دارد، اما این رابطه بسیار اندک میباشد و از میان این متغیرها، متغیر نگرش نسبت به خرید اینترنتی بیشترین(قویترین) رابطه را با متغیر قصد و نیت خرید اینترنتی دارد همچنین تمامی متغیرهای مستقل تأثیر معناداری بر متغیر وابسته دارند. در نتیجه، الگوی رفتار برنامه ریزی شده در سطح فروشگاه های شهروند نیز همانند سایر کشورهای دنیا قابل اجرا می باشد. پرورش(۱۳۸۷) در پژوهشی تحت عنوان سنجش میزان آگاهی واستفاده جوانان شهر تهران از خدمات تجارت الکترونیک، به بررسی رابطه میزان آگاهی اینترنتی ۱۵۰ نفر جوانان و استفادهی آنان ازخدمات تجارت الکترونیک بنگاه با مصرف کننده (B2C) پرداخت. در این پژوهش از نظریه شکاف دیجیتال استفاده گردید. براساس نتایج این پژوهش، مشخص شد که بین تحصیلات اغلب جوانان مورد مطالعه، و تعلق آنان به طبقهی بالای جامعه از لحاظ اقتصادی و میزان آگاهی و استفادهی آنها از خدمات تجارت الکترونیک رابطه معناداری وجود دارد. در واقع شکاف دیجیتال در میان جوانان شهر تهران وجود دارد و همین مسئله یکی از دلایل تفاوت آنان در میزان آگاهی و استفاده از خدمات اینترنت از جمله تجارت الکترونیک در فروشگاههای اینترنتی ایران میباشد. از طرف دیگر، براساس این پژوهش مشخص شد که اعتماد جوانان شهر تهران به فروشگاههای اینترنتی ایرانی، خیلی کم میباشد که همین مسئله یکی دیگر ازدلایل عدم استفادهی آنها از فروشگاههای اینترنتی است. آقایی(۱۳۸۸) در تحقیق خود به بررسی عوامل تأثیرگذار بر رفتار مصرفکنندگان ایرانی در خریدهای اینترنتی به کمک شبکه های عصبی مصنوعی، پرداخت. جامعه آماری این تحقیق خریداران اینترنتی بودند که از طریق شرکت رهنما اقدام به خرید اینترنتی نموده و نمونه ای به حجم ۴۱۲ نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بوده که از طریق پست الکترونیکی برای مخاطبان ارسال گردید. نتایج پژوهش نشان داد که به طور خلاصه، عامل قیمت محصولات برای همه محصولات بجز محصولات پوشاکی اهمیت داشته است. عامل زمان جست و جوی محصول برای محصولات آرایشی و خانگی، عامل زمان جمع آوری اطلاعات برای محصولات فرهنگی و خانگی، عامل امکان مقایسه هر یک از محصولات برای محصولات فرهنگی، نرم افزاری، آرایشی و خانگی، عامل امکان دریافت اطلاعات بیشتر از فروشنده برای محصولات آرایشی، عامل امکان آزمایش محصولات برای محصولات آرایشی، خانگی و پوشاکی، عامل عدم دریافت کالا بلافاصله پس از سفارش برای محصولات فرهنگی، عامل احتمال عدم تطابق برای محصولات آرایشی، عامل سادگی مقایسه و انتخاب نام های تجاری متفاوت برای همه محصولات به غیر از محصولات پوشاکی، عامل ارائه خدمات پس از فروش برای محصولات آرایشی، خانگی و پوشاکی، عامل امکان برگشت دادن هر یک از کالاها برای همه محصولات، عامل کیفیت برای محصولات فرهنگی، نرم افزاری، خانگی و آرایشی، عامل هزینه حمل و تحویل کالا برای محصولات نرم افزاری، آرایشی، خانگی و پوشاک، عامل اهمیت نام تجاری برای همه محصولات، و تأثیر تبلیغات برای همه محصولات اهمیت زیادی داشته اند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در بحث تقریب بین ادیان عبدالعزیز کامل معتقد است: خاورمیانه منطقهای است که سه دین اسلام و مسیحیت ویهودیت از آن برخاستهاند و میتوان بین این ۳ دیانت حد مشترکی یافت که به آن تمسک جست، عبدالله غزالی در شرح معنای اسلام میگوید: اسلام یعنی تسلیم شدن در برابر خدا و هر کس که این حالت تسلیم در او باشد مسلمان است خواه به دین محمد ایمان داشته باشد یا موسی یا دین عیسی یا صابئی باشد. نویسندگان کتاب در خاتمه بار دیگر بر این مطلب تاکیدمیکنند این که غربیان و مستشرقان غربی بر اهمیت مکتب اعتزالی در تاریخ تفکر اسلام و احیای آن تاکید میکنند حتما نیت شری در سر میپرورانند و در صدد حمله به اصول شریعت اسلامی هستند و با شعار عقلگرایی و این که مکتب اعتزال طلایهدار عقلگرایی در اسلام هستند میخواهند مسلمانان را به پذیرش احکام عقلی مجبور کنند و با این ترفند از اهمیت نصوص دینی خصوصا قرآن و حدیث کاسته و زمینهساز شبهات اعتقادی در جامعه مسلمین باشند و به همین سبب وظیفه هر مسلمانی است که در برابر این تفکر ایستادگی نموده و از نشر افکار این گونه روشنفکران جلوگیری کند.[۱۸۸] نویسنده کتاب «التطرف المسکوت عنه» در خصوص اهداف تفکر لیبرالی در کشور عربستان سعودی چنین می نویسد: این گروه در صدد احیای میراث و تفکر فلسفی اعتزالی هستند و قصد دارند تا آن را در قالب جدیدی که مردم را فریب دهد ارائه کنند تا مردم ناآگاه جذب آن افکار شوند.[۱۸۹] کتاب «العصریون معتزله الیوم» یوسف کمال نویسنده کتاب «العصریون معتزله الیوم»[۱۹۰] که آن را در سال ۱۹۸۶ به چاپ رسانیده است، یکی دیگر از افرادی است که جهت رد عقاید عقلگرایان و مدرنیستها در جهان عرب دست به کار شده و این گروه از اندیشمندان را با نام معتزله جدید معرفی نموده و افکار ایشان را مورد بررسی و نقد قرار می دهد که در اینجا بخشی از نظرات این نویسنده را ارائه میکنیم. نویسنده در ابتدای کتاب چنین مینویسد: معتزله نوین مذهب و گروهی هستند که در ابتدای قرن حاضر پا به عرصه ظهور گذاشتند و در واقع احیا کننده افکار معتزله و خوارج هستند ؛ افرادی جاهطلب در عرصه تفکر و علم، بر آن شدند که با احیای این افکار نام خود را مطرح سازند و افکاری ارائه دهند که کسی قبل از ایشان چنین افکاری نداشته است. این گروه با به دست آوردن حمایت حاکمان و دستیابی به ثروت و مال توانستند افکار خود را گسترش دهند. در ادامه نویسنده به بیان فلسفه این مکتب میپردازد و چنین مینویسد: فلسفه این مکتب بر اساس اصول ذیل قابل فهم است: اجتهاد مطلق است و این اجتهاد مطلق مختص به زمان صحابه نمیشود و در هر زمانی میشود چنین اجتهاد مطلقی داشت و فقط مصلحت است که میتواند این اجتهاد را محدود کند، اگر چه این اجتهاد بر خلاف نص شرعی باشد، مانند تعطیل برخی از حدود توسط عمر و عدم تقسیم زمینهای فتح شده و لازم دانستن طلاق ثلاثه و… و از این اجتهادات نتیجه میگیرند که اجتهاد در حال پیشرفت و تغییر است و اجماع و قیاس را کنار میگذارند و با نام مصلحت فتاوایی میدهند که خلاف نصوص است. ایشان ادعا میکنند که بر اساس نصوص قطعی فتوا میدهند، پس فقط قرآن و چند حدیث متواتر را قبول دارند و خبر واحد را قبول ندارند و در این مورد از روش معتزله پیروی میکنند. استشهاد به حدیث نبوی که حضرت رسولاکرم«ص» روزی از جایی عبور مینمودند و گروهی را مشاهده کردند که در حال بارور کردن نخلها هستند پس به ایشان فرمودند شاید اگر این کار را هم انجام ندهید نتیجه لازم را دریابید، مسلمانان نخلها را بارور نکردند و نخلها ثمری ندادند و اصحاب جریان عدم به ثمر نشستن را به عرض پیامبر رساندند و پیامبر فرمودند: در امور دینی به من رجوع کنید و در امور دنیا، خودتان عالمتر از من هستید. فقه اسلامی را ساخته و پرداخته فقهای اسلامی میدانند و میگویند همانگونه که غربیان قانون مدنی خود را نوشتند و فقها بر اثر تحقیق و مطالعه فقه را نگاشتهاند و در صدد اجرای آن برآمدند با این تفاوت که ادعای وکالت از سوی خدا را در این امر نمودند و به همین دلیل فقه را فقه وضعی نامیدهاند. و خلاصه ادعاهای متجددان را چنین عنوان میکند: عدم تقید به احکام فرعی شرعی وارد شده در سنت نبوی که این اصل را نشانه پیشرفت و باز بودن باب اجتهاد می دانند. منابع و رفتارها تجدید میشوند، مثلا اگر تا دیروز می گفتیم شورا امروز میگوییم دموکراسی چرا که امروزه با فضای گستردهتری مواجه هستیم و همانگونه که نبیاکرم اسلام فرمودند ما به امور دنیای خود آگاهتر هستیم و یا آنگونه که امام ابوحنیفه گفته «هم رجال و نحن رجال» و در این زمان که دنیا بسیار پیشرفت کرده و متغیر است، باید خودمان برای امور دنیوی خود کاری بکنیم. و یا عبدالله العلایلی نویسنده دیگری میگوید قرآن برای ما کفایت میکند و سنت نبوی و اصحاب به کار ما نمیآید و یا وحیدالدین خان چنین مینویسد: بیان و تفسیر قرآن در قرنهای اخیر بسیار متحول شده و به فنی دقیق تبدیل شده است و نتیجهاش این شده که ما در برابر دین جدید قرار داریم که جای دین فطری ساده محمدی را گرفته است و اصطلاحات این دین جدید، اصطلاحات سنتی دین را نسخ نموده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در فصل اول در خصوص اهداف این مذهب جدید که با عنوان معتزله جدید نام برده است چنین مینویسد: انکار فقه و از میان برداشتن اجماع. باز کردن عرصه تفکر. حمله به خلافت. انکار جهاد. آزادی زن و اختلاط زن و مرد و رفع حجاب. مباح نمودن ربا. ترویج سوسیالیسم و چپ گرایی و دموکراسی. انتقاد از حدود شرعی. تقریب بین ادیان. اصلاح اساسی و بنیادین مدرسه سنتی. البته به سبب این که نمونههای ارائه شده در این کتاب تا حدودی نزدیک به همان مثالهای کتاب گرایشهای عقلی جدید میباشد از تکرار آنهاخودداری نمودیم. و در ادامه به بیان روشهای مدرسه تجددگرایی پرداخته و چنین مینویسد: معتزله نوین قیاس به احکام صدر اسلام را باطل میشمارند و اجماع را نفی میکنند و در احکام به عرف و عادات مردم زمان معاصر رجوع کرده و این عمل را با نام مصلحت توجیه میکنند، این همان پیشرفت و تغییر اصول فقه نزد آن ها ست که به این کار اجتهاد نوین میگویند،روشهای جلوهگری عقاید ایشان در خصوص معاملات مختلف است اما هدف همه این روشها یکی است و آن هم نادیده گرفتن سنت در معاملات میباشد که اقسام روشهای ایشان را به این شرح بیان میکند: التزام به سنت تشریعی و عدم التزام به سنت غیر تشریعی . التزام به نصوص تعبدی و عدم التزام به نصوص مصلحتی . التزام به سنت تبلیغی پیامبر و عدم التزام به سنت ایشان در امور دنیوی . تقسیم اجتهاد به اجتهاد الاهی که به صورت مستقیم از نصوص اخذ میشود و اجتهاد وضعی که از اجتهادات فقها حاصل میگردد . تقسیم سنت به قطعی که لازم الاجرا است و ظنی غیر الزام آور در معاملات . تقسیم اجتهاد به دو بخش که یکی مسائل ثابت شده ای است که نص یقینی برای آن وجود دارد و دیگری مسائل متغیر که نصی برای آنهاوجود ندارد . تقسیم اجتهاد به قواعد عامهای که منصوص هستند و قواعد فرعی که تابع مصلحت میباشند. تقسیم اسلام به دینی که دو بخش دارد، بخشی که منصوص است و بخش غیر منصوص. تقسیم اسلام به مرحله مکی که شریعتی در آن وجود نداشته است و مدنی که استمرار مرحله اول بوده و شریعت در آن صادر میشود. و جلوههای بروز این تفکر را این گونه بیان می کند: سنت تشریعی و غیر تشریعی: نویسنده از قول احمد سلیم العوا در مجله «المسلم المعاصر» نقل میکند که چنین نیست که تمامی آنچه از رسول اکرم به ما رسیده سنت تشریعی لازم الاجرا باشد، بلکه چه بسا برخی از آنهااحکام جزیی هستند که بر اساس دلیل و شواهد موجود از طرف ایشان صادر شده و فقها امروزه در مورد آن مسائل می گویند که یک مساله جزیی بوده و عمومیت ندارد و یا برخی از آن احکام بر اساس مصالح صادر شدهاند که امروزه بر اثر تغییر مصالح آن احکام نیز تغییر میکند و باید بر اساس مصالح امروزی، حکم جدید صادر شود و ظن غالب این است که اکثر مسائلی که سول اکرم بیان نمودهاند در خصوص امور دنیوی است که از بحث عبادات و محرمات خارج است و شرعی نمیباشند. نص تعبدی و نص دنیوی: به این معنا که معتزله جدید میگویند به چه دلیلی علمای معاصر تمام اوامر و نواهی نبی مکرم اسلام را به تعبدیات ارجاع میدهند در حالی که مربوط به امور دنیوی هستند، مانند رهن و اجاره و مساقات و… و اوامر ارشادی سیاسی ایشان که جنبه مصلحت را رعایت نموده اند و برای الزام آور نیستند و برای زمان ما باید مصالح جدید را مدنظر داشته باشد. مذهب و نظام: به عقیده ایشان اقتصاد اسلامی از نظر مذهب، اقتصاد الاهی است اما از نظر نظام، وضعی است به این صورت که اصول اقتصاد اسلامی از نصوص قرآنی و سنت نبوی سیراب میشود و این نصوص شامل مواردی میگردد که گاهی جزیی و گاهی عام هستند و به همین سبب اسلام اجتهاد را لازم کرده تا بر اساس زمان و مکان احکام جدیدی صادر شوند. سنت تبلیغی و سنت غیر تبلیغی: به نظر ایشان شریعت جزء ثابتی از احکام اسلامی است که ادله آن قطعی الورود و دلالت هستند و فقه تفسیر علما از این جزء ثابت است که به صورت مستقیم از این ادله اخذ میشود و اجتهادات ایشان در مواردی که نصی وجود ندارد و یا ترجیح حکمی بر حکم دیگر، اجتهادی انسانی است گاهی اوقات با هم تفاوت دارند و گاهی نیز با هم متفق هستند، پس در این موارد به بخش متغیر اسلام بازمیگردند. الاهی و وصفی: به این معنا که فقط تشریعی را که از نصوص قطعی مانند قرآن و احادیث متواتر حاصل میشود را قانون الاهی می گویند و اجتهاد را به دلیل اعمال عقل در آن قانون وضعی میگویند. ثابت و متغیر: با این مدعا که شریعت به طور تفصیلی بیان نشده مگر در مواردی که ثابت شدههستند و در امور متغیر کار را به عقل میسپارند و از اقوال ایشان است: وحی الاهی عامل ثابت مستمر است و عقل بشری عامل متغیر است. قواعد عامه و امور فرعی: تلاش برای اثبات این که شریعت در خصوص معاملات حکم خاصی ندارد و فقط قواعد و اصول عامه ای را بیان نموده که به آن روح شریعت می گویند مانند: عدل و مصلحت و دفع ضرر و… حکومت و قانون: به این معنا که ایشان ادعا میکنند که توده های مردم حق دارند تا برای زندگی دنیوی خویش تصمیم بگیرند و قانون وضع کنند و فرامین الاهی در این زمینه هیچ نقشی ندارند و حکومت در شریعت اسلام همان حکومت مدنی است که با نام ملت حکومت میکند و حکومت الاهی نمیباشد، و کسی جز پیامبر و نبی نمیتواند ادعای حکومت الاهی بنماید و پس از ایشان کسی حق چنین کاری را ندارد. نظریه و حل: بر این اساس مدعی هستند که اسلام برای ما تمام اشیا و مسائل را به تفصیل بیان ننموده است، بلکه اصول کلی و قواعد خاصی را بیان کرده و باب اجتهاد را بعد از آن باز گذاشته تا بر اساس آن قواعد و اصول کلی احکامی را که برای زمان خود مناسب می ببینیم استخراج کرده و اجرا نماییم. مکی و مدنی: از نظرات دیگر ایشان این است که با توجه به قرآن و این که قرآن هدف اسلام را حکومت عنوان ننموده و آن را در مرحله بعد از اسلام قرار داده و آن را به عنوان پاداشی برای مجاهدین اسلامی در نظر گرفته میتوان دریافت که هدف اسلام دعوت مردم به خدا و ایمان به آخرت بوده است اما احکام قضا و حکومت و… که در مرحله بعد نازل شده نشان دهنده فرعی بودن آنهاو نیز تابع بودن آنهااز زمان و مکان است و این سخن که اسلام را نظام اکمل و احسن برای زندگی معرفی میکند، ادعایی کلامی است که از علم کلام تجاوز نمیکند. کتاب «موسوعه الرد على المذاهب الفکریه المعاصره» البته در خصوص نظرات نومعتزلیان در خصوص فهم مقاصدی از دین موضعگیریهایی صورت گرفته که یکی از آنهارا که توسط علی ابن نایف در کتاب «موسوعه الرد على المذاهب الفکریه المعاصره»[۱۹۱] که بر روی کتابخانه و سایت «المکتبه الشامله» قابل دسترسی میباشد برای اطلاع در اینجا ذکر میکنم،علی ابن نایف معتقد است، فهم مقاصدی ازدین دعوت به جدایی دین و سیاست است و علاوه بر محدود کردن شریعت در پنج مقصد این ادراک مقاصدی به سکولاریسم می انجامد بلکه با روش مستقیم یا غیر مستقیم به سکولاریسم دعوت می کند. این مطلب تناقضی با گفتههای دیگران ندارد تا وقتی که ما خواهان حفظ روش خود هستیم، و مطالبی را از دیگران نقل میکنیم همانطوری که خالد محیی الدین که به حزب «تجمع» منسوب است و حسن حنفی و برخی دیگر گفتهاند «برادری در میهن و انقلاب و آزادی و…» است ؛ معنى این سخن به عبارت روشنتر این است که همانا اهداف شریعت اسلامی مانند شعارهای حزبی است که ممکن است توسط مکاتبی چون ناسیونالیسم، مارکسیسم، لیبرالیسم و یا اسلام گرایان تحقق یابد و همه این گروهها در تحقق اهداف مساوی هستند یعنی ایمان به خدا و اسلام برای تحقق اهداف شرع مقدس ضروری نیست و ممکن است کسی این شرایط را نداشته باشد و بتواند مقاصد شریعت را تحقق بخشد ؛ من متوجه نمیشوم این مساله که با مسلمان کردن مارکسیستها و لیبرالها و ناسونالیستها یا برعکس کردن مسلمانی یا چیز دیگری محقق میشود همانا تبدیل اسلام به شعارهای حزبی و عامه پسند است و مانند این است که هدف مانند نشانهای است که ممکن است در هر گرایشی یافت شود. و در ضمن اضافه میکند فهم مقاصدی نفی مقاصد شریعت است و همانا فهم مقاصدی از دین علاوه بر محدود نمودن شریعت و دعوت به سکولاریسم لازمه دیگری نیز دارد و آن الغای شریعت است که به صورت منطقی به این نتیجه میرسند. چون اهداف شریعت که فهم اصلاحطلبانه برای اسلام محدود میکند چیزی است که هیچ گروه و حزبی آن را انکار نمیکند پس تمام احزاب جامعه را به سوی آزادی و عدالت و پیشرفت دعوت کرده و ادعا دارند که با ظلم و عقبماندگی مبارزه میکنند. معنای فهم مقاصدی با زبان دیگر این است: وقتی میخواهیم به نتیجه برسیم نتیجهای جز این نخواهیم یافت، شریعت چیز جدیدی برای ما نمیآورد.مبانی و اصول و شعارهای حزبی تماما در کتابهای فلاسفه و قدما و دانشمندان معاصر شرح داده شده پس چه انگیزهای برای نزول وحی باقی میماند؟ و آیا منظور شارع مقدس از وحی صرف تکرار بوده یا اقرار به آنچه عقل به آن رسیده بوده است ؟ یعنی تایید آنچه که انسان به آن رسیده است ؟ و این همان چیزی است که حنفی به صورت ضمنی و گاهی به صورت صریح بیان نموده است. اگر مساله این گونه باشد ما به این نتیجه میرسیم: وحی فقط به سبب اقتضای زمان بوده و بر اعراب بدوی، قبل از متمدن شدن نازل شده، بنابراین فقط متناسب با اعراب بدویمیباشد و صلاحیت هدایت انسان متمدن را ندارد و این احتمال بهترین احتمال است. و یا این که نزول وحی عبث و باطل بوده چرا که مطلب جدیدی برای عرضه نیاورده است، و اگر هم چیز جدیدی داشته، برای عصر نزول وحی بوده و ما ملزم به پیروی از آن نمی باشیم و فقط اهداف و نیات شارع را می توانیم پیگیری کنیم. بنابراین متوجه میشویم که فهم مقاصدی از شریعت همانگونه که چپ اسلامی تبیین میکنند همانا نفی اهداف شریعت است. آیا هدف شریعت این است که احکامش را نسخ کنیم و آنهارا تعطیل کرده و از کنار آنهاگذر کنیم آنهم به نام فهم مقاصدی یعنی به اسم پیشرفت دائمی با برترین روش !!؟ امام شاطبی میگوید:«عامه بدعتگذاران معتقد به حسن و قبح عقلی هستند و حسن و قبح عقلی عمود و اصل اساسی آنهاست که شرع را بر روی آن بنا میکنند و این اصل جلودار ایشان در فرقههای گوناگون است و ایشان هیچ گاه عقل را متهم نمیکنند لکن ادله شرعیه را اگر ظاهراً با عقل موافق نباشد رد میکنند تا جایی که بسیاری از ادله شرعیه را مردود میدانند هر چیزی که عقل به آن حکم میکند درست نمیباشد به دلیل این که امروز به چیزی حکم میکند و فردا نظر دیگری ارائه میکند در حالی که اگر حکم عقل درست میبود خود عقل به تنهایی برای معاد و زندگی دنیوی انسان کافی بود و فرستادن پیامبران عبث و بیمفهوم مینمود درحالی که همه این مطالب باطل است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
موانع متعدد و متفاوتی بر سر راه یک جریان اصلاحی و روند رو به تغییر میتواند وجود داشته باشد که به بعضی از آنها اشاره میشود: الف- عدم وجود منابع طبیعی، انسانی و اقتصادی لازم برای جذب دگرگونیها ب- هراس حاکمان و صاحبان اقتصاد و سیاست از ایجاد تغییر، بخاطر محدود شدن قدرت اجتماعی آنها، که این اقدام کاملاً محافظه کارانه صورت میگیرد و لذا دست به مقاومت در برابر هر نوع اصلاح و تغییر در جامعه میزنند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ج- عدم سازگاری تغییرات ایجاد شده با ارزشهای جامعه[۱۳۶] د- عدم وجود یک نظام و تفکر سازنده و متحول کننده ن- عدم وجود ابزار مهم و کاربردی و موثر برای اجرای اصلاحات و تغییرات و- مقاومت اجتماعی و روانی مسلط بر جامعه که مانع از انجام دگرگونی میشود. بدینروی در هر تغییر و اصلاحی، باید ابتدا به طور گسترده به آسیبشناسی جدی پرداخته شود و موانع پیش روی امور شناسایی شده و در جهت حذف آنها اقدام گردد. لذا در اسلام تنها به ایمان و عقیده صرف اکتفا نشده است، بلکه به موانع و اضداد هم توجه ویژه شده است، موانع و تبلیغات سوء و شکافها و تفاوتها را هم باید از بین برد. [۱۳۷] ارائه راه و روش تغییرات، به همراه شناسایی مشکلات و موانع و دفع آنها، دو روی سکه اصلاحات و تغییرات در اسلام میباشند. به عنوان نمونه اگر خدای متعال توحید را درآیه «تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَهٍ سَوَاءٍ»[۱۳۸]پیشنهاد کرد، بعد از آن به مانع این برابری و مساوات هم اشاره کرده است: «َلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ»[۱۳۹] که شرک به خداوند مانع رسیدن به توحید و ایجاد یک امت واحده و برابر میشود.[۱۴۰] فصل دوم: اصلاحات اجتماعی
-
- اصلاحات اجتماعی
۱-۲٫ مقدمه در دنیای کنونی، مکاتب و تفکرات گوناگون وفراوانی فعالیت دارند و همه آنها در درون ساختارهای خود، حرکت رو به رشد و ایجاد اصلاحات و تغییرات به سوی اهداف مورد نظر را پیگیری میکنند. با توجه به اینکه بسیاری از این مکاتب و ایدئولوژیها، ساخته و پرداخته دست بشر میباشد، بدین روی در متن آنها خطا و طغیان به نام اصلاحات فراوان دیده میشود و در نتیجه حرکتهای اصلاحی در این مکاتب، در بسیاری از موارد اثر معکوس داده و روند ضد اصلاح به خود میگیرد. روشن است که شریعت و دینی جامع که از سوی آفریدگار صُلح وصَلاح، با برنامه های متناسب با نیاز بشر با اهرمهای اجرایی مؤثر مانند امربه معروف و نهی از منکر، میتواند الگوی کاملی برای اصلاحات به معنای واقعی کلمه در زندگی فردی و اجتماعی ارائه کند. ما بر این باوریم که چنین الگویی با نزول دین مبارک اسلام بر آخرین فرستاده الهی حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بر بشریت عرضه گشت. بدیهی است که این پژوهش به دنبال استخراج الگوی اصلاحات ازآموزههای این آیین مقدس است که مکانیزم بایسته اجرایی آن، امربه معروف و نهی از منکر میباشد. طبیعی است که هرگونه اصلاح و تغییری که در این راستا صورت گیرد، زیرمجموعه اصلاحات اسلامی خواهد بود. بدین منظور باید نخست شناخت دقیقی از این فریضه از منظر دین به دست آورده، بحث را دنبال کنیم. ۲-۲٫ اصلاحات از منظر قرآن واژه صلح و مشتقات آن، در پنجاه و چهار سوره قرآن، در وضعیتهای زمانی و مکانی متفاوت طرح شده است که اولاً حاکی از اهتمام ویژه خدای متعال به پیگیری مداوم این امر در جامعه اسلامی است و ثانیاً به بیان مفهوم مشکک اصلاحات میپردازد و انواع مختلف و درجات و مراتب گوناگون آن را به تناسب یا شدت و ضعف بیان میدارد. فیالمثل در جایی به اصلاحات فردی پرداخته و در زمانی به مسائل مربوط به خانواده و در مرحلهای اصلاحات اجتماعی به صورت عام را مطرح ساخته است. گاهی مؤمنین به صورت خاص را محور قرار داده و در پارهای از موارد امربه معروف و نهی از منکر بیان کرده و به فراخور نیاز به آنها اشاره کرده و موردتجزیه و تحلیل قرار داده است. ۱-۲-۲٫ ایمان شرط لازم برای اصلاح نخستین اصلی را که خداوند در قرآن برای اصلاح مطرح میکند، مسأله ایمان است «وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا….. الآیه»[۱۴۱] کسانی که ایمان آورده و کارهای صالح و نیکو کردهاند نویدشان ده که بهشتها در پیش دارند. و درآیه دیگر میفرماید: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»[۱۴۲] و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح میکنند، اهل بهشتند و ایشان در بهشت جاودانند. آیات به وضوح نشان میدهند که اصلاح بر طبق معیارها و ضوابط دین اسلام، از ایمان به احکام و دستورات الهی شروع می شود، یعنی کسی عمل صالح بر اساس دستورات دینی انجام میدهد که ایمان به خدا و شریعت او آورده باشد، عطف(عملوا) بر (آمنوا) این معنا را بیان میکند. بدین روی خداوند به بندگانی که بین ایمان و عمل صالح جمع کنند، بشارت نعمتهای بهشتی میدهد. [۱۴۳] در آیه دیگر«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمُ الأنْهَارُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ»[۱۴۴] خداوند میفرماید: کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام میدهند، پروردگارشان بوسیله ایمانشان آنها را هدایت میکند. هدایت به سوی صلاح و رشد و تکامل، شأن ایمان است: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ»[۱۴۵]و عمل صالح نیز کمک میکند به فرد باایمان در دستیابی به هدف مهم اصلاح و هدایت: «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ»[۱۴۶] و در مقابل کسانی که عمل فاسد انجام دهند، مورد هدایت و اصلاح خداوند قرار نمیگیرند«إِنَّ اللَّهَ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ»[۱۴۷] صلاح و فساد، دو شأن متقابل میباشند و سنت جاری پروردگار بر این است که اصلاح میکند فرد صالح را و باطل و فاسد میکند فرد فاسد را و این اثر طبیعی هر یک از اعمال صالح و فاسد میباشد. [۱۴۸] خداوند در آیات فراوانی، عمل صالح را در کنار ایمان به خدا بیان کرده و آن دو را بعنوان واژگان مزدوج معرفی کرده است[۱۴۹]؛ زیرا عمل صالح از انسان مصلح صادر می شود، و او کسی است که ایمان به دستورات الهی آورده باشد. ۲-۲-۲٫ توبه راه اصلاح فردی توبه رجوع بنده است به سوی پروردگار همراه با ندامت و پشیمانی از اعمال گذشته و به کسی که در عمل به انجام اعمال زشت میپردازد و در رفتار خود تجدیدنظر ننماید، توبه کار واقعی اطلاق نمیگردد. در لغت توبه به ترک گناهان و اعمال زشت معنا شده است که بلیغترین وجه اعتذار میباشد. یعنی بلیغتر و بهتر از توبه لسانی میباشد. خداوند میفرماید: « وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[۱۵۰] ای گروه مومنان همگی به سوی خدا توبه برید شاید رستگار شوید. مراد از توبه به طوری که از سیاق آیه بر میآید، بازگشت به سوی خدای تعالی است به امتثال اوامر و انتهاء از نواهی او و خلاصه پیروی از راه و صراط او[۱۵۱]. در این آیه به اصلاح افراد اشاره میکند، کسی که بخواهد دست به اصلاح امور بزند، طبیعی است که پیش از آن باید به اصلاح خود بپردازد، به حدی که نیکوکاری و صلاح، ملکه نفس او شده باشد. این امر جز با توبه از فساد و ظلم، امکان پذیر نمیباشد. در واقع توبه از اعمال زشت و ناپسند، یکی از راه ها و شیوههای اصلاح فردی به شمار میرود که مفهومی متفاوت با جمله (اصلاح مقدمه بر پذیرش توبه است) دارد. مقبولیت توبه که منوط به اصلاح واقعی نفس و دست برداشتن از کژیها است، بحثی متفاوت و متمایز از موضوع مطروحه دارد که باید بین آنها فرق نهاد. در آیه دیگر به شرایط مؤمنان و توبهکنندگان اشاره میکند«التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ»[۱۵۲] مؤمنان کسانی هستند که دارای این صفات میباشند(از گذشته خود) توبه مینمایند، عبادت کاران، رکوع و سجودکنندگان و آمران به معروف و نهیکنندگان از منکرات و مفاسد میباشند و حریم الهی را حفظ میکنند و تعدی و تجاوز به حدود پروردگار نمیکنند، چنین کسانی ایمان آورندگان هستند که بشارت برآنها باد. نکتهای که در ترتیب اوصاف مذکور از مؤمنین بیان شده، این است که توبه از اعمال زشت وگردش و رکوع و سجود آنها، از اوصاف فردی آنان است. بعد از اصلاح امور فردی، اوصاف اجتماعی ایشان را ذکر میکند که ناشی از ایمان آنان است که با امر به معروف و نهی از منکر، در کنار افراد صالح، اجتماع صالحی را بوجود میآورند. [۱۵۳] در تفسیر دیگر(التائبون) مبتدا و خبرش(العابدون) و اوصاف بعدی بیان شد، یعنی توبهکنندگان در حقیقت جمعکنندگان این صفات و خصلتها میباشند. [۱۵۴] البته در بیانی دیگر میتوان (التائبون) را مبتدا و خبر آن را (الامر بالمعروف) در نظر گرفت[۱۵۵]. یعنی توبهکار واقعی کسی است که هم خود را اصلاح میکند(اصلاح فردی) و هم با امر و نهی دینی، به اصلاح جامعه میپردازد(اصلاح اجتماعی) و حافظ خود و جامعه و حدود الهی میباشد. ۳-۲-۲٫ تقوی مقدمه اصلاح حقیقت تقوی، تحرز و دوری از اعمالی است که ناخشنودی پروردگار را در پی دارد. پرهیز از محارم الهی، نشانه تقوی و هدایت است. متقی کسی است که ایمان و عمل صالح در او جمع شده باشد: «فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ»[۱۵۶] در این آیه(أصلح) عطف بر(إتّقی) میباشد مبنی بر اینکه از نشانههای اصلاح فرد، دوری از محارم و مفاسد الهی میباشد و نخستین گام در راه اصلاح این است که از منکرات و نواهی دینی پرهیز کنیم. مفهوم آیه در واقع به این صورت است«فمن اتقی منکم ما نهیه عنه و أصلح نفسه بفعل ما أوجبه» هر کس پرهیز کند از آنچه که نهی شده و خود را اصلاح کند با انجام واجبات دینی، مؤمن واقعی است.[۱۵۷] در واقع تقوی و پرهیز از محرمات دینی اولین قدم در راه اصلاح است، انجام عمل صالح باید با ترک گناهان همراه باشد و در روایات هم ترک گناهان و معاصی بر انجام کارهای خیر و نیکو مقدم شده است. تقوی به پرهیز از نواهی الهی اطلاق میشود اما اصلاح هم به ترک نواهی و هم به انجام معروفات و خیرات اطلاق میگردد، لذا در آیه واژهای «اتقی» بر «اصلح» مقدم شمرده شد و ذکر «اصلح» بر بعد از «اتقی» ذکر عام بعد از خاص است. امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند: « غالبوا أنفسکم علی ترک المعاصی تسهل علیکم مقادتها الی الطاعات»[۱۵۸] غلبه کنید بر نفسهای خود بر ترک نمودن گناهان تا آسان شود بر شما کشیدن آنها به سوی طاعات. ۴-۲-۲٫ عفو و بخشش، راه اصلاح خطاکاران بخشایش و درگذشتن از خطای بزهکاران به هر صورت نوعی فرصت دادن است، اما انتقام و مجازات گونهای فرصت سوزی برای خطاکار است. بدیهی است که چون آدمی به طبع خود همواره در معرض تغییر است – و حوزه دگرگونی او میتواند در گسترهای از اسفل السافلین تا اعلیعلیین تعریف شود- فرصت دادن به چنین فردی از رهگذر گذشت و اغماض چه بسا او را زیر و رو کرده، از بدترین وضعیت او را راهی بهترین شرایط سازد: «وَجَزَاءُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»[۱۵۹] کیفر بدی، بدی است مثل آن، و کسی که از کیفردادن صرفنظر کند و به این وسیله اصلاح نماید، پاداش او به عهده خداست. اگر چه بزرگانی چون مرحوم علامه طباطبایی (ره) مقصود از اصلاح در این آیه را اصلاح میان خود و پروردگار دانسته است، [۱۶۰] اما برخی بزرگان دیگر، عفو و بخشش و اصلاح بین خود و ظالم را مقدمه اصلاح دانسته و اغماض و انتقام نگرفتن از او را عامل اصلاح او برشمردند. [۱۶۱] « وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ »[۱۶۲] و اگر تندخو و سخت دل بودی مردم از پیرامون تو متفرق می شدند، پس چون امت به نادانی درباره تو بد کنند از آنان درگذر و از خدا برای آنها طلب آمرزش کن. خدای متعال در این آیه به نبی اکرم دستور می فرمایند تا با عفو و گذشت از خطای مردم اعتماد آنها را جلب کرده و بدین روش آنها را در مسیر اصلاح قرار دهد. به هر حال با توجه به مقدمه بالا، عفو و گذشت به عنوان یک روش اصلاحی موفق در موارد فراوانی میتواند کارساز و موثر باشد. البته روشن است که این مکانیزم در همه جا کارآیی ندارد زیرا فطرت ظالم، میل به سوی ظلم دارد. طبعاً مراد بزرگانی که مقصود از اصلاح را عفو مخالفان و اصلاح پیوند با آنان دانسته اند موارد مؤثر و کارساز است نه تمامی موارد. ۵-۲-۲٫ اصلاح در خانواده بدیهی است که نقطه آغاز رشد آدمی در محیط خانه صورت میپذیرد و روابط افراد و خانواده میتواند به عنوان مؤثرترین عامل اصلاح همه جانبه انسان مطرح باشد. در آموزههای دینی بر حساسیت خانه و خانواده ونقش آن در تکامل افراد تأکید فراوان شده است. « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا»[۱۶۳] اى کسانى که ایمان آوردهاید خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن مردم و سنگهاست حفظ کنید. حفظ خود و خانواده با ترک معاصی وانجام طاعات صورت می گیرد[۱۶۴] و فراخواندن اهل خود به سوی طاعات الهی و نهی از قبائح دینی و تشویق آنها به انجام اعمال خیر می باشد[۱۶۵]. ۶-۲-۲٫ اصلاح اجتماعی با اوامر و نواهی الهی اصلاح در همه ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و… مصداق روشن معروف میباشد. نهی از ظلم و ستم و افساد که نقطه مقابل اصلاح قرار دارد، از مصادیق بارز نهی از منکر در آیات قرآن شمرده شده است. در آیه«وَلا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَهً لأیْمَانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَیْنَ النَّاسِ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»[۱۶۶] خدای تعالی نهی میکند از قسمهایی که مانع از ایجاد نیکوکاری و اصلاح بین مردم و مؤمنین میشود. مفهوم آیه این است که خدای تعالی امر میکند تا در بین مردم به نیکی و تقوا و اصلاح امور آنها مشغول باشیم. البته بزرگانی چون علامه طباطبایی(ره) فرمودند که تقدیر در آیه به حذف حرف (لا) نمیباشد و مناسب این است که حرف جر(حتی) در تقدیر باشد، لذا معنای آیه چنین میشود که خدا را در معرض سوگندهای بسیار خود قرار ندهید تا در نتیجه موفق به نیکی و تقوا و اصلاح بین مردم شوید. [۱۶۷] درآیه«قَالَ یَا قَوْمِ أَرَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلَى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّی وَرَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَى مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلّا الإصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ»[۱۶۸] به اصلاح اجتماعی توسط پیامبر و فرستاده الهی اشاره شده است اینکه آفرینش الهی، انسان را مفطور کرد بر اینکه بطور دسته جمعی زندگی کند، اجتماع قوام وپایداری نمییابد مگر بوسیله سنن و قوانینی که در آن جریان داشته باشد و حکومتی که به دست عدهای از افراد مجتمع تشکیل شود، همه این مصالح از جانب خدای متعال برای اصلاح امور بشر نازل شده است. در واقع آیه داستان حضرت شعیب را نقل میکند که قوم او دعوت وی را به ترک بتپرستی رد کردند و ابراز داشتند که این دعوت تو، مخالف با مصالح و منافع و آزادی ما است؛ در حالی که این نهی حضرت شعیب از سوی خداوند، برای اصلاح جامعه بوده است نه امری شخصی. [۱۶۹] روشنترین آیاتی که در قالب امر و نهی، به اصلاح بین مؤمنین و اجتماع فرمان میدهد، آیات سوره حجرات میباشند: «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»[۱۷۰] خداوند در این آیه به صراحت اعلام میدارد در جایی که بین مومنین جنگ و اختلاف رخ داد، باید تمامی مؤمنان به اصلاح میان آنان برخیزند و جالب اینکه این اصلاح در فرمان الهی، خطاب به تمامی اهل ایمان به کار رفته است. بدیهی است که انجام این فرمان منطقاً پشتوانههایی را میطلبد که بدون آن امر خداوند معطل میماند. البته شرط اجرای این اصلاح اجتماعی، رعایت عدل و داد میباشد، که آیه با ذکر«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ»معلل شد و إقساط در آیه، یعنی اعطا هر چیزی در حد استحقاقش که همان عدل است و رعایت عدل همان اصلاح حقیقی در جامعه میباشد. [۱۷۱] در ادامه مقدمهای بیان شده است جهت تعلیل برای اصلاح و نیز جعل و تشریع برادری در میان اهل ایمان، تا مصلحان در پرتو این فرمان الهی، جهت صلح و اصلاح بین مؤمنان، قدم بردارند. [۱۷۲] امام صادق علیهالسلام در روایتی فرمودند: «المسلم أخوا المسلم لایظلمه و لایخذله و لایغتابه»[۱۷۳] مؤمن و مسلمان، برادر مسلمان است، بنابراین نباید در حق او ظلم و خیانت و غیبت انجام دهد، مجموعه اوامر و نواهی الهی در کلام امام علیه السلام برای اصلاح بین مؤمنین صادر گشته است. وجود صدوهفتاد آیه و روایات بسیار از واژههای صلح و اصلاح و مشتقات آن، نشان از اهمیت موضوع در جامعه اسلامی و اصلاح امور آن دارد. در روایت دیگر، امام صادقعلیهالسلام فرمودند: «صدقه یحبها الله إصلاح بین الناس إذا تفاسدوا و تقارب بینهم إذا تباعدوا»[۱۷۴] صدقهای که محبوب پروردگار است، اصلاح بین مردم و مؤمنین میباشد زمانی که به فساد و تفرقه کشیده شدند. به هر حال اصلاح همه جانبه در ابعاد پیش گفته، تنها از طریق ابزار مؤثر امربه معروف ونهی از منکر در جامعه امکانپذیر میباشد. ۳-۲٫ اصلاح در روایات معصومین علیهمالسلام ۱-۳-۲٫ مجاهده بانفس راه اصلاح فردی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۳-۱۳) با توجه به اینکه:
پس: (۳-۱۴) که به این ترتیب معادله لیوویل در سیستم های همدوس بدست میآید. در صورت حضور اثرات ناهمدوسی جملاتی به سمت راست معادله فوق و به صورت پدیده شناختی[۴۸] اضافه میشود، یعنی این جملات طوری باید اضافه شوند که معادله لیوویل بتواند آن پدیده را در عمل و تجربه توصیف کند. مثلا درباره گسیل خودبهخودی اتم از تراز به تراز با گذشت زمان احتمال حضور سیستم در حالت باید کاهش یابد یا به عبارتی . پس معادله لیوویل برای یک سیستم اتم دوترازی که ضمن اندرکنش با یک میدان اتم های خارجی به تراز پایین نیز گسیل خودبه خودی میکند، به صورت پدیده شناختی اضافه میشود که معادله شرودینگر نمیتواند این پدیده را توصیف کند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۳ عملگر چگالی کاهش یافته[۴۹] کاربرد مهم عملگر چگالی توصیف زیر سیستم یک سیستم کوانتومی آمیخته است. این توصیف با عملگر چگالی کاهش یافته بوجود آمده است. برای دو سیستم فیزیکیA وB این عملگر به صورت زیر تعریف میشود: (۳-۱۵) (۳-۱۶) که یک نگاشت[۵۰] از عملگرهای شناخته شده به صورت رد جزیی بر روی سیستم A(B) است. رد جزیی به صورت زیر تعریف میشود: (۳-۱۷) (۳-۱۸) که دو بردار دلخواه در فضای حالت A و دو بردار دلخواه در فضای حالتB هستند. مثال: یکی از حالتهای بل]۲۶[، یعنی را در نظر میگیریم. ماتریس چگالی این حالت عبارت است از: (۳-۱۹) حال ماتریس کاهش یافته کیوبیت اول را به دست میآوریم و کیوبیت دوم را بیرون میکشیم:
(۳-۲۰) ۳-۴ درهمتنیدگی و معیارهای آن درهمتنیدگی کوانتومی نوعی تلاقی میان حالات کوانتومی است که یک جنبه غیر کلاسیک در سیستمهای کوانتومی را فراهم میکند و درهمتنیدگی این سیستمها در میزان ارسال اطلاعات نقش مهمی ایفا میکند. سادهترین تعریف درهمتنیدگی یک برهم نهی خاص از دو سیستم دو کیوبیتی است بطوریکه نتوان آن را به صورت ضرب تانسوری دوکیوبیت جدا کرد: (۳-۲۱) ضرایب مختلط میباشند که در شرط بهنجارش صدق میکنند. مثلا حالت ، یک حالت درهمتنیده است. نمایش ماتریسی پایه های در هم تنیده دو کیوبیت بصورت زیر تعریف میشود: (۳-۲۲-۱) (۳-۲۲-۲) (۳-۲۲-۳) (۳-۲۲-۴) پایههای دو سیستم دو کیوبیتی به صورت نوشته میشود و بنابراین برای سیستم کیوبیتی پایه وجود دارد . درهمتنیدگی میتواند با کاربرد فرمولبندی ماتریس چگالی توصیف شود. ماتریس چگالی میتواند به صورت زیر تعریف شود: (۳-۲۳) برای مثال حالت کوانتومی: (۳-۲۴) که صورت برداری آن به شکل:
(۳-۲۵) و ماتریس چگالی آن به شکل زیر است : (۳-۲۶) و برای حالت: (۳-۲۷) ماتریس چگالی به صورت زیر است:
(۳-۲۸) و هنگامی که حالت به صورت : (۳-۲۹) است، ماتریس چگالی آن به صورت زیر است: (۳۰-۳) اکنون بیان میکنیم که را میتوانیم به صورت زیر تفکیک کنیم:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سرمایهی انسانی: کارکنان به مثابه مهمترین دارایی سازمان
سرمایهی انسانی: دانش کارکنان
دارایی زیرساختاری: تکنولوژی، فرآیندها و روشهای کاری
سرمایهی سازمانی: دارایی فکری، نوآوری، فرآیندها و دارایی فرهنگی
سرمایهی ساختاری: دانش موجود در تکنولوژی اطلاعات
سرمایهی ساختاری: داراییهای غیرانسانی یا قابلیتهای سازمانی مورد نیاز برای تحقق نیازمندیهای بازار
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
دارایی فکری: دانش فنی، مارکهای تجاری و حق ثبت محصولات
سرمایهی نوسازی و توسعه: حق ثبت محصولات و تلاشهای آموزشی
سرمایهی ساختاری: حق ثبت محصولات، طرحها و مارکهای تجاری
دارایی فکری: برخلاف سرمایهی فکری، دارایی فکری یک دارایی به ثبت رسیده با تعریف قانونی است.
داراییهای بازار: نامهای تجاری، مشتریان، وفاداری مشتریان و کانلهای توزیع
سرمایهی رابطه: روابط با ذینفعان درون و بیرون سازمان
سرمایهی مشتری: اطلاعات بازار در جذب و حفظ مشتریان
سرمایهی رابطه: سرمایهی مشتری، تنها یک بخش دانش موجود در روابط سازمانی است.
سرمایهی انسانی: سرمایهی انسانی نشاندهندهی موجودی دانش افراد یک سازمان است (بنتیس و همکاران، ۲۰۰۲). روس و همکارن (۱۹۹۷) نیز بحث میکنند که کارکنان، سرمایهی فکری را از طریق شایستگی، نگرش و چالاکی فکری خود ایجاد میکنند. به عبارت دیگر، شایستگی شامل مهارتها و تحصیلات فرد میشود؛ در حالیکه نگرش، دربرگیرندهی رفتار کاری کارکنان است. چالاکی فکری نیز فرد را به تغییر رویهها و تفکر دربارهی راه حل های نوآورانهی مسائل قادر میسازد. بروکینگ (۱۹۹۶) نیز معتقد است که داراییهای انسانی یک سازمان شامل مهارتها، تخصص، توانایی حل مسئله و سبکهای رهبری میشود. چن و همکاران (۲۰۰۴) بحث میکنند که سرمایهی انسانی به عنوان مبنای سرمایهی فکری، اشاره به عواملی نظیر دانش، مهارت، قابلیت و طرز تلقی کارکنان دارد که منتج به بهبود عملکرد میشود؛ بدین صورت که مشتریان تمایل دارند در قبال آن پول بپردازند و این موجب سود شرکت میشود. بهعلاوه، این دانش و مهارت در ذهن کارکنان جای دارد؛ یعنی ذهن آن ها حامل دانش و مهارت است. اگر سازمان، کارکنان فکری را به کار نگیرد، دانش و مهارت موجود در مغز آن ها فعال نمیشود و به صورت ارزش بازاری در نمیآید. گرچه در یک سازمان یادگیرنده، کارکنان به عنوان مهمترین دارایی (استوارت، ۱۹۹۷) در نظر گرفته میشوند، اما آن ها در تملک سازمان نیستند. به عبارت دیگر، دوران بردهداری به سر آمده است. با اینکه هنوز یک بحث داغ است: آیا دانش جدیدِ کارکنان، متعلق به سازمان است یا خیر؟ برای مثال، برنامهریز نرمافزار یک شرکت در تعطیلات آخر هفته در منزل، یک برنامه تدوین میکند، آیا شرکت میتواند ادعا کند که این برنامه متعلق به اوست؟ سرمایهی انسانی سبب شده است که سازمانها تا حد زیادی به دانش و مهارتهای کارکنان برای ایجاد درآمد، رشد و بهبود کارآیی و بهرهوری متکی شوند (وستفالن، ۱۹۹۹). منافع قابل توجهی را میتوان با دانستن اطلاعات بیشتر دربارهی سرمایه انسانی بهدست آورد (ساکمن و همکاران، ۱۹۸۹). بر اساس این اطلاعات میتوان منابع انسانی را بهطور مؤثرتری در درون سازمانها تخصیص داد و شکافهای مهارتی و تواناییهای منابع انسانی را بهآسانی تشخیص داد. به علاوه، سرمایهی انسانی، تسهیلکنندهی تهیهی اطلاعات جامعتر برای سرمایهگذاران یا سرمایهگذاران بالقوه است (لانک، ۱۹۹۷). با وجود اهمیت روزافزون سرمایهی انسانی، بیشتر سازمانها هنوز طبق روال سنتی، پولی را که برای توسعهی منابع انسانی صرف میکنند، در صورتحسابهای مالی به عنوان یک قلم هزینه، نه یک سرمایهگذاری، گزارش میکنند (رزلندر، ۱۹۹۷؛ جانسن و همکاران، ۱۹۹۸). بنابراین، یک پیامد مهم رویههای گزارشدهی مدیریت سنتی این است که شرکتها ممکن است اقدام به کاهش سرمایهگذاری در زمینهی آموزش و توسعهی منابع انسانی کنند. برخی از محققان نیز عناصر تشکیل دهندهی سرمایه انسانی را قابلیت، ظرفیت و فرصت دانستهاند. سرمایهی ساختاری/ سازمانی: یوندت (۲۰۰۰)، سرمایهی سازمانی را به عنوان دانشِ نهادینهشدهی سازمان میداند که در پایگاههای داده، دستورالعملها و غیره ذخیره میشود و بیشتر از آن بهعنوان سرمایهی ساختاری یاد میکنند. با وجود این، یوندت ترجیح داده است که اصطلاح سرمایهی سازمانی را بهکار ببرد؛ چرا که معتقد است سرمایهی سازمانی واضحتر بیان میکند که این دانش واقعاً متعلق به سازمان است. سرمایهی ساختاری شامل همهی ذخایر غیرانسانیِ دانش در سازمان میشود که دربرگیرندهی پایگاههای داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعملهای اجرایی فرآیندها، استراتژیها، برنامههای اجرایی و هرآنچه که ارزشش برای سازمان بالاتر از ارزش مادی آن است (روس و همکاران، ۱۹۹۷). در واقع روس و همکاران (۱۹۹۷)، معتقدند که سرمایهی ساختاری عبارت است از: «هرآنچه که در شرکت باقی میماند پس از آنکه کارکنان به هنگام شب به خانه میروند». به عقیدهی آن ها سرمایهی ساختاری، دربرگیرندهی سرمایهی سازمانی، نظیر دارایی فکری، نوآوری، فرآیندها و دارایی فرهنگی است و سرمایهی نوسازی و توسعه، نظیر حق ثبت محصولات و تلاشهای آموزشی است. بروکینگ (۱۹۹۶) هم معتقد است که سرمایهی ساختاری شامل داراییهای زیرساختاری مثل تکنولوژی، فرآیندها و روشهای کاری است و دارایی فکری هم مثل دانش فنی، مارکهای تجاری و حق ثبت محصولات است. به علاوه، طبق نظر استوارت (۱۹۹۷)، سرمایهی ساختاری، دانش موجود در تکنولوژی اطلاعات، حق ثبت محصولات، طرحها و مارکهای تجاری است. به عقیدهی چن و همکاران (۲۰۰۴)، سرمایهی ساختاری به سیستم و ساختار و رویههای جاری کسبوکار یک سازمان اشاره دارد. از دیدگاه آن ها، سرمایهی ساختاری به طور واضحتری میتواند به صورت فرهنگ سازمانی، یادگیری سازمانی، فرایند عملیاتی و سیستم اطلاعاتی طبقهبندی شود. طبق نظر بنتیس (۱۹۹۸)، اگر یک سازمان دارای سیستمها و رویههای کاری ضعیف باشد، سرمایهی فکری آن به حداکثر توانایی بالقوه، دست نخواهد یافت؛ در حالیکه، سازمانهایی با سرمایهی ساختاری قوی، دارای یک فرهنگ حمایتی خواهند شد که به افراد امکان میدهد تا دست به کارهای جدیدی بزنند، با شکست روبرو شوند و یاد بگیرند. همچنین، سرمایهی ساختاری میتواند به کارکنان برای پشتیبانی تحقق عملکرد فکری بهینه و تحقق عملکرد کسبوکار سازمان کمک کند. سرمایهی ساختاری تابعی از سرمایهی انسانی است؛ چراکه سرمایهی انسانی، عامل تعیینکنندهی شکل سازمان است. از طرف دیگر، سرمایهی ساختاری، به مجرد اینکه تحت تأثیر سرمایهی انسانی قرار بگیرد، به طور آشکار و مستقل از سرمایهی انسانی بهوجود میآید. برای مثال، ساختار سازمانی و فرهنگ سازمانی به طور مستقل میتوانند آثار بنیادی داشته باشند. بهطور خلاصه، سرمایهی ساختاری، ساختارهای تخصصی را منعکس کرده، شامل داراییهایی مانند فرهنگ سازمانی، فرآیندهای مدیریت، پایگاههای اطلاعات سخت افزار و نرم افزار، حقوق انحصاری، ساختار سازمانی، حق اختراع، علائم تجاری و روابط مالی است (ادینسون و مالون، ۱۹۹۷). بنابراین، سرمایهی ساختاری و سرمایهی انسانی در تعامل با یکدیگر به سازمانها کمک میکنند تا سرمایهی مشتریان را شکل و توسعه بدهند و بهکار گیرند (چن و همکاران، ۲۰۰۴). سرمایهی مشتری/رابطهای: بروکینگ[۶۹] در بخش داراییهای بازار به مشتریان، وفاداری آن ها و کانالهای توزیع که مرتبط با سرمایهی مشتری هستند، اشاره میکند. همچنین استوارت[۷۰] اظهار میکند که سرمایهی مشتری، اطلاعات بازار برای استفاده در جذب و حفظ مشتریان است. موضوع اصلی سرمایهی مشتری، دانش موجود در کانالهای بازاریابی و روابط با مشتریان است. سرمایهی مشتری، نشاندهندهی توانایی بالقوه یک سازمان بهخاطر عوامل نامشهود بیرونی آن است.اصطلاح سرمایهی مشتری را در ابتدا هیوبرت ساینتانج مطرح کرد. اما تعاریف جدید، مفهوم آن را به سرمایهی رابطهای توسعه دادهاند که دانش موجود در همهی روابطی است که سازمان با مشتریان، رقبا، تأمینکنندگان، انجمنهای تجاری یا دولت برقرار میکند. سرمایهی مشتری همچنین به مشتری بهعنوان گنجینههای اطلاعات و دانش که برای سازمان مفید است مینگرد[۷۱]. به علاوه، روس و همکاران[۷۲] اظهار میکنند که سرمایهی رابطهای شامل روابط با ذینفعان درون و بیرون سازمان است. یک نشانهی سرمایهی رابطهای مربوط به مشتریان، «بازارگرایی» است. کوهلی و جاورسکی[۷۳]، عقیده دارند که بازارگرایی، ایجاد هوشمندی بازار در سطح سازمانی نسبت به نیازهای موجود و آیندهی مشتریان است. در نهایت، گسترش این هوشمندی باید بهطور افقی و عمودی در درون سازمان انجام گیرد. بهطوریکه بتوان شایستگی پاسخگویی به تغییرات بازار را در سطح سازمان ایجاد کرد. چن و همکاران (۲۰۰۴)، سرمایهی مشتری را در قالب قابلیت بازاریابی، شدت بازار و وفاداری مشتری، طبقهبندی میکنند. کار اخیر در زنجیرهی سود خدمات بر روابط علی بین رضایت کارکنان، رضایت مشتریان، وفاداری مشتریان و عملکرد مالی تأکید دارد[۷۴]. نتیجهی یک تحقیق نشان داد که تحویل سریع، رضایت مشتریان را افزایش میدهد (آلوی و همکاران، ۱۹۹۹). فورنل(۱۹۹۲) در نتیجهی مطالعات خود درمییابد که رضایت مشتریان میتواند رابطهی کسبوکار را حفظ کند؛ انعطافپذیری قیمت محصول را کاهش دهد و اعتبار شرکت را افزایش. تحقیقات دیگر هم نشان میدهد که از طریق اندازهگیری وفاداری کارکنان، میتوان وفاداری مشتریان را پیشبینی کرد (هوریب، ۱۹۹۹). این مطالعات شواهد بیشتری را دربارهی اهمیت سرمایهی مشتری به عنوان یک جزو کلیدی سرمایهی فکری کلی سازمان فراهم میسازد. بهطور کلی، سرمایهی مشتری که به عنوان یک پل و واسطه در فرایند سرمایهی فکری عمل میکند، عامل تعیینکنندهی اصلی در تبدیل سرمایهی فکری به ارزش بازاری و در نتیجه، عملکرد کسبوکار سازمان است. بدون سرمایهی مشتری، ارزش بازاری یا عملکرد کسبوکار سازمان نمیتوانند محقق شوند. بنابراین، رشد سرمایهی مشتری به حمایت از سرمایهی انسانی و سرمایهی ساختاری بستگی دارد. ۲-۶٫ چرخه مدیریت کردن دانش طی دهه اخیر، نقش دانش در رقابتپذیری واحدهای اقتصادی بسیار برجستهتر شده است. در حقیقت امروزه اغلب ارزش افزوده کسب شده توسط واحدهای اقتصادی به وسیله دانش انباشته شده در سازمان بدست میآید و وابستگی کمتری به تجهیزات و امکانات فیزیکی دارد. بنابراین می توان مدیریت دانش را به عنوان یک چرخهای که به طور دائم در حال تکامل است در نظر گرفت. همانطور که در شکل زیر دیده می شود چرخه مدیریت دانش در برگیرنده عواملی است که در ادامه به بررسی هریک پرداخته می شود. نمودار ۲-۳: چرخه کلی مدیریت کردن دانش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تضاد مضر است . تضاد یک عیب محسوب می شود .
تضاد بایستی فورا متوقف شود باید تمامی زمینه های بروز تعارض از بین رود
رفتار انسانی
۱۹۴۰ -۱۹۷۰
متوسط
تعارض به طور مکرر در سازمان رخ می دهد . تضاد پدیده ای مورد انتظار است تعارض می تواند مثبت باشد ولی عمدتا مضر است .
بایستی فورا برا ی حل تضاد یا از بین بردن آن وارد عمل شد
تعامل گرایی
۱۹۷۰ – کنون
زیاد
تعارض در سازمان غیر قابل اجتناب است . تعارض برای سلامتی سازمان ضروری است .
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نمی توان گفت که تضاد ذاتا خوب یا بد است
مدیریت تعارض برای حد اکثر نمودن جنبه های مثبت تعارض مدیریت تعارض برای حداقل نمودن جنبه های منفی تعارض
۴-۱-۲ مدیریت تعارض[۲۳] پدیده تعارض به طور واقعی کمتر درک شده است در حالیکه کاربرد سنجیده ای برای سازمان و زندگی سازمانی دارد . همچینین جانبداری از تعارض بخصوص تعارض سازنده و موثر کمتر صورت گرفته است . در حالیکه برای از بین بردن یا اجتناب از آن تلاش بیشتری شده است . با به کار گیری مفهوم مدیریت تعارض ، ماهیت و کاربرد تعارض در سازمان بیش از پیش روشنتر می شود . مدیریت تعارض از یکسو به معنی به حد اقل رساندن قدرت تخریبی تعارض است و از سوی دیگر تعارض را به صورت یک پدیده اثر بخش ، خلاق ، سازنده و سودمند تبدیل می سازد . در موارد زیر تعارض می تواند سازنده باشد هنگامی که بتواند کیفیت تصمیمات را بهبود بخشد ، زمانی که موجب ابتکار عمل ، نو آوری و خلاقیت شود ، هنگامی که مایه کنجکاوی و تشدید علاقه اعضای گروه به یکدیگر گردد و در نهایت هنگامی که بتواند جو و محیط سیستم داوری و پدیده تحول را تقویت کند. مدارک و شواهد موجود این مهم را تایید می کند . بنابراین مدیریت تعارض بدین معنا تعبیر شده است که منظور بکارگیری صحیح تکنیکهای حل تعارض در هنگام مواجهه با تعارض بوده و این نیست که خود از تعارض گریزان و هراسان گردد بلکه منظور شناساندن ضرورت برخورد صحیح مدیر در مسئله تعارض به جهت افزایش کارآیی افراد در سازمان می باشد . ۵-۱-۲ ماهیت تعاملات گروهی : گروه ها در همه اوقات در تعامل می باشند . یک گروه ممکن است برای منابعی نظیر مواد خام ، اطلاعات یا همکاری در انجام وظیفه به گروه دیگر متکی باشند . برای مثال ، کارکنان برا ی حقوق ، تکالیف ، مسئولیت و نظارت در اجرای وظیفه به مدیریت وابسته اند . اگر چه بخشهایی که وابستگی بیشتر دارند ممکن است یکپارچه تر از بخشهای مجزا باشند اما آنها به طور طبیعی بر سر توافق برای انجام کار با هم مشکل دارند محیط فرهنگی سازنده ، کارکنان را برای کار با یکدیگر به منظور تحقق پیامدهای مطلوب برای واحد تشویق میسازد این امر از طریق ارتباطات باز ، اعتماد و مسئولیت پذیری صورت می گیرد ( هاکینگ [۲۴]، ۲۰۰۶ ، ۲۵۸ ) بیشتر صاحب نظران بر این عقیده اند که آنچه باعث موفقیت یک سازمان می شود ، نحوه بهره برداری از استعداد های بالقوه منابع انسانی و ارج نهادن به اندیشه های آنان است اگر سازمان ها و شرکت ها خواهان تحقق چنین نتایجی هستند . بایستی بیاموزند که چگونه از دیدگاه ها و ایده های متنوع گروه های کاری خود در جهت افزایش عملکرد شناختی اعضاء برای حل مشکلات وسایل بهره گیرند . بسیاری از محققین علوم رفتاری معتقدند تا زیادی که سازمان ها از گروه های کاری استفاده می کنند ، تعارض امری اجتناب ناپذیر است ( خائف ، ۱۳۸۱ ، ۱۸ ) وابستگی درونی با مقدار فراوانی و تنوع منابع افزایش می یابد ، در سطح گروهی وابستگی درونی میتواند تعارض را افزایش دهد تشخیص چنین وابستگی مدیران را از تعارض بالقوه بین گروه ها ی خاص آگاه میکند ( گوردن[۲۵] ، ۱۹۹۹ ،۳۰۴ ) ۶-۱-۲ انواع وابستگی گروه : وابستگی متراکم : گروه هایی که تنها به این دلیل که به سازمان واحدی تعلق دارند به همدیگر تکیه می کنند . وابستگی متراکم را نشان میدهند در این وابستگی گروه ها با هم تعامل مستقیم ندارند گروه های با وابستگی متراکم ممکن است شهرت ، منابع انسانی ، مالی یا سایر خرمات را از شرکت های مرکزی دریافت دارند این گروه ها ممکن است برای منابع با هم به رقابت بپردازند اما عموما به دلیل این تعاملاتشان محدود شده و وابسته اند . . وابستگی متراکم به طور بالقوه ای پیامدهای غیر کارکردی برای گروه دارد وابستگی متوالی : وقتی فعالیتهای یک گروه به عنوان پیش نیاز گروه دوم باشد وابستگی متوالی رخ میدهد ، تعاملات بین گروه ها منظم و تعاریف شده می باشد . . مشکلات در این نوع تعامل وقتی بالا می گیرد که گروه اول کارش را به درستی انجام ندهد . در چنین مواردی افراد گروه دوم ممکن است از گروه اول برنجند و سعی در محدود ساختن تعامل با آنها بکند . وابستگی متقابل : تعدادی از گروه ها در دو جهت بدون نظم خاص با هم تعامل دو جانبه دارند دو گروه که فعالیت های جاریشان به عنوان پیش نیاز سایرین عمل میکند و وابستگی متقابل دارند . همان طور که گروه ها از وابستگی متراکم به متوالی و متقابل حرکت می کنند بروز تعارض و رفتارهای غیر کارکردی افزایش می یابد . در وابستگی متقابل بروز تعارض شایع می باشد . وابستگی تیمی : همه گروه ها در برای حیات به همدیگر در تعامل هستند در جایی که گروه های چند گانه با هم در تعامل هستند وابستگی دو جانبه نیز چند جانبه می گردد . گروه هایی با وابستگی تیمی استعداد بالقوه ای برای بروز تعارض دارند ، هر یک از این نوع وابستگی ها گروه را مستعد بروز تعارض میسازد ( گوردون ، ۱۹۹۹ ، ۳۰۷ ) ۷-۱-۲ تعارض و عملکرد تعارض مانند شمشیر دو لبه ای است که عملکرد و حاصل آن به عامل ، نحوه عمل و چگونگی استفاده از آن بستگی دارد . اگر چنانچه تضاد در جهت مقاصد شخصی و انتقام جویانه مورد استفاده قرار گیرد مضر و غیر کارکردی است ، ولی اگر در جهت مقاصد سازمانی و خلق استعداد ها مورد استفاده قرار گیرد مفید و کارکردی است . مدیران باید این حقیقت را بپذیرند که تعارض جزء لاینفک و انکار ناپذیر زندگی سازمانی است و مدیریت سازمانی چاره ای جز آنکه به استقبال آن برود و از تضاد برای افزایش اثر بخشی سازمان بهره جوید ندارد . شکل زیر ارتباط بین سطح تضاد و عملکرد را نشان میدهد . عملکرد ب رابطه بین وجود تعارض در سازمان و عملکرد فرد ، واحد یا سازمان زیاد کم کم زیاد تعارض
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تشکر خداوند منان را شاکرم که توفیق انجام این تحقیق را به بنده حقیر ارزانی داشت. همچنین تشکر و قدردانی از امامان معصوم علیهم السلام که بدون توسل به آن بزرگواران و الطاف بی کران آنان انجام این تحقیق میسر نبود. در این جا به مصداق کلام امام رضا علیه السلام که می فرمایند: «مَن لَم یَشکُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوقینَ لَم یَشکُرِ اللّه َ عَزَّ و جلَّ» از مساعی تمام کسانی که در تدوین این تحقیق بنده را یاری رساندند تقدیر و تشکر نمایم: ابتدا بر خود لازم می دانم از پدر و مادر عزیزم تشکر ویژه ای داشته باشم. همچنین سپاس ویژه ای از اساتید محترم خود جناب آقای دکتر اژه ای و جناب آقای دکتر ذوفقاری دارم. چکیده یکی از مباحث پر اهیمت و تأثیر گذار در رشد و تکامل انسان موضوع اخلاق می باشد. انسان با تهذیب نفس و رعایت دستورات اخلاقی می تواند به سعادت و فلاح برسد. از آن جا که اسلام دینی جامع است نه تنها ضامن سعادت اخروی بشر می باشد بلکه با عمل به اسلام می توان در همین زندگی دنیوی و مادی نیز به موفقیت دست یافت. در این پژوهش سعی شده است با مراجعه به متون اسلامی و احادیث و آیات نشان داده شود که رعایت اخلاق چه تأثیری درموفقیت دنیوی انسان دارد. لذا برای بررسی این تأثیرات صفات حسنه و رذایل اخلاقی براساس کتاب اخلاق حسنه مرحوم ملا فیض کاشانی انتخاب شده و پس از معرفی این ویژگی های اخلاقی بر اساس قرآن و حدیث ، تأثیرات دنیوی و مادی که هر یک از این فضائل و رذائل دارند از بیان قرآن و روایت اهل بیت علیهم السلام استخراج شده است. لذا می توان چنین نتیجه گرفت که کسی که متخلق به اخلاق اسلامی شود نه تنها از سعادت اخروی بهره مند است بلکه موفقیت دنیوی را بدست می آورد و می تواند یکی از راه های ترغیب دیگران به رعایت اخلاق گردد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
کلید واژه: اخلاق، موفقیت، دنیا، اسلام، سعادت فهرست مطالب مقدمه ۱ فصل اول :کلیات ۳ ۱-۱. تبیین مسأله پژوهی و اهمیت آن ۴ ۱-۲. روش تحقیق و مراحل آن ۶ ۱-۳. سؤالات تحقیق ۶ ۱-۴. فرضیات تحقیق ۷ ۱-۵. پیشینه تحقیق ۷ ۱-۶. محدودیت های تحقیق ۸ ۱-۷. واژگان تحقیق ۸ فصل دوم : اخلاق ۱۲ ۲-۱. تعریف علم اخلاق ۱۳ ۲-۲. تعریف اخلاق ۱۴ ۲-۳. جایگاه اخلاق در دین اسلام ۱۴ ۲-۴. رابطه اعتقادات ، اخلاق و احکام ۱۷ ۲-۵. فطری بودن یا کسبی بودن اصول اخلاقی ۲۱ ۲-۶. اثر گذاری اخلاق در روابط انسان ۲۵ ۲-۶-۱. تأثیر اخلاق در رابطه انسان با خداوند ۲۵ ۲-۶-۲. تأثیر اخلاق در رابطه انسان با خود ۲۶ ۲-۶-۳. تأثیر اخلاق در رابطه انسان با مردم ۲۷ ۲-۶-۴.تأثیر اخلاق در رابطه انسان با طبیعت ۲۸ فصل سوم:مرامنامه اخلاقی ۳۰ ۳-۱. دروغ ۳۱ ۳-۱-۱. آیات قرآن ۳۲ ۳-۱-۲. روایات ۳۳ ۳-۱-۳. بدترین نوع دروغ ۳۳ ۳-۱-۴. انگیزه های دروغ ۳۴ ۳-۱-۵. راه علاج دروغ ۳۴ ۳-۲. غیبت ۳۵ ۳-۲-۱. آیات قرآن ۳۵ ۳-۲-۲. روایات ۳۶ ۳-۲-۳. استماع غیبت ۳۷ ۳-۲-۴. کفاره غیبت ۳۷ ۳-۳. غضب ۳۸ ۳-۳-۱. آیات قرآن ۳۹ ۳-۳-۲. روایات ۴۰ ۳-۴. حسد ۴۱ ۳-۴-۱. آیات قرآن ۴۱ ۳-۴-۲. روایات ۴۲ ۳-۴-۳. تفاوت حسد و غبطه ۴۳ ۳-۵. ریا ۴۳ ۳-۵-۱. آیات قرآن ۴۴ ۳-۵-۲. روایات ۴۵ ۳-۵-۳. نشانه های ریا کار ۴۷
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حرکت به سمت محصولات نو یکی از افتخارات مدیران است و این مانند تبی زود گذر همهی موسسات را در بر میگیرد. همین مسئله باعث بروز مشکلاتی در فرایند ایجاد کتابخانههای دیجیتالی کاربر مدار می شود.ایجاد کتابخانههای دیجیتالی به علت استفاده از فنآوریهای نوین، باعث انگیزش مدیران موسسات شده است و آنها غالبا به حرکت به سوی دیجیتال تمایل دارند. به همین دلیل اکثر فعالیتها در این زمینه به علت عدم برنامه ریزی صحیح و انجام مطالعات مقدماتی مناسب با شکست مواجه میشوند. این امر باعث تقبل هزینه های سنگین توسط موسسات مختلف میشود.از این رو پیشنهاد میشود که همواره در جهت ایجاد چنین کتابخانههایی با برنامه ریزی صحیح و انجام مطالعات مقدماتی مورد نیاز حرکت کنیم تا در آینده شاهد محصولاتی با قابلیتهای مناسب و مطابق با نیازهای کاربران باشیم. ۲-۲-۱۸-۸. عدم توجه به استانداردهای مورد نیاز یکی از دلایل حرکتهای سطحی و مقطعی که در بالا اشاره شد، میتواند عدم توجه به استانداردهای مورد نیاز کتابخانههای دیجیتالی باشد. عدم توجه به استانداردهای موجود در مراحل مختلف باعث بروز اشکالاتی در سیستم از جمله در ذخیره، بازیابی و ارائه خدمات مناسب به کاربران خواهد شد. ۲-۲-۱۸-۹. هزینه نسبتا بالای ایجاد ایجاد کتابخانههای در مراحل نخستین نیاز به هزینه های نسبتا بالایی دارد که همواره به عنوان یکی موانع ایجاد چنین کتابخانههایی است. ولی باید به این مسئله نیز توجه داشته باشیم که هزینه های بعدی این کتابخانهها مانند هزینه نگهداری آنها در مقایسه با سایر کتابخانهها بسیار پایین است. در مجموع اگر مقایسهای میان هزینه های کتابخانههای دیجیتالی با کتابخانه سنتی داشته باشیم متوجه میشویم که هزینه کتابخانههای دیجیتالی به مراتب کمتر از کتابخانههای سنتی است. ۲-۲-۱۸-۱۰. لزوم داشتن مهارت جستوجو و بازیابی اطلاعات علاوه بر دسترسی به اینترنت، داشتن مهارت جستوجو و بازیابی اطلاعات توسط کاربران و کتابدارن این گونه از کتابخانهها، امری است که نباید از آن غافل شد. بسیاری از مراجعین فاقد مهارتهای لازم برای جستوجوی اطلاعات مورد نظر خود هستند که در اینجا نقش کتابداران کتابخانههای مجازی برجسته می شود که در آن، با هدایت و مشاوره اطلاعاتی خود به مراجعین در به دست آوردن و استفاده از منابع اطلاعاتی مد نظر، یاریگر باشند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۲-۱۸-۱۱. موانع مالی موانع مالی در هر سازمانی میتواند باعث بروز مشکلاتی شود. اکثر پایگاه های اطلاعاتی رایگان نیستند و سازمان باید توانایی پرداخت هزینه های یاد شده را داشته باشد(علی پورحافظی ،۱۳۸۲). ۲-۲-۱۸-۱۲. حفاظت از منابع اطلاعاتی بودجه چالشهای اساسی در این بخش عبارتند از: جلوگیری از آسیبهای احتمالی، امنیت اطلاعات و جلوگیری از ورودهای غیرمجاز با توجه به داشتن بار مالی اشتراک پایگاه های اطلاعاتی و در صورتی که مرکز اطلاع رسانی خود نیز اقدام به دریافت وجه در قبال اطلاعات ارائه شده به مراجعین نماید چه از نقطه نظر اینکه هکرها و نفوذگران به شبکهی اینترنت نتواند به کتابخانههای دیجیتالی آسیب وارد نمایند، مسئله امنیت و حفاظت از منابع اطلاعاتی در کتابخانههای دیجیتالی دارای اهمیت است(غفاری و علیپور،۱۳۸۷). ۲-۲-۱۹. مدیریت کتابخانههای دیجیتالی پیترگراهام از کتابخانههای دانشگاه راجرز اعتقاد دارد که برای پیاده سازی کتابخانه پژوهشی دیجیتال، تعهدات دراز مدت سازمانی، مالی و حقوقی لازم است. امور فنی به سادگی و تنها با هزینه کردن پول قابل انجام هستند. اما بر خلاف امور فنی ، تعهدات سازمانی است که دستیابی به آنها بسیار مشکل خواهد بود. سیاستها ، فقدان اولویت بندی، و عدم احساس مسئولیت میتواند باعث تاخیر و طولانی شدن پروژه شود. مدیریت زیر ساخت فنی «کتابخانه دیجیتال » مانع قابل توجهی برای اکثر کتابخانههاست، به ویژه کاهش بودجه کتابخانهها ادامه داشته و هزینه های توسعه و نگهداری مجموعه در حال افزایش است. برای مدیریت کردن کتابخانه دیجیتال موارد زیرباید رعایت شود:
-
- سازماندهی دانش دیجیتال و اطلاعات
-
- انتشار اطلاعات دیجیتال بر اساس کامپیوتر
-
- فراهمآوردن خدمات مرجع دیجیتال و خدمات اطلاعرسانی الکترونیکی
-
- فراهمآوردن و دستیابی دانش استخراج شده را از مخازن دانش
-
- وظیفهای که در قبال دیجیتالی کردن کتابخانه بهصورت وسیع و ذخیره فرایند دیجیتال داریم به کار گیریم.
-
- دسترسی جهانی و بازیابی دانش دیجیتالی و در نهایت دسترسی به تمامی فهرستنویسی و طبقهبندی اسناد دیجیتالی و دانش دیجیتالی را فراهم نماید.( تری کانی[۴۱]، گری کلیولند[۴۲]، ۱۳۹۰)
۲-۲-۱۹-۱. کتابداران در عصر الکترونیک کارشناسان خصوصیاتی را برای کتابداران عصر الکترونیک بر میشمرند که عبارتند از:
-
- همانند مشاوران اطلاعاتی عمل میکنند و بهترین منابع را برای گشایش گروه ها و برآوردن نیازهای اطلاعاتی مردم نشان میدهند.
-
- کاربرد منابع اطلاعاتی الکترونیکی را به مردم آموزش میدهند.
-
- منابعی را که استفاده کنندگان خاصی به آنها آشنایی دارند، موجب جست وجو قرار میدهند .
-
- وظیفه بازکاوی اطلاعات را انجام میدهند، یعنی تالیف و ترکیبی از نتایج پژوهشهای منابع متعدد به عمل میآورند و برآیندگزیده و ارزیابی شده را به متقاضی عرضه کنند و در صورت امکان مستقیما به رایانه او ارسال کنند.
-
- با ایجاد بایگانیهای مختلف و ارتباط با پایگاه های اطلاعاتی، مراجعه کننده را در دریافت اطلاعات مورد علاقه خودش یاری مینمایند.
کتابدارن لازم است طرز کار با نرمافزارهای رایانهای و ابزارهای الکترونیکی، مهارتهای سودمندی را از طریق شبکههای نرمافزاری در اشاعه اطلاعات الکترونیکی بیاموزند(ویکیپدیا). ۲-۲-۱۹-۲. کتابداران کتابخانههای دیجیتالی نیاز ما در اختراع است. پیدایش کتابخانههای دیجیتالی نیاز به ایجاد یک عنوان شغلی جدید به نام کتابدار دیجیتال برای سازماندهی منابع دانش دیجیتالی را بوجود میآورد. کتابخانههای دیجیتالی بزرگ به مثابه انبارهای دانش بشری در حال پیدایش هستند پس لازم است کتابداران دیجیتالی امور زیررا انجام دهند:
-
- ادارهی کتابخانههای دیجیتالی
-
- نشر اطلاعات دیجیتالی که به صورت رایانه ای نگهداری می شود
-
- ارائه خدمات مرجع دیجیتالی و خدمات اطلاعرسانی الکترونیک
-
- کاوش اطلاعات از انبارهای دانش به وجود آمده
-
- پرداختن به وظیفهی دیجیتالی کردن ، فرایند ذخیره سازی دیجیتالی و حفاظت دیجیتالی
-
- ایجاد امکان دسترسی و بازیابی به دانش دیجیتالی
-
- حمایت از حق مولف الکترونیکی
۲-۲-۱۹-۲-۱.وظایف کتابدار دیجیتالی کتابداران دیجیتالی که در واقع اداره کنندگان کتابخانههای دیجیتالی میباشند. وظایف مهمی به شرح ذیل بر عهده دارند.
-
- مدیریت کتابخانههای دیجیتالی
-
- سازماندهی و مدیریت اطلاعات دیجیتالی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
لینان و همکاران
۲۰۱۱
عوامل موثر بر سطوح تمایل به کارآفرینی: بررسی نقش آموزش
نتایج تحقیق نشان داد که نگرش فردی و کنترل رفتاری ادراک شده مهمترین عوامل موثر بر تمایلات کارآفرینانه هستند. همچنین نقش موثر آموزش در ایجاد این تمایلات و نگرش ها مورد بررسی قرار گرفت.
تورکر و سلچوک
۲۰۰۹
کدام عوامل بر تمایلات کارآفرینانه دانشجویان موثرند؟
مدل حمایت از کارآفرینی در این تحقیق تاثیر عوامل زمینه ای بر تمایلات کارآفرینانه یعنی عوامل آموزشی، رابطه ای و ساختاری به عنوان عوامل موثر بر تمایلات کارآفرینانه مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که عوامل حمایتی آموزشی و ساختاری بر تمایل دانشجویان به کارآفرینی تاثیر دارند.
ب: تحقیقات داخلی
رحمانیان کوشککی و همکاران
۱۳۹۱
« بررسی عوامل اثرگذار بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی دانشگاه آزاد ایلام
اثرات متغییرهای مستقل (باور به خودکارآمدی، نگرش نسبت به کارآفرینی، حمایت خانواده و هنجارهای ذهنی) بر متغیر وابسته (نیات کارآفرینانه دانشجویان) آزموده شد. نتایج نشان داد تمامی متغیرهای مستقل، بغیر از نگرش نسبت به کارآفرینی رابطه مثبت و معناداری با نیت های کارآفرینانه دارند
آراستی و همکاران
۱۳۹۰
نقش آموزش درس “مبانی کارآفرینی” در قصدکارآفرینی دانشجویان رشته های غیر مدیریت (مطالعه موردی: دانشکده های هنر و ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران)
نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد که آموزش درس مبانی کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دانشجویان و عوامل تعیین کننده آن شامل نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای ذهنی و درک کنترل رفتاری تاثیرگذار است.
جمشیدی فر و همکاران
۱۳۸۹
بررسی عوامل مؤثر بر روحیه کارآفرینی دانشجویان دانشکده کشاورزی تبریز
نتایج نشان داد که ۳۸ درصد دانشجویان به دلایلی از جمله نبود سرمایه یا نبود مهارتهای لازم برای کسب و کار، تمایلی به کارآفرینی ندارند. همچنین نتایج تحلیل مدل لوجیت نشان داد که متغیرهای سن، سطح تحصیلات، دریافت وام، موانع اقتصادی، سابقه فعالیت، درآمد، کسب مهارتهای لازم و ریسک پذیری از عوامل مؤثر برای انگیزه به کارآفرینی از سوی دانشجویان بودند که از بین این متغیرها، سن و موانع اقتصادی اثر معنی دار منفی و بقیه متغیرها اثر معنی دار مثبت داشتند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
قاسمی و اسدی
۱۳۸۹
تحلیل عاملی عوامل موثر در ایجاد روحیه کارآفرینی دانشجویان تحصیلات تکمیلی (مطالعه موردی: پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران)
نتایج حاصل از تحلیل عاملی متغیرهای تاثیرگذار در ایجاد روحیه کارآفرینی را در چهار عامل آموزشی، روانشناختی، ارتباطی و دانشگاهی دسته بندی کرد که این چهار عامل در مجموع حدود ۴۶/۵۰ کل واریانس را تبیین نمودند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
. برای مثال، ر.ک. به: کامل، محمد عبدالواحد (۲۰۱۱)، الموازنه بین المصالح و المفاسد و أثرها فی الشأن المصریّ العام بعد الثوره، القاهره: نشر الیسر، صص ۱۵۸- ۹۷. ↑
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
. Brown, Carl (2001).Religion and State;The Muslim Approach to Politics, New York: Colombia University Press, pp.43-51. ↑ . فیرحی، پیشین، ص ۲۲. ↑ . سوره زمر/ایه ۱۷. ↑ . سوره نجم/ایه ۳۲. ↑ . ادله نقلی فراوانی در تأکید اسلام بر حسن رقابت و قبح انحصارگرایی در سیاستگذاریهای عمومی اجتماعی وجود دارد؛ از جمله: ۱- «و جادلهم بالتی هی أحسن» (نحل/ ۱۲۵)؛ ۲- حدیث از امام صادق(ع): «إنی لأتکلم الواحده لی فیه سبعون وجها إن شئت أخذت کذا و إن شئت أخذت کذا» (البحرانی الأصفهانی، عبدالله (۱۳۶۳)، عوالم العلوم و المعارف و الأحوال، قم: انتشارات بنیاد فرهنگی امام مهدی (عج)، ص ۵۱۰؛ ۳- حدیث از امام علی(ع): «لو اجتمعتم علی امر واحد لاخذ برقابکم» (پیشین، ۵۶۵) ↑ . فیرحی، داود (۱۳۹۰)، دین و دولت در عصر مدرن، تهران: انتشارات رخ داد نو، ص ۷۶. ↑ . حکیم، محمدتقی (۱۹۶۳)، اصول العامه للفقه المقارن، بیروت: دارالاندلس، ص ۶۰۰. ↑ . فیرحی، داود (۱۳۹۰)، دین و دولت در عصر مدرن، تهران: انتشارات رخ داد نو، ص ۱۳۸. ↑ . ر.ک. به: شمسالدین، محمدمهدی (۱۴۲۰ق)، نظام الحکم و الإداره فی الإسلام، بیروت: مؤسسه الدولیه للدراسات و النشر؛ و نیز: فلاح سکوکلایی، محمد (۱۳۸۸)، نظارت بر حکومت و سازوکارهای آن در اسلام، حکومت اسلامی، سال چهاردهم، شماره ۲. ↑ . الشاوی، توفیق محمد (۱۹۹۵)، فقه الحکومه الإسلامیه؛ بین السنه و الشیعه، القاهره: منشورات العصر الحدیث. ↑ . جاوید، محمد جواد و الهه مرندی (۱۳۸۹)، تشیع سیاسی و نفقه حقوقی؛ بررسی فرایند تحول حقوق عمومی در عصر صفوی، فصلنامه حقوق (مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)، دوره ۴۰، شماره ۴، ص ۱۲۷. ↑ . قاضیمرادی، حسن (۱۳۹۱)، تأملی بر عقبماندگی ما؛ نگاهی به کتاب «دیباچهای بر نظریه انحطاط درایران»، تهران: نشر دات، ص ۲۶. ↑ . الموسوی الخوانساری الاصفهانی، المیرزا محمد باقر (۱۴۱۱ ق)، روضات الجنات، چاپ اول، بیروت: دارالاسلامیه، ج ۴، ص ۳۶۱. ↑ . ر.ک. به: طباطباییفر، سید محسن (۱۳۸۹)، پیامدهای دولت صفوی برای فقه سیاسی شیعه، علوم سیاسی، شماره ۵۰. ↑ . ر.ک. به: امیری، احمد (۱۳۸۶)، تحلیلی بر روند تفسیرنویسی فقهی در دوره صفوی، صفحه مبین، شماره ۴۰. ↑ . ر.ک. به: یوسفی راد، مرتضی (۱۳۸۳)، متدولوژی سیاستنامهنویسی، علوم سیاسی، شماره ۲۸. ↑ . ر.ک. به: حسنی، علیاکبر (۱۳۸۱)، علما و فقهای مشهور و نقش آنان در دربار صفوی، مکتب اسلام، شماره ۵. ↑ . الگار، حامد (۱۳۷۶)، دین و دولت درایران (نقش علماء دوره قاجار)، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران: نشر توس. ↑ . امین، سید حسن (۱۳۸۲)، تاریخ حقوقایران، تهران: دائره المعارفایران شناسی، ص ۳۳۹. ↑ . ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم (۱۹۹۱)، الحسبه فی الاسلام او وظیفه الحکومه الاسلامیه، بیروت: دار الکتب العلمیه؛ و نیز: عمید زنجانی، عباسعلی (۱۳۸۴)، فقه سیاسی، تهران: انتشارات امیرکبیر، ج ۲، ص ۳۳۱. ↑ . انصاری، شیخ مرتضی (۱۳۸۶)، المکاسب، قم: دار الحکمه، ص ۱۵۳. ↑ . بلقزیر، عبدالله (۲۰۰۲)، الدوله فی الفکر الاسلامی المعاصر، بیروت: مرکز دراسات الوحده العربیه، ص ۲۵۱. ↑ . فیرحی، داود (۱۳۹۰)، دین و دولت در عصر مدرن، تهران: انتشارات رخ داد نو، ص ۳۳۲. ↑ . شمسالدین، محمدمهدی (۱۹۹۱)، نظام الحکم و الاداره فی الاسلام، بیروت: موسسه الدولیه للدراسات و النشر، ص ۴۵۴. ↑ . فیرحی، داود (۱۳۹۰)، فقه و سیاست درایران معاصر (فقه سیاسی و فقه مشروطه)، تهران: نشر نی، ص ۱۷۲. ↑ . برای مطالعه پیرامون هندسه معرفتی فقه سیاسی، ر.ک. به: احمدوند، شجاع (۱۳۸۹)، فرایند تدوین معرفتشناسی و روششناسی فقه سیاسی شیعه، متین، شماره ۱۰؛ و نیز: دومین نشست کارگروه فقه سیاسی در دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی در مورّخ ۱۶/۳/۱۳۸۹، به آدرس الکترونیکی: http://www.maalem.ir/NewsDetail.aspx?itemid=183 ↑ . فیرحی، داود (۱۳۹۰)، فقه و سیاست درایران معاصر (فقه سیاسی و فقه مشروطه)، تهران: نشر نی، ص ۳۷. ↑ . کریمینیا، محمدمهدی (۱۳۸۹)،ایات الأحکام جزایی، قم: جامعه المصطفی، ص ۱۵. ↑ .ر.کبه:لکزایی،نجف(۱۳۸۷)،روششناسیفقهسیاسیشیعه،سایت: http://www.lakzaee.ir/persian/index.php?option=com_content&task=view&id=315&Itemid=49 ↑ . برای مطالعه تفصیلی پیرامون وجوه تشابه تمایز حکم فقهیِ دارای حجیت و حکم شرعیِ حقیقیِ شارع، ر.ک. به: مصطفوی، سید کاظم (۱۳۸۸)، ماهیت حکم، فصلنامه حقوق (مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)، دوره ۳۹، شماره ۱، ص ۳۰۵. ↑ . ر.ک. به: خاقانی اصفهانی، محمد (۱۳۹۰)، نشانهشناسی و زبانشناسی اسلامی؛ با طراحی الگوی دستور زبان هستیگرا، مرکز نظریهپردازی دانشگاه اصفهان، به آدرس الکترونیکی: http://korsinews.ir/index.aspx?siteid=9&pageid=1256&newsview=1768 ↑ . برای نمونه، ر.ک. به: ۱- القرضاوی، یوسف (۱۴۰۵ق)، الصحوه الاسلامیه بین الجمود و التطرف، القاهره: کتاب الأمه؛ ۲- قطب، محمد (۱۴۱۴ق)، العلمانیون و الإسلام، بیروت: دار الشروق؛ ۳- العفانی، سید بن حسین (۲۰۰۶)، الرّدّ علی المدرسه العقلیه و منکری السنه، القاهره: دار العفانی؛ ۴- خلیل، عماد الدین (۲۰۰۸)، تهافت العلمانیه، بیروت: دار إبن کثیر؛ ۵- الناصر، محمد بن حامد (۲۰۰۱)، العصرانیون بین مزاعم التجدید و میادین التغریب، الریاض: مکتبه الکوثر؛ ۶- الناصر، محمد بن حامد (۲۰۰۴)، المدرسه العصرانیه فی نزعتها المادیه: تعطیل النصوص و فتنه بالتغریب، الریاض، مکتبه الکوثر؛ ۶- ابوشافعی، منصور (۲۰۱۰)، العلمانیون و انسنه القرآن، الجیزه، مکتبه النافذه؛ ۷- زین الهادی، محمد (۱۴۰۹ق)، مجالات انتشار العلمانیه و أثرها فی المجتمع الإسلامی، الریاض: دار العاصمه؛ ۸- السلفی الافغانی، شمس (۱۴۱۹ق)، عداء الماتریدیه للعقیده السلفیه، رساله الماجیستر فی الجامعه العالمیه، مؤسسه الجامعه الأثریه ببشاور فی باکستان، الطائف: مکتبه الصدیق. برای مطالعه پیرامون نظر مخالف، ر.ک. به: قرضاوی، یوسف، الإسلام و العلمانیه؛ وجها لوجه، در: http://qaradawi.net/library/56.html ↑ . بنهادی الوادعی، عبدالرحمن بن مقبل (۱۴۲۸ق)، الإلحاد الخمینی، صنعاء، دار الآثار. ↑ . قرضاوی، یوسف مصطفی (۲۰۰۶)، دراسه مقارنه فی فقه مقاصد الشریعه؛ بین المقاصد الکلیه و الجزئیه؛ در: ابوزید، وصفی عاشور (۲۰۰۷)، دراسه فی فقه مقاصد الشریعه بین المقاصد الکلیه والنصوص الجزئیه، القاهره: دار الشروق. ↑ . قرضاوی در تعریف فقه میگوید: «مما یدخل فی “الفقه” المراد: الغوص فی مقاصد الشریعه، ومعرفه أسرارها وعللها، وربط بعضها ببعض، ورد فروعها إلى أصولها، وجزئیاتها إلى کلیاتها، وعدم الاکتفاء بالوقوف عند ظواهرها، والجمود على حرفیه نصوصها»، ر.ک. به: أولویه المقاصد على الظواهر، در آدرس الکترونیکی: http://www.qaradawi.net/articles/86-2009-12-12-10-35-10/5970-2012-06-27-14-40-25.html ↑ . ر.ک. به: هوشنگی، حسین (۱۳۸۹)، نقش مدرنیته در توسعه بنیادگرایی در جهان اسلام، فصلنامه دانش سیاسی، سال ششم، شماره ۱؛ و نیز: See: Helfont, Samuel (2009). Politics, Terrorism, and the Sunni Divide, Foreign Policy Research Institute. ↑ . فیرحی، داود (۱۳۹۰)، فقه و سیاست درایران معاصر (فقه سیاسی و فقه مشروطه)، تهران: نشر نی، ص ۱۲۰. ↑ . برای مطالعه تفصیلی پیرامون دیدگاه محقق نائینی و نیز دیدگاه رقیب (دیدگاه محقق اصفهانی) ر.ک. به: فیرحی، داود (۱۳۹۰)، فقه و سیاست درایران معاصر (فقه سیاسی و فقه مشروطه)، تهران: نشر نی ص ۱۳۳. ↑ . خوئی، ابوالقاسم (۱۴۱۰ق)، الإجتهاد و التقلید، چاپ سوم، قم: دار الهادی، ص ۹۷. ↑ . محقق الأردبیلی، احمد بن محمد (۱۴۰۳)، مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الأذهان، تحقیق اشتهاردی، عراقی و یزدی، قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. ↑ . النجفی، محمدحسن(۱۳۶۷)،جواهر الکلام فیشرحشرایع الإسلام، تحقیقمحمود القوچانی،تصحیح سید ابراهیمالمیانجی،تهران: دارالکتبالإسلامیه،ص۶۱. ↑ . ر.ک. به: اژهای، محمدعلی (۱۳۷۶)، نظریه تعاملی استعاره، مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره ۸. ↑ . استعاره در اندیشهشناسیِ جدید چونان فناوری تفکر تلقی می شود و به ویژه در توسعه تفکر سیاسی اهمیت شایانی دارد. تحلیل استعارهشناختی دو وجه اساسی دارد: نخست، مطالعه و کاربرد استعاره به مثابه تکنولوژی فکر و دوم، جستوجوی نوعی خلاقیت شخصی اندیشمندانه که موجب تحول شخصی علم به دست وی شده است. ↑ . فیرحی، داود (۱۳۹۰)، فقه و سیاست درایران معاصر (فقه سیاسی و فقه مشروطه)، تهران: نشر نی، ص ۲۰۶. ↑ . ر.ک. به: اسلامی، رضا (۱۳۸۵)، نظریه حق الطاعه، قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی. ↑ . صدر، سید محمدباقر (۱۴۱۵ق)، مباحث الأصول، تقریر سید کاظم حائری، قم: نشر اسماعیلیان، ج ۳، ص ۳۲۸. ↑ . فیرحی، داوود (۱۳۹۰)، استعارههای دولت در فقه سیاسی معاصر شیعه، فصلنامه سیاست (مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران)، دوره ۴۱، شماره ۳. ↑ . نائینی، محمدحسین (۱۳۸۲)، تنبیه الأمه و تنزیه المله، تصحیح سید جواد ورعی، قم: انتشارات بوستان کتاب، ص ۹۷. ↑ . پیشین، ص ۹۸. ↑ . خراسانی، محمد کاظم (۱۴۰۶ق)، حاشیه المکاسب، تصحیح مهدی شمس الدین، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ص ۸۴. ↑ . به نقل از: فیرحی، داود (۱۳۹۰)، فقه و سیاست درایران معاصر (فقه سیاسی و فقه مشروطه)، تهران: نشر نی، ص ۳۱۱. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مفهوم آمیخته بازاریابی به مجموعه ای از ابزارهای قابل کنترل اشاره دارد که ترکیب آن ها در برنامه های بازاریابی بکار گرفته شده و تحقق هدف های یک بنگاه و پاسخگویی به بازار هدف را به دنبال دارد (van waterschott & van den bulte, 1992:88). قابل کنترل بودن متغیرها به معنای آن است که آن ها را می توان تغییر داد و بدیهی است متغیری که کاملا کنترل باشد وجود ندارد (ackoff, 1981:174). آمیخته بازاریابی ترکیب خاصی از فعالیت های بازاریابی مرتبط و وابسته به هم می باشند که به وسیله آن ها تحقق هدف ها امکان پذیر است (zikmund, 1996:12). بازاریابی به مفهوم تعیین و تعریف نیازها و خواسته های بازارهای هدف و تامین رضایت مشتریان به نحو مطلوب تر و موثرتر از رقبا، است و اقدامات مرتبط با بازاریابی را می توان در مجموعه ای از متغیرهای بازاریابی قابل کنترل که تقاضا را تحت تاثیر قرار می دهند، خلاصه نمود. از محصول، قیمت، ترویج و مکان (kotler,1994:46). محصول ، مکان (توزیع)، ترویج و قیمت از عناصر آمیخته های بازاریابی می باشند که این عناصر، متغیرهای قابل کنترل بازاریابی نامیده می شوند. زیرا آن ها به وسیله بازاریابان کنترل و دست کاری می شوند (zikmund, 1996:12). از بین کسانی که عوامل دیگری را به آمیخته های بازاریابی اضافه کرده اند می توان به نظریه «گوش[۱۲]» اشاره کرد. به زعم وی آمیخته های بازاریابی شامل ۶p می باشد که عبارتند از محصول، قیمت، ترویج، مکان، سود[۱۳] و افراد[۱۴]، است (goetsh, 1993:101) . به زعم «کوپر[۱۵]» آمیخته بازاریابی شامل ۴P معروف بوده که به تدریج تکامل یافته و تعداد آن ها به ۷P رسیده است. آمیخته های بازاریابی، ترکیبی از همه عناصر و فرایند های قابل کنترل و داخل شرکت است که بر روی بازاریابی کالا و خدمات تاثیر می گذارند (cooper & lane, 1997:271). این عوامل عبارتند از (cooper & lane , 1997, 10). محصول، قیمت، مکان، ترویج، مشارکت[۱۶]، گیرایی[۱۷] و فرایند[۱۸] . به دلیل کمبودهایی که ۴P آمیخته سنتی بازاریابی داشت، «بومز و بیت نر[۱۹]» (۱۹۹۲) عوامل دیگری را به آن اضافه و الگویی مرکب از ۷P ارائه کردند، این الگو شامل متغیرهای ذیل می باشد (baker , 2000:234): محصول، قیمت، مکان، ترویج، مشارکت، علائم فیزیکی[۲۰] و فرآیندها. در متغیر مشارکت به این نکته اشاره می شود که کارکنان ارائه کننده با مشتریان در تحویل خدمات مشارکت می نمایند و کیفیت خدمات و تکرار خرید تحت تاثیر مشارکت این دو قرار دارد. علائم فیزیکی شامل نمادها و علائمی است که در محیط سازمان های ارائه کننده خدمات وجود دارد و در فرایند تولید و ارتباطات استفاده می شود. فرایند ها نیز شامل رویه ها، مکانیزم ها و جریان فعالیت هایی است که در فرایند تولید خدمات بکار گرفته می شود. آمیخته بازاریابی شامل متغیرهای قابل کنترلی است که برای جذب و حفظ مشتریتن هدف استفاده می ود (bearden et.al, 2001:10). آمیخته بازاریابی شامل عوامل زیر است:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تصمیات مربوط به محصول: محصول عبارت است از کالا، خدمات و یا ایده هایی که با ویژگی های ملموس یا ناملموس برای کسب رضایت مشتری عرضه می شوند(zikmund, 1996:12) . ویژگی های محصول به تمام یا بعضی از ویژگی های عملی محصول اشاره می کند که برخی از آن ها عبارتند از بهار تمام شده، خدمات گارانتی و پشتیبانی، حق انحصاری و بسته بندی و ویژگی ها[۲۱](cooper & lane, 1997, 271). سایر عوامل مربوط به محصول عبارتند از کیفیت، بسته بندی، استراتژی های چرخه عمر محصول[۲۲]، طراحی، خدمات به مشتری، مارک گذاری و استراتژی های خط محصول (bearden et . al, 2001:10). دیگر عناصر متغیر محصول عبارتند از توسعه محصول و اصلاح محصول(zikmund, 1996:16). تصمیمات مربوط به قیمت: قیمت عبارت است از ارزش مبادله کالا یا خدمات (boone & Kurtz , 2002:567). قیمت عبارت است از مبلغ پول یا ما به ازایی ارزشمند که در مبادله ی یک محصول داده می شود (zikmund , 1996:15). قیمت می تواند به عنوان حربه ای در آمیخته بازاریابی استفاده شود. عناصر قیمت عبارتند از مدت اعتبار، سطح قیمت گذاری، سیاست تخفیف ها و روش ها پرداخت(cooper & lane , 1997, 12). تغییر قیمت یکی از عناصر مربوط به قیمت است(bearden et. Al, 2001:10). تصمیمات مربوط به مکان: مکان یا توزیع از عناصر آمیخته بازاریابی بوده که تمام جنبه های مربوط به دست یابی مشتری به محصول را در زمان و مکان درست، شامل می شود(zikmund , 1996:12). مکان در بازار، جایگاه محصولات یا خدمات را در بازار نشان داده و از نظر دسترسی فیزیکی به کالا یا خدمات، اهمیت دارد. اجزاء مکان عبارتند از حمل و نقل، سطح موجودی ها، جایابی، قلمرو و فروش، پوشش توزیع[۲۳] و کانال های توزیعی (cooper & lane, 1997, 13). سایر عناصر مربوط به توزیع عبارتند از نوع کانال، سطوح خدمات، لجستیک و مدیریت کانال(bearden et.al , 2001:10). کانال های توزیعی مجموعه ای از سازمان های بازاریابی می باشند که محصول را از تولید کننده به مصرف کننده می رسانند. کانال های توزیعی اغلب شامل واسطه ها، عمده فروش ها و خرده فروش ها است(zikmund, 1996:13). تصمیمات مربوط به ارتباطات بازاریابی یکپارچه و ترویج: ترویج از عناصر آمیخته بازاریابی بوده که شامل همه اشکال ارتباطات بازاریابی است (zikmund, 1996:14). شامل آمیخته ارتباطات، بودجه، پیام ها، رسانه ها و اثر بخشی ارتباطات (bearden et.al , 2001:10). روش های ترویجی عناصر آمیخته ترویج را نشان می دهند و چگونگی ارتباط با گروه های هدف را بیان می کنند (cooper & lane , 1997, 13). متغیر ترویج شامل متغیرهای دیگری است که عبارتند از تبلیغات، فروش حضوری، پیشبرد فروش و روابط عمومی[۲۴] (zikmund, 1996:16). آمیخته افراد: افراد شامل کسانی می شود که از طرف شرکت با مشتریان ارتباط دارند و شامل کارکنان نمایندگی ها و واسطه های فروش است. در خصوص این افراد، پارامترهای زیر اهمیت دارند: دوستی و مهربانی، در دسترس بودن، سطح مهارت ها، دانش، مفید بودن، دارای ظاهر مناسب و ادب (cooper & lane , 1997, 13). آمیخته فرایند : P مربوط به فرایند ، فرایند های داخل یک شرکت در ارتباط با زمان انتظار برای پاسخگویی به مشتریان را تشریح می کند و اجزای آن عبارتند از شرعت، زمان انتظار در صف و زمان ارائه خدمت (cooper & lane , 1997, 14). گیرایی: گیرایی با محیطی که مشتریان با شرکت ارتباط برقرار می کنند، ارتباط دارد. عناصر آن عبارتند از : جو، اندازه، تمیزی، راحتی و تسهیلات(cooper & lane , 1997, 13). تاکتیک های بازاریابی، ارتباط نزدیکی با تصمیمات بازاریابی دارند و آمیخته های بازاریابی دارای ابعاد تاکتیکی و استراتژیکی می باشند. لازمه ایجاد آمیخته بازاریابی اثر بخش شناخت موثری از جایگاه محصول، بازار، رقبا و مصرف کنندگان است (ennev et. Al, 1995:86). به زعم کاتلر (kotler, 1986) دو متغیر دیگر ۲P دیگر باید به آمیخته های بازاریابی اضافه شوند. این دو متغیر عبارتند از (baker, 2000:234): قدرت سیاسی[۲۵] و ساختار افکار عمومی[۲۶]. قوانین و مقررات و تغییر آن و آنچه در اذهان عمومی نسبت به عرضه خدمات خاصی به وسیله ی سازمان خاصی وجود دارد، در این دو متغیر قرار دارد. ۱-۳-۲- وظایف آمیخته های بازاریابی آمیخته های بازاریابی وظایف مختلفی را دنبال می کنند که برخی از آن ها عبارتند از (van waterschott & van den bulte , 1992:89): تعیین چیزهای با ارزشی که در مبادله احتمالی رد و بدل می شود. تعیین سود یا زیانی که در مبادله احتمالی نصیب طرفین می شود. تعیین محل رویارویی طرفین جلب توجه و تاثیر بر احساسات و ترجیح ها درباره مبادله احتمالی. ۲-۳-۲- انواع بازاریابی بازاریابی خرد: بازاریابی خرد عبارت است از فعالیت های مربوط به پیش بینی نیازهای مشتریان و ارضای رضایت بخش آن از طریق کالاها و خدمات به وسیله تولید کننده و در جهت دست یابی به هدف های سازمان(mc carthy et.al, 1990:8). بازاریابی کلان: بازاریابی کلان عبارت است از فرایند اجتماعی تطابق عرضه و تقاضا در جهت تحقق هدف های اجتماعی(mc carthy et.al, 1990:8). بازاریابی یکسان[۲۷]: بازاریابی یکسان عبارت است از آن دسته از تلاش های بازاریابی که برای تمام بازار یکسان بوده و بر روی بازار هدف خاصی نمی باشد. بازاریابی یکسان هنگامی بکار می رود که در بازار تنوع سلیقه ها وجود ندارد. بازاریابی یکسان برای طیف گسترده ای از مشتریان بکار می رود(zikmund,1996:239). بازاریابی متمرکز[۲۸]: بازاریابی متمرکز عبارت است از توسعه و هدایت تلاش های بازاریابی و اجرای آمیخته بازاریابی برای قسمت خاصی از بازار(zikmund,1996:239). بازاریابی تفکیکی[۲۹]: بازاریابی تفکیکی، انتخاب بیش از یک بازار هدف و توسعه آمیخته بازاریابی برای قسمت به طور جداگانه است. به این روش، تقسیم بازار چندگانه[۳۰] نیز گفته می شود (zikmund,1996:239). بازاریابی سفارشی[۳۱]: بازاریابی سفارشی ، عبارت است از جستجو برای یافتن و ارضای نیازهای منحصر به فرد هر مشتری خاص. در این روش، هر مشتری به عنوان قسمتی از بازار در نظر گرفته می شود(zikmund,1996:243). ۳-۳-۲- بازاریابی خدمات بازاریابی را می توانیم به دو دسته بازاریابی کالاها[۳۲] و بازاریابی خدمات[۳۳] طبقه بندی نماییم(baker, 2000:232). آنچه مسلم است، انجام فعالیت های بازاریابی برای هر چیزی که بتوان آن را در بازار در قالب خرید و فروش مبادله کرد، ضروری است. بازاریابی خدمات می تواند برای بازاریابی فعالیت های مختلفی نظیر هتل داری، هواپیمایی، بانکداری، خدمات مالی، حقوقی، درمانی ، آموزشی ، بیمه و حمل و نقل بکار گرفته شود. خدمات را می توانیم ، فعالیت یا منفعتی ناملموس تعریف کنیم که یک طرف به طرف دیگر عرضه می کند و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد (kotler, 1994:640). تولید خدمات حتی می تواند به کالای فیزیکی وابسته باشد. خدمات عبارت است از وظایف ناملموسی که نیازهای استفاده کنندگان مصرفی یا تجاری را ارضا می نماید(boone & Kurtz, 2002:329). ۴-۲- ارتباطات و ترویج ۱-۴-۲- مقدمه ترویج از عناصر آمیخته بازاریابی بوده که شامل همهی اشکال ارتباطات بازاریابی است (zikmund,1996:14). ترویج شامل آمیخته ارتباطات، بودجه، پیام ها، رسانه ها و اثر بخشی ارتباطات است(bearden et.al,2001:10). روش های ترویجی عناصر آمیخته ترویج را نشان می دهند و چگونگی ارتباط با گروه های هدف را بیان می کنند(cooper & lane, 1997:12). متغیر ترویج شامل متغیرهای دیگری است که عبارتند از تبلیغات ، فروش حضوری، پیشبرد فروش و روابط عمومی(zikmund,1996:16). در سال اخیر به همه فعالیت هایی که شرکت در جهت تحت تاثیر قرار دادن مخاطب، معرفی کالا یا تغییر نگرش ها استفاده می کند، ارتباطات بازاریابی[۳۴] گفته می شود. این مفهوم به شرکت ها کمک می کند تا روش های مناسب و موثر ارتباط و تماس با مشتریان، همچنین سایر ذینفعان همانند کارکنان، عرضه کنندگان ، مواد اولیه، سرمایه گذاران و سایر موسسات مرتبط را مورد شناسایی و استفاده قرار دهند(بیرانوند، ۱۳۸۹: ۶۳). در حقیقت ارتباطات بازاریابی سعی دارد که به مردم نشان بدهد که کالای مورد نظر چگونه یک مشکل را حل می کند و یا نیازی که آن ها دارند را ارضا می کند (klopper et al.2006). ۲-۴-۲- اهمیت ارتباطات بازاریابی ابزارهای ارتباطی بازاریابی پیوند ارتباطی بین فروشندگان و خریداران می باشند تا اهداف تاثیر گذاری، آگاهی دادن، یا متقاعد کردن یک مشتری بالقوه جهت تصمیم خرید را دنبال کنند (Kurtz, 2010). هدف ارتباطات بازاریابی، تغییر چهار چوب ذهنی است. ولی ممکن است بنگاه هایی به فعالیت های ترویجی حیله گرانه برای ایجاد فروش در کوتاه مدت توسل شوند. به طور کلی، ارتباطات بازاریابی از سه جنبه اصلی دارای اهمیت ویژه ای می باشند که این سه جنبه عبارتند از (boone & Kurtz, 2002:483-484): اهمیت اجتماعی: ارتباطات بازاریابی، استانداردها را به مصرف کنندگان معرفی کرده، برای آن ها حق انتخاب ایجاد نموده، از اجحاف به مصرف کننده جلوگیری کرده و رفتارهای درست را به جامعه می آموزد. اهمیت تجاری: استراتژی های ترویجی برای موسسات کوچک و بزرگ مفید بوده و برای آن ها افزایش فروش، ایجاد وفاداری و تغییر نگرش مصرف کنندگان را به ارمغان می آورد. اهمیت اقتصادی: استراتژی های ترویجی با افزایش فروش، افزایش تولید در اقتصاد را به دنبال داشته و با افزایش تولید، هزینه ثابت هر واحد کاهش یافته و کاهش بهای تمام شده و قیمت نیز اتفاق می افتد و یان موضوع به نفع مصرف کننده است. ۳-۴-۲- تعریف ترویج ترویج مجموعه ای از عناصر، استراتژی ها و تلاش هایی است که در ارتباطات با بازار هدف نقش عمده ای را ایفا می کند. برنامه های ترویجی برای پشتیبانی از استراتژی های رقابتی طراحی شده و باید با سایر عناصر آمیخته های بازاریابی سازگار باشند (mason & ezell,1993:509). ترویج اصطلاحی است که معانی مختلفی از آن برداشت می شود. معنای لاتین آن «حرکت به جلو[۳۵]» است. ترویج را می توانیم کنترل طرح ها، برنامه ها و روش های ارتباطی برای شرکت به مشتریان احتمالی برای ارضا نیازهای آن ها، تسهیل فروش و کمک به سود آوری بلند مدت، تعریف نماییم(mason & ezell,1993:510). ۴-۴-۲- هدف های ترویج هدف های مختلفی برای ترویج وجود دارد که بر روی وظایف خاصی که باید انجام شود، تاثیر می گذارد، این هدف ها عبارتند از(boone & Kurtz, 2002:353): 1.اطلاع رسانی به مصرف کنندگان و سایر افراد مرتبط ۲. افزایش تقاضا ۳. متمایز سازی یک محصول از محصولات مشابه ۴. برجسته کردن ارزش محصول ۵. فروش پایدار. ۵-۴-۲- آمیخته ترویج آمیخته ترویج مشابه آمیخته بازاریابی شامل متغیرهایی است که تحقق هدف های سازمانی و ارضا نیازهای بازار هدف را دنبال دارد. در حقیقت، آمیخته ترویج زیر مجموعه آمیخته بازاریابی است. اجزا آمیخته ترویج شامل فروش شخصی و فروش غیر شخصی است که فروش غیر شخصی خود شامل تبلیغات، پیشبرد فروش ، بازاریابی مستقیم و روابط عمومی است. فروش شخصی، تبلیغات و پیشبرد فروش عناصری می باشند که معمولا بیشتر به آن ها توجه می شود. البته روابط عمومی و بازاریابی مستقیم نیز ارتباطات بازاریابی کارآمد را پشتیبانی می نمایند (boone & Kurtz, 2002:463). برنامه کامل ارتباطات بازاریابی یک شرکت، آمیخته ترویج آن شرکت نام دارد (kotler, 1994:464). عناصر آمیخته ترویج عبارتند از تبلیغات، شهرت و روابط عمومی، فروش شخصی و پیشبرد فروش (moson & ezell, 1993:510) و ابزارهای اصلی ترویج به شرح زیر تعریف می شود: تبلیغات: هرگونه ارائه و تبلیغات غیر شخصی ایده ها، کالاها یا خدمات که توسط یک واحد تبلیغاتی انجام شود و مستلزم پرداخت هزینه باشد، تبلیغات غیر شخصی نام دارد (kotler, 1994:464). تبلیغات از روش های ارتباطات غیر شخصی به وسیله ی رسانه های مختلف است که به منظور اطلاع رسانی یا متقاعد سازی مخاطبین خاص انجام می شود(boone & Kurtz, 2002:463). فروشندگی شخصی: معرفی شفاهی کالا یا خدمات به صورت مذاکره حضوری با یک یا چند خریدار احتمالی[۳۶] به قصد فروش (kotler, 1994:464). فروش شخصی فرایند ترویج بین فردی است که در طی آن یک فروشنده به صورت شخصی با خریدار احتمالی رودر رو می شود (boone & Kurtz, 2002:463). پیشبرد فروش: محرک های کوتاه مدتی می باشند که برای تشویق به خرید. یا فروش کالاها و خدمات به کار می رود(kotler, 1994:464).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عرضه کننده مشتری بازاریابی گرایش خریدار کیفیت ارزش اطمینان بازدهی هزینه کارآیی اقتصادی عملکرد انتخاب دسترسی ارزش ستاده ها منبع یابی هدف محصول، فیمت، مکان، ترفیع ارزش، اطمینان، حجم، تنوع، مزیت
شکل ۲-۶ تعامل گرایش خریدار و بازاریاب
۲-۲-۱۵ رفتار خریدار و آمیخته بازاریابی
برای تعیین ارتباط بین رفتار خریدار و آمیخته بازاریابی، معیارهای مشخصکننده گرایش خریدار و عناصر آمیخته بازاریابی در انطباق با یکدیگر در یک ماتریس تجزیه و تحلیل میشوند. جدول شماره ۳ این انطباق را نشان میدهد. ساختار این ماتریس یک روش یکپارچه برای بازاریابی و ارتباط مستقیم بین گرایش خریدار (۵V) و عناصر آمیخته بازاریابی ۴p است. بازاریابی بیان میدارد که هر محصول را می توان با یک مجموعه مجزای آمیخته بازاریابی تشریح کرد. با تخصیص منابع سازمانی به ارائه کالاها و خدمات، چنین استراتژی در نهایت منجر به رسیدن به اهداف شرکت خواهد شد (بنت، ۱۹۹۷،۱۵۴) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
مشتریان تلاش می کنند تا به یک شیوه منطقی کالاها و خدمات مد نظر خود را پیدا کنند. این فرایند منبعیابی در نهایت باعث می شود مشتری به یک منبع خاص برای تهیه محصولات مراجعه کند. در این فرایند، ۵V منبعی برای توانمندسازی خریدار در جهت انتخاب منطقی کالاها و خدمات عمل میکند (بنت ، ۱۹۹۷،۱۵۴) آمیخته بازاریابی در ستونها وگرایش خریدار با ۵V در ردیفها آمده است . در ماتریس، فعالیتهای خریدار از چپ به راست جابهجا میشود. این فرایند به عنوان گرایش خریدار شناخته میشود. در آمیخته بازاریابی عرضهکننده باید دریابد گرایش خریدار برای هر خرید چگونه است (بنت ، ۱۹۹۷،۱۵۴).
۲-۲-۱۶ مروری بر مفاهیم تصویر محصول
اولین بار گاردنر[۳۱] و لیوی[۳۲] در سال ۱۹۵۵ مفهوم تصویر محصول را در مقاله خودشان مطرح کردند.آنها معتقد بودند که محصولات دارای ماهیت مختلف از جمله فیزیولوژیک و اجتماعی هستند. از زمان معرفی رسمی آن تا کنون، مفهوم تصویر محصول در تحقیقات مربوط به رفتار خریدار (مصرف کننده) مورد استفاده قرار گرفته است. تصویرمحصول می تواند یک مفهوم حیاتی برای مدیران بازاریابی باشد. دیوید اگیلوی در کتاب خود تحت عنوان رازهای تبلیغات مدعی است که مفهوم تصویر نام تجاری را در سال ۱۹۵۳ به عرصه افکار عمومی معرفی کرده است. وی همچنین اظهار می دارد که این مفهوم ، اولین بار در سال ۱۹۳۳ توسط کلود هاپکینز مطرح شده است . تحقیقات نشان میدهد که تفاوتهایی درنظر نویسندگان در مورد جنبههای تصویر محصول وجود دارد. این تفاوتها شامل: نامهایی که برای این پدیده آورده شده است. یک تعریف رسمی که پیشنهاد شده است. اجزاء تصویر محصول. ابزار اندازهگیری آن. ابعاد ، منشاء، خلق، و کاربرد ماهرانه آن. رینولد[۳۳]و گوتمن[۳۴]، (۱۹۸۴) معتقدند که افرادی که تصویر محصول را به عنوان شخصیت در نظر میگیرند غیر ممکن است که آن را بپذیرند و این به فاکتورهایی فراتر از جنبه فیزیکی محصول بسط داده شده است. دیگران برعکس معتقدند که تصویر یک نام تجاری از فاکتورهایی تشکیل شده است که نامربوط به خود محصول است. جنسچ[۳۵] (۱۹۷۸) معتقد است که مفهوم محصول شامل دو جزء است ، بررسی و محاسبه خصایص آن مارک وتصور موقعیتها، کامیابیها و موارد مشابه .این نظریه پرداز به جای استفاده از مسائل کیفی - عملکردی از مفاهیم روانشناختی مصرف کننده و محصول در تجزیه و تحلیل خود استفاده کرده است . وی معتقد است که تصویر کالا با پخش آگهیهای تبلیغاتی و تکرار آن ایجاد و تقویت می شود . فریدمن[۳۶] (۱۹۸۶) به مفاهیم روانشناختی ، طبقه بندی حالتها ، اولویتها و مزایای ادراکی – شناختی توجه گسترده ای داشت .رینولد و گوتمن (۱۹۸۴) در مورد اجزای تصویرمحصول به بحث میپردازند. آنها یک شبکه مشخص را که منعکس کننده ارتباط حافظه با اجزای اصلی تصویر محصول است را ارائه نمودند. لیوی (۱۹۷۸) معتقد است که تصویر محصول از ترکیب واقعیت فیزیکی محصول و باورها شخصیتی و احساسی که در مورد آن به وجود میآید ساخته می شود. دان دوبنی و جورج زینخان [۳۷](۱۹۹۰) طی تحقیقات خود موارد زیر را برای تصویر محصول مطرح کرده اند: تصویر محصول یک فرایند است که توسط مصرف کننده شناسایی می شود. تصویر محصول یک فرایند گسترده استنباطی وموضوعی است که بر اساس ادراک و تفسیر مصرف کننده شکل می گیرد و از طریق تصورات منطقی ویا احساسی ادامه می یابد. تصویر محصول یک عامل ذاتی است که در فرایند های فیزیکی ، تکنیکی و عملکردی توسط عملیات مناسب بازاریابی شکل می گیرد. درجایی که تصویر محصول نقش موثری دارد، درک واقعیت و ماهیتهای مربوط به آن، مهمتر از خود واقعیت است. هدف بازاریابی آفریدن یک تصویر از محصول ویادادن رنگ وبویی به آن است تا مردم را جذب کند . مصرف کنندگان باید تصویر روشنی در باره خصوصیات محصول در ذهن خود داشته باشند. این خصوصیات می تواند شامل : کیفیت ،سرعت،قیمت پایین ،قیمت بالا و تنوع باشد. تصویر، در واقع ، ترکیب کلی از همه آن چیزهایی است که مصرف کنندگان فکر می کنند در باره شرکت و محصول شما می دانند .این تصاویر می توانند از طریق راه های زیر به ذهن وارد شوند. از طریق تبلیغات . ازطریق تجربه محصول. ازطریق عکس العملهای مردم ، پس از استفاده از آن محصولات. ازطریق آنچه در باره آن شرکتها خوانده و شنیده ایم . ازطریق رقبای آنها. مصرف کننده با توجه به خواستها و نیازهای منحصر به فرد خود ، برای ویژگیهای مختلف یک محصول اهمیتهای متفاوتی قائل است . مجموعه باورهایی که افراد در مورد یک محصول با نام و نشان تجاری خاص دارند، تصویر یک نام و نشان تجاری یامحصول نامیده می شود . (کاتلروآرمسترانگ[۳۸]، ۸۶:۱۳۷۹) تصویر یعنی شخصیت .محصولات مثل افراد دارای شخصیت اند واین شخصیت می تواند آن محصول را در بازار تثبیت ویا آن را حذف کند. شخصیت یک محصول ملغمه ای است از بسیاری چیزها مانند: نام محصول ، بسته بندی ، قیمت ، نحوه تبلیغ و از همه مهمتر ذات خود محصول. هرتبلیغی باید به عنوان سهمی از تصویر نام تجاری انگاشته شود . به تعبیر دیگر تبلیغات باید مستمرا همان تصویر را به نمایش بگذارد. (اگیلوی ، ۱۳۸۲، ۲۰) در مورد مارک های خانوادگی مقولههای مربوط به گسترش مارکها اغلب بر اساس ویژگیهای مشترک ، انتخاب می شوند . گسترش مارک یا توسعه یک مارک تجاری موفق ، از یک بازار خانگی اولیه گرفته تا یک خط تولید خاص یا مشخص ، مستلزم استفاده از طرحی است که هویت و یگانگی مارک را، به صورت یک ویژگی مکمل برای آن می پندارد که میل و اشتیاق مصرف کننده را به خرید تقویت می کند. راب مکویین (۲۰۰۵ ) معتقد است که نام تجاری می تواند به عنوان نقش موثری را درفرایند بررسی ، تشخیص و انتخاب مصرفکننده داشته باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
«مدیریت ارتباط با مشتری چالش اصلی استراتژیک قرن بیست و یکم است» (گالبریت و روگرس، ۱۹۹۹). پاتریک بولتما[۲۱] مشاور خدمات مشتری اینگونه نظر میدهد: «مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) بزرگترین آرزوی کمپانی شما برای آینده میباشد.» علاوه بر این ونیک سوین[۲۲] از موسسه[۲۳] SAS ادعا میکند که : مدیریت ارتباط با مشتری به سرعت در حال تبدیل شدن به پیش نیازی برای بقا و موفقیت کلیه کسب و کارها در بازار رقابتی امروز است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
با توجه به مطالب گفته شده میتوان عوامل زیر را به عنوان محرکهای توجه به CRM در نظر گرفت: الف) محرکهای درونی سازمان: رقابت بر سر کسب مشتری تشدید یافته است. از نقطه نظر کاملاً اقتصادی سازمانها میدانند که حفظ مشتری ارزانتر از یافتن مشتری جدید تمام میشود. آمارها نیز چیزی شبیه به این را نشان میدهند (گری و بیون، ۲۰۰۳). قانون پاره تو : این قانون اذعان میدارد ۲۰% مشتریان سازمان ۸۰% سود آوری را ایجاد میکنند. جذب مشتری جدید ۱۰ - ۵ برابر گرانتر از تکرار معاملات مشتریان موجود است. یک مشتری ناراضی، تجربیات خود را با ۱۰- ۸ نفر دیگر در میان میگذارد. ب: محرکهای اهداف هزینه: افزایش درآمد به لحاظ افزایش رضایت مشتری (مثلاً با افزایش فروش محصولات جانبی یا تکرار خرید). کاهش هزینههای فروش و توزیع (مثلاً با بالا بردن احتمال پذیرش محصول توسط ابزارهای تبلیغاتی، استفاده از وب برای کاهش تعداد فروشندگان و کانالهای توزیع لازم) (گری و بیون، ۲۰۰۳). حداقل سازی هزینههای پشتیبانی مشتری (مثلاً از طریق در دسترس گذاشتن اطلاعات مشتریان برای نمایندگان فروش، خود کار سازی مراکز تماس جهت دسترسی مستقیم نمایندگان فروش به ترجیحات و تاریخچه خرید مشتریان). البته شیوه مدیریت روابط با مشتریان به هزینههای ایجاد روابط بستگی دارد. تعداد دفعات خرید نیز بر نوع ارتباطاتی که توسط شرکت اعمال میشود تأثیر میگذارد. نمودار ۱-۲ انواع مختلف خدمات مبتنی بر تعداد دفعات خرید یا بهره گیری از خدمات و نوع تبادلات و تعاملات را به تصویر کشیده است. هر نوع رابطهای میان مشتری و شرکت – بدون در نظر گرفتن هزینه آنها برای نوع خاصی از خدمات مناسب میباشد. این مطلب در نمودار -۲۲ نشان داده شده است. ۲-۲- ۴- فرایند مدیریت ارتباط با مشتری: این فرایند شامل گامهای زیر میباشد: (احمد و کمال، ۲۰۰۲) - شناسایی مشتریان سازمان - جذب مشتری - اولویت بندی مشتریان حین انجام فرایند جذب ۲-۲- ۵-۱- شناسایی مشتریان سازمان: شناسایی فرایند یافتن افرادی است که خدمات و محصولات ما برطرف کننده نیازهای آشکار و پنهان آنها میباشد گامهای فرایند شناسایی عبارت است از: تعریف خدمات و محصولات تولیدی خدمات و محصولات را بر اساس مأموریت، چشم انداز و استراتژیهای سازمان تعریف کنید باید دقت نمود که خدمت را نباید بر اساس نیازی که برآورده میسازد تعریف شود چون در این حالت تعریف خود از محصول یا خدمت را محدود نمودهاید. مشتریان خود را تعریف کنید مشتریان سازمان را نیز باید بر اساس مأموریت، چشم انداز و استراتژیهای سازمان تعریف شود، دقت نمایید که مشتریان را بر اساس محصولات یا خدمات تولیدی سازمان تعریف نکنید. چون در اینصورت تنها مشتریان بالفعل خود را در تعریف گنجانده اید و بسیاری از مشتریان بالقوهای که بر اساس مأموریت سازمان، در صورت تعریف خدمات جدید میتوانند مشتری سازمان بشوند را از لیست مشتریان سازمان خارج میشوند. مشتریان را بر اساس محصولات و محصولات را بر اساس مشتریان تعریف کنید وقتی مشتریان و محصولات بر اساس یک عنوان مشابه تعریف و مشخص شوند (اهداف و برنامههای بلند مدت) نوبت به آن میرسد که این دو نیز نسبت به یکدیگر تعریف گردند. ۲-۲- ۵-۲-جذب مشتری : جذب، فرایند ایجاد وابستگی روانی و فکری در مشتری نسبت به محصولات یا خدمات میباشد. شناسایی مقدم بر جذب است. تا سازمان نتواند انبوهی از افراد پیرامونش را بشناسد، قادر نخواهد بود که آنها را جذب کند. فرایند شناسایی متشکل از گامها و مکانیزمهایی متفاوت با فرایند جذب میباشد. گامهای فرایند جذب مشتری شامل موارد ذیل میباشد: شناسایی مشتریان بالفعلی که از محصولات سازمان استفاده میکنند: مشتریانی میباشند که روابط تجاری با سازمان دارند و سازمان تقریباً اطلاعاتی کامل از آنها در اختیار دارد. شناسایی مشتریان بالفعلی که از محصولات ما استفاده نمیکنند: همان مشتریان رقبای سازمان میباشند. در بازار رقابت نباید تفکر تقسیم مشتریان به نسبتهای تقریباً مشابه بین سازمانهایی که یک نوع خدمت را ارائه میکنند وجود داشته باشد. هر سازمانی باید سعی کند حداکثر تعداد مشتریانی را که میتواند جذب کند. شناسایی مشتریان بالقوهای که میتوانند مشتری محصولات ما باشند. با شکل دهی به خدمات نوین میتوان مشتریان بالقوه را به مشتریان بالفعل تبدیل نمود. ۲-۲- ۵-۳- رتبه بندی مشتریان: یکی از دلایل پرداختن به موضوع اولویت بندی مشتریان، محدودیت منابع سازمانی میباشد. محدودیت منابع باعث میگردد که سازمان در پی کسب حداکثر ارزش افزوده از فروش محصولات و خدمات خود باشد. در محیط بازار رقابت کامل، سازمانی موفق خواهد بود که حداکثر ارزش افزوده را از فروش محصولات و خدمات خود کسب نماید که این همان تعریف کارائی و اثر بخشی است (لونستین[۲۴]، ۱۹۹۹). یکی از مدلهای مفهومی دسته بندی مشتریان، هرم مشتری است که دارای چهار سطح میباشد (واینر[۲۵]، ۲۰۰۱). ردیف پلاتینیوم : مشتریان این ردیف، مشتریان بسیار سود آور و وفادار شرکت میباشند. این مشتریان محصولات و خدمات زیادی از شرکت خریداری میکنند. هزینه نگهداری آنان پایین است و تبلیغات دهان به دهان مثبت از محصولات شرکت به راه میاندازند. مشتریانی که شرکت هزینههای زمانی، معنوی و مادی زیادی برای آنان صرف کرده و انتظار بازدهی بالایی برای آن قائلند. ردیف طلائی: تفاوت این ردیف با ردیف پلاتینیومی سطح سود آوری مشتریان میباشد. مشتریان این طبقه سود آوری کمتری نسبت به مشتریان پلاتینیومی دارند. این دسته از مشتریان به شرکت وفاداری زیادی ندارند، ولی از خدمات شرکت رضایت دارند. ردیف آهنی (یا نقرهای) : این ردیف شامل آن مشتریانی میشود که حجم قابل توجهی از ظرفیت شرکت را به خود اختصاص دادهاند اما سطوح مصرف، وفاداری و سود آوری آنها پایین میباشد. ردیف سربی: مشتریانی که در این ردیف جای میگیرند برای شرکت بسیار پر هزینه میباشند. مشتریانی پر توقع با نسبت سود آوری پایین که نرخ مصرف پایینی از خدمات سازمان را نیز دارند. با بهره گرفتن از هرم مشتری میتوان مفهوم CRM را به صورت زیر مطرح کرد: - جذب مشتریان جدید به هرم مشتری. - ارتقای مشتریان به سمت بالای هرم - حفظ مشتریان بالای هرم در برابر ترک هرم جذب مشتری جدید به هرم مشتری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این نظریه، به دو جنبه اجتماعی و روانی توجه می شود.در جنبه اجتماعی، تاثیر عواملی نظیر نظام سازمانی و کارگاهی و شرایط محیط اشتغال در رضایت شغلی مورد توجه قرار می گیرد.این عوامل همان شرایط بیرونی رضایت شغلی را شامل می شود.جنبه روانی رضایت شغلی بیش تر به انتظارات و توقعات فرد مربوط می شود.به عبارت دیگر، احساس فرد از موقعیت شغلی و فعالیت هایش در انجام مسؤولیت های محوله و ایفای نقش خاص به عنوان عضوی از اعضای جامعه، میزان رضایت شغلی او را مشخص می نماید.رضایت کلی نتیجه ای است که فرد از ترکیب در جنبه اجتماعی وروانی عایدش می گردد.
۲-۵-۵ نظریه نیازها
این نظریه به مقدار زیادی به نظریه سلسله نیازهای مازلو (A. H. Maslow) نزدیک است، تا جایی که می توان آن ها را یکی به حساب آورد.البته ناگفته نماند که نظریه نیازهای مازلو عام تر است و رضایت شغلی می تواند در دایره و محدوده آن قرار گیرد. بر اساس نظریه نیازها، میزان رضایت شغلی هر فرد که از اشتغال حاصل می شود، به دو عامل بستگی دارد: اول آن مقدار از نیازهایی که از طریق کار و احراز موقعیت مورد نظر تامین می گردد.دوم آن مقدار از نیازها که از طریق اشتغال به کار مورد نظر، تامین نشده باقی می ماند.نتیجه ای که از بررسی عوامل اول و دوم حاصل می شود میزان رضایت شغلی فرد را معین می کند. این نظریه رضامندی را تابعی از میزان کام روایی و ارضای نیازهای فرد، شامل نیازهای جسمی وروان شناختی می داند.نیازها به عنوان احتیاجات عینی انسان، که در همه افراد مشابه است، تلقی می شود، در حالی که ارزش هاآرزوهای ذهنی فرد است که از یک شخص به شخص دیگرفرق می کند روان شناسان سازمانی بیش تر بر این باورند که سلسله مراتب نیاز در نظریه مازلو، در بررسی رضایت مندی شغلی کاربردپذیر است.این نظریه پنج نوع از نیازهای انسانی را مشخص می کند که به ترتیب اهمیت و از پایین به بالا عبارتند از: نیازهای تنکردی مثل غذا، آب و هوا) ، نیاز به ایمنی (مثل دوری از خطر و ایمنی اقتصادی) ، نیازهای اجتماعی( مثل عشق، پذیرش و تعلق گروهی) ، نیازهای من یا صیانت ذات( پیشرفت، شناسایی، تایید و احساس ارزشمندی) ، و خودشکوفایی ( مثل بالفعل سازی حداکثر استعدادهای بالقوه).به ادعای مازلو، تنها وقتی نیازهای اساسی تر به طور نسبی برآورده شود نیازهای بالا مد نظر قرار می گیرد.از این رو، رضامندی شغلی باید با توجه به این نکته تعیین شود که شغل فرد چگونه پاسخ گوی نیازهایی است که برای او جنبه غالب دارد.ممکن است برای فردی، ایمنی اقتصادی یک نیاز باشد، در حالی که برای دیگری نیاز به خودشکوفایی مطرح باشد.از این رو، طبیعی است که یک شغل واحد بتواند موجب پدید آمدن سطوح بسیار متفاوت رضامندی در افراد شود.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
پورتر سلسله مراتب نیازهای مازلو را به سه سطح تقسیم می کند: سطح اول: نیازهای حیاتی و زیستی (غذا، امنیت، بهداشت) سطح دوم: نیازهای ارتباطی (ارتباطبا دیگران، تعلق به گروه، و پیوندهای عاطفی) سطح سوم: نیاز به رشد و شکوفا شدن استعدادهای فکری ونیروهای بالقوه در فرد. سازمان های تولیدی و خدماتی تا آن جا می توانند به حیات خود ادامه دهند که بتوانند نیازهای افراد را برآورده سازند.گرچه این سازمان ها تاکنون در ارضای نیازهای سطح اول موفق بوده اند، اما در ارضای نیازهای سطح دوم، کم تر توفیق یافته اند و برای سطح سوم هم در عصر ما کار مهمی نکرده اند.
۲-۵-۶ نظریه هرزبرگ (F. Herzberg)
این نظریه با نام های «نظریه انگیزشی - بهداشتی » و «نظریه دو عاملی هرزبرگ » نیز معروف است.او به نوع نیاز - یعنی نیازهای بدنی و نیازهای روانی - اشاره می کند.به ادعای هرزبرگ، این دو نوع نیاز بر طبق دو اصل متفاوت عمل می کنند; نیازهای بدنی در جهت اجتناب از درد و ناراحتی عمل می کنند.عواملی که این نیازها را بی اثر می کند - که هرزبرگ آن ها را «عوامل بهداشتی » می نامد - می تواند ناراحتی را کاهش دهد یا از آن دوری کند، اما نمی تواند موجب خشنودی شود.از سوی دیگر، نیازهای روان شناختی، مشتاق رشد، دانش، پیشرفت، خلاقیت وفردیت است و بر اساس اصل لذت عمل می کند. ارضا کننده های آن - که «برانگیزاننده » خواننده می شود - می تواند موجب خشنودی گردد، ولی فقدان آن نمی تواند موجبات عدم لذت یا ناراحتی را فراهم آورد.هرزبرگ رضامندی و نارضامندی را مستقل از یکدیگر تلقی می کند.هر یک مستقل از دیگری می توانند به درجاتی وجود داشته یا نداشته باشند; یعنی امکان دارد به طور همزمان در رابطه با جنبه های گوناگون یک شغل واحدارضاکننده باشند یا نباشند. هرزبرگ و می یرز معتقدند که رضایت بالا، عملکرد بالا را به دنبال می آورد.از این رو، برای ایجاد آن باید به اقداماتی از قبیل توسعه شغلی، غنای شغلی، چرخش شغلی و مانند آن متوسل شد. هرزبرگ در مطالعات خود، متوجه شد که می توان عوامل رضایت از شغل و عوامل نارضایتی را جداگانه مورد بررسی قرار داد.وی عواملی را که منجر به رضایت کارکنان از شغل می شود «عوامل انگیزش » نامید و عواملی را که موجبات نارضایتی کارکنان را فراهم می آورد «عوامل ابقا» یا «عوامل بهداشت » نام گذاری کرد به نظر هرزبرگ، واحدهای صنعتی و خدماتی در صورتی موفق می شوند افراد را به خوبی جذب کنند و نیازهای آنان را ارضا کنند که بتوانند اولا، کاری به آن ها عرضه کنند که رضایتشان را جلب کند.ثانیا، کار را با توجه به چگونگی ارضای نیازهای سطح سوم (نیاز به رشد و شکوفا شدن استعدادهای فکری و نیروهای بالقوه در فرد) در نظر بگیرند; یعنی سازمان بر اساس تحقق ظرفیت روحی و فکری کارگر و کارمند و شناخت استعدادهای وی باعث علاقه به کار - بر اساس طبیعت آن - واحساس مسؤولیت هایی که در جریان کار سازمان موردنظر است، می شود و امکانات شغلی وحرفه ای و پرداخت دست مزد برابر با کوشش های فرد را فراهم می سازد. هرزبرگ به این نتیجه رسید که اگر این گونه نیازهای افراد ارضا گردد گفته می شود که از کار خود رضایت دارند.و اگر ارضا نشوند، در رابطه با سازمان و کارشان اظهار نارضایتی می کنند.سازمان می تواند با ارضای این قبیل نیازها، نارضایتی آن ها را کاهش دهد و حتی از میان بردارد.
۲-۶ روش های ارزیابی رضایت شغلی
رضایت شغلی را با روش ها و ابزارهای گوناگونی می توان سنجید.با مروری به منابع، می توان در مجموع به روش ها و ابزارهای ذیل اشاره نمود:
۲-۶-۱مقیاس های درجه بندی گزارش شخصی
ابزار اندازه گیری معمول برای رضایت شغلی، مقیاس های درجه بندی گزارش شخصی است و طرح پژوهشی معمول در این زمینه، از جمله طرح های همبستگی است که در آن رضامندی را با پیشینه ها یا پیامدهای فرضیه ای مقایسه می کنند.لاک نتیجه گیری کرد که پژوهشگران بیش تر بر مقیاس های درجه بندی و طرح های همبستگی تکیه می کنند تا بر استفاده از رویکردهای قوی تر و متنوع تر. شاید دقیق ترین و رایج ترین ابزار اندازه گیری ساخته شده، “شاخص توصیفی شغلی " ( JDI) باشد که در دانشگاه کرنل تدوین شده است.در این شاخص، پاسخ دهندگان در زیر چند عبارت کوتاه یا وصفی، که هر یک از جنبه های پنج گانه موقعیت کاری را شرح می دهد، پاسخ بلی یا خیر می دهند.این پنج جنبه عبارتند از: کار مورد نظر، سرپرستی، همکاران، دست مزد و فرصت ترقی شغلی
۲-۶-۲ رویدادهای حساس (پیشامدهای بحرانی)
استفاده از رویدادهای حساس از دستاوردهای هرزبرگ (F. Herzberg) و همکاران اوست. در بررسی گرایش های شغلی، از کارکنان خواسته شد تا رویدادهای شغلی خود را، که خشنودکننده و ناخشنود کننده بود، توصیف کنند.این رویدادها بعدا مورد تحلیل محتوایی قرار گرفت تا معلوم شود کدام یک از جنبه های موقعیت شغلی (مانند خود شغل، سرپرستی، حقوق، ترفیع و مانند آن) در ارتباط با واکنش های انفعالی بوده است.در مقایسه با مقیاس های ارزیابی دیگر، این روش به جای داده های کمی، بر داده های کیفی تکیه می کند.حسن اساسی روش رویدادهای حساس این است که مبتنی بر روش غیردستوری است. از کارکنان به سادگی سؤال می شود تا رویدادهای خشنود کننده را توصیف کنند.بدینسان، پیش داوری از قبل تعیین شده ای در زمینه موضوعات وجود ندارد. علی رغم محاسن این روش، به چند عیب آن نیز باید اشاره کرد: اول این که جمع آوری داده ها و سپس تحلیل محتوای آن ها وقتگیر است.دوم آن که درمعرض پیش داوری محقق یا مدیری قرار می گیرد که پیشامدها را تحریف می کند، به ویژه امکان زیاد دارد که خود کارکنان پاسخ ها را تحریف کنند; بدین معنا که کارکنان ممکن است مسؤولیت رویدادی منفی را به سرپرستی و رویدادی مثبت را به توانایی های خود نسبت دهند
۲-۶-۳مصاحبه
شیوه دیگر برای ارزیابی رضایت کارکنان عبارت از مصاحبه های انفرادی است. مصاحبه ممکن است برنامه ریزی شده (جایی که سؤالات از پیش تعیین شده و استاندارد است) یا غیر برنامه ریزی شده (جایی که سؤالات آزاد و بدون طرح قبلی است) باشد. مصاحبه در ارزیابی رضایت شغلی و گرایش های شغلی از چند امتیاز برخوردار است: نخست.از طریق مصاحبه بررسی عمیقی در زمینه هایی از کارها فراهم می شود که از طریق مقیاس ها و روش های ارزیابی دیگر میسر نیست. دوم.مصاحبه در بررسی گرایش افرادی مفیدتر است که از سطح تحصیلات کم تری برخوردار یا با موانع کلامی مواجه می باشند و فهم اصطلاحات به کار رفته در پرسش نامه چاپی برای آنان مشکل است. سوم.مصاحبه امکان بهتری برای بررسی دقیق به مفهوم واقعی پاسخ ها فراهم می آورد و می توان معلوم کرد که یک فرد چه احساسی در مورد جوانب مختلف شغل دارد. از سوی دیگر، دست کم سه مشکل در مورد روش مصاحبه وجود دارد: اول.مشکل عینیت به چشم می خورد; افرادی ممکن است پاسخ های خودرا تحریف کنند. دوم.غالبا تفاوت هایی میان مصاحبه کنندگان وجود دارد که منجر به نقض غرض می شود; زیرا شیوه طرح سؤالات و نوع اطلاعاتی که مصاحبه کننده برای ثبت اطلاعات انتخاب می کند، می تواند در نتیجه مؤثر باشد. سوم.مشکل زمان وجودداردو مصاحبه با تعداد زیادی از کارکنان به زمان زیاد احتیاج دارد که این کار عملی نیست. تا این جا، به ذکر سه روش یا سه ابزار برای اندازه گیری و سنجش رضایت شغلی اشاره شد.ملاحظه گردید که هر یک از این روش ها و ابزارها دارای محاسنی است.اما هر کدام با مشکلات و نواقصی نیز روبه رو می باشد. با توجه به مشکلات و نواقص این روش ها و ابزارها و با توجه به این که روش و ابزار پرسش نامه ای کاربرد بیش تری دارد، لازم به نظر می رسد که ابزار و روش پرسشنامه ای باتفصیل بیش تری تبیین گردد.
۲-۶-۴ پرسش نامه و روش پرسش نامه ای
پیش از تهیه پرسش نامه مناسب برای سنجش رضایت شغلی، باید روش و فلسفه کار مشخص گردد. پس از تعیین روش و اساس کار، به تهیه پرسش نامه مناسب اقدام و سپس اجرا گردد.به نظر بری فیلد (A.H.Bryfield) و روث (H.F.Rothe) ،هر پرسش نامه سنجش رضایت شغلی باید دارای خصوصیات ذیل باشد: ۱- رضایت شغلی را از دیدگاه معین و مشخص اندازه گیری کند ۲- سؤالات به طور واضح و روشن مطرح گردد ۳- بین آزمودنی و اجراکننده پرسش نامه همکاری لازم به وجود آید ۴- پرسش نامه حتی الامکان موثق و معتبر باشد ۵- پرسش نامه به آسانی نمره گذاری و تعبیر و تفسیر شود ۶- ضمن اجرای پرسش نامه، به تغییر حالات روانی آزمودنی توجه گردد وازآن در تعبیر و تفسیر پرسش نامه استفاده شود. برای سنجش رضایت شغلی، پرسش نامه های متعددی ارائه گردیده است که به عنوان الگو سه نمونه از آن ها ذکر می گردد.
-
- پرسش نامه رضایت شغلی هاپاک: در این پرسش نامه، تعداد چهار پرسش چند گزینه ای مطرح گردیده است..
-
- پرسش نامه رضایت شغلی بری فیلدوروث: برخی از مشاغل رضایت بخش تر از دیگر مشاغل اند. به کمک این پرسش نامه، احساس افراد نسبت به شغلشان تعیین می شود.از آن ها خواسته می شود واکنش و احساس خود را در برابر هر یک از نوزده جمله با قرار دادن علامت (×) مشخص سازند.
- پرسش نامه عمومی رضایت شغلی: در این پرسش نامه، بر خلاف پرسش نامه های پیشین، آزمودنی باید به شرح و توضیح احساسات و عقاید خود در هر یک از زمینه های مربوط اقدام نماید.این پرسش نامه در مجموع دارای پانزده سؤال می باشد که آزمودنی باید به صورت تشریحی به آن ها پاسخ دهد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اصطلاح شرکت چند ملیتی شامل شرکت هایی می گردد که از طریق شعب فرعی ، شاخه ها یا شرکت های وابسته یا سایر سازمان ها در امور بازرگانی اساسی یا سایر فعالیت های اقتصادی کشور میزبان دخالت دارند.ولی کنترل یا تصمیم گیری های آنان در کشور یا کشورهای دیگری که کشورهای مادر خوانده می شوند متمرکز است[۱۷]. اما به نظر می رسد که تعریف زیر از شرکت های چند ملیتی صحیح تر باشد: شرکت چند ملیتی شرکتی است که دارای شرکت های فرعی در سراسر دنیاست و از طریق سرمایه گذاری مستقیم و غیر مستقیم در خاک کشورهای دیگر به فعالیت تجاری می پردازد. اما کارتل را میتوان اینگونه تعریف کرد که یک شرکت بزرگ یا اجتماع چندین شرکت تولید کننده کالایی همگون که با توسل با اعمال و اقدامات گوناگون و اغلب غیرقانونی و محرمانه و به صورت تشکیلاتی ،انحصار بازار را درزمینه های فعالیت خود در دست میگیرد[۱۸]. اگر اعضا این مجموعه ، شرکت هایی باشند که فعالیت آنها به یک کشور محدود شود به آن کارتل محلی گفته می شود.اگر فعالیت آنها در کشور های مختلف باشد، این تشکیلات به عنوان کارتل بین المللی[۱۹] خوانده می شود. شرکت های عضو کارتل هرچند ظاهرا مستقل بوده و از نظر حقوقی استقلال خود را حفظ می نمایند اما در واقع سیاست واحد مشترکی را در زمینه تعیین قیمت ،حجم،تولید،مرغوبیت کالا و حدود بازار فروش هر عضو و از بین بردن رقابت بین اعضا و رقبای ناخواسته دنبال می نمایند.این سیاست واحد،توسط تشکیلات کارتل که بدین منظور وبه کمک کمپانی های عضو تشکیل گردیده ایجاد و اعمال میشود.شرکت هایی که به عضویت کارتل پذیرفته نشده باشند باید یا به مالکیت اعضا درآیند و یا نابود شوند[۲۰]. ۲- تعریف کارتل های چند ملیتی: در بسیاری موارد در کشور ما تفاوتی میان کارتل های چند ملیتی و شرکت های چند ملیتی قائل نمی شوند ،در حالی که به نظر می رسد تفاوت اساسی بین آنها وجود داشته باشد ،هرچند نتایج عملکرد هر دو چپاول و استثمار هر چه بیشتر ملت ها است . شاید بتوان گفت شرکت چند ملیتی از یک کمپانی عظیم و با سرمایه متمرکز تشکیل شده است که فعالیتش در شرکت های مختلف پراکنده می باشد. صفت چند ملیتی ممکن است به دلیل وجود یکی از دو حالت زیر به چنین شرکتی داده شود در حالت اول شرکت مادر با سرمایه خود شروع به فعالیت در کشور های متعدد از طریق تشکیل شعبات یا ایجاد شرکت های وابسته می نماید.این شعبات با درجه ای از استقلال از طریق کپانی مادر هدایت و اداره میشوند.درحالت دوم شرکت مادر برای شروع فعالیت در کشور مورد نظر سرمایه های داخلی آن کشور را نیز به مشارکت می گیرد. به این ترتیب ظاهرا سرمایه ملیت های مختلف در کنار هم توسط شرکت مادر به کار گرفته می شود.هرچنداز نظر کمیت این مشارکت درسطح بسیار محدودی بوده که در اغلب موارد این سرمایه های محدود نیز مربوط به طبقه حاکمه آن کشور می باشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
حال که تعریف شرکت های چند ملیتی تا حدودی روشن شد بایستی گفت کارتل های چند ملیتی از اجتماع این شرکت های چند ملیتی بوجود می آیند .اعضا کارتل چند ملیتی معمولا انحصار تولید در یک کشور مادر را به عهده داشته و در سطح بین المللی نیز فعالیت دارند[۲۱]. ۳- رشد شرکت های چند ملیتی وعلل آن: شرکت های چندملیتی به صورت امروزی ، در حقیقت اعضا و اجزا تشکیل دهنده کارتل های چندملیتی می باشند که با قدرت انحصاری به آسانی کنترل بازار را در دست دارند. شرکت های چندملیتی عمدتا بعد از جنگ جهانی دوم توسعه یافتند و حتی این اصطلاح نیز احتمالا در سالهای ۱۹۶۰(۱۳۳۹) پس از انتشار ضمیمه اختصاصی مجله بیزینس ویک[۲۲] تحت عنوان((شرکت های چند ملیتی)) مورد استفاده قرار گرفت[۲۳] .البته به کار بردن اصطلاح چند ملیتی، در این مورد گمراه کننده است و معمولا این برداشت را در ذهن تداعی می کند که هرگاه شرکتی به صورت چند ملیتی فعالیت نماید در پهنه اقتصادی می تواند عوامل باز دارنده توسعه را به نفع ملیت هایی که در این فعالیت سهیم هستند نظیر رقابت های بی حاصل، محدودیت های ناشی از مرز های جغرافیایی و امثالهم را پشت سر نهاده و رفاه جهانی را باعث شود[۲۴]. در سال های اخیر شرکت های چند ملیتی نه از لحاظ حجم بلکه از نظر حوزه جغرافیایی فعالیت،وسعت و توسعه غیر قابل تصوری یافته اند به طوری که بسیاری از این شرکت ها از نظر حجم فعالیت اقتصادی ،درآمد و ذخایر سرمایه ای از بسیاری کشور های جهان بزرگتر هستند.تسلط بر قدرت عظیم اقتصادی آنها را قادر می سازد که در کشور های مورد نظر بر قدرت سیاسی نیز نظارت و کنترل خود را اعمال نمایند و هر کجا که لازم آید برای رسیدن به اهداف خود (در زمینه اقتصادی و سیاسی) از قدرت خود استفاده کنند. آنها نه تنها با جابجا کردن ذخایر پولی خود از یک کشور به کشور دیگر می توانند بحران مالی و ارزی ایجاد نموده و موجبات سقوط اقتصادی و سیاسی یک کشور را فراهم آورند نظیر (بحران مالی و اقتصادی شرق آسیا در۱۹۹۷).ریشه بسیاری از کودتاها و بحران های اقتصادی و سیاسی کشورهای مختلف جهان در دهه های اخیر را می توان مستقیم و غیر مستقیم در فعالیت این شرکت ها یافت[۲۵]. در خصوص علل رشد شرکت های چند ملیتی نظریات متفاوتی بیان می شود که برخی از این نظرات عبارتند از : ۱- شرکت ها از طریق رقابت آزاد ، جهت استفاده از مواد اولیه نیروی کار ارزان به کشورهای عقب نگه داشته شده کشانده می شوند تا از یک سو مواد اولیه مورد نیاز صنایع خود را تامین کنند واز سوی دیگر این کشورها را به صورت بازارمصرف محصولات تولید شده خود در آورند[۲۶]. ۲- رشد شرکت های چندملیتی نتیجه تمرکز و تراکم سرمایه است که نیاز به ((رشد)) مداوم را طلب می کند.به عبارت ساده تر این نیاز به رشد از خصوصیات ذاتی سرمایه است در حقیقت هرچه سرمایه اولیه بیشتر باشد سرعت رشد نیز بیشتر است . ۳- علاوه برانباشت سرمایه،سیر نزولی سودآوری سرمایهگذاری اضافی باعث تشویق صدورسرمایه می شود. ۴- عده ای نیز دلیل صدور سرمایه را آن می دانند که سرمایه به هر کجا که فرصت های پرسودتری وجود داشته باشد جلب می شود. ۵- فروش کالاهایی که در کشور مادر قابل عرضه نیست به بازار های خارجی انگیزه قوی دیگری است[۲۷]. بخش دوم: جهانی شدن[۲۸] و نظرات تبیین آن ۱- تعریف جهانی شدن وتاثیر آن برفعالیت شرکت های چندملیتی : جهانی شدن واقعیتی ملموس، فرایندی انکار ناپذیر ودر عین حال مقوله ای مناقشه برانگیز است. افزون بر یک دهه است که در محاورات عمومی ،اصطلاح جهانی شدن یادهکده جهانی به کار می رود. لیکن اجمال نظری درباره معنا و مفهوم آن شکل نگرفته است [۲۹] . چند سویه بودن مفهوم جهانی شدن، به دست دادن تعریفی واحد از آن را دشوار میکند. برخی اندیشه گران برای این فرایند هشت بعدمالی، تکنولوژیکی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، زیست محیطی، جغرافیایی و جامعه شناسی قائل شده اند[۳۰] . برای فهم بهتر از جهانی شدن ، می توان این روند را همچون ورق جمع شده ای تصور نمود که در طی زمان های آتی چین خوردگی های آن باز و نمایان گشته ، ابعاد و پیامد های آن بروز می یابند.جهانی شدن اصطلاحی است که از اواسط دهه ۱۹۸۰ متداول شده است و امروزه اغلب به جای بین المللی شدن و فراملیتی شدن به کار می رود.این اصطلاح به گستره وسیعی از تغییرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دلالت می کند و بنابراین تفسیرها و تعبیرهای گوناگونی از آن شده است[۳۱]. جهانی شدن را می توان به معنی فروریختن مرزها و فراتر رفتن از آن در سطح جهانی در ابعاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی…که فرایند آن دگر گون شدن ساختارهای محلی به جهانی دانست.فرایند جهانی شدن، ابعاد و دامنه آن آنقدر وسیع و گسترده است که تمام شئون زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است، تا جایی که برخی از صاحب نظران آن را به عنوان بزرگ ترین رخداد تاریخ بشری یاد کرده اند . به طوری که چند دهه گذشته در پرتو توسعه انقلاب ارتباطات الکترونیکی، مفهوم فاصله و فضا، به گونه ای غیرقابل تصور در هم ریخته است. جهانی شدن به شکل امروزین آن از زمان فروپاشی کمونیسم و نظام دوقطبی و پایان جنگ سرد عینیت یافته است. درواقع جهانی شدن به فرآیندی اطلاق میشود که طی آن جریان آزاد اندیشه، انسان، کالا، خدمات، و سرمایه در دنیا میسر و محقق گردد. جهانی شدن فرایند افزایش «وابستگی متقابل» میان جوامع مختلف در مقیاس جهانی است[۳۲]. گروهی به مفهوم عام یعنی در هم ادغام شدن بازارهای جهانی در زمینه های تجارت وسرمایه گذاری مستقیم و جا به جایی و انتقال سرمایه ، نیروی کار و فرهنگ در چهار چوب سرمایه داری وآزادی بازار و نهایتا سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت های جهانی بازار که منجر به شکافته شدن مرزهای ملی و کاسته شدن حاکمیت دولت خواهد شد، معتقد هستند. عنصر اصلی واساسی دراین پدیده شرکت های چند ملیتی هستند. جهانی شدن شامل تراکم دنیا به عنوان یک کل و از طرف دیگر افزایش سریع در اجماع و پایه گذاری فرهنگ جهانی تلقی می شود. بطوری که همگون سازی به عنوان یکی از ویژگی های جهانی شدن میلیونها فرصت شغلی ایجاد کرده و باعث شده است که حدود دو تریلیون دلار سرمایه از کشورهای ثروتمند از طریق سهام، سرمایه گذاری در اوراق قرضه و وام های تجاری به کشورهای فقیر و در حال توسعه منتقل می شود[۳۳]. به عبارت دیگر بین المللی شدن را می توان فرایند درهم تنیدگی اقتصادهای ملی از راه تجارت بین المللی دانست از سوی دیگر فراملیتی شدن به مفهوم شکل گیری موسسات تولیدی بر پایه عملیات برون مرزی از راه سازمان ها و موسسات چند ملیتی است[۳۴]. جهانی شدن فرآیندی است که از ابتدای تاریخ بشر وجود داشته و از همان زمان میزان اثرگذاری آن رو به فزونی بوده، اما اخیراً شتاب ناگهانی در آن پدیدار شده است[۳۵] . جهانی شدن یک فرایند متأخر است که با سایر فرایند های اجتماعی همچون فرا صنعتی شدن ، فرانوگرایی همراه است. جهانی شدن در حوزه های مختلف علوم مورد بحث قرار گرفته و بسیاری از مفاهیم را وادار به بازسازی معنایی کرده است. از این منظر ، جهانی شدن را عامل شکننده ای برای اندیشه های علمی و دانشگاهی در آغاز قرن بیست و یکم می دانند . باید توجه داشت که جهانی شدن با مفهوم نوین آن ، محصول تعاملات فراملی است که طی دو سه دهه گذشته عینیت پیدا کرده است[۳۶]. جهانی شدن، به معنای توسعه جهانی مقوله های مادی و معنوی است که منجر به بازسازی تولیدات جدید در قلمروهای سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شده و معنای متفاوتی را در این حوزه ها به وجود آورده است .به یک تعبیر می توان گفت که جهان تا کنون چندین موج از فرایند جهانی شدن را پشت سر نهاده است، و وجوه مشترک تمام این مراحل هم توسعه تجارت ، گسترش فناوری، مهاجرت وسیع و اختلاط فرهنگ ها بوده است. اما ویژگی بارز موج نوین جهانی شدن که پس از دو جنگ جهانی و بروز رکود بزرگ آغاز شد، همانا کاهش هر چه بیشتر هزینه های حمل و نقل و توسعه شرکت های چند ملیتی است. و شرکت های چند ملیتی هم موتور محرکه جهانی سازی اقتصاد محسوب می شوند . این گونه شرکت ها هستند که با پشت سر نهادن مرز های سیاسی و به حاشیه راندن دولت های ملی ، باعث ادغام هر چه بیشتر اقتصاد های ملی در اقتصاد جهانی می شوند. دوره پس از جنگ جهانی دوم، به عنوان دوره تلاش برای دستیابی به نوسازی و توسعه در کشور های توسعه نیافته، شناخته شده است[۳۷]. جهانی شدن را میتوان چنین تعریف کرد: جهانی شدن ایجاد تغییراتی در جامعه است که در اثر ازدیاد تجارت، سرمایهگذاری، مسافرت و گسترش شبکههای کامپیوتری مابین کشورهای دنیا رخ میدهد جهانیشدن باعث تشدید تاثیر فرهنگ ها برهم خواهد شد و میتواند شیوههای مدیریت سازمان ها در کشورهای مختلف را تا حد زیاد شبیه به هم و یکسان سازد. در اثر موج جهانی شدن پیشبینی میشود که از اهمیت مرزهای جغرافیایی کشورها برای کنترل سرمایه، فناوری و کار کاسته شود. وقتی کشورها به هم نزدیک میشوند و مناسبات تجاری و فرهنگی بین آنها زیاد میشود، بناچار باید به دنبال قوانینی باشند که مشکلاتشان را حل کند. بنابراین قوانین هم به سوی تشکل و یکپارچگی گرایش پیدا میکنند و فرهنگ ها به یکدیگر نزدیکتر میشوند. با توسعه روابط بین کشورها، شرکت های داخلی توسعه مییابند و دامنه فعالیت هایشان از مرزهای داخلی گسترش پیدا کرده و فراتر میرود و وارد بازارهای جهانی میشوند. بدین لحاظ افزایش ایجاد شرکت های چندملیتی لازم میشود و بدین ترتیب بنگاه های اقتصادی جهانی روز به روز توسعه مییابند[۳۸]. پدیده جهانی شدن واقعیتی است که از عمر آن سالیان بسیار نمیگذرد. این پدیده، متولد اواخر قرن بیستم است اما با وجود عمر کوتاهش تا اقصی نقاط عالم اشاعه یافته و به اعماق مباحث متفکران و اندیشمندان امروز جهان راه یافته است. گویی این که وجهه غالب جهانی شدن «اقتصاد» است، ولی بیگمان تمامی ابعاد فرهنگ عمومی را تحت تاثیر خود قرار داده است. گرایش به جهانی شدن. خواهناخواه، نظم اجتماعی معاصر را تغییر خواهد داد و از هماکنون نتایج آن در همه جا قابل مشاهده است. در بازار جهانی امروز، معنای مرزهای جغرافیایی – سیاسی کشورها به معنای مرزهای بسته و دیوارهای آهنین پنجاه سال قبل نیست. امروزه اخبار و اطلاعات رخدادها از طریق شبکه اینترنت با سرعت بسیار زیاد و تقریباً در لحظه، از مرزهای جغرافیایی و سیاسی کشورها عبور کرده و به مخاطبان میرسد- این پدیده نو میتواند به عامل خطرساز و تهدیدکننده حاکمیت ملی کشورها تبدیل شود. بدین لحاظ باید با تعاریف، راهکارها و تعاملات اقتضایی و نو، آماده رویارویی با این چالش جدید شد[۳۹]. ارتباطات الکترونیکی فقط شیوه انتقال سریع اخبار و اطلاعات نیست، بلکه بافت و ترکیب زندگی ملت ها را نیز تا حد زیادی تغییر میدهد. ماهوارهها آخرین اطلاعات کشورها را به دورترین نقاط دنیا منتقل میکنند و برای نخستینبار، ارتباط فوری و همزمان[۴۰] را در سراسر جهان امکانپذیر میسازند[۴۱]. امروزه میلیون ها نفر از مردم جهان از کامپیوترهای شخصی استفاده میکنند و به یاری آن با اتصال به شبکه جهانی اینترنت این فرصت و امکان را دارند که با یکدیگر ارتباط داشته باشند و بدین گونه است که ملت ها به هم نزدیکتر شدهاند. در امور تجاری، انقلابی تحت عنوان تجارت الکترونیک[۴۲] رخ داده و عملیات تجاری را بسیار تسهیل کرده وبه شدت توسعه بخشیده است. امروزه برای ورود به بازارهای جهانی توجه دقیق و بایسته به سه عامل زیر ضرورت دارد: ۱- تفکر فراملیتی ۲- استانداردهای جهانی ۳- تولید رقابتی[۴۳] در تاثیر جهانی شدن بر فعالیت شرکت های چند ملیتی باید بیان داشت که این شرکت ها هستند که مهمترین عوامل تحرک آزادانه کالاها و خدمات و عوامل تولید بویژه سرمایه و تکنولوژی در دنیای امروز به حساب می آیند.بر اساس تئوری جهانی شدن ،اصل مزیت نسبی ،عامل تحرک سرمایه وتکنولوژی خواهد بود(اصلی که در مرحله اول حضور شرکت های چندملیتی نیز مبنای فعالیت این شرکت ها قرار داشت) به بیان دیگر شرکت های چند ملیتی فرصت های سرمایه گذاری در نقاط مختلف جهان را مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهند وسپس سود آور ترین آنها را (که بنابرتئوری تولید بهینه است) انتخاب نموده و اقدام به سرمایه گذاری ،تولید و صدور می نمایند[۴۴]. ۲- دیدگاه های تک علتی و چند علتی از جهانی شدن به منظور ارائه چهارچوبی منسجم و تعریفی مناسب از جهانی شدن ،دیدگاه های مطرح شده در این باب را می توان به دو گروه کلی تفکیک نمود .بر اساس این تقسیم بندی گروهی از اندیشمندان فرایند جهانی شدن را پدیده ای چند علتی و گروهی دیگر آنرا پدیده ای تک علتی می دانند در حالی که نظریه پردازانی همچون والرشتاین[۴۵] ، روزنا[۴۶] و گیلپین[۴۷] یک عامل عمده را دلیل جهانی شدن بر می شمارند گیدنز[۴۸]،رابرتسون[۴۹] واسکلیر[۵۰] نگرشی چند علتی به این پدیده دارند[۵۱]. والرشتاین در مقان طرفداری از تئوری نظام های جهانی، چنین استدلال می نماید که جهانی شدن با پویایی سرمایه داری پیوندی تاریخی دارد. وی این پدیده را از زاویه ی فزاینده های اقتصادی تحلیل می کند ، از نظر وی در حالی که سرمایه داری یک نظام جهان شمول اقتصادی پدید آورده ،اما ساختارهای سیاسی در سطح دولت – ملت ها همچنان به مانند گذشته در درون مرزها محصور مانده اند و در نتیجه نوعی ساختار نابرابر و نامتوازن در روند جهانی شدن بوجود آمده است[۵۲] . دیدگاه متفاوت روزنا در خصوص جهانی شدن در قلمرو فناوری قرار دارد. مفهوم کلیدی او در تبیین فرایند جهانی شدن وابستگی متقابل جهانی است که در واقع پیامد پیشرفت های تکنولوژیکی تلقی می شود. از نظر وی مرز های جهان به واسطه توسعه و پیشرفت شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی گسترده تر شده است و در نتیجه وضعیت انسانی در دو عرصه سیاسی و صنعتی تغییر یافته است. به اعتقاد او در عصری که دولت-ملت ها قلمرو جهانی را به سازمان های بین المللی، شرکت ها و جنبش های فراملی تقسیم نموده اند، سیاست های بین المللی جایگزین سیاست های ملی شده است. گیلپین نیز به روابط متقابل دولت ملت ها اذعان دارد . از دید او جهانی شدن ریشه در عوامل سیاسی داشته است . ساخت های معین سیاسی به منظور اطمینان از این که بهترین منافع هرکس به گونه ای هدفمند وبهترین نحو تامین می شود ، نیازمند اعمال کنترل بر نظم سیاسی جهان هستند[۵۳].با توجه با اینکه وی قدرت را بر حسب (( هژمونی داشتن)) درک می کند ، منطق سیاسی جهانی شدن را ظهور و سقوط قدرت های هژمون در نظام بین المللی می داند. بر خلاف نظرات فوق و در مکتب گروهی که فرایند جهانی شدن را یک پدیده چند علتی می دانند ،گیدنز جهانی شدن را از ابعاد نظام دولت- ملت ،نظم نظام جهانی،تقسیم بین المللی کار و اقتصاد سرمایه داری جهانی ، درک می کند. او جهانی شدن را محصول مدرنیته می داند که هر عامل، تاثیری مشخص بر این فرایند داشته و میزان تاثیر گذاری نیز به نیرو های نهادی و اتفاقات وابسته است .گیدنز جهانی شدن را فرایندی دیالکتیکی و بسیار پیچیده می داند که تاثیراتی گسترده و پویا دارد. از نظر وی منطق تعارضات اقتصاد جهانی سرمایه داری،آهنگ و الگوهای جهانی شدن اقتصاد را تحت تاثیر قرار می دهد ،در حالی که در بطن سیستم بین دولتی،فرم جهان شمول دولت- ملت است که قابلیت ایجاد یک جهان واحد را دارد[۵۴]. تبیین چند علتی دیگری در خصوص جهانی شدن را اسکیلر مطرح کرده است .مفهوم محوری تحلیل وی رویه های فراملی است، که آنها را اینگونه تعریف می کند : رویه هایی که بازیگران غیر دولتی ، خارج از مرز های دولت پدید آورده اند . آنها به لحاظ تحلیلی در سه حوزه اقتصادی ،سیاسی و ایدوئولوژیکی- فرهنگی جای می شوند و هر یک از این رویه ها به واسطه یک نهاد عمده مشخص می گردند. شرکت های چندملیتی عمده ترین نهاد برای رویه های فراملیتی اقتصادی به شمار می روند[۵۵]. درمقابل نظریه اسکینلر، تحلیل چند بعدی رابرتسون زوایای فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی را در بر می گیرد. او معتقد است هر نفوذی، منطق مشخصی دارد . به اعتقاد مک گرو علت تفاوت دیگاه وی از گیدنز در این نکته است که او علاقه کمتری نسبت به تدوین روابط متقابل بین این ابعاد داشته ،ولی رغبت زیادی به بررسی پیامدهای آنها نشان می دهد. توجه خاص رابرتسون بر این موضوع معطوف شده است که جهانی شدن ،برخی ابعاد زندگی مدرن را (نظیر دولت-ملت ،خط تولید مونتاژ،مد های مصرف و …) جهان شمول نموده ، هر چند روند های متعارضی را (همچون احیای ملی گرایی از یک طرف و هویت قومی از سوی دیگر )را در خود پرورش می دهد .فهم نظام جدید جهانی ازنظر وی مستلزم بر گرفتن رویکردی چند بعدی و کثرت گراست که در آن هویت های فرهنگی متعدد سازمانی ،محلی،ملی،بین المللی و فراملی ،به مثابه عناصر اصلی جهانی ،هنوز در فرایند تغییر و تحول قرار دارند[۵۶].در یک دسته بندی جزئی تر ،از مجموع نظریه پردازی های انجام شده در زمینه ((جهانی شدن)) رهیافت های زیر قابل استخراج است : ۳- رهیافت های قابل ارائه درباب جهانی شدن ۳-۱- رهیافت هژمونی مدار تمایل عده ای بر آن است که تحولات جهانی را بر اساس مفهوم ((جهانی سازی)) تعبیر و تفسیر نمایند. از نقطه نظر این گروه فرایند جهانی شدن و روند رو به رشد آن حکایت از یک پروژه و برنامه از پیش تهیه شده دارد و وجود یک فاعل مستتر بسیار قدرتمندی که می تواند تمامی مراحل فرایند را کنترل و مدیریت کند،درلابه لای استدلال های آنها رخ می نماید.به نظر آنها جهانی سازی پدیده ای جز ((غربی سازی)) و به تعبیر بهتر آمریکایی سازی، نیست.ماهیت استدلال طرفداران تز مذکور این است که در شرایط فقدان توان مداخله حکومت های محلی، ظاهرا نیروی رام نشدنی فرهنگ آمریکا به زودی هویت فرهنگ های بومی را ریشه کن خواهد کرد میتوان گفت از زاویه ای دیگر، اگر امپریالیسم ،آخرین مرحله سرمایه داری باشد ،جهان گرایی آخرین مرحله امپریالیسم است. در مجموع،این گروه از اندیشمندان ،از آنجا که آمریکا را هژمون و سردمدار این مرحله میدانند، جهانی شدن را چیزی جز آمریکایی شدن نمی پندارند[۵۷]. ۳-۲- رهیافت کل نگر بر اساس این رویکرد به فرایند جهانی شدن ،تشدید وگسترش وابستگی های متقابل در عرصه جهان ، مرزبندی های مفهومی(امنیت داخلی و خارجی و…) وجغرافیایی را که رنگ ساخته و جهان را به صورت یک مجموعه واحد در آورده است باید نگریست. مک گرو جهانی شدن را اینگونه تبیین میکند ؛ فرایندی که به واسطه آن ،رخدادها،تصمیمات و فعالیت ها در یک بخش از جهان می تواند پیامد های قابل ملاحضه ای بر سایر افراد و جوامع در بخش های دیگر و در سراسر جهان داشته باشد . دیدگاه رابرتسون کاملا با رهیافت مذکور مطابقت دارد؛ وی جهانی شدن را به معنای فشردگی جهان و تشدید آگاهی از جهان چونان یک کل، میداند. بنابر نظر رولاند رابرتسون،این بدان معناست که ((وابستگی متقابل انضمامی)) فزاینده در جهان و((آگاهی)) بیشتر از جهان را تشخیص دهیم و در عین حال تاکید کنیم که هیچکدام از این ها را نباید کامل دانست و یا فرض کرد که مخالفت و مقاومتی درمقابل آنها وجود ندارد. شاید بتوان دیدگاه پرل موتر[۵۸] را تحت عنوان ((جامعه جهانی)) در این قالب گنجاند که معتقد است جهان بر اساس دولت – ملت های جدا سامان نمی پذیرد.از نظر الگوهای گسترش یافته تعامل و خود آگاهی جهانی که با تعمیق ارزشهای جهان شمول (نظیر محیط زیست گرایی،حقوق بشرو…) ترکیب یافته ،به واقعیت جامعه جهانی اشاره دارد.پدیده هایی همچون پیامد های زیست محیطی اقدامات افراد، نا امنی ناشی از سلاحهای غیر متعارف سیستمهای جهان گستر ارتباطی،ظهور اقتصاد جهانی و شکل گیری هویت جهانی ،نمادهایی از عصر مذکور تلقی می شود.و واقعیات حکایت از آن دارد که نوشته های دوران پیشین نیازمند بازنویسی و پالایش هستند[۵۹].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۴-۱۰-۴- مونوسیت اختلاف معنیداری از لحاظ میزان مونوسیت در خون فیلماهیان مورد آزمایش در این بررسی مشاهده نشد (۰۵/۰ >p ). همانطور که در جدول شماره ۴-۶ مشاهده میشود، بیشترین میزان مونوسیت خون در تیمار شاهد (۰۴/۰ ± ۲۳/۲) و کمترین میزان مونوسیت در تیمار g/kg1/0 (04/0 ± ۷۲/۱) مشاهده شد (۰۵/۰> p). برخی تحقیقات بیانگر کاهش معنیدار در میزان مونوسیت خون ماهیان تغذیه شده با مواد محرک سیستم ایمنی است [۶۷]، در حالی که تعدادی از تحقیقات اختلاف معنیداری را در میزان مونوسیت خون ماهیان تیمارهای تغذیه شده با مواد محرک سیستم ایمنی با گروه شاهد گزارش نکردند [۳۷،۶۱]. فصل پنجم نتیجهگیری و پیشنهادها نتیجگیری کلی در بررسی حاضر، برای اولین بار اثر عصاره رزماری بر شاخصهای رشد، ترکیب شیمیایی لاشه، ویژگیهای بیوشیمیایی خون و سیستم ایمنی بدن فیلماهیان جوان خاویاری مورد ارزیابی قرار گرفت.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نتایج کلی بدست آمده از این تحقیق را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد: الف) با بررسی ترکیب شیمیایی بدن فیلماهیان گروه شاهد و فیلماهیان تغذیه شده با عصاره رزماری، مشاهده شد که استفاده از این عصاره در جیره فیلماهیان موجب افزایش معنیدار میزان پروتئین لاشه در حد فیلماهیان تغذیه شده با جیره حاوی آنتیبیوتیک اکسیتتراسایکلین شد، اما تاثیر معنیداری از لحاظ میزان رطوبت، چربی و خاکستر لاشه بین تیمارهای مورد بررسی مشاهده نشد. ب) بررسی شاخصهای رشد شامل وزن نهایی، شاخص وضعیت، درصد افزایش وزن بدن، ضریب رشد ویژه، ضریب تبدیل غذا و کارایی غذا حاکی از عدم وجود تفاوت معنیداری در شاخصهای رشد فیلماهیان تغذیه شده با جیرههای حاوی مقادیر مختلف رزماری، تیمار شاهد و تیمار اکسیتتراسایکلین است. با این حال این شاخصها در فیلماهیان تغذیه شده با جیرههای حاوی رزماری به وضوح نسبت به دیگر تیمارها بهبود یافت. این امکان وجود دارد که استفاده از جیرههای حاوی عصاره رزماری در مدتزمان طولانیتر بتواند شاخصهای وزن را به طور معنیداری بهبود بخشد. ج) شاخصهای بیوشیمیایی خون فیلماهیانی که از جیرههای حاوی عصاره رزماری استفاده کرده بودند به طور معنیداری نسبت به تیمار شاهد بهبود یافت. سطح بهبود این فاکتورهای خونی در حد تیمار تغذیه شده با آنتیبیوتیک اکسیتتراسایکلین بود. از آنجا که فاکتورهای بیوشیمیایی خون در بهبود عملکرد سیستم ایمنی موثر اند، با توجه به نتایج بدست آمده از این تحقیق میتوان بیان کرد که از عصاره رزماری میتوان بعنوان جایگزین آنتیبیوتیکهای مصنوعی نظیر اکسیتتراسایکلین در تقویت سیستم ایمنی ماهیان بهره برد. د) با توجه به نتایج بدستآمده از بررسی فاکتورهای بیوشیمیایی خون، در شرایط پرورشی و محدوده زمانی که این تحقیق در آن اجرا شد، پیشنهاد میگردد از عصاره روغنی رزماری در سطح g/kg1/0 و g/kg1 برای بهبود سلامت و تقویت سیستم ایمنی فیلماهیان جوان پرورشی استفاده شود. پیشنهادها ۱- پیشنهاد میشود از عصاره روغنی رزماری در دورههای طولانیتر در جیره غذایی این ماهیان استفاده شود و اثرات بلندمدت آن از جمله اثر بر پارامترهای رشد سنجیده شود. ۲- با توجه به عملکرد مشابه عصاره روغنی رزماری در سطح g/kg1/0 و آنتیبیوتیک اکسیتتراسایکلین، پیشنهاد میشود امکان جایگزینی این ماده با آنتیبیوتیکهای متداول در صنعت آبزیپروری از طریق مواجهه ماهیان تیمارشده با باکتریهای متداول عامل بیماری در ماهیان مورد بررسی قرار گیرد. ۳- پیشنهاد میشود تاثیر پودر گیاه رزماری و همچنین عصاره الکلی این گیاه بر پارامترهای رشد و سیستم ایمنی ماهیان مورد بررسی قرار گیرد. پیوست
| |
|
| (الف) |
(ب) |
| |
|
| (ج) |
(د) |
| شکل ۶-۱ شمارش تفریقی درصد گلبولهای سفید خون فیلماهیان جوان تغذیه شده با عصاره روغنی رزماری در سطوح ۰، ۱/۰، ۱، ۱۰ و ۲۰ گرم بر کیلوگرم (به ترتیب جیرههای شماره ۱ تا ۶)، (الف)درصد لنفوسیت، (ب) درصد مونوسیت، (ج) درصد ائوزینوفیل و (د) درصد نوتروفیل (میانگین ± خطای استاندارد). |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انعطافپذیری: طراحی باید به سازمان اجازه دهد که ا نطباقپذیر و سازگار باشد. نوآوری: طراحی باید این امکات را به کارکنان بدهد که در حل مشکلات مشتریان خلاق باشند. نفوذپذیری: طراحی باید قادر باشد ایدههای جدید را وارد و در سرتاسر سازمان منتشر کند. بعبارت دیگر سازمان را قادر به یادگیری کند. کارآیی: طراحی باید به سازمان اجازه دهد که به صرفهجویی در مقیاس و استفاده مجدد منابع در جای مناسب بپردازد. اجرا: طراحی باید از طریق روان کردن فعالیت و حذف مقاومت فرساینده گروهها موجب فراهم شدن تسهیلات اجرا گردد. خود انگیختگی: طراحی باید به سازمان اجازه دهد بطور پویا در هماهنگی با تغییرات محیطی درگیر شود، که سازماندهی مجدد ذاتیگفته می شود. مسئولیت: طراحی باید معین کند که چه کسی مسئول چه چیزی میباشد. اختیار: طراحی باید بصورت روشن مشخص کند که چه کسی اختیار تصمیمگیری را دارد. کنترل: طراحی باید به خودی خود با نیاز به کنترل، متعادل باشد (بور و جینر[۱۴۴]، ۱۹۸۸). ابزارها: سختافزارها، نرمافزار، داده داده: شامل ارقام، نمودارهای گرافیکی، متن، تصاویر ساکن، متحرک و صدا میباشد. دادهها در بسیاری از رسانههای غیر دیجیتالی به وجود میآیند و هرآنچه که قابلیت تبدیل به شکل دیجیتال باشد داده محسوب میشود. دادهها در شکل دیجیتالی بوسیله زبان ماشین بصورت ترکیب ۱ و ۰ ارائه میگردند. دادهها هنگامی به اطلاعات تبدیل میشوند که بخوبی تحلیل و تفسیر شوند که این در واقع هستی بخشیدن به آنها است (کش و همکاران[۱۴۵]، ۱۹۹۳). سختافزار: سیستمهای کامپیوتری از نظر اندازه و سرعت به چهار طبقه دستهبندی میشوند. ۱-میکروکامپیوترها، ۲-کامپیوترهای کوچک، ۳-کامپیوترهای بزرگ، ۴-ابرکامپیوترها. شرکتهای محدودی منابع و تخصص لازم برای کسب واداره ابرکامپیوترها را دارند چرا که خیلی سریع و گران هستند. کامپیوترهای بزرگ سیستمهای بزرگی هستند که در شرکتهای بزرگ برای پایگاه دادهها وکارپردازش بکار گرفته میشوند. کامپیوترهای کوچک کامپیوترهایی که اندازه متوسطی دارند و کار پایگاه دادهها و پردازش را انجام داده یا محاسبات یا قابلیتهای خاصی را انجام میدهند. میکروکامپیوترها درسالهای ۱۹۸۰ در بیشتر کارها بکار گرفته شدند و بیشتر به منظورکاربردهای بهرهوری نیروی کار مورد استفاده قرار گرفت مانند(پردازش کلمات، صفحات گسترده) (کش و همکاران ۱۹۹۳).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نرمافزار: وسایل کامپیوتری از طریق نرمافزارها هدایت میشوند که مجموعهای از دستورالعملهای است که به زبان ماشین ترجمه میشوند (زنجیرهای از صفرو یک که حالتهای خاموش و روشن را به وجود میآورند) (کش و همکاران ۱۹۹۳). تکامل تکنولوژی اطلاعات تکامل تکنولوژی اطلاعات در شکل زیر نشان داده شده است. مدیریت سطح اول نوعا با مشکلات کاملا مشخص و تعریف شده درباره مباحث عملی و اتفاقات گذشته در ارتباط هستند. مدیریت ارشد، معاملات و دادو ستدها را غالبا با عدم اطمینان، موارد مبهم در کنار هم قرار داده و مقایسه میکند مانند؛ استراتژی و طرحریزی. همانطور که پیچیدگی سیستمهای مبتنی بر تکنولوژی افزایش پیدا میکند، استفاده و بهرهگیری از آنها به منظور حمایت موثر از تصمیمگیری مدیریت ارشد در مورد مشکلات نامعین و پیچیده نیز رشد مییابد (دفت[۱۴۶]، ۱۳۸۸).
شکل ۲-۷): تکامل کارکردهای سازمانی تکنولوژی اطلاعات (دفت، ۱۳۸۸) سیر تطور تکنولوژی اطلاعات سیر تطور تکنولوژی اطلاعات را به سه دوره تقسیم کردهاند. دوره پردازش اطلاعات در سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ کامپیوترهای بزرگ جایگزین گروه بیشماری از کارکنان دفتری در پردازش مطالبات بیمه، ثبت محاسبات و دیگر بخشها شدند. به منظور تسخیر صرفهجویی در مقیاس بر حسب چرخه ماشین، ذخیره کردن، برنامهریزی کارکنان، توسعه کاربردی و عملیات پردازش دادهها و برنامهریزی نوعا به صورت متمرکز انجام میگرفت. سیستمهای اطلاعات مدیریت دادههایی را که مورد استفاده قرار میگرفت بصورت گزارشی که به مدیران در امر نظارت واحدهای کار کمک میکند تبدیل میکردند. آنها ضرورتا همه اطلاعاتی را که مدیران میخواستند یا تمایل داشتند را تولید نکردند. سیستمهای حمایت از تصمیم به مدیران انعطافپذیری بیشتری دادند تا به اطلاعاتی که برای کنترل لازم داشتند دسترسی پیدا کنند(کش و همکاران ۱۹۹۳). دوره میکروکامپیوترها دهه ۱۹۸۰ مقارن با بکار انداختن کامپیوترهای کوچک بود. اولین فروش کامپیوترهای شخصی در اواخر دهه ۱۹۷۰ شروع شد. حجم زیادی از کامپیوترهای شخصی و نرمافزارهای صفحهگستر فروخته شد. در ابتدا بسیاری از افراد کامپیوترهای شخصی را نوعی اسباببازی تلقی میکردند. این در واقع یک دوره عدم استمرار تکنولوژیکی بود. تعارض بین کارکنان اولیه کامپیوترهای شخصی و متخصصان سیستمهای اطلاعاتی شدت گرفت.چارچوبها و روشهایی که برای اداره کردن پردازش دادهها کار شده بود برای دستیابی به منافع و به حداقل رساندن مشکلات محاسبه پرسنلی خیلی مفید نبودند. سیستمهای سنتی پردازش دادهها اغلب بزرگ، بعضی اوقات پیچیده و برای بلندمدت طراحی شده و از طریق متخصصین پردازش دادهها اداره و مورد استفاده قرار میگیرند. فرایندهایی را که مورد حمایت قرار میدهند معمولا قابل پیشبینی، ساختار یافته و تکراری میباشند(کش و همکاران ۱۹۹۳). دوره شبکه در خلال دوره میکروکامپیوترها مسئولیت برای بعضی از جنبههای تکنولوژی اطلاعات برای کاربران غیر متمرکز شد. شبکههای محلی باعث ایجاد ارتباط بین کامپیوترهای کاربران مختلف کامپیوترها و پرینتر، کامپیوتر و سایر وسایل جانبی، کامپیوترها وپایگاه دادههای شرکت و سایر پایگاههای خارجی میشود(کش و همکاران ۱۹۹۳).
شکل ۲ -۸): سه دوره تکنولوژی اطلاعات، سه منحنی یادیگری سازمانی (کش و همکاران، ۱۹۹۳) تکنولوژی اطلاعات و اطلاعاتی مورتن[۱۴۷] تکنولوژی اطلاعات را بعنوان تشکلی شامل پنج جزء اساسی تعریف کرده است؛ کامپیوترها، تکنولوژی ارتباطات، مواضع کاری، ربات شناسی و تراشههای کامپیوتری. در روزگاران قدیم تکنولوژی اطلاعات اساسا با فعالیتهای منطقی و عددی ارتباط داشت. ولی کاربرد کامپیوتر به منظور اتوماسیون اداری و حمایت از تصمیم مانند پردازش کلمات، برنامه صفحهگستر (برنامهای برای تسریع محاسبه در مسائل یا امور اداری)و سیستمهای اطلاعاتی مدیریت از سال ۱۹۷۰ شروع شد. امروزه تکنولوژی اطلاعات، تاکید وتمرکزش را از محاسبه کردن به تشریک مساعی و رابطه تغییر داده است. به منظور مشارکت و سهیم شدن در پایگاه دادهها و افزایش وظایف ارتباط از راه دور، شبکههای اطلاعاتی شکل گرفتند و هدف تشکیل آنها برقراری ارتباط وظایف ارتباط از راه دور، شبکههای اطلاعاتی شکل گرفتند و هدف تشکیل آنها برقراری ارتباط بین کامپیوترهای مختلف درجایگاههای مشابه یا متفاوت بود.از نطقه نظر سازمان موارد استفاده از شبکههای اطلاعاتی را میتوان به چهار طبقه تقسیم کرد؛ عملیاتهای موسسه(بطور مثال، تولید و فروش)، حمایت از فعالیتها (بطور مثال حسابداری و مدیریت منابع انسانی)، بازاریابی(بطور مثال؛ مدیریت اطلاعات مشتریان) و وظایف مرکز(مانند؛ مدیریت تکنولوژی). شبکههای اطلاعاتی را بر اساس اهداف مختلف میتوان به داخلی و خارجی طبقهبندی کرد. شبکههای اطلاعاتی درون شرکت اغلب به منظور اداره تولید یا محصول، حفظ خط مسیر فروش و صورت محصولات، مواد خام و بخشها، حسابداری، بازاریابی و اطلاعات مشتریان، مدیریت منابع انسانی و مدیریت طرحها مورد استفاده قرارمیگیرد. از طرفی شبکههای خارجی و مبادله الکترونیکی دادهها عموما مورد استفاده قرار میگیرند. دادهها میتوانند در دسترس باشند و از عرضهکننده به توزیعکننده و بالعکس تجزیه و تحلیل شوند. بنابراین عرضهکنندگان میتوانند خیلی سریع به مشتریان پاسخ دهند. این شبکهها به منظور توزیع، مدیریت تکولوژی، معاملات مالی و اطلاعات مشتریان مورد استفاده قرار میگیرد. امروزه اینترنت کلیه تکنولوژیهای اطلاعاتی و شبکههای اطلاعاتی را به یکدیگر متصل ساخته است. این همان قدرت تکنولوژی اطلاعات است که به اثبات رسیده است. همانطور که اینترنت از یک شبکهی بینالمللی کامپیوتری رشد و نمو پیدا کرد، این پدیده بدون شک بیشتر رشد خواهد کرد. موسسات و کاربران خانگی میتوانند اطلاعات مختلفی را جمع آوری و در اطلاعات دیگران از طریق بکارگیری اینترنت و پست الکترونیکی اینترنت سهیم شوند. اینترنت یک مکانیسم برای توزیع اطلاعات و یک رسانه برای مشارکت، تشریک مساعی و تعامل بین افراد و کامپیوترهایشان میباشد(صرف نظر از مرزهای جغرافیایی) (لائو[۱۴۸]، ۲۰۰۱). نیاز به سیستمهای اطلاعاتی تکنولوژیهای اطلاعاتی ما را قادر میسازند تا سیستمهای اطلاعرسانی کارآمدی بوجود آوریم. بدون کاربرد معقول تکنولوژیهای اطلاعاتی، فعالیتها تقریبا بیفایده و بیحاصل خواهند بود. سیستمهای اطلاعاتی ریشه در تصاویر غارها دارند و اعضای یک قبیله با بهره گرفتن از این سیستمهای بسیار اولیه داد و ستدهای خود را انجام میدادند. وقتی میزان داد و ستدها اندک و تعداد افرادی که با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند انگشت شمار باشد میتوان کارها را با بهره گرفتن از این سیستمها انجام داد اما چنانچه میزان معاملات افزایش پیدا کند و افراد بیشتری نیز در این فعالیتها درگیر شوند، سیستمهای مورد استفاده باید به مراتب پیشرفتهتر باشند. برای سهولت تصمیمگیری به اطلاعات نیاز داریم. هدف اصلی سیستمهای اطلاعاتی کسب اطلاعات، پردازش آن به صورت مفید و در دسترس قرار دادن آن برای انجام دادن وظایف مختلف یک سازمان است. در هر سازمان در طول روز اطلاعات زیادی تولید میشود. لازم است سیستمهایی را بوجود آوریم که قادر به پردازش صحیح و فوری این گونه اطلاعات باشند و برای پیشبرد اهداف مدیریت سازمان، اطلاعات مفیدی فراهم آورند. مادامی که سیستمهای اطلاعاتی موثری در اختیار نداشته باشیم قادر به کنترل عملیات جاری یا برنامهریزی برای فعالیتهای آتی خواهیم بود. کانون هر سیستم اطلاعاتی خوب فعالیتهای مربوط به مدیریت دادههاست. لازم است دادهها را طوری سازماندهی کنیم که در صورت لزوم، پردازش، ذخیرهسازی و بازیابی آن آسانتر باشد. در یک سیستم دستی هیچ راه دیگری جزء ذخیرهسازی رکوردها روی کاغذ یا برگه وجود ندارد. ما آنقدر مشغول سازماندهی و تنظیم این برگهها میشویم که به اطلاعات ثبت شده در آنها کمتر میپردازیم. نیاز به مدیریت بهتر دادهها، یکی از دلایل استفاده از کامپیوترها است (بهان، ۱۳۷۷). انواع سیستمهای اطلاعاتی سیستم پردازش دادهها به سیستمهای کامپیوتری گفته میشود که دادههای خام را گرفته و بر اساس نیاز سازمان آنها را پردازش کرده و به اطلاعات تبدیل میکنند. این اطلاعات را به روز نگه میدارند و چون پردازش عمدتا حول محور عملیات عادی سازمان میباشد نام دیگر این سیستمها را سیستمهای پردازش عملیات میگویند. سیستم اطلاعات مدیریت سیستم منسجمی است برای تهیه اطلاعات به منظور حمایت از برنامهریزی کنترل و عملکرد سازمان. این سیستمها دادهها را از منابع داخلی و خارجی تامین میکنند و برای تصمیمگیری در اختیار مدیران قرار میدهند. بنابراین میتوان گفت سیستمهای اطلاعات مدیریت سیستمهای یکپارچهای هستند که اطلاعات را به منظور پشتیبانی عملیات و تصمیمگیری مدیران در یک سازمان تولید میکنند. سیستمهای حمایت از تصمیم یا تصمیم یار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مراقبت طبیعی عبارت است از ظرفیت محیط فیزیکی در فراهم آوردن فرصت های مراقبتی برای ساکنین، نمایندگان آنها مراقبت طبیعی از نظر عملیاتی اجرایی به معنی فراهم کردن و نصب پنجره و تعبیه ورودی های ساختمان است تا امکان دیدن فضای داخلی و خارجی را برای ساکنان و کاربران
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نهایتاًدر سال ۱۹۹۰ کتاب خود در باره منتشر نمود.خود مدل جعفری از جامعه تر و کامل تر بود زیرا مدل خود را صرفاً به محیط ساخته شده محدود می گردد. در واقع از همین زمان و مکان به عنوان یکی از عناصر چهار گانه جرم، مجرم، بزه دیده، مکان و جرم تاکید شد.پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی نیز قوت بیشتری یافت البته جرم شناسی محیطی را می توان در اواسط قرن نوزدهم مشاهده کرد و اصولاً مطالعه در مورد نقاط جرم خیز مکان های خطرناک از قرن نوزدهم آغاز شده بود در واقع از همین زمان بود که بر مکان به عنوانیکی از عناصر چهار گانه جرم(مجرم، بزه دیده ، مکان و جرم) تاکید شد (قورجی بیگی ۱۳۸۷-۸۲-۷۷). تعریفCPTED : CPTED را می توان این گونه تعریف کرد طراحی مناسب و کاربردی موثر از محیط و ساختمان که منجر به کاهش جرم و ترس ناشی از جرم می شو(همان،۸۷). پیشگیری از وقوع جرم از طریق طراحی محیطی CPTED دومین نسل تئوریسین های محیطی در مدلهای پیشگیری از جرم خود اقدام به تلفیق متغییرهای اجتماعی و فرهنگی کردند و فرضیات واقع گرایانه تری در مورد فرایند اندیشه و رفتارهای مربوط به حریم و خانه افراد پدید آورده اند. از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸ بنیاد ملی علوم (LEAA) و اداره کل توسعه شهر و مسکن (HND) حدود ۴میلیون دلار برای بررسی و توسع تئوری فضای دفاع پذیر که به عنوان پیشگیری از جرم از طریق مدل محیطی شناخته شده است. اعطا گردید. به نظر تایلور وهارل(۱۹۹۲)CPTED بر روی شرایطی (محل های جرم خیز) که جرم در آن اتفاق می افتد و روش های (فنونی) کاهش آسیب پذیری در این شرایط تمرکز دارد(جعفری۱۹۷۱) یکی از اولین بنیان از آن به عنوان عصر جدیدی در اندیشه های جرم شناختی یاد می کند که بر شرایط و اوضاع و احوال CPTED گذاران پیرامون یک جرم بیشتر از مجرم توجه می کند جمعی از دانشمندان علوم اجتماعی و طراحان شهری آغاز به ایجاد تغییراتی در محیط فیزیکی و اجتماعی نمودند که براساس ۴ اصل پیشگیری از جرم بود که عبارتند از : ۱-کنترل دسترسی جلوگیری از ورود افراد غیر مسئول به مکانهای مسکونی با استفاده وسایل ضد جرم از قبیل تابلوهای هشدار دهنده طراحی خیابان ها و منظره ها. ۲-مراقبت تقویت توان ساکنین مشروح محیط به منظور مشاهده افراد مظنون مزاحمین با حوادث و وقایعی که رخ می دهد برای جلوگیری از وقوع جرم و کشف جرائم در حال وقوع است. ۳-فعالیتهای حمایتی (حمایت از اقدامات ایمنی) تشویق و ترغیب شهروندان برای استفاده از محیط های ساخته شده به طریقی که باعث کاهش آسیب پذیری محیط در برابر جرم شود. ۴-پیشگیری از محرکها(تقلیل یا تقویت انگیزه ها) از بین بردن محرکهایی که باعث ترغیب ارتکاب جرم توسط مجرم می شود از طریق افزایش خطر احتمالی دستگیری و کاهش شود حاصله از ارتکاب جرم(روزنبام۱۳۸۴ :۱۲۳ ) این موارد اهداف مستقیم برنامه های CPTED بودند و همانطور که کوستموک و یتمور (۱۹۸۱) بیان کردند ارتباط این ۴ مرود انحصار دو جانبه نیست. افزایش کنترل دستیابی باعث افزایش پیشگیری از محرکها می شود افزایش مراقبت باعث افزایش کنترل دستیابی می شود و افزایش فعالیتهای حمایتی باعث افزایش در ۳ مورد دیگر می شود اساسی ترین اصول CPTED اندیشه OTRED قرار دارد احتمال ارتکاب چهار عامل هدف ، خطر، تلاش و سود(مجرمین) حاصله نشات می گیرد و در مواقعی که خطر انجام آن از سود حاصله بیشتر باشد، کاهش می یابد(Lab1992) به طور خلاصه محیطی امن، محیطی است که در آن هدفهای (قربانی) ساده و راحت کمی وجود داشته باشد، محیطی است که در آن برای ارتکاب جرم سعی فراوان باید انجام داد و محیطی است که سود حاصله از جرم در آن به حداقل می رسد. OTRED معتقد به انتخاب متفکرانه مجرمین می باشد مجرمین هدف را بر این اساس انتخاب می کنند که آیا احتمال دیده شدن ودستگیری زیاد است یا نه(یعنی آیا منقطه جرم توسط نگهبانی که برای پیشگیری از جرم در آنجا هستند محافظت می شود یا نه؟) آیا منطقه به مجرمین اجازه ورود و خروج راحت را می دهد و اینکه آیا منطقه آسیب پذیر هست؟ به بیان دیگر مجرمین مصلحت اندیش هستند ، سود حاصله از ارتکاب جرم را با سختی ها و خطرات دستگیری مقایسه می کنند. آنها فاکتورهای زیر را در تصمیم گیری جهت ارتکاب جرم در یک مکان خاص لحاظ می کنند ۱=چقدر آسان می تاوان به محل ارتکاب جرم وارد شد؟ ۲-هدفها (آماج های مورد نظر) چقدر در معرض دید قرار دارند و به چه اندازه آسیب پذیر و جذاب می باشند؟ ۳-شانس دیده شدن چقدر است؟ ۴-آیا در صورت دیده شدن افراد منطقه (افراد حاضر در محل) واکنشی بر علیه آنها انجام خواهند داد؟ ۵-آیا بعد از ارتکاب جرم راهی سریع(راه های مناسب و قابل دسترسی) در محل جرم برای افراد وجود دارد؟ هدف نهایی CPTED کاهش حوادث و ترس از جرم و در نتیجه بهبود کیفیت زندگی افراد ساکن در محله است این اهداف نقطه پایانی برای CPTED نیست. برای اینکه CPTED بتواند کارایی واقعی خودش را داشته باشد باید نهادینه شود و به صورت فرایندی دائمی برای حمایت از وضیت های محیطی و اجتماعی مطلوب در آید (همان،۱۲۵-۱۲۴) اسکار نیومن در یک تقسیم بندی می توان سلسله مراتب فضای عمومی و خصوصی شهری را به فضای عمومی، نیمه عمومی،خصوصی و نیمه خصوصی تقسیم بندی کرد(روزنبام،۱۳۸۴: ۱۲۰). استراتژیهای محیطی(عناصر و ارکان) CPTED در پیشگیری از جرم: ۱سخت تر کردن هدف ۲-کنترل دسترسی ۳-افزایش مراقبت ۴-ویژگی های ساختمانهای جامعه ۱-سخت تر کردن هدف: تئور ی سخت تر کردن هدف استفاده از سخت افزار و موانع فیزیکی را برای پیشگیری از جرم به کار می رود تکنیکهای سخت تر کردن قفلها، میله ها، پنجره های مشبک، زنگها، حصارها، توریها و وسایل متوقف سازنده، همه بر اساس این باور ساده هستند که موانع فیزیکی به وسیله غیر قابل نفوذ کردن از اموال در برابر فعالیتهای مجرمین محافظت می کنندبه طور خاص، با افزایش سطح سخت تر شدن دستیابی به هدف و یا خطرات بالقوه ای که در رسیدن به هدف به وجود می آید به دو طریق مجرمین احتمالی جلوگیری می شود: ۱-مجرم از هدف صرفنظر می کند که اگر دسترسی به آن آسان بود به دنبال آن می بود یا در هنگام سعی در ارتکاب جرم آنها از عهده وسایل به کار گرفته شده بر نمی آیند. ۲-روش دیگر سخت تر کردن هدف که دیدگاهی غیر مستقیم در کنترل جرم است علامت زدن اصل اموال«OI»(اثر شناسایی) است واژه ای جامع است که به تلاشهایی می پردازد که از شهروندان می خواهد تا به عنوان راهی برای محافظت اموال خود را علامت گذاری نمایند. (روزبنام ۱۳۸۴ :۱۲۶ ) ۲-کنترل دسترسی راه های کنترل دسترسی متضمن ایجاد مرزبندی برای محدود کردن استفاده از فضاهای غیر عمومی جهت افراد مشروع و مورد نظر دارد. چنین محدودیتهایی می تواند سمبلیک (دیوارهای کوتاه و یا مناظر) و با واقعی باشد (دروازه ها و حصار بلند) می تواند محدود به اعضای یک خانواده و یا تمامی محله باشد مثلا در مورد اخیر ممکن است آنها فعالیتهای محرمانه را با محدود کردن ترافیک با یک طرفه کردن خیابان با بن بست کردن آن کاهش دهند. در زمینه کنترل دسترسی در مجتمع های آپارتمانی، نیومن توصیه کرده است که تنها ساکنین کمی از یک ورودی و یا محدوده بیرون ورودی یک ساختمان استفاده کنند. این استراتژی «دسته بندی» نام دارد. دسته بندی یک مجتمع مسکونی بزرگ را به چندین منطقه نیمه عمومی تبدیل می کند تا خطر احتمالی یافتن و دستگیری مجرمین را افزایش دهد(همان، ۱۳۲-۱۳۱) کنترل دسترسی یکی از مفاهیم اصلی CCTV است که بر کاهش فرصت های مجرمانه متمرکز است این کاهش از طریق جلوگیری از دسترسی به آماج های بالقوه وبالا بردن خطر ارتکاب جرم برای مجرمان محقق می شود کنترل دسترسی یا ورودی ها شامل راهبردهای غیر رسمی یا طبیعی (مانند تعریف فضا) و رسمی یا سازمان یافته (مانند استخدام یک نگهبان یا پذیرنده) و مکانیکی (مانند قفل ها و آیفون های تصویری) است(قورچی بیگی ،۱۳۸۷ :۹۴). ۳-افزایش مراقبت: دید گاه های مراقبتی در پیشگیری از جرم شامل ۲ نوع می شود، اولی شامل افزایش نور(مثلا چراغهای خیابانی)یا مردم(مثلا نگهبانی) در مناطق استراتژیک جهت نظارت بر فعلایتهای مجرمانه است این راه های رسمی می دانند دومین روش متضمن تغییر در محیط فیزیکی جهت بهبود در امر دیدن رفتارهای مشکوک و یا خود جرم می باشد_مثلا ساخت یک مجموعه آپارتمانی به طوری که پنجره روبروی یک گذر عمومی و با حیاط باشد) این فعالیتها از راه های نظارتی طبیعی می نامند و بهترین مصداق آن توسط راه های ارنسیتکتی نیومن بیان شده است که خانه را تامید می وزد. که روند تصمیم گیری در جرایم مختلف متفاوت است و مدل انتخاب عقلانی به پژوهشگران اجازه می دهد که در قالب یک چهار چوب به بررسی تجربی این تصمیم گیری بپردازد(پرویزی ۱۳۷۹ :۲۸). - نظریه مدل شیوه و سبک زندگی این نظریه به گات منسوب است و طبق آن هر قدر یک فرد شیوه زندگی باتری داشته باشد یعنی فعالیتهای شغلی تفریحی واوقات فراغت وی بیشتر باشد احتمال بزه دیده شدن او بیشتر است . هر چقدر یک شخص با افراد بزهکار یا با محیطهای مجرمانه با محیطهای خطرناک با در هر زمان های خطرناک بیشتر رفت و آمد کند شانس بزه دیدگی خود را افزایش می دهد. کسانی که در مرکز شهر زندگی می کنند نسبت به کسانی که در مرحله های دوردست زندگیمی کنند بیشتر شانس بزه دیدگی دارند. جوان ها بر خلاف تصور ما که بیشتر مجرم می شوند اتفاقا به جهت شیوه زندگی بازتری که دارند شانس بزه دیدگی آنها بیشتر است زیرا در مقایسه با افراد مسن شیوه و مدل زندگی آنها بر اساس فعالیت است و نه بر اساس انفعال نظریه مدل زندگی در واقع چنین وانمود می کند که مردان(ترجیحاً حوان و ترجیحاً مجرد و ترجیحاً شهرنشین و بیکار یا کم درآمد) بیشتر در معرض بزه دیدگی هستند بزهکاران، این سیلابها را انتخاب می کنند افرا مسن کمتر بزه دیده میش وند جون شیوه زندگی آنها بسته تر و محتاظانه تر است و همچنین وضع زنان زیرا آنها می دانند که سیبل جرم هستند لذا احتیاطات لازم را به عمل می آورند(نجفی ایرند آبادی۱۳۸۴ -۱۳۸۳ :۲۰۷۱-۲۰۷۰ ) ۲-۱۰-۳-نظریه فعالیت روزانه(فعالیت جاری): این نظریه بیشتر به فلسون (Felson) مر تبط می شود. مارکوس فلسون و لورنس کوهن این نظریه را طرح کرده اند و به وسیله آن، نظریه قبلی(مدل زندگی را تکمیل کرده اند). نظریبه فعالیت روزانه در مقام پاسخ به این سوال است که چه عواملی تمایل به ارتکاب جرم را مساعد می کند بحث این که آیا موقعیت شرایط سیبل جرم (بزه دیده ازتکاب جرم و تعرض به آن سیبل را مساعد می کند) نظریه فعالیت روزانه بیشتر به اوضاع و احوال با شرایط مادی ارتکاب جرم آنچه که ما شرایط و ارتکاب جرم می نمایم مثل روز بودن یا شب بودن و در این نظریه بحث بر سر رابطه فقر و بزهکاری یا بیکاری و بزهکاری نیست بلکه اتفاقاً بر عکس کوهن و فلسون معتقدند که در دهه ۶۰ میلادی آمریکا دارای شرایط اقتصاد شکوفا و مثبتی بود اما در عین حال در همین زمانها بحران اجتماعی و تنشهای اجتماعی از جمله بزهکاری در حد زیادی بود کوهن و فلسون نتیجه گرفتند که فقط فقر و بیکاری بحران زا نیست بلکه ثروت و سازندگی هم می تواند جرم زا باشد(همان،۲۰۷۲ -۲۰۷۱). در خصوص جرایم علیه اموال کوهن و فلسون معتقدند که برای ارتکاب این جرایم سه شرایط لازم است برای وقوع جرم باید سه شرط فوق جمع باشند که هر سه به یکدیگر ارتباط دارند و در همه آنها به طور مستقیم یا غیر مستقیم آماج یا سیبل جرم نقش و تاثیر دارد عنصرهای اصلی در ارتکاب جرم۱-وجود فردی مصمم به ارتکاب جرم(وجود بزهکار برانگیخته ۲-وجود یک سیبل جاذبه دار(وجود آماج جرم مناسب) ۳-عدم وجود محافظ یا محافظت اندک از سیبل آماج (فقدان محافظ کارآمد)( همان ۲۰۷۲) که به شرح سه عنصر فوق پرداخته می شود. ۱-وجود فردی مصمم به ارتکاب جرم نخستین شرط ارتکاب بزه، وجود بزهکار بالقوه ای است که شرایط موجود او را به حد کافی تحریک به ارتکاب جرم کرده باشد این دیدگاه در راهبردهای پیشگیرانه خود همه ی افراد را به نحوی مستعد بزهکاری می داند یعنی حذف بزهکاران بالقوه را امری ناممکن دانسته و در عوض بر سرمایه گذاری در زمینه ی دو عنصر دیگر یعنی تقلیل آماج بزه و ارتقای محافظت موثر از آماج جرم، تمرکز می کند. ۲-وجود یک سیبل جاذبه دار: آماج جرم می تواند شخص یا مال یا مکان خاصی باشد وجود برخی ویژگی ها در افراد یا اماکن یا اموال، آنان را به آماج بالقوه جرم تبدیل می کند و امکان بزه دیدگی آنان را نسبت به سایرین بالاتر می برد این شرایط و ویژگی هادر خصوص جرایم مختلف متفاوت است محققین مطالعات فراوانی در خصوص شرایطی که آماج را مستعد بزه میکند انجام داده اند و تلاش کرده اند تا ضابطه هایی را برای تشخیص موارد زمینه ساز بزه دیدگی مشخص کنند. ۳-عدم وجود محافظ کارآمد: وجود محافظ یکی از موانع جرم به شمار می رود. منظور از محافظ هر شخصی است که حضور مؤثر آن موجب باز دارندگی از جرم شود بنابراین واحد گشت پلیس، نگهبان مجمتع مسکونی، همسایه هوشیار دوربین مداربسته، شیشه نشکن به عنوان محافظ عمل می کنند آنچه که خیلی مهم است این است که نبود محافظ به طور ویژه خطر واقعه مجرمانه را افزایش می دهد. به دلیل نقش کلیدی محافظ به عنوان مانع و رادع وقوع جرم است که جرائم می توانند بدون افزایش تعداد بزهکاران و صرفاً به دلیل بالا رفتن میزان آماج جرم بی دفاع یا کم دفاع افزایش پیدا کنند و درست بر همین اساس است که سرقت از منازل در مناطق شهری و جوامعی که افراد خانواده در طول روز در خارج از منزل به کار اشتغال دارند، بالاتر است؛ زیرا ترک خانه توسط اعضای خانواده در طول روز شانس وقوع سرقت از منازل مذکور را افزایش می دهد (محمدنسل ۱۳۸۶: ۳۱- ۳۹) عنصرهای اصلی در ارتکاب جرم ۲-عدم وجود محافظ با حفاظت اندک از سیبل (آماجچ)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- قابلیت اعتماد: توانائی انجام خدماتی که به مشتریان وعده داده شده بطوریکه هم قابل اعتماد باشد و همدقت داشته باشد. ۳- پاسخ گوئی: اشتیاق برای کمک به مشتری و ارائه خدمات فوری.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴- تضمین: آگاهی و ادب کارکنان و توانائی آنها در القاء حس اعتماد و اطمینان به مشتریان. ۵- همدلی: مواظبت کردن و بذل توجهات خاص بنگاه به مشتریانش.(فیضی و دیگران، ۱۳۹۰، ص۵۸) اولین گام اساسی در تدوین برنامه های بهبود کیفیت، شناسایی ادراک و انتظارات دریافت کنندگان خدمات یا کالاها از کیفیت آنهاست(عنایتی نوین فرد و دیگران، ۱۳۹۰، ص۱۵۱). یک مشتری بعد از هر خریدی، به ارزیابی آن خرید می پردازد و رفتارهای پس از خرید وی، همچون تصمیم به خریدمجدد، آشکارا به ارزیابی او از عملکرد فروشنده در ارائه کالا و خدمات بستگی دارد. اما مشتریان به منظور ارزیابی عملکرد یک شرکت اغلب به ارزیابی کیفیت خدمات ارائه شده از سوی آنان می پردازند(اصلانلو و دیگران، ۱۳۹۰، ص۲). امروزه، وفاداری مشتریان، کلید موفقیت تجاری محسوب می شود. با افزایش وفاداری مشتریان سهم بازار و میزان سوددهی بنگاه اقتصادی بالا می رود(حمیدی زاده و دیگران، ۱۳۸۸، ص۱۸۷). امروزه با رقابتی شدن بازارها و تغییرات پیوسته محیط، سازمان ها به این واقعیت پی برده اند که دیگر مانند گذشته با یک نظام اقتصادی رو به گسترش و بازارهای درحال رشد روبه رو نیستند؛ لذا هر مشتری ارزش ویژه خود را داشته و برای به دست آوردن سهم بیشتری از بازار باید مبارزه کرد(حقیقی کفاش و دیگران، ۱۳۸۹، ص۷۶). وفاداری ، حدی است که مشتری ها می خواهند به آن مقدار رابطه شان را با یک عرضه کننده حفظ کنند و معمولا از این ناشی می شود که مشتری ها چقدرمعتقدند که ارزش اتفاق می افتد که مشتریان کاملا احساس کنند سازمان مورد نظر به بهترین وجه ممکن می تواند نیازهای آنها را برطرف کند، به طوری که سازمان های رقیب از مجموعه ملاحظات مشتریان مجازا خارج شده و منحصرا به خرید از سازمان اقدام کنند(مرادی و دیگران، ۱۳۸۹، ص۳۵). باید به این نکته توجه کرد که مشتری راضی،منبع مناسبی برای تبلیغات شرکت است به بیان دیگر، صاحب نظران دانش بازاریابی،مزایای زیادی برای وفاداری شمرده که برخی از بارزترین آنهاعبارت اند از:کاهش هزینه های جذب مشتریان جدید، کاهش حساسیت مشتریان به تغییرات و قیمت ها، منافع حاصل از ارزش طول عمرمشتری، عملکرد مثبت از طریق افزایش قدرت پیش بینی و افزایش موانع برای ورود رقبای جدید(حقیقی کفاش و دیگران، ۱۳۸۹، ص۷۸). افزایش وفاداری مشتری می تواند موجب کاهش هزینه های بازاریابی و افزایش تقاضای بیشتر مشتریان گردد. به علاوه مشتریان وفادار سریع تر تبلیغات دهان به دهان انجحام می دهند ، با استراتژی ها مقابله می کنند و سودبالاتری در شرکت سهامی ایجاد می کنند(مرادی و دیگران، ۱۳۸۹، ص۳۵). از مهمترین ویژگی های شرکت های موفق جهانی، شناخت دقیق مشتریان، تعریف مناسب از بازار هدف، توانایی ترغیب کارکنان برای ارتقای کیفیت و اهمیت دادن به مشتریان است. تولید و ارائه خدماتی با کیفیت بالا و قیمت مناسب، نقش مهمی در صنایع خدماتی ایفا می کند. در واقع امروزه رضایت مشتری و کیفیت خدمات به عنوان مسائل حیاتی در اغلب صنایع خدماتی به شمار می روند. عرضه خدماتی با کیفیت و قیمت مناسب در سطح عالی به طور مستمر باعث ایجاد مزیت رقابتی برای چنین سازمان هایی می شود که از جمله این مزایا می توان از ایجاد موانع رقابتی، افزایش وفاداری مشتریان، تولید و عرضه خدمات متمایز، کاهش هزینه های بازاریابی و تعیین قیمت های بالاتر و… نام برد(حقیقی کفاش و دیگران، ۱۳۸۹، ص۷۸-۷۷). شرق استان گیلان شاهد سرمایه گذاری در عرصه هتل داری می باشد. سرمایه گذاران به منظور کسب سود سرمایه خود را در صنعت گردشگری سرمایه گذاری می نمایند. امّا مشکل اصلی این صنعت در شرق استان گیلان کمبود مشتری می باشد. مشتری کمتر نیز باعث می گردد دوره بازگشت سرمایه بیشتر شود و سرمایه گذاران دیگر نیز رغبت خود را سرمایه گذاری در این منطقه از دست بدهند. آنچه که می تواند موجب رونق صنعت گردشگری شود حفظ مشتریان فعلی و تبلیغات برای کسب مشتری بیشتر است. برای حفظ مشتری باید وفاداری مشتری را افزایش داد. باتوجه به اثرات مثبت وفاداری مشتریان به سازمانها و بنگاه های اقتصادی و نقش هتلها در رونق کسب و کار و گردشگری در اقتصاد، لازم است مدیران و مسئولین این نوع بنگاه ها، به این مقوله توجه کنند و پیش از آنکه فقدان وفاداری یا وفاداری کم خریداران احساس شود، بر روی عوامل تاثیر گذار بر وفاداری تمرکز نمایند. یکی از این عوامل تاثیرگذار می تواند کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان باشد. به همین دلیل این پژوهش درصدد می باشد که به بررسی کیفیت خدمات بر وفاداری مشتریان هتلهای شرق گیلان بپردازد تا بررسی نماید که آیا کیفیت خدمات بر وفاداری مشتریان تاثیر دارد؟ ۱-۲- اهمیت و ضرورت تحقیق کیفیت خدمت به عنوان یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده موفقیت سازمان های خدماتی در محیط رقابتی امروزه مورد توجه جدی قرار گرفته است. هرگونه کاهشی در رضایت مشتری بدلیل کیفیت پایین خدمت موجب ایجاد نگرانیهایی برای سازمان های خدماتی است. مشتریان نسبت به استانداردهای خدمت حساس تر شده اند و همواره روندهای رقابتی، انتظارات آنها از کیفیت خدمات نیز افزایش یافته است. درنتیجه بسیاری از متخصصان بازاریابی معتقدند که سازمانهای خدماتی همواره بایستی انتظارات مشتریان از کیفیت خدمت را تحت نظر داشته باشند(حاج کریمی و دیگران، ۱۳۸۸، ص۳۲-۳۱). امروزه عصر وفاداری است اعم از وفاداری مشتری ، وفاداری کارکنان، وفاداری مدیریت، وفاداری به جامعه و اصول، آرمان ها و اعتقادات و … . تحقیقات بسیاری نشان داده اند که رضایتمندی، کلید نهایی موفقیت و سودآوری نیست.در حقیقت مفاهیم بازاریابی هم که تا دیروز براین مهم تاکید می ورزید، دیگر آن رابه رسمیت نمی شناسد، بلکه امروزه تنها مشتریانی که احساس تعلق خاطر نسبت به سازمان دارند برای سازمان به عنوان سرمایه هایی سودآور وطولانی مدت به شمار می روند(حقیقی کفاش و دیگران، ۱۳۸۹، ص۷۷). امروزه شناخت و پیش بینی نیازهای مشتریان برای بنگاه اقتصادی جهت کسب مزیت رقابتی و بخش بندی بازار ضروری است. مشتری عامل کلیدی و محوری در تقویت چابکی سازمان قلمداد می شود و جهت گیری کلیه اهداف، استراتژی ها و منابع حول محور جذب و نگهداری مشتری می باشد. حفظ و تقویت وفاداری مشتریان برای شرکتهایی که دغدغه اصلی و توسعه جایگاه رقابتی خویش را در بازار دارند، چالشی استراتژیک تلقی می شود؛ بنابراین وفاداری مشتریان کلید موفقیت تجاری سازمان محسوب می شود بدین معنا که با افزایش وفاداری مشتریان می توان انتظار داشت سهم بازار و میزان سوددهی بنگاه اقتصادی ارتقا می یابد. درک بازار با برنامه ریزی و اتخاذ استراتژی های مناسب جهت وفادار کردن مشتریان و افزایش نرخ وفاداری آن ها منافع بلندمدت برای بنگاه های اقتصادی را سبب می شود(پاکدل و دیگران، ۱۳۹۰، ص۳). امروزه با رقابتی شدن بازارها و تغییرات پیوسته محیط، سازمان ها به این واقعیت پی برده اند که دیگر مانند گذشته با یک نظام اقتصادی رو به گسترش و بازارهای درحال رشد روبه رو نیستند؛ لذا هر مشتری ارزش ویژه خود را داشته و برای به دست آوردن سهم بیشتری از بازار باید مبارزه کرد. در دوره حاضر، متعهد کردن مشتری جایگاه ویژه ای پیدا کرده و رشد دادن مشتری و ارتباط موثر با وی باعث می شود که مشتریان یک سازمان در داخل همکار و در خارج از سازمان حامی و طرفدار آن باشند. لذا فقط مشتریانی که احساس تعلق خاطر پیدا کرده و سودآوری و عمر طولانی دارند برای سازمان ها سرمایه به شمار می روند. در سبز فایل بازاریابی، هدف برقراری ارتباط بلندمدت و متقابل با گروه های ذی نفع و مهم تر از همه مشتری به گونه ای است که مشتریان بیشتری را حفظ و به این ترتیب در بلندمدت منافعی حاصل می شود که در نتیجه، سهم بازار و سودآوری شرکت ها افزایش می یابد(حقیقی کفاش و دیگران، ۱۳۸۹، ص۷۶). ۱-۳- مبانی نظری تحقیق ۱-۳-۱- کیفیت خدمات فیلیپ کاتلر معتقد است خدمت، فعالیت یا منفعتی نامحسوس و لمس نشدنی است که یک طرف مبادله به طرف دیگر عرضه می کند و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد. تولید خدمت ممکن است به کالای فیزیکی وابسته باشد یا نباشد(غفاری و همکاران، ۱۳۹۰، ص۴۳). رویکردهای متفاوتی در قبال تعریف کیفیت وجود دارد: در رویکرد فلسفی، کیفیت مترادف با برتر ذاتی می باشد. در رویکرد فنی، کیفیت، به میزان تطابق محصول با استانداردهای فنی، نسبت داده می شود. در رویکرد مشتری محور، کیفیت موضوعی ذهنی است که توسط گیرندگان آن تعیین و تبیین می گردد و به شکل جدی به ادراکات مشتریان بستگی دارد. به نظر می رسد این دیدگاه در زمینه تعریف کیفیت در حوزه خدمات از جذابیت ویژه ای برخوردار است (Schneider & White , 2004,p101) . واقعیت آن است که کیفیت اصطلاحی مبهم است که ، از یک طرف هر فردی می داند (یا فکر می کند که می داند ) که کیفیت چیست و از طرف دیگر ، ایجاد و ارائه تعریفی واحد از آن ، یک مشکل اساسی است . عثمان و اون (۲۰۰۲) کیفیت خدمات را به عنوان درجه ای از اختلاف بین ادراکات و انتظارات مشتریان از خدمات تعریف می کنند(Mishkin,2001,p32). رشد خدمات موجب تغییر رفتار مصرف کننده و نحوه تعامل آن ها با ارائه دهندگان خدمات شده است (Cruce Ho & Lin, 2010, p430). گروه زیادی از محققان معتقدند که کیفیت خدمات آثار عمیق و عمده ای بر رضایتمندی و از آن طریق بر وفاداری و پایبندی مشتری به سازمان بر جای می گذارد (Eboli & Mazzulla, 2007,p24) . کیفیت خدمات به عنوان یکی از عوامل موثر برای دستیابی به منافع استراتژیک سازمان مثل حفظ نرخ مشتریان و یا افزایش اثربخشی و بدست آوردن سود عملیاتی می باشد (Sadiq Sohail & Shaikh, 2008, p61) . در دهه های گذشته کیفیت خدمات به یکی از مهمترین مسائل در عرصه تحقیقات دانشگاهی تبدیل شده است (Bruce Ho & Lin, 2010,p6). ۱-۳-۲- وفاداری مشتری وفاداری مشتری، نوعی تعهد عمیق و درونی است که منجر به خرید مجدد یا استفاده مجدد از یک محصول یا خدمت خاص می شود، با وجود این، اثرات موقعیتی و پیشنهادهای بازاریابی بصورت بالقوه بر روی تغییر رفتار مشتری در حال تأثیرگذاری می باشند. این موضوع به شدت مورد بحث می باشد که شرکت ها و موسسات، باید برای خریداران وفادار بر روی ساختن رابطه و ایجاد صمیمیت سرمایه گذاری نمایند یا خیر. ایجاد چنین رابطه و صمیمیتی نیز منجر به اوج رسانی میزان این وفاداری خواهد شد. مفهوم وفاداری در مشتری و ایجاد مشتریان وفادار در چارچوب کسب و کار به صورت «ایجاد تعهد در مشتری برای انجام معامله با سازمان خاص و خرید کالاها و خدمات به طور مکرر» توصیف می شود. وفاداری زمانی اتفاق می افتد که مشتریان قویاً احساس کنند سازمان مورد نظر به بهترین وجه ممکن می تواند نیازهای آنها را برطرف کند، به طوری که سازمانهای رقیب از مجموعه ملاحظات مشتریان خارج شده و آنها منحصراً به خرید از سازمان مورد نظر خود اقدام می نمایند. تمایل مشتریان برای انتخاب یک محصول یا یک کسب و کار از بین محصولات دیگر برای نیازخاص(تاج زاده نمین و دیگران، ۱۳۸۹، ص۵). برخی از محققان وفاداری را صرفاً با توجه به رفتارهای مشاهده شده ، تعریف کرده اند.تاکر می گوید نباید به آنچه که شخص فکر می کند و آنچه که در سامانه عصبی او می گذرد توجه کرد، رفتار فرد بیان کاملی از وفاداری تجاری است. اما وفاداری مشتری امری مهم تر از تکرار خرید است. در واقع حتی اگر کسی بارها از شرکتی خرید کند ، به این معنا نیست که نسبت به آن شرکت وفادار است، بلکه ممکن است فقط در دام سکون( اینرسی) یا بی تفاوتی افتاده باشد، یا وجود موانعی که توسط شرکت ممکن است چندین بار یک نام تجاری یا محصول را نخرد ، به این دلیل که نیاز او به آن کالا کاهش یافته باشد(خورشیدی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۸۱-۱۸۰). صاحب نظران دانش بازاریابی،مزایای زیادی برای وفاداری شمرده که برخی از بارزترین آنهاعبارت اند از:کاهش هزینه های جذب مشتریان جدید، کاهش حساسیت مشتریان به تغییرات و قیمت ها، منافع حاصل از ارزش طول عمرمشتری، عملکرد مثبت از طریق افزایش قدرت پیش بینی و افزایش موانع برای ورود رقبای جدید(حقیقی کفاش و دیگران، ۱۳۸۹، ص۷۸). ۱-۳-۳- مدل نظری تحقیق مولفه های متغیرمستقل متغیر وابسته موارد محسوس قابلیت اطمینان وفاداری مشتری تضمین کیفیت پاسخگویی شکل۱-۱- مدل نظری تحقیق(anand et al,2012,p153) همدلی ۱-۴- سوالات تحقیق ۱-۴-۱- سوال اصلی تحقیق آیا کیفیت خدمات بر وفاداری مشتریان هتلهای شرق استان گیلان تاثیر دارد؟ ۱-۴-۲- سوالات فرعی تحقیق ۱- آیامولفه فیزیکی(موارد محسوس)کیفیتخدمات بر وفاداری مشتری هتلهای شرق استان گیلان تاثیردارد؟ ۲- آیا مولفه قابلیت اطمینان کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری هتلهای شرق استان گیلان تاثیر دارد؟ ۳- آیا مولفه تضمین کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری هتلهای شرق استان گیلان تاثیر دارد؟ ۴- آیا مولفه پاسخگویی کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری هتلهای شرق استان گیلان تاثیر دارد؟ ۵- آیا مولفه همدلی کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری هتلهای شرق استان گیلان تاثیر دارد؟ ۱-۵- اهداف تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به طور کلی می توان ادعا کرد که محققان رویکرد صنعتی بیشتر به دنبال بهترین و بهره ورترین کارکنان میگردند از این بابت تعاریفی که از کارکنان درگیر در کار ارائه می دهند با مفاهیمی همچون تعهد سازمانی، رضایت شغلی و رفتار شهروندی همراه میگردد. درحالیکه محققان در رویکرد آکادمیک درگیری در کار را یک وضعیت روانشناختی در نظرمی گیرند و اصرار زیادی بر تمایز این مفهوم با مفاهیم دیگر دارند ،در مفهوم خاص و رویکرد آکادمیک درگیری در کار مفهوم مستقلی است .در ادامه توضیح داده می شود که چگونه درگیری در کار در میان محققان رویکرد آکادمیک از مفاهیم دیگر همچون نگرشهای شغلی، اعتیاد به کار و رفتارهای فرانقش متمایز است. ۲-۲-۵-۱- تفاوت در گیری در کار و وابستگی شغلی در ادبیات رفتار سازمانی مفهوم نگرشهای شغلی از اهمیت بالایی برخوردار است نگرش نظری است که درباره افراد، چیزها یا رویدادها ابراز می گردد. و منعکس کننده نوع احساس فرد درباره آن است. نگرش فرد نسبت به کارش نشان دهنده ارزش یابی مثبت یا منفی است که وی در باره جنبه های محیط کاری اش می نماید.( رابینز،۱۳۸۶، ۲۸۲) .از جمله مهمترین نگرشهای شغلی وابستگی شغلی[۲۰۱] است که بنا به گفته رابینز به درجه یا میزانی اطلاق می گردد که شخص شغلش را معرف خود و کار یا عملکردش را موجب سربلندی و کسب حیثیت و اعتبارش می داند. کارکنان یا اعضای سازمان که از نظر وابستگی شغلی در سطح بالایی هستند به کار خود افتخار می کنند واقعا به آنچه انجام می دهند توجه می نمایند (همان) . در نظر اول چنین به نظر می رسدوابستگی شغلی و درگیری در کار هردو یک مفهوم باشند . در حالیکه این دو با یکدیگر متفاوتند. می (۲۰۰۴) معتقد است وابستگی شغلی به درجه نزدیکی یک فرد به یک شغل بر می گردد به طوریکه وی خود را با آن تعیین هویت میکند. وابستگی شغلی وضعیتی شناختی و اعتقادی از تعیین هویت روانشناختی است که از نیاز برجسته و بالقوه به داشتن یک شغل نشات می گیرد و شغل در این مفهوم با تصویر از خود[۲۰۲] یک فرد گره می خورد. از نظر وی درگیر ی درکار با وابستگی در شغل فرق دارد چراکه اولا درگیر ی در کار به این اشاره دارد که چگونه یک فرد خود را درگیر در عملکردش در کار می کند، بعلاوه درگیر ی کاربرد فعالانه عواطف و رفتار ها بعلاوه شناخت می باشد. و در نهایت اینکه درگیر ی میتواند به عنوان یک پیش نیاز برای وابستگی شغلی باشد به طوریکه فردی که دارای سطح بالایی از درگیری در شغل است احتمال زیادی دارد که خود را با آن شغل تعیین هویت نماید. (می،۲۰۰۴،۱۲)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
قلی پور (۱۳۸۶) اصطلاح” عجین شدن با شغل” را برای وابستگی شغلی به کار می برد و معتقد است عجین شدن با شغل با هویت شغلی ارتباط داشته به طوریکه فرد خود را با شغل تعیین هویت می کند و آن را معرف خود می داند . به اعتقاد وی عجین شدن اگرچه از عوامل شغلی تاثیر می پذیرد اما یک ویژگی فردی است. (قلی پور ، ۱۳۸۶، ۳۷۹) . اما به نظر نمی رسد که درگیری در کار یک ویژگی فردی باشد. اگر چه تحت تاثیر ویژگیهای فردی قرار می گیرد، بیشتر حاصل ویژگیهای کار و محیط کاری است که فرد در آن قرار می گیرد ، که در این صورت قابل مدیریت تر بوده و بهتر می توان ان را ارتقا داد. از سوی دیگر، وابستگی شغلی یک نگرش است درحالیکه درگیری در کار نگرش نیست بلکه یک حالت و وضعیت روانشناختی در افراد است افراد در این حالت اشتیاق فراوانی نسبت به انجام کار از خود نشان می دهد . در ادبیات مربوط به نگرشهای شغلی گفته می شود که فاصله میان نگرش و رفتار می تواند تحت تاثیر ناهمسانی شناختی[۲۰۳] قرار گیرد بطوریکه فردی که نگرش مثبتی نسبت به یک شغل یا سازمان دارد الزاما نمی توان گفت که در آن شغل یا سازمان عملکرد بالایی نیز از خود نشان خواهد داد. (رابینز، ۱۳۸۶، ۲۸۵) اما از تعاریف درگیری در کار (در رویکرد آکادمیک) وهمچنین تحقیقات و نوشته های در این زمینه(بیکر ، دمروتی ،۲۰۰۸،۲۱۲) به نظر می رسد در گیر ی در کار بیشتر معطوف به عمل بوده و با عملکرد ارتباط بیشتری دارد . ۲-۲-۵-۲- تفاوت درگیری در کار و اعتیاد به کار همچنین درگیر ی در کار با اعتیاد به کار[۲۰۴] فرق دارد. اصطلاح اعتیاد به کار را اولین بار در سال ۱۹۶۸ توسط"وین اوتس” کشیش و روانشناس آمریکایی در کتابش تحت عنوان (( اعترافات یک معتاد به کار )) عنوان شد.(زارعی متین وجمشیدی کهساری،۱۳۸۷، ۴۲) اوتس (۱۹۷۱) اعتیاد به کار را نوعی خو گرفتن به چیزی می داند . وی معتاد به کار را شخصی می داند که نیاز افراط آمیزی به کار دارد، که اختلالات و تعارضات زیادی را در سلامت جسمانی، شادی و شعف شخصی ، روابط بین فردی و روحیه اجتماعی بودن به وجود می آورد. اسپنس و رابینز(۱۹۷۱) اولین تعریف آکادمیک و علمی را از واژه اعتیاد به کار ارائه نمودند. از دیدگاه آن ها اعتیاد به کار از یکسری از نگرشها و برداشتهای افراد نشات گرفته است. آنها معتاد به کار را شخصی قلمداد می کنند که در گیری در کار بالا،احساسات جبری بالا یا اشتیاق درونی فوق العاده ای نسبت به کار داشته و لذت کمی از کار خود می برند.(همان ، ۴۶). در مقابل کارکنان درگیر در کار، بدلیل یک تمایل درونی و غیر قابل کنترل به شدت کار نمی کنند. بلکه کار برای آنها مانند تفریح و سرگرمی است و از انجام آن لذت می برند(بیکر، دموروتی ،۲۰۰۸،۲۱۰) .معتادان به کار به طور افراطی و بیش از حد به کار پرداخته ، به سلامتی خود لطمه می زنند و نمی توانند بین کار و زندگیشان تعادل برقرار کنند . شوفلی ، تریس و ونرنن [۲۰۵] (۲۰۰۸) نشان دادند که اعتیاد به کار با درگیر ی در کار فرق دارد. اعتیاد به کار با سلامتی رابطه منفی داشته درحالیکه درگیر ی درکار با سلامتی رابطه مثبت داشت ، اگرچه هردو به طور با عملکرد رابطه مثبت داشتند. رابطه میان اعتیادبه کار با رضایت شغلی و تعهد سازمانی بسیار ناچیز بود در حالیکه درگیری درکار رابطه قابل توجهی با این دو متغیر داشت.در افراد معتاد به کار درجه درگیری در کار بیش از حد بالااست تمایل و کشش افراط گونه ای به کار دارند و از کار لذت زیادی نمی برند، درمقابل افراد درگیر درکار با کار عجین شده ، ازکار لذت می برند و کشش افراط گونه ای به کار ندارند . ۲-۲-۵-۳- تفاوت درگیری در کار و رفتارهای فرانقش اولا همانطور که گفته شد درگیری در کار یک حالت و وضعیت روانشناختی در افراد است بنابر این نه نگرش است و نه رفتار ؛ بلکه ممکن است که حاصل نگرشها مطلوب شغلی(همچون رضایت شغلی) باشد و همچنین منجر به رفتار های مطلوب (همچون رفتار شهروندی) گردد[۲۰۶]. بدین طریق درگیری در کار می تواند به عنوان یک واسطه ای میان نگرش های شغلی و رفتار شهروندی ایفای نقش نماید. ثانیا درگیری در کار به اعتقاد ساکز(۲۰۰۶) مفهومی است که در چهارچوب نقشهای رسمی فرد در سازمان (نقش وی به عنوان اجرا کننده یک شغل و نقش وی به عنوان عضو سازمان) تعریف و مفهوم سازی می شود .در حالیکه رفتار شهروندی مفهومی است فراتر از وظایف و مسئولیتهای رسمی افراد . ۲-۳- مرور پژوهش های تحقیقاتی در این بخش ابتدا تحقیقات خارجی مربوط به معنویت در کارو درگیری در کار و سپس تحقیقات داخلی مربوط به معنویت در کارو درگیری در کار ذکر شده اند. ۲-۳-۱-تحقیقات داخلی معنویت در کار: رستگار(۱۳۸۵)در تحقیق خود با عنوان “ارائه و تبیین مدل انگیزشی مبتنی بر معنویت ” مدل انگیزشی مبتنی بر معنویت را ارائه کرده و معنویت را با رویکردی فرا دینی مفهوم سازی کردند و رابطه آن را با انگیزش کار کنان مورد بررسی قرار داده اند. و وی به این نتیجه رسیدند که میان معنویت و انگیزش کارکنان رابطه مثبتی وجود دارد .به زعم ایشان رابطه معنویت در کار و بسیاری از مفاهیم و متغیر های رفتار سازمانی را میتوان مورد تحقیق ،بررسی و سنجش قرار داد. فتاحی(۱۳۸۶) در تحقیق خود با عنوان “بررسی اثرات معنویت محیط کاری بر رفتار شهروندی و ارتباط آن با وفاداری مشتری و کیفیت خدمات در سازمان تامین اجتماعی"را دفاع کردند.وی در این تحقیق که در شعب منتخب سازمان تامین اجتماعی در شهرستان های اصفهان ،خمینی شهر و نجف آباد انجام گرفت،به بررسی رابطه معنویت در کار و رفتار های شهروندی کارکنان پرداخته است و در این تحقیق از مدل سه سطحی معنویت در کار میلیمان وهمکارانش استفاده کرده و در نهایت نتیجه تحقیقات آنها رابطه معنا دار بین معنویت در کار و رفتار های شهروندی کارکنان را نشان داد. موسوی (۱۳۸۸)،تحقیقی با عنوان “بررسی رابطه بین معنویت در کار وتوانمند سازی کارکنان در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران"را انجام داد.وی در این تحقیق به بررسی رابطه بین معنویت در کار وتوانمندسازی کارکنان پرداخته است و در این تحقیق از مدل سه سطحی معنویت در کار میلیمان و همکارانشان استفاده کرده و درنهایت نتیجه تحقیقات آنها رابطه معنا دار بین معنویت در کار وابعادش با توانمند سازی کار کنان را نشان داد. درگیری در کار : هادی احمدی آزرم (۱۳۸۸)، تحقیقی را با عنوان “بررسی رابطه میان عدالت سازمانی و درگیری کارکنان در کار” انجام داد.جامعه آماری تحقیق “شرکت پالایش و پخش فراوده های نفتی ایران” بود که به عنوان یکی از چهار شرکت اصلی وزارت نفت و دارای ۱۲ شرکت فرعی و ۹ پالایشگاه به شمار می رفت . تعداد کارکنان این شر کت۳۹۱ نفر بوده است فرضیه اصلی در این تحقق عبارتند ازاینکه” بین ادراک کارکنان از عدالت سازمانی و درگیری در کار رابطه مثبت وجود دارد” یافته های حاصل از آزمون فرضیه همبستگی اسپیرمن یک دامنه نشان می دهد که بین این دو متغیر در سطح اطمینان ۹۹% همبستگی مثبت و معنی داری وجود دارد. ۲-۳-۲- تحقیقات خارجی معنویت در کار: در سال ۱۹۹۹ میتروف و دنتون جدیترین تحقیق تجربی را به کمک پرسشنامه و مصاحبههایی با مدیران منابع انسانی در محیطهای کاری آمریکا انجام دادند. این دو محقق نتیجه گرفتند که معنویت در محیط کار قابل مدیریت کردن است و این کار از مهمترین و اساسیترین وظایف مدیران است. آنها عقیده داشتند در غرب، جدایی میان علم، مذهب، هنر و… بیش از حد صورت گرفته است و امروزه سازمانها بدون معنویت دوام نمیآورند. آنها تأکید داشتند که روشهای مدیریت معنویت، باید بدون جدا کردن آن از سایر عناصر مدیریت مورد سنجش قرار گیرد (میتروف و دنتون، ۱۹۹۹،۹۳). آچمز و دوچن (۲۰۰۰) در یک مطالعه جامع سعی کردند تا معنویت در محیط کار را مفهومسازی کنند و آن را بسنجند. آنها معنویت را این گونه تعریف کردند: «درک و شناسایی این که بعدی از زندگی کارکنان درونی و باطنی است که این بعد قابل پرورش است و به واسطه انجام کارهای بامعنا در زندگی توسعه مییابد.» براساس این تعریف آنان هفت بعد معنویت محیط کاری را مشخص کردند، و با روش تحلیل عاملی برای هر کدام از این ابعاد مقیاس سنجش استانداردی ایجاد کردند. این ابعاد براساس سنجش معنویت در محیط کار در سطح فردی، گروهی، و سازمانی بیان شدند (آچمز و دوچن، ۲۰۰۰، ۱۴۰). لازم به ذکر است که این ابعاد و مقیاسها در سالهای بعد توسط برخی محققان مورد استفاده قرار گرفته است (میلیمن و دیگران، ۲۰۰۳). یکی دیگر از تحقیقات جدی با هدف تعریف معنویت در محیط کار و با روشی اکتشافی و کیفی توسط کینجرسکی و اسکرپنیک (۲۰۰۴) صورت گرفته است. آنها از ۱۴ محقق با روشهای مختلفی از قبیل مصاحبه حضوری، مصاحبه تلفنی، نظرسنجی مکتوب و… اطلاعات مورد نظر خود را درباره دو موضوع جمع آوری کردند: مفهوم معنویت در محیط کار و بیان تجاربی که آنها در این زمینه داشتند . درگیری در کار: کان(۱۹۹۰) اولین کسی بود که در زمینه درگیر ی در یک نقش کاری به تحقیق پرداخت. مطالعه وی بررسی شرایطی در کار که در آن کارکنان درگیر یا غیر درگیر هستند بود. نمونه آماری دوگروه ۱۶ نفره از مشاوران و طراحان یک شرکت معماری بود. ابزار گرد آوری و روش تحلیل اطلاعات مصاحبه عمیق و تئوری گرایی بود. مهمترین یافته ها پرمعنا بودن کار، امنیت و دسترسی روانی سه پیش نیاز درگیری هستند. می (۲۰۰۴) مطالعه وی بررسی ۲۱۳ نفر از کارکنان یک شرکت بیمه بود. نمونه آماری دوگروه ۱۶ نفره از مشاوران و طراحان یک شرکت معماری بود. ابزار گرد آوری و روش تحلیل اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته ؛ تحلیل مسیر بود. مهمترین یافته ها در میان سه پیش نیاز، پر معنا بودن بالاترین رابطه را با درگیری داشت امنیت روانی بین غنی سازی شغلی و تطابق نقش با فرد نقش واسطه ای ایفا می کرد . شوفلی و بیکر (۲۰۰۴) مطالعه در مورد آزمون مدلی که بر مبنای آن تحلیل رفتگی و درگیری دارای پیش بینی کننده ها و نتایج متفاوت هستند بود. نمونه آماری ۸ نفر از چهارگروه شغلی : موسسات بیمه ، ایمنی و سلامت شغلی، صندوقهای بازنشستگی و موسسات نگهداری از منازل بود. ابزار گرد آوری و روش تحلیل اطلاعات پرسشنامه ؛ مدل معادلات ساختاری بود. مهمترین یافته ها بین تحلیل رفتگی و درگیری رابطه منفی و قوی وجود داشت. تقاضاهای شغلی و عدم دسترسی به منابع به طور قوی تحلیل رفتگی را پیش بینی نمودند در حالیکه درگیری منحصرا توسط دسترسی به منابع مورد نیاز پیش بینی می شد همچنین درگیری بین دستری به منابع و تمایل به ترک سازمان نقش واسطه ای داشت. سالانوا، اگوت و پیرو[۲۰۷] (۲۰۰۵) مطالعه نقش درگیری کاری کارکنان در وفاداری مشتریان بود. نمونه آماری ۳۴۲ نفر از کارکنان واحد پذیرش ۵۸ هتل و ۵۶ رستوران و ۱۱۴۰ نفر از مشتریان آنها بود. ابزار گرد آوری و روش تحلیل اطلاعات پرسشنامه ؛ مدل معادلات ساخناری بود. مهمترین یافته ها درگیری بین منابع سازمانی(آموزش،استقلال و فن آوری) و جو خدمت نقش واسطه ای داشته و جو خدمت بین درگیری کارکنان ، وفاداری مشتریان و عملکرد گزارش شده کارکنان از طرف مشتریان نقش واسطه ای داشت . کویونکو و دیگران[۲۰۸]. (۲۰۰۶) مطالعه در مورد شناسایی پیش بینی کننده ها و نتایج بالقوه درگیری بود. نمونه آماری ۲۸۶ نفر از مدیران و متخصصان زن از بانکهای ترکیه بود. ابزار گرد آوری و روش تحلیل اطلاعات پرسشنامه؛ تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی بود. مهمترین یافته ها کنترل ، پاداش، قدردانی و تطابق ارزشهای فرد با سازمان درگیری را پیش بینی کرده در حالیکه ویژگیهای فردی ( مثل سن، تحصیلات، جنسیت ) رابطه خاصی با درگیری نداشتند. همچنین درگیری توانست رضایت شغلی ، تمایل به ترک سازمان و بهزیستی روانی را پیش بینی کند. کیم[۲۰۹]. (۲۰۰۹) مطالعه وی مقایسه اثرات پنچ بعد شخصیتی بر تحلیل رفتگی و درگیری بود. نمونه آماری ۱۸۷ نفر از ۵۱ رستوران غذای آماده بود. ابزار گرد آوری و روش تحلیل اطلاعات پرسشنامه؛ تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی بود. مهمترین یافته ها تحلیل رفتگی و درگیری دو مفهوم متفاوت هستند. مهمترین ویژگی شخصیتی تاثیر گذار بر تحلیل رفتگی روان رنجور خویی است . مهمترین ویژگیهای شخصیتی تاثیر گذار بر درگیری روان رنجور خویی و وظیفه شناسی می باشند . تاثیر برون گرایی و سازگاری بر هردو متغیر ضعیف بود هارتر (۲۰۰۲) مطالعه وی بررسی رابطه درگیری ورضایت کارکنان با موفقیت شرکتها هستند بود. نمونه آماری ۷۹۳۹ واحد تجاری در ۳۶ شرکت مستقل از ۵ گروه صنعتی متفاوت بود. ابزار گرد آوری و روش تحلیل اطلاعات فرا تحلیل ؛ مرور مطالعات موسسه گالوپ در محیط کار بود. مهمترین یافته ها بین درگیری ورضایت کارکنان با رضایت مشتریان،بهره وری ، سودآوری، جابجایی کارکنان و حوادث کار رابطه وجود داشت. ساکز (۲۰۰۶) مطالعه وی آزمون مدل یش بینی کننده ها و نتایج درگیر ی بود. نمونه آماری ۱۰۲ نفر از سازمانها و صنایع مختلف بود. ابزار گرد آوری و روش تحلیل اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته ، تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی بود. مهمترین یافته ها درگیر ی دارای دوبعد شغلی و سازمانی است . ویژگیهای شغلی و عدالت رویه ای به ترتیب درگیری شغلی و سازمانی را پیش بینی کرده و حمایت سازمانی درک شده هردو بعد درگیر ی را پیش بینی نمود . همچنین درگیر ی (شغلی و سازمانی) ،توانست رضایت شغلی ، تعهد سازمانی ، تمایل به ترک و رفتار شهروندی سازمانی را پیش بینی نماید. ۲-۴- نتیجه گیری در این فصل ابتدا مقدمه ای از بحث بیان شد . در قسمت دوم ادبیات دو مولفه یعنی معنویت در کار و درگیری در کار بیان گردید. ادبیات معنویت شامل مباحثی چون مفاهیم معنویت، دین و معنویت، اخلاق و معنویت، جنبه های معنویت، نیازهای معنوی کارکنان و ظهورپارادایم معنویت در محیط کار، مفاهیم معنویت در محیط کار، رویکردها و پارادایم های معنویت در محیط کار، مزایای معنویت در محیط کار، ویژگی های معنویت در کار و محیط کار، پیش فرضهای معنویت در محیط کار، عناصر مهم معنویت در محیط کار، تبدیل محیط کار به نوعی محیط کار معنوی، دلایل احتمال تغییر محیط کار غیر معنوی به محیط کار معنوی، عوامل تقویت کننده معنویت در محیط کار، تشویق و پرورش معنویت در محیط کار، ابعاد معنویت در محیط کار ارائه شد و در انتها مدل معنویت در کار ارائه شده توسط میلیمن بیان گردید. ادبیات درگیری در کار مباحثی چون مفاهیم درگیری در کار، رویکردهای درگیر ی در کار، عوامل موثر بر درگیری در کارو مدلهای در گیری تمایز درگیری با مفاهیم شناخته شده دیگردر رویکردآکادمیک را در بر می گرفت.در پایان نیز بر پژوهش های انجام شده مروری شد. ۲-۵- مدل مفهومی شکل۲- ۶ : مدل مفهومی تحقیق مقدمه پژوهش فرایندی است که از طریق آن می توان درباره ی ناشناخته ها به جست و جو پرداخت و نسبت به آن شناخت لازم را کسب نمود. جمع آوری و تجزیه تحلیل داده، و تبدیل آنها به یافته ها تحت عنوان روش شناسی یاد می شود (مقیمی، ۱۳۸۵، ۱۷). از جمله ویژگیهای مطالعه علمی که هدفش حقیقیتیابی است، استفاده از یک روش تحقیق مناسب میباشد و انتخاب روش تحقیق مناسب به هدفها و ماهیت موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق، دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسشهای تحقیق است. (خاکی, ،۱۳۷۹، ۱۵۶) دستیابی به اهداف تحقیق زمانی امکان پذیر است که جستجو برای شناخت با روش شناسی صحیح صورت پذیرد. بر این اساس در تحقیق حاضر کوشش شده است تا با بهرهگیری از اصول و قواعد کلی پژوهش علمی، روش و ابزار اندازهگیری مناسب برای مطالعه آن انتخاب شود. لذا برآنیم که در این فصل روش تحقیق، متغیرهای تحقیق، نحوه اندازهگیری متغیرها، روشهای جمع آوری اطلاعات، جامعه آماری، روش های تجزیه و تحلیل دادهها و آزمونهای آماری مربوط به این پژوهش را بررسی نماییم. ۳-۱- روش شناسی تحقیق تحقیقات از نظر هدف نیز به سه نوع بنیادی ، کاربردی و توسعه ای تقسیم می گردند و از نظر روش جمع آوری داده ها به پنج نوع : پیمایشی ، همبستگی، اقدام پژوهی ، موردی و پس رویدادی تقسیم می گردند . با توجه به اینکه هدف از تحقیق کاربردی، بدست آوردن درک یا دانش لازم برای تعیین ابزاری است که به وسیله آن نیازی مشخص و شناخته شده بر طرف گردد. و این نوع تحقیقات در صدد ارائه راهکارهایی برای حل مسایل و مشکلات سازمانها میباشند. پژوهش حاضر از نظر ماهیت و هدفی که دنبال میکند از نوع پژوهش کاربردی است. از نظر روش گردآوری دادهها برای آزمون فرضیهها چون به توصیف و مطالعه آنچه هست میپردازیم، یک تحقیق توصیفی است. همچنین از آنجائی که در این پژوهش رابطهی میان متغیرهای « معنویت در کار » و «درگیری در کار» مورد بررسی قرار میگیرد از نوع همبستگی است. ۳-۲- سنجش متغیر مستقل به منظور سنجش متغیر “معنویت در کار “طبق تعریف و با توجه به متون نظری مربوط به آن و در تحقیقات پیشین ، شاخص هایی برای سنجش آن در نظر گرفته شده است که در این میان می توان به تحقیقات میلیمن و همکارانش(۲۰۰۳) اشاره نمود . بنابراین با در نظر گرفتن پیشینه تحقیق و بررسی تحقیقات انجام شده و سایر تحقیقات تکمیلی را می توان شاخص های مورد نظر قرار گرفته را مطابق با هر بعد استخراج نمود و به صورت جدول شماره (۳-۱) نشان داد. جدول مورد اشاره ابعاد معنویت در کار میلیمن و همکارانش(۲۰۰۳) می باشدکه در بردارنده ۲۰ شاخص است. جدول شماره ۳-۱ : شاخص های مربوط به معنویت در کار به همراه شماره سؤالات مربوطه در پرسشنامه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
معادله ۳-۱: محتوای اطلاعات چندشکلی نشانگر فراوانی الگوی jth از باند ith میزان چندشکلی نشانگر(معادله۳-۲) هر آغازگر از فرمول زیر محاسبه شد:
معادله ۳-۲: میزان چندشکلی نشانگر BI[68] (معادله ۳-۳) از فرمول زیر محاسبه شد:
معادله ۳-۳: ارزشمندی باندها که در آن p نسبتی از ژنوتیپهای دارای باند میباشد. قدرت حل[۶۹] هر آغازگر (معادله ۳-۴) از فرمول زیر محاسبه شد:
معادله ۳-۴: قدرت حل هر آغازگر میانگین قدرت حل هر آغازگر (معادله ۳-۵) از فرمول زیر محاسبه شد:
معادله ۳-۵: میانگین قدرت حل هر آغازگر نسبت چندگانه موثر[۷۰] (معادله ۳-۶) که بیانگر تعداد جایگاههای ژنی چندشکل موجود در یک ژرم پلاسم میباشد از طریق فرمول زیر محاسبه میشود (Powel et al, 1996). EMR=np×B B=np/(np+nnp) معادله ۳-۶: نسبت چندگانه موثر در این فرمول np تعداد کل باندهای چندشکل و B نسبت تعداد باند چندشکل به تعداد کل باند می باشد (Powel et al, 1996). شاخص نشانگری[۷۱] (معادله ۳-۷) که بیانگر میزان چندشکلی است و میتواند به عنوان شاخصی جهت برآورد کارایی یک نشانگر در یک ژرم پلاسم ناشناخته استفاده گردد با بهره گرفتن از رابطه زیر محاسبه شد .(Milbourne et al., 1997; Powel et al, 1996) MI=PIC×EMR معادله ۳-۷: شاخص نشانگری ۳-۸- اندازه گیری فواصل و تشابههای ژنتیکی هر تفاوت ژنتیکی قابل اندازه گیری در سطح توالی ژنها یا فراوانیهای آللی که بین افراد، جمعیتها یا گونهها قابل ثبت باشد تفاوت ژنتیکی بوده که تعیین آن و روابط ژنتیکی بین افراد یکی از اهداف ارزشمند اصلاح گونه های گیاهی و جانوری است. فواصل یا تشابههای ژنتیکی بین دو ژنوتیپ، جمعیت یا فرد را میتوان بسته به نوع دادهها از روشهای آماری گوناگونی محاسبه کرد. روش خط راست اقلیدوس متداولترین روش برای تخمین فاصله ژنتیکی بر اساس دادههای مورفولوژیکی میباشد. به منظور اندازه گیری فاصله ژنتیکی بر مبنای داده های نشانگرهای ملکولی چندین روش مختلف معرفی گردیده است. معمولترین روشهای اندازهگیری فاصله ژنتیکی یا تشابه ژنتیکی که برای داده های نشانگرهای ملکولی به کار میروند عبارتند از:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱- ضریب نی و لی (۱۹۷۸) ۲- ضریب جاکارد (۱۹۰۸) ۳- ضریب تطابق ساده (۱۹۵۸) ۴- روش دایس (۱۹۴۵) در این قسمت ضریب جاکارد مورد بررسی قرار گرفتند. ضریب تشابه جاکارد (معادله ۳-۸) در اندازه گیری میزان تشابه تنها باندهایی را در نظر میگیرد که در هر فرد وجود داشته باشد (Jaccard, 1908).
معادله ۳-۸: ضریب تشابه جاکارد a: تعداد باندهایی که در هر دو فرد i وj وجود دارد. b: تعداد باندهایی که در فرد i وجود دارد ولی در فرد j وجود ندارد. C: تعداد باندهایی که در فرد i وجود ندارد ولی در فرد j وجود دارد. ۳-۹- روشهای گروهبندی داده ها با افزایش اندازه نمونه، شباهتها و تفاوتهای ژنتیکی بین افراد مشکلتر می شود. یکی از بهترین راهکارهای طبقه بندی ذخایر توارثی و تجزیه و تحلیل روابط ژنتیکی بین افراد استفاده از الگوریتمهای آماری چند متغیره است. در تکنیکهای تجزیه و تحلیل چند متغییره از تجزیه هم زمان چندین متغیر برای بررسی روابط بین افراد استفاده می شود. این تکنیکها امروزه به طور گستردهای برای تجزیه و تحلیل تنوع ژنتیکی داده های مختلف از قبیل داده های مورفولوژیکی، بیوشیمیایی یا نشانگرهای مولکولی مورد استفاده قرار میگیرند از بین این الگوریتمها، تجزیه خوشهای[۷۲] و تجزیه به مولفههای اصلی[۷۳] بیشتر از بقیه کاربرد دارند (نوری، ۱۳۸۲). ۳-۱۰- تجزیه خوشهای تجزیه خوشهای به گروهی از تکنیکهای چند متغیره که هدف اولیه آن گروهبندی افراد میباشد اطلاق میشود. در این نوع تجزیه افراد مشابه از نظر صفات مورد بررسی در یک خوشه واحد کنار هم قرار میگیرند. در نتیجه دستهبندی کردن افرادی که در یک خوشه قرار میگیرند دارای شباهتهای زیاد و افرادی که در خوشههای جداگانه قرار میگیرند ناهمگنتر هستند (تفاوتهای زیادی دارند) بنابراین اگر طبقه بندی به طور صحیح انجام گرفته باشد. افرادی که در یک خوشه قرار دارند در نمایش هندسی در کنار هم قرار گرفته و افرادی که در خوشههای جدا قرار دارند از هم دورتر خواهند بود. گروهبندی یا تجزیه خوشهای جدا از روشهای طبقه بندی دیگر از قبیل تجزیه تابع تشخیص میباشد. در روشهای طبقه بندی جهت گروهبندی، چند گروه از قبل تعیین شده، توسط داده های مورد مطالعه، مورد بررسی قرار میگیرند و یک فرد جدید بر اساس داده ها به یکی از گروه ها منتسب میشود. ولی در تجزیه خوشهای هیچ اطلاعی از گروهبندی ژنوتیپها وجود ندارد. در بین روشهای تجزیه خوشهای، بیشتر از الگوریتمهای مبتنی بر فاصله در تجزیه تنوع ژنتیکی استفاده می شود. روشهای مبتنی بر فاصلهها، ماتریس فاصله به عنوان ورودی مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند و خروجی به صورت گرافیکی مانند یا به صورت درختی قابل ارائه میگردد. روش UPGMA [۷۴]و روش حداقل واریانس[۷۵] بیشترین کاربرد را برای تجزیه خوشهای دارند. سایر روشها نیز مانند نزدیکترین همسایه و دورترین همسایه توسط برخی از محققین برای تجزیه و تحلیل تنوع ژنتیکی به کار برده می شود. ۳-۱۱- نیکویی برازش خوشه بندی یا ضریب کوفنتیک[۷۶] یکی از روشهای مقایسه کارایی الگوریتمهای مختلف خوشهبندی، تخمین ضریب همبستگی کوفنتیک میباشد که در آن همبستگی بین ماتریس شباهت یا فاصله به عنوان ورودی تجزیه خوشهای با ماتریس کوفنتیک که بر اساس دندروگرام که به عنوان خروجی تجزیه میباشد برآورد میگردد. روشی که دارای بیشترین ضریب همبستگی کوفنتیک باشد می تواند به عنوان مناسبترین روش تجزیه و تحلیل تلقی گردیده و به کار رود. ضریب همبستگی را با r نشان میدهند. درجه برازش میتواند در دامنه ۷/۰ و ۹/۰ متغیر باشد. اگر ۹/۰r≥ باشد برازش خیلی خوب، ۹/۰> ≤ r8/0 برازش خوب، ۸/۰> ≤ r7/0 برازش ضعیف و۷/۰ ≥ r برازش خیلی ضعیف میباشد. ۳-۱۲- تجزیه به مولفههای اصلی تجزیه به مولفههای اصلی مانند تجزیه خوشهای یکی دیگر از تکنیکهای چند متغیره است که دارای کاربرد زیادی در تجزیه تنوع ژنتیکی دارد. این تکنیک را میتوان برای نمایش دو بعدی پراکنش افراد به کار برد. تجمع افراد در یک ناحیه از پلات نشان دهنده تشابه ژنتیکی آن افراد می باشد. PCA به عنوان روشی برای کاستن حجم داده ها به منظور روشن ساختن روابط بین دو یا چند متغیر و توجیه تغییرات کل داده های اصلی و اولیه به وسیله تعداد محدودی از متغیرهای جدید مستقل به نام مولفههای اصلی میباشد. این نوع دسته بندی اجازه نمایان شدن تفاوتها را در بین افراد داده و مشاهده هم گروه را ممکن میسازد. کاسته شدن حجم داده ها به وسیله تبدیل خطی داده های اصلی به متغیرهای مستقل جدیدی که به عنوان مولفههای اصلی شناخته میشوند انجام میگیرد. به طوری که اولین مولفه بیشترین مقدار تغییرات داده های اولیه را توجیه می کند و مولفه دوم بیشترین مقدار تغییرات باقیمانده را بعد از مولفه اول توجیه می کند. لازم به ذکر است که هر مولفه تغییراتی را توجیه می کند که توسط مولفههای قبلی بیان نشده است. به علت اینکه مولفهها به صورت متعامد[۷۷] و مستقل از یکدیگر میباشند هر مولفه نشان دهنده خصوصیات متفاوتی از داده های اصلی میباشند و به صورت مستقل از یکدیگر باید تفسیر شوند (نوری، ۱۳۸۲). هر چه همبستگی میان متغیرها بیشتر باشد، ۲ تا ۳ مولفه نخست تغییرات بیشتری را توجیه می کنند و هر چه همبستگی پایینتر باشد نشان دهنده تصادفی بودن این متغیرها است. نبود همبستگی در میان این متغیرها برای داده های مولکولی ویژگی سودمند است زیرا نشان میدهد این متغیرها جنبه های گوناگونی از داده ها را اندازه گیری می کنند که در این صورت به تعداد بیشتری مولفه اصلی برای توجیه تغییرات داده های اولیه نیاز میباشد. اگر سه مولفه نخست کمتر از ۲۵/۰ تغییرات را توجیه نمایند بهره گیری از نمودارهای ۲ و ۳ بعدی برای گروهبندی داده ها ناکارآمد می شود چرا که همبستگی میان این سه مولفه اندک است و بخش بسیاری از تغییرات را مولفههای دیگر توجیه کرده اند و نمودارهای ۲ و ۳ بعدی دسته بندی مورد پذیرشی را انجام نمیدهند ولی این رویداد نشان دهنده پراکنش خوب آغازگرهای به کار رفته روی ژنوم است (احمدی، ۱۳۸۴). ۳-۱۳- آنالیز دادههای مولکولی از نرم افزار NTSYS 2.02 ، FAMD 1.25، Popgene 1.31 و MVSP 3.1 به تناسب هر مرحله برای تجزیه به مولفههای اصلی و رسم دندروگرام و مقایسه و تایید نهایی آنها استفاده شد. Bootstrap دندروگرام حاصل از نرم افزار توسط نرم افزار Winboot بدست آمد. ۳-۱۴- بررسیهای مورفولوژیکی برای انجام بررسیهای مرفولوژیکی از زنبورهای نمونه برداری شده، اندازهگیری صفات بال روی زنبورهای کارگر انجام شد با توجه به این که بالها به صورت قرینه در بدن زنبور عسل وجود دارند همیشه بال سمت راست برای اندازهگیری انتخاب میشد. هفت صفت مهم بال انتخاب و اندازهگیری شد(جدول ۳-۳). جدول۳-۳: صفات مرفولوژیک اندازهگیری شده
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
همانگونه که مشاهده میگردد در پی افزایش نرخ ارز، هر دو بنگاه با کاهش سودی معادل با ۵۰۰۰۰۰ تومان مواجه شدند. قیمت سهم آنها با افت ۱۲.۵ درصدی به ۱۰۵ تومان کاهش یافت. در اینجا فرض میگردد که نرخ ارز روند صعودی خواهد داشت. فرض نمایید این دو شرکت برای ادامه تولید و تامین کسری سود نیاز به تامین مالی معادل ۱ میلیون تومان میباشند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
استراتژی بنگاه A) اخذ تسهیلات در این راه بنگاه A اقدام به دریافت وام یک ساله می کند. با توجه به سود ۲۷ درصدی وام دریافت شده، هزینه ریالی این بنگاه در پایان سال با احتساب ۱۲۷۰۰۰۰ تومان مبلغ اصل و سود وام به همراه هزینه مندرج در جدول فوق به ۳۳۷۰۰۰۰ ریال افزایش مییابد و در صورت عدم امکان افزایش قیمت محصولات هزینه کل این بنگاه بعد از یکسال به ۱۲۷۷۰۰۰۰ تومان (۳۷۷۰۰۰۰+۹۰۰۰۰۰۰) افزایش یافته و میزان زیان به ۷۷۰۰۰۰ تومان افزایش و قیمت سهم این شرکت به ۹۲ تومان کاهش مییابد. در این شرایط تامین مالی از شبکه بانکی اگرچه موجب ادامه حیات این بنگاه برای یکسال میشود اما زیانهای قابل توجهای را به این بنگاه برای همین یک سال (صرف نظر از ادامه حیات بنگاه برای سالهای بعد) وارد میسازد که در ادامه به آن اشاره میشود: افزایش زیان موجب کاهش قیمت سهم بنگاه شده و ارزش بازاری[۲۲۵] بنگاه معادل ۲۸ میلیون تومان (۱۰۰۰۰۰۰*(۹۲-۱۲۰)) کاهش مییابد. نسبت سرمایه به بدهی بنگاه در ترازنامه کاهش مییابد که این امر نیز وزنه اهرم مالی بنگاه را سنگین می کند که در میان مدت موجب کاهش مجدد قیمت سهم بنگاه میشود[۲۲۶]. این بنگاه مجبور است ظرف مدت ۱ سال اصل وام با سود آن را بازپرداخت نماید که این امر نیز فشار مالی زیادی را بر آن تحمیل نموده و انتظار کاهش بیش از حد قیمت سهام را تقویت می کند. در رتبهبندی بنگاهها، امکان کاهش رتبه بنگاه افزایش یافته که این امر از سوی مشتریان، موسسات مالی، شرکای داخلی و خارجی و…. چهره نامطلوبی از بنگاه را ایجاد میکند. کاهش رتبه بنگاه، فرایند تامین مالی آتی بنگاه را با مشکل مواجه ساخته و بنگاه ممکن است جهت تامین مالی آتی مجبور به پرداخت سود تسهیلات بالاتر یا وثایق سنگینتری باشد. در این شرایط سهامداران، ناشران از افزایش نرخ ارز زیان میبینند. ادامه این وضعیت ممکن است بنگاه را مجبور به کاهش تولید، تعدیل نیروی کار، استفاده از نهادههای نامرغوب ارزانتر، کاهش کیفیت و کمیت محصول یا افزایش قیمت محصول نماید که اثرات اقتصادی کلان این وضعیت، چشمانداز نامطلوبی را برای این گروه از بنگاهها متصور میسازد. استراتژی بنگاه B) انتشار اوراق مشارکت ارزی قابل تبدیل به سهام بنگاه B در زمان شروع افزایش نرخ ارز (یا کمی قبلتر از آن) اقدام به انتشار اوراق مشارکت ارزی قابل تبدیل به سهام می کند. این بنگاه برای تامین مالی ۱ میلیون تومان در آغاز دوره اقدام به انتشار ۱۰۰۰ ورقه به صورت شکل (۴-۳) است. مشخصات ناشر مشخصات مربوط به اختیار فروش/ خرید (شرایط در پشت ورقه قید شده است) ارزش اسمی: ۱۰۰۰ تومان قیمت تبدیل: ۱۲۰ تومان نسبت تبدیل به سهم: ۳۳/۸ مشخصات مربوط به حد دامنه نوسان قیمت تبدیل بر حسب تغییرات نرخ دلار ضریب ۱/۱ برای افزایش ارز تا دامنه ۵۰ درصد ضریب ۱۵/۱ برای افزایش ارز بیش از دامنه ۵۰ درصد …………………….. معادل: ۱ دلار امریکا تاریخ انتشار: ۱/۱/۱۳۹۴ قیمت انتشار: ۱۰۰۰ ریال یا ۱۰۰% سود ثابت: ۱۷% ارزش ریالی سر رسید : ۱۲/۱۲/۱۴۰۴ هزینه تبدیل: ۱۰۰% صرف تبدیل شکل (۴-۳) ورقه ارزی قابل تبدیل به سهام بنگاه B همانگونه که در بخش قبلی مشاهده کردیم، با افزایش نرخ ارز قیمت سهام بنگاه B به ۱۰۵ تومان بدلیل کاهش سود رسید، اما این بنگاه با انتشار اوراق قابل تبدیل ارزی موظف شد که به دارندگان اوراق سود ثابت ۱۷۰ تومان سالانه بپردازد یا در صورت تمایل دارندگان اوراق ، هر ورقه آنها را به ۳۳/۸ سهم تبدیل نماید. ضرایب قیمت تبدیل نیز برای دامنه نوسانات مختلف ارزی بر روی ورقه درج شده است. حال با افزایش نرخ ارز در طول دوره، ارزش اوراق ارزی افزایش مییابد و تقاضا برای این اوراق افزایش یافته و بنگاه با تامین مالی از این طریق، منابع حاصله را جهت تامین هزینه بکار میبرد. با این وجود با توجه به افزایش نرخ ارز، افزایش ارزش جاری اوراق، تقاضا برای این اوراق حتی ممکن است بگونهای باشد که بنگاه برای افزایش تولید خود اقدام به عرضه بیشتر این اوراق بنماید. فرض نمایید در این رابطه بنگاه اقدام به عرضه ۲۷۰۰۰ ورقه می کند. در این حالت اگر دارندگان اوراق اقدام به نگهداری اوراق نمایند، بنگاه موظف به پرداخت سود ثابت دورهای به صاحبان این اوراق میباشد. با افزایش تولید بنگاه[۲۲۷]، این بنگاه سود خود را افزایش داده و قیمت سهام این بنگاه به بیش از زمان قبل از افزایش دلار (۱۲۰تومان ) یعنی ۱/۱۴۹ تومان افزایش مییابد. علاوه بر این بنگاه منافع دیگری را نیز در مقایسه با بنگاه رقیب خود بدست آورد که میتوان به موارد زیر اشاره داشت. ارزش بازاری[۲۲۸] بنگاه معادل ۱/۴۴ میلیون تومان (۱۰۰۰۰۰۰*(۱۰۵-۱/۱۴۹)) افزایش یافت. نسبت سرمایه به بدهی بنگاه در ترازنامه افزایش یافت که این امر نیز وزنه اهرم مالی بنگاه را سبک می کند. این امر در میان مدت موجب افزایش مجدد قیمت سهم بنگاه میشود. شایان ذکر است که در ترازنامه منابع حاصل از فروش اوراق در بخش حقوق صاحبان سهام آورده میشود (اسپیگلر و همکاران، ۲۰۱۱). سررسید اوراق این بنگاه بلندمدت بوده و بنگاه مجبور نیست در کوتاهمدت نسبت به پرداخت اصل سرمایه اقدام نماید. با تغییر ساختار سرمایه-بدهی، امکان افزایش رتبه بنگاه تقویت شده که این امر از سوی مشتریان، موسسات مالی، شرکای داخلی و خارجی و…. چهره مطلوبی از بنگاه را ایجاد میکند و فرایند تامین مالی آتی بنگاه از موسسات مالی را تسهیل و ارزانتر میکند. در این شرایط سهامداران (بدلیل افزایش قیمت سهم)، ناشران (به دلیل تامین مالی ارزان) و دارندگان اوراق (به دلیل افزایش قیمت ورقه)، بازار بورس (جلوگیری از افت قیمت و تداوم رونق بازار) در مقابل افزایش نرخ ارز پوشش داده میشوند. تحت این شرایط، امکان کاهش تولید، تعدیل نیروی کار، استفاده از نهادههای نامرغوب ارزانتر، کاهش کیفیت و کمیت محصول یا افزایش قیمت محصول ایجاد نمیگردد. با توجه به شرایط نامناسب سایر بنگاههای صنعت، این بنگاه با افزایش تولید سهم بازاری خود را افزایش داده و قدرت رقابتپذیری خود را حفظ می کند. جدول (۴-۱۸ ) وضعیت مالی بنگاه A و B پس از اتخاذ استراتژیهای مدیریتی ناشی از افزایش نرخ ارز را نشان میدهد. طبق این جدول بنگاه A (که جهت تامین مالی اقدام به اخذ وام نموده بود) پس از یکسال مواجه به زیان ۷۷۰۰۰۰ تومان بوده و قیمت سهم این بنگاه در بازار ۹۲ تومان بوده و هزینه تامین مالی آن نیز ۱۲۷۰۰۰۰ تومان میباشد. این در حالی است که بنگاه B (که جهت تامین مالی اقدام انتشار اوراق مشارکت ارزی قابل تبدیل به سهام نموده بود) پس از یکسال مواجه با سود ۴۹۱۰۰۰۰ تومان بوده و قیمت سهم این بنگاه در بازار ۱۴۹.۱ تومان بوده و هزینه تامین مالی آن نیز برای سال اول ۴۵۹۰۰۰۰ تومان میباشد. جدول (۴-۱۸): وضعیت مالی بنگاه A و B پس از اتخاذ استراتژیهای مدیریتی ناشی از افزایش نرخ ارز
مشخصات/ بنگاه A B
۱,۰۰۰,۰۰۰ ۱,۰۰۰,۰۰۰
قیمت سهم ۹۲ ۱۴۹.۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در روابط عمومی با دو موضوع عام به نام «جامعه» و «مخاطب» مواجه هستیم اما در بازاریابی با مفهومی به نام «مشتری» و البته تبلیغات نیز ابزاری ارتباطی (با تاکید صرف استفاده از رسانههای جمعی) و در خدمت هر دو حوزه جامعه و مشتری است. در حوزه روابط عمومی و تبلیغات نیز مخاطبان به دو حوزه درون و برون سازمان تقسیم بندی میشوند؛ به گونه ای که حوزه فعالیت تبلیغات صرفا با برون سازمان مرتبط است، در حالی که روابط عمومی، توجه به هر دو حوزه را مدنظر قرار میدهد. اما نگاهی عرفی، چیز دیگری به ما میگوید؛ اینکه ضرورتی به جداسازی این حوزهها نیست و فربه شدن احتمال سازمان، مانعی بزرگ در تفکیک و وظایف و مسئولیت هاست. بنابراین میتوانید تصور کنید بانکهایی را کههر سه حوزه را پوشش میدهند با چه مشکلاتی دست به گریبانند و باید اذعان داشت مدیریت کردن ادارههایی با ویژگیهای پیش گفته، کاری است بس دشوار اما از همه مهمتر کاری است که باید مدیران آنها انجام دهند و همواره این سوال اساسی مطرح است که دو راس این ادارهها لازم است مدیر در کدام بخش تخصص و با این تکنیک مشتری را متقاعد نماید(فدایی مرکیه،۱۳۹۳).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۲-۹-تکنیک ارجا به شخص ثالث در فروش حضوری[۳۲] روش ارجا به شخص ثالث عمدتا به معنی معرفی مشتریان راضی قدیمی یا Refernce ها میباشد. تکنیک جبرانی در فروش حضوری[۳۳] روش جبرانی در متقاعد کردن مشتری در فروش حضوری یعنی استناد به موارد یا حقایق یا ویژگیهایی فراتر و افزونتر از آنچه که مشتری میداند یا کالاهای رقیب واجد آن هستند.
در این روش، خریدار با مصرفکننده را با عواقب خوب باید تصمیم خود مطلع میکنیم و او در صورت خوشایند بودن یا نبودن عواقب، در تصمیم خود تجدیدنظر میکند.
در این تکنیک سوال مشتری به صورت سوالی دیگر بهاو باز گردانده میشود و فروشنده فرصت میکند بر روی سوال تمرکز و فکر کند.
به مجموعه تبلیغاتی که توسط رسانههای جمعی، گروهی، عمومی انجام میگردد. تاثیری رسانهها در روابط اجتماعی امری انکارناپذیر است بههمین خاطر بهرهگیری تعریف شده و هدفدار قوه بینایی و شنوایی در صنعت تبلیغات حرف اول حرف اول میزند در تبلیغات رسانه ای با استفاده از ابزارهای سینما، رادیو تلویزیون و مطبوعات میتوان مخاطب و مشتری را به شکل فراگیر و ماندگار تحت تاثیر، آموزش و یا تبلیغ قرار داده در تبلیغات از طریق سینما، رادیو وتلویزیون میتوان از طریق ساخت تیزرهای تبلیغی مناسب در اوقات خاص و هنگام بخش برنامهها و تفکیک و توصیف محصول یا خدماتی را تبلیغ و یا آموزش داده استفاده از مطبوعات در انواع روزنامههای کثیرالانتشار، مجلات هفتگی، ماهانه فصلنامه عمومی یا تخصصی زمینه بسیار مساعدی برای تبلیغ انواع کالا یا خدمات میباشد (افتاده،۱۳۸۸). ۲-۲-۱۰-۱-انواع تبلیغات رسانهای انواع تبلیغات رسانه ای اعم از تبلیغات اینترنتی، محیطی، شهری و … که به تعریف آنها خواهیم پرداخت. افکار عمومی در فضایی شکل میگیرد که آگاهی وجود داشته باشد و نقد، تبادل افکار وجود روحی از تضاد بین عقاید، جایگاه شکلگیری افکار عمومی است. و رسانه جایگاه طرح این مسائل است. رسانهها ابزار قدرتمند تاثیرگذاری در عرصهی بین المللی به شمار میرود، نقش آنها در تبلیغات مختلف بازرگانی، سیاسی و فرهنگی و در نتیجه شکلدهی افکار عمومی بیش از پیش به چشم میآید. کارشناسان معتقدند که دنیا کنونی، وارد یک جنگ رسانهیی تمام عیار شده و سرعت گردش اطلاعات در آن بسیار سرسامآور است و هر کس بتواند مدیریت گردش این اطلاعات را به دست بگیرد به دنیا حاکمیت میکند و در حقیقت در دنیای امروز، قدرت نرم حرف اول و آخر را میزند. تبلیغات یعنی ارائه اطلاعات جدید به مخاطب که باورهای تازه ایجاد میکند و باور جدید به تغییر رفتار مخاطب منجر میشود (شاه محمدی،۱۳۹۰). تبلیغات رسانه ای را میتوان نوعی تحقیق برای رسیدن به اینده کاری بهتر دانست این نوع تحقیقات نوعی تحقیقات مهم است که دادههایی را قبل از تصمیمگیری به ما میدهد تا در تصمیمگیری نهایی موثر باشد. قبل از انتخاب یک رسانه برای تبلیغات لازم است تا چند اقدام صورت گیرد؛ ۱-ارزیابی پتانسیل مشتری برای بهرهبرداری از تبلیغ ۲-شناسایی نقطه اشباع مشتری در مواجه با تبلیغ ۳-شناسایی عادات مشتری و نحوه اشتباده وی برای مواجه با تبلیغات . ۴-و نکته آخر اینکه ارزیابی میزان قدرت اعتبار رسانه برای اقناع مشتری به منظور استفاده از کالا یا خدمت رعایت این نکات در بهرهبرداری از تبلیغات رسانه ای میتواند مثمر ثمر باشد. تبلیغات رسانه ای در دو گروه از رسانهها شامل رسانههای چاپی و رسانههای دیدرای و شنیداری صورت میگیرد. رسانههای چاپی شامل روزنامههای ملی، ویژه نامههای روزهای تعطیل، روزنامههای محلی، مجلههای عمومی، مجلههای تخصصی، نشریات تخصصی و تجاری اینترنت و تبلیغات در تلفن همراه میشود. رسانههای دیداری و شنیداری شامل تلویزیون، رادیو، سینما، ویدئو رسانهها، بیلبورد و پست مستقیم میشود. گروه فعال و کارآمد آوای صدرا با پشتوانه تخصصی در زمینه تبلیغات رسانهای میتواند راهنمای خوبی برای شما به منظور اراده کالا و خدمات و جذب مشتری دایمی و مداوم باشد(قوچانی،۱۳۹۲). ۲-۲-۱۰-۲-بررسی تبلیغات بانکها در رسانهی تلویزیون امروزه شاهد تبلیغات گسترده بانکها در رسانههای صوتی و تصویری من جمله تلویزیون هستیم که طرح و ایدهی این تبلیغات یا از سوی شرکتهای تبلیغاتی طرف قرارداد ارائه میشود و یا اینکه بانکها ایدههایی تبلیغاتی خودشان ارائه میکنند. در برخی اوقات دیده شده است به دلیل عدم شناخت کافی از مبحث تبلیغات و تاثیرات مستقیم آن بر مشتریان، شاهد تولید تبلیغات ضعیف و بیتاثیر بر روی مخاطبین بودهایم؛ نداشتن تخصص، عدم استفاده از حقیقات در تبلیغات و ناآگاهی از نیازهای مشتری شبکه بانکی، عدم توجه به عنصر خلاقیت در تبلیغات، استفاده از سوژههای تکراری و کاراکترهای مشابه و یکسان، فضاهای نامناسب، از جمله ضعفهای تبلیغات بانکی محسوب میشود. همچنین این روزها شاهد این هستیم که اکثر بانکها بیشتر تبلیغات شان را بر روی حسابهای قرض الحسنه پسانداز متمرکز کردهاند و کمتر اتفاق افتاده است که بانکها بر روی سایر خدمات متنوع خودشان تبلیغات وسیعی را انجام بدهند. همین کثرت و تکرار و تمرکز بیش از حد بر روی این نوع تبلیغات شاید در اکثر موارد به دلزدگی مخاطبین و عادی شدن قضیه منجر شود و در برخی از موارد باعث این میشود که تبلیغ به ضد تبلیغ منجر شود. تبلیغات ضعیف شاید چنان ضربهای بزند که در صورت عدم تبلیغ با آن مواجه نخواهیم شد. شاید به علت اینکه سودی به این نوع حسابها تعلق نمیگیرد باعث شده است تا بانکها بیشتر تبلیغات خودشان را بر روی این قبیل حسابها متمرکز کنند و همین موضوع نیز خود طیف گستردهای از رقابت را در این زمینه در میان بانکها بوجود آورده است و همهی آنها به دنبال تبلیغ چنین حساب هایی هستند. شاید پرداختن جدی به سایر خدمات بانک از جمله خدمات بانکداری نوین امروزی مثل سایبر و غیره به دلیل کم اهمیت بودن آنهاست و یا کیفیت نامناسب آنها و یا …؟ گاهی اوقات نیز اتفاق افتادهاست تعدادی از آگهیهایی که امروز تولید و بخش میشوند پیش از آن که بیجنبه ترغیبی، اقناعی، متقاعد کنندهی آن بپردازند بیشتر به جنبههای نوآوری و خلاقیت در تهیهان تیزر میپردازد که به نوعی میتواند تبلیغی برای آن شرکت سازندهی تیزر باشد تا تبلیغ خدمات آن بانک البته باید به این نکته مهم اذعان داشت که با وجود همهی این کاستیها و یک سونگریها، در طی سالهای اخیر شاهد تبلیغات مناسب بانکها نیز بودهایم و آن به دلیل آن بوده است که آن بانک با تحقیقات کامل بر روی بازار با دانش علم تبلیغات به سراغ یک طرح زیبا نو و تاثیرگذار رفتهاست و همچنین بودجهای مناسب برای تبلیغات خودش قرار داده است (پویا،۱۳۸۴). در میان ابزارهای تبلیغاتی موجود مثل روزنامهها، تابلوهای تبلیغاتی، بروشورها… تلویزیون به عنوان رسانهی قوی که تعداد افراد بسیاری را تحت پوشش خود قرار میدهد ونفوذ زیادی در خانوادهها دارد، میتواند در زمینه تبلیغات نقش مهمی را ایفا کنند. بنابراین بانکها به عنوان بزرگترین موسسات مالی و پولی کشور باید از نقش تبلیغات مخصوصا تبلیغات تلویزین غافل نشده و بهان به عنوان یک عامل مهم و موثر بر جذب هرچه بیشتر مشتریان خود نگاه کنند. بانکها چه قدر برای تبلیغات هزینه میکنند؟ ماه نامه تبلیغات در شماره پنجاه و شش و پنجاه وهفت منتشر شده در مرداد ماه خود جدول هزینههای تبلیغاتی شرکتها در رسانههای مختلف را منتشر کردهاست. ما کنجکاو شدیم بدانیم که از بین شرکتهای بزرگ تبلیغ کننده، بانکها تا چه میزان برای تبلیغات در رسانههای مختلف پول خرج میکند. در جدول شماره-۱هزینه تبلیغات بانکها در تلویزیون و در جدول شماره-۲ هزینه تبلیغات بانکها در روزنامه آمده است. همانطور که مشاهده میشود بانک تجارت ۲۷ میلیارد تومان خرج تبلیغات تلویزیونی در این بازه ۴ ماهه کرده است (میانگین ۷/۶ میلیارد در هر ماه) ۸ بانک کشور در چهار ماه مهر تا دی سال ۹۱ حداقل یک بار در فهرست ۱۰ شرکتی قرار گرفتند که بیشترین پول را بابت تبلیغات به تلویزیون میدهند. این ۸ بانک در این بازه زمانی به ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه تبلیغات رسانه ای داشتهاند. (باکسهای خالی یعنی بانک در آن ماه جزوه تبلیغ کننده اول نبوده است). به صورت میانگین هر بانکی که حداقل یک بار فهرست۱۰ شرکت دست و دل باز تبلیغکننده قرار گرفته ماهانه نزدیک، شش و نیم میلیارد تومان برای تبلیغات تلویزیونیهزینه کردهاست. (جدول۲-۱)هزینه تبلیغات تلویزیون(میلیارد تومان)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیَاطِینَ عَلَى الْکَافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا﴾[۳۸۶] بندگان شیطان، همانند پرستش کنندگان طاغوت، پیروان هوى هستند و در پرستندگان طاغوت، وحدت نیست و به همین دلیل آنها داراى طایفه ها و انواع فراوان هستند. منشأ طاغوت، نشأه طبیعت است و نشأهی طبیعت، روى به زوال دارد و در نتیجه، طاغوت و ولایت او نیز زائل شدنى است. با زوال دنیا و ظهور قیامت کبرى، روزگار ولایت طاغوت سپرى مىشود و آن روز حقیقت آشکار مىگردد که شیاطین، مالک هیچ کارى نیستند و خداوند سبحان، مالک همه امور است.[۳۸۷] رحمت رحیمیه، آن است که در نهایت امر، انسان را به سعادت نزدیک می کند.[۳۸۸] خداوند متعال می فرماید: ما هرگز انواع و اقسام نعمت هاى خود را بر بندگان حرام ننمودیم، ارزاق صورى و غذاهاى لذیذ و آن چه از مأکولات که براى آن ها گوارا است و نعم غیر مأکولات؛ مانند زینت ها و آن چه ظاهر آن ها را مىآراید و آن چه که به باطن اختصاص دارد؛ مانند ارزاق معنوى و طیبات روحانى و زینت هاى باطنى، بر آنها حلال و گوارا باد و ما به مقتضاى رحمت رحمانیه ی خود، همه را مشمول انعام خود قرار دادیم، ولى نعم دنیوى همیشه با آلام و کدورات و کراهت، آمیخته است و لازم دنیا است که نعمتهاى آن با آلام، مشوب است، ولى در آخرت به مناسبت حکم اسم «الرحیم»، نعمتهاى ما مشوب و ممزوج نیست و رحمت عامه ی کلى حق در آخرت، مانند دنیا از احکام موطن و مرتبه مبرّا است، و مرتبه و موطن دنیا داراى احکام خاص است که از جمله، رحمت را با نقمت ممزوج نماید و نیز در آخرت نسبت به کفّار، لذات از آلام تخلیص گردد، همان طورى نصیب مؤمن و موحّد حقیقى، رحمت خالص است.[۳۸۹]
۴-۵-۳. تقدّم رحمت بر غضب
مشیت الهى، همه ی اشیاء را فرا گرفته و رحمت او نیز همه اشیاء را فرا گرفته است؛ پس رحمت او مشیت ذاتیه عام او است که سابق بر هر چیز است و رحمت هم، سابق بر هر چیز است و از سوی دیگر رحمت، ذاتى است و عین ذات است و غضب، عارضى است، رحمت سابق بر غضب است.[۳۹۰] بنابراین رحمت، حاکم و دایم است و آخرین شفیع، ارحم الراحمین است که بر غضب، غلبه مىکند.[۳۹۱]
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
صدرالمتألهین در مورد آخرین شفیع می گوید: النبیّ الخاتم- صلوات اللّه و سلامه علیه و آله- لکونه رحمه للعالمین هو المظهر الجامع لشؤون الرحمه الإلهیه، کما إن فی مقابله إبلیس هو الجامع لجمیع الشرور، الحاوی هو و أولاده و جنود إبلیس أجمعین لمظاهر الغضب و شئونه إلى یوم الدین.[۳۹۲] پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)به این دلیل ، رحمتی برای تمام جهانیان است که او مظهر تمام شئون رحمت حق است؛ چنان که در مقابل او، ابلیس و تمام اولاد و سپاهیانش که جامع شر و بدی هستند؛ به عنوان مظاهری از خشم و شئون آن، تا روز قیامت قرار می گیرند. شهید مطهری بر این عقیده است که براى نیل به سعادت، علاوه بر جریان اعمال و گامهایى که انسان برمىدارد، یک جریان دیگرى نیز همیشه در جهان است و آن جریان، رحمت سابقه پروردگار است. هم چنین در متون دینى آمده است: «یا من سبقت رحمته غضبه» یعنی«اى کسى که رحمت او بر غضبش تقدّم دارد». حافظ در غزل معروف خود مىگوید:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو گفتم اى بخت بخسبیدى و خورشید دمید گفت با این همه از «سابقه» نومیدمشو |
مقصود حافظ از سابقه، سبقت رحمت پروردگار است. شهید مطهری در باره «تقدم رحمت بر غضب» می نویسد: به هر حال، این واقعیتى است که در نظام هستى، اصالت از آن رحمت و سعادت و رستگارى است و کفرها و فسق ها و شرور، عارضى و غیر اصیل هستند و همواره آن چه عارضى است به سبب جاذبه رحمت تا حدى که ممکن است برطرف مىگردد. وجود امدادهاى غیبى و تأییدات رحمانى، یکى از شواهد غلبه رحمت بر غضب است. مغفرت پروردگار و زایل ساختن عوارض گناه، یکى دیگر از شواهد تسلّط رأفت و مهربانى او بر غضب و قهر است.[۳۹۳] از دیگر شواهد غلبه رحمت بر غضب در نظام هستى آن است که همواره در جهان، اصالت از آن سلامت و صحّت است و مرضها و بیماریها استثنائى و اتفّاقی هستند. در ساختمان هر موجود زنده، قدرتى نهفته است که به نفع سلامت و تندرستى او فعّالیّت مىکند و از هستى او حمایت مىنماید. وجود گلبولهاى سفید در خون با قدرت دفاعى عجیبى که دارند، شاهد این مدّعا است. خاصیت جبران کنندگى و ترمیم کنندگى در بدن موجودات زنده، شاهدى دیگر است. شکستگى استخوان، پارگى زخم، کمبود مواد غذائى، به وسیله فعّالیّت درونى موجود زنده، جبران مىگردد.[۳۹۴] .کمالات و خیراتى که به انسان صالح مىرسد، حاصل رحمت و مغفرت خداوند است.[۳۹۵] صدرالمتألهین هم چنین معتقد است: الظاهر فی تلک الصور فما یعبدون إلا الله فرضی الله منهم من هذا الوجه فینقلب عذابهم عذبا فی حقهم و بالنسبه إلى الکافرین أیضا و إن کان العذاب عظیما لکنهم لم یتعذبوا به لرضاهم بما هم فیه فإن استعدادهم یطلب ذلک کالأتونی یفتخر بما هو فیه و عظم عذابه بالنسبه إلى من یعرف أن وراء مرتبتهم مرتبه و أنواع العذاب غیر مخلد على أهله من حیث إنه عذاب لانقطاعه بشفاعه الشافعین و آخر من یشفع هو أرحم الراحمین کما جاء فی الحدیث- لذلک ینبت الجرجیر فی قعر جهنم و بمقتضى سبقت رحمتی غضبی.[۳۹۶] ظاهر در آن صور، این است که بندگان مخلص، غیر خداوند را عبادت نمی کنند، بنابراین خداوند از ایشان راضی است؛ از این رو عذاب ایشان هم برایشان گوارا خواهد بود. اما خداوند، نسبت به کافران نیز این گونه است؛ حتی بزرگ ترین عذاب هم اگر حق کافران باشد، خداوند ایشان را با رضایت خویش، غذاب نمی کند و استعداد و ظرفیتشان، چنین اقتضائی را دارد. بزرگ ترین عذاب خداوند، رحمت است؛ نسبت به کسی که می داند پشت آن عذاب، یک مرتبه و درجه ای برایش نهفته است و نیز می داند که عذاب خداوند، جاودانه نیست؛ زیرا این عذاب با شفاعت شافعین، بر داشته خواهد شد. حتی خداوند نیز که ارحم الراحمین است ، شفاعت گناه کاران را خواهد کرد، آن چنان که در حدیث آمده است- به این منظور گیاه جر جیر را در قعر جهنم می رویاند- و آن، به مقتضای این است که خداوند فرمود: رحمت من بر غضبم، پیشی دارد. به طور خلاصه می توان بیان کرد که مؤمن، بر این باور است که هر کجا برود سر و کارش با خداوند است، از این رو از عذاب و قهر الهی به رحمت الهی، پناه می برد. نظیر بچّه ایی که در خانه شیطنت کرده است وقتی مادر می خواهد او را تنبیه کند، فرار می کند و خود را پنهان می سازد، امّا پس از مدتی گرسنه و تشنه می شود و به ناچار نزد مادر برمی گردد، او غیر از مادر کسی را ندارد که نوازشش کند و به او رسیدگی کند و ناچار است تحت هر شرایطی به او پناه آورد. از این رو بنده ی گناه کار که احساس پشیمانی و گناه او را می آزارد، به دامن مهر و رحمت الهی پناه می آورد و به بخشش بی کران الهی، چشم می دوزد و امیدوار است که از بهترین نعمت های الهی بهره مند گردد و از رسیدگی و دستگیری خالق مهربان، برخوردار گردد.[۳۹۷] بنابراین گفته شده است: «من رحمه بدا و الى رحمه یؤول.»[۳۹۸]
| |
این عبارت بیان کننده ی این معنا است که:قسیم هستى از نظر رحمت، آن است که جهان «آمدن» دارد و «بازگشتن»، جهان «از اویى» دارد و «به سوى اویى». خداوند «رحمن» است؛ یعنى آمدن و «از اویى» و جهان، مظهر رحمت او است و خداوند «رحیم» است؛ یعنى بازگشتن و «به سوى اویى» و جهان آخرت نیز مظهر رحمت او است،حتى جهنم و عذاب الهى که مظهر جباریت و انتقام الهى است، نیز مولود رحیمیت او است.[۳۹۹] |
فصل پنجم چگونگی تأثیر شناخت صفت خالقیّت، فیّاضیّت و رحمت الهی بر تکامل انسان از نظر صدرالمتألّهین
فصل پنجم: چگونگی تأثیر شناخت صفت خالقیّت، فیّاضیّت و
رحمت الهی بر تکامل انسان از نظرصدرالمتألّهین
صدرالمتألهین به تبیین مسأله ی اسماء وصفات الهی با تمام ابعاد آن و نیز به موضوع تکامل انسان پرداخته است، امّا ایشان به طور مستقیم، در مورد چگونگی تأثیر شناخت صفات خالقیت، فیاضیت و رحمت الهی بر تکامل انسان که این رساله در صدد تبیین آن است، نپرداخته است. بنابراین از برخی مسائل فصل پیش، جهت تدوین این فصل، استفاده شده است.
۵-۱. تبیین و بررسی صفت خالقیت و رابطه آن با تکامل انسان
در فصل قبل، اثبات گردید خداوند، دارای صفت خالقیت است و خالق این جهان است و خلقت این جهان برای تحقق اهدافی بوده است؛ بنابراین جهان، عبث آفریده نشده است. در نظر شهید مطهری، معنای هدف مندی خلقت این گونه بیان شده است: خلقت، هدف فعل است نه هدف فاعل. هدف فعل، آن است که هر کاری به سوی هدفی رهسپار است و برای رسیدن به کمالی، آفریده شده است و این فعل، باید به آن برسد نه این که فاعل، این کار را کرده که خود به کمال برسد، به این معنا اگر ما ذات خلقت را این گونه در نظر بگیریم که هر فعلی از آغاز، وجودش به سوی کمالی در حرکت است؛ در این صورت، خلقت غایت دارد.[۴۰۰] بنابراین، صفات کمالیه خداوند اقتضا دارد، جهان به گونهای آفریده شود که در مجموع بیش ترین کمال و خیر ممکن را داشته باشد، یعنی از برکت نظام احسن که بر جهان آفرینش، حاکم است، انسانی که از ماده زمینی خلق شده، بتواند با پیمودن راه تکامل به گوهری آسمانی و شریف تبدیل گردد و از نظر مراتب کمال از هر موجود دیگر برتری یابد و به خدا تقرب جوید. خلق جمادات و نباتات و حیوانات و… در راستای پیدایش نظام احسنی است که در مجموع، زمینه رشد انسان را فراهم میآورد. پس از ایجاد چنین نظامی که در نهایت اتقان و کمال است، می توان با شناخت و معرفت نسبت به تمام ابعاد آن، به شناخت خداوند و از طریق آن، به تکامل رسید.
۵-۱-۱ . از چه راه هایی می توان از طریق صفت خالقیت به تکامل رسید؟
برای روشن شدن چگونگی رابطه صفت خالقیت و تأثیر شناخت آن بر تکامل انسان، به جایگاه او در نظام هستی اشاره می شود. صدرالمتألهین بر آن است که غایت نهایی از ایجاد عالم جسمانی و تمام کائنات آن، فقط خلقت انسان بوده و مقصود از خلقت انسان، رسیدن به مرتبه ی عقل مستفاد، یعنی مشاهده ی معقولات و اتصال به مبدأ اعلی بوده است و خلقت سایر موجودات از نباتات و حیوانات برای دو امر بوده است؛ یکی برای ضروریات حیات انسان بوده است تا که آن ها را به خدمت خویش درآورد و از آن ها بهره بگیرد و دیگر، تفاله موادی که انسان از جوهر و عصاره ی تصفیه شده ی آن ها آفریده شده است به بوته ی اهمال گذاشته نشده باشد؛ بلکه نباتات و حیوانات از آن ها آفریده شده اند و این عنایت الهی است که هر مخلوقی از مخلوقات عالم به سهمی از سعادت که شایسته ی او است، نایل گردد. بر اساس این، چنین انسانی به مقام عبودیّت ذاتی، یعنی فنای در حق تبارک و تعالی می رسد.[۴۰۱] بنابراین به خوبی روشن گردید، در میان همه موجوداتی که خدا آفریده است، انسان جایگاهی بالاتر و متفاوتتر از دیگر موجودات دارد. البته باید به این نکته توجّه داشت که خدا، هیچ موجودی را ناقص نیافریده است؛ به این معنا که هر موجودی به اندازه ظرفیتی که داشته از استعدادهای خاص خود بهرهمند شده است، اما انسان بالاترین و بهترین و بیش ترین استعدادها را دارد. بنابراین برای تحقق کمالات انسانیاش از طرف خداوند، صاحب مقاماتی می گردد. در واقع، استعداد الهی شدن، استعداد جانشین خدا شدن، استعداد از فرشته بالاتر شدن و مسجود آن ها قرار گرفتن و پذیرش امانت الهی و مقامات دیگر، در انسان به ودیعه گذاشته شده است که انسان از طریق این الطاف الهی، پی به معرفت و شناخت خداوند می برد و تا آن جا که انتهای کمال اش است پیش می رود. در این جا به آن مقاماتی اشاره می گردد که در پرتوی ایمان وعمل صالح به سوی آن ها هدایت می گردد و این مقامات، نشان دهنده ی جایگاه او در نظام هستی است.
۵-۱-۱-۱. مقام خلیفه الهی
خلافت در لغت به معنای پشت سر آمدن و جانشین شدن و از پی چیزی در آمدن است. هر نسل جدیدی جانشین و خلیفه نسل قبلی است، شب و روز خلیفه یک دیگر هستند که یکی از پی دیگری می آید.[۴۰۲] سلطنت ذات ازلی و صفات والای واجب، اقتضا می کرد، با ظاهر کردن مخلوقات و محقق ساختن حقایق و مسخّر کردن اشیاء، پرچم ربوبیّت را بر افرازد. این امر، بدون واسطه محال بود، چون ذات حق قدیم است و مناسبتی بعید بین عزّت قدیم و ذلّت حدوث است، بنابراین خداوند، جانشینی برای خویش در تصرف و ولایت قرار داد. این جانشین رویی به قدم دارد و از حق استمداد می گیرد و رویی به حدوث دارد و به خلق، مدد می رساند. خداوند او را خلیفه ی خویش در تصرف ساخت.[۴۰۳] از سوی دیگر، خداوند او را بر صورت اسماء و صفات الهی خود خلق نمود تا قائم مقام او در تصرف امور باشد؛ پس لباس تمام اسماء و صفاتش را بر او پوشانید و با دادن کارها به دست او در مقام خلافت، جای گزینش کرد و مقدورات امور موجودات را به او حواله و حکم تصرفات او را در تمام خزاین عالم ملکوت امضاء و تسخیر موجودات را به سبب حکم و قضای جبروتش تصویب نمود و برای آن خلیفه به جهت مظهریت دو اسم «الظاهر» و «الباطل» حقیقتی باطنی و صورتی ظاهری قرار داد، تا به وسیله این دو اسم، قدرت تصرف در ملک و ملکوت را داشته باشد. پس مقصود از وجود عالم و ایجاد پی در پی اشیاء در آن، این است که انسان، یعنی خلیفهی الهی در جهان به وجود بیاید و هدف از ارکان و عناصر، آن است که نباتات، هدف از نباتات، آن است که حیوانات، هدف از حیوانات، آن است که اجساد بشری، هدف از اجساد بشری آن که ارواح انسانی و هدف از ارواح انسانی، آن است که خلیفه الهی در زمین به وجود بیاید.[۴۰۴] چنان که فرموده حق به آن دلالت دارد: ﴿وَإِذْقالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنّ ِیجاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً قالُوا أَتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون ﴾[۴۰۵] خلیفه بودن امری تکوینی برای انسان است و روح الهی با تمام اسماء و صفات خود در او تجلّی می کند و در نظام هستی و در میان تمام موجودات، حتّی ملائکه که مقربان درگاه الهی اند، از این امتیاز برخوردار نیستند.[۴۰۶] براساس این، انسان خلیفه الهی و جامع تمام اسماءِ و صفات حق است، هم صفات تنزیهی مانند سبوح، قدوس و هم صفات تشبیهی مانند خالق و رازق را دارا است. امّا فرشتگان مظهر بعضی از صفات حق هستند. آن ها خدا را تنزیه و تقدیس می کنند؛ ولی فاقد صفاتی مانند خالق و رازق هستند و از آن جا که خداوند آدم را از اجزاءِ مختلف و قوای متباین آفرید، به او استعداد ادراک تمام مدارکات معقول، محسوس و متخیل را اعطا کرد. با وجود این، می تواند تمام حقایق کلّی و جزئی و خواص اسماءِ آنها را بشناسد و براساس این اتّحاد عالم و معلوم، جهان عقلانی، شبیه جهان خارجی می گردد و این معنای جامعیّت انسان و خلافت الهی است.[۴۰۷] پس فعلیت قوای فطری انسان در راستای خداگونه شدن او در زمین، می تواند او را به این مقام برساند؛ یعنی آدمی در صورت کمال انسانی و صیرورت و تحوّل الهی می تواند آیینهی تمام نمای خداوند باشد و در امر خدا نمایی از سوی خداوند خلافت و نیابت دارد و انسان هایی که از ادراک و شهود بی واسطه حق عاجز هستند، به واسطه او به شهود حق نائل آیند.[۴۰۸] این خلافت ویژهی نوع بشر است و نه حضرت آدم(علیه السّلام) و هیچ دلالتی بر انحصار این مقام برای حضرت آدم(علیه السّلام) در آیات و وایات وجود ندارد. پس هر انسانی که علم به اسمای الهی پیدا کند می تواند در جایگاه خلیفه ی خداوند قرار گیرد؛ بنابراین در اصل، هیچ انسانی، بالفعل خلیفهی خداوند نیست. امّا نوع بشر، بالقوه خلیفهی خداوند است؛ زیرا خداوند، اسماء را به حضرت آدم(علیه السلام) آموخت و این مقام برای او و افرادی از نسل او در هر دوره ایی که توانسته اند در مسیر تحوّل خود به این مقام برسند، تعلّق می گیرد؛[۴۰۹]زیرا غرض اصلی آفرینش انسان، تحقق خلافت الهی در زمین است. تولید نسل در بشر برای تحقق همین هدف است و اگر فقط حضرت آدم(علیه السّلام) خلیفهی خدا باشد، پس کثرت نسل انسان، بیهوده و عبث است و نقص غرض خواهد شد.[۴۱۰]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و من، دادار اورمزد، ایزد نریوسنگ، سروشِ پرهیزگار را به کنگدژ، که سیاوش بامی (=سیاوش درخشان) ساخت به سوی چهرومیان گشتاسپان (=چهرومیان پسر گشتاسپ) آرایندهی فرّهی کیان و دینِ راست بفرستم. و از سیاوش این سودها بود. مانند زادن کیخسرو و ساختن کنگدژ. کنگدژ دژی است که سیاوش آن را بر سر دیوان ساخت و تا آمدن کیخسرو و متحرک بود. هوم ایزد در واسپ را نیاز میبرد تا به او توانایی دهد که بر افراسیاب چیره شود و او را دست بسته نزد کیخسرو ببرد تا انتقام خون پدرش، سیاوش را از او بستاند (در واسپ یشت بند ۱۷ و ۱۸). و آمد به سوی سیاوش بامی (=درخشان) و به وسیلهی آن ساخت کنگدژ شگفت ساخته را با نگهداری و پاییدن نیک بسیار ورج و فره وراز دین که از آن ویراستاری (=نظم، آرایش) زمان و بازآرایی خدایی (=حکومت، پادشاهی) ایران و ادامه نیرومندی و پیروزگری آن دین مزدیسنان پیدا«ست». سیاوش پاکترین و نیکو خویترین چهرهی شاهنامه. از این روی ایرانیان همواره او را بسیار گرامی داشتهاند و داستان اندوهبارش را باز میگفتهاند. از نگاه اسطورهشناسی، سیاوش نماد آمیختگی دانسته شده است؛ زیرا، از سوی پدر، ایرانی و اهورایی و از سوی مادر، تورانی و اهریمنی است . فرجام آمیختگان و آلودگان نیز جز مرگ نیست. سیاوش، همچون دیگر نمادهای آمیختگی، ناگزیر از مردن است و به راستی، پیش از زادن، مرده است (کزّازی، از گونهای دیگر جستارهایی در فرهنگ و ادب ایران، ص ۹). از آن روی که هرکس تنها یکبار میتواند مرد، سیاوش با مرگ بیفروغ و زبونانهی خویش، که به هیچ روی سزاوار بزرگمردی دلاور چون او نیست، تنها پور بهین خود کیخسرو را از آمیختگی و آلایش و مرگ میرهاند. از آن است که کیخسرو روزی در میان برف و دمه ناپدید میشود و زنده به مینو میرود (همو، نامهی باستان، ج ۳، ص ۵۴۳؛ ج ۵، ص ۹۶۳). همچنین سیاوش نمادی بازمانده از اسطورهها و آیینهای خدایان گیاهی شمرده شده است. در این آیینها و اسطورهها، بغ بانوی زمین پسری، یا دلداری، دارد که خدای گیاهی است و به دست او کشته میشود. این مادر، یا دلباخته، به آهنگ بازآوردن جوان کشته شده به زندگانی، راه به جهان مردگان میبرد و هنگامی که او را به جهان زندگان باز میآورد، بهاران فراز میآید و این جهان شکُفته و شاداب میشود. بر این پایه، میتوان سیاوش را با “آیتس"، دلدار “سیبل"، در فریجیّه یا با “تموز” که “ایشتار” بدو دلباخته بود در بابل یا با “ادونیس” که مادرش بر وی شیفته بود در فنیقیّه یا با “اوزیریس” که دل از مادرش “ایزیس” ربوده بود در مصر، سنجید (بهار، ص ۱۵۱). نام سیاوش، در اوستا “سیّاوَرْشْن"، از دو بخش “سیّاو” به معنی سیاه (پورداوود، ص ۲۳۴) و “اَرْشَن” به معنی مرد و نر (همان، ص ۲۲۶) ساخته شده است و به معنی “دارندهی اسب سیاه” است. این نام نیز به پاس شبرنگ بهزاد، اسب نامدار سیاوش، بدو داده شده است. این نام در پهلوی “سیاوَخْشن” بوده است و “خ” ساکن پیش از “ش” افتاده و به “سیاوَش” دیگرگون شده است. ریختی دیگر از آن “سیاووش” و “سیاوُش” است (کزّازی، همان، ج۳، ص ۱۹۰). کیکاوس سیاوش را به رستم سپرد تا او را بپرورد. رستم او را به زاولستان برد در آنجا تربیت کرد و ادبها آموخت و سخت رشید و هنرمند بیرون آمد و چون بالغ گشت او را نزدیک پدرش آورد (۴۷، فارسنامه). مادر سیاوش کنیزکی زیبا و بیهمتا بود به کیکاوس تقدیم شده بود که سیاوش چون ماه درخشان از او متولد شد و مادر بمرد (۷۵، ثعالبی). پیران از دیدار سیاوش که در خوبی بیهمتا بود به حیرت آمد. به او گفت تو از شاهان گیتی یادگار هستی. سه چیز است که جز تو کسی دارندهی آن نیست. اول آنکه نژاد کیقباد از تو خواهد بود. دوم زبانی به این راستی و سوم چهر تو که مهرانگیز است (۸۰، ۸۱ شاهنامه (۳)). سیاوش بارها در شاهنامه و ثعالبی به ماه تشبیه میشود (۷۵، ۸۳، ثعالبی). افراسیاب به پیران گفت کیکاوس چگونه دل از دیدار چنین رویی که من زیباتر از آن در همهی عمر ندیدهام، بریده است (۹۱، ثعالبی). از خاکی که خون سیاوش را خورده بود، درختی برآمد سر به ابر برده، بر برگهای او چهر سیاوش نگاریده با بوی مشک. در ماه دی چون بهاران بود، و پرستشگاه سوگواران سیاوش بود (۱۶۸، شاهنامه (۳)).
| ز خاکی که خون سیاوش بخورد |
|
به خاک اندر آمد درختی ز گرد |
| نگاریده بر برگها چهر او |
|
همی بوی مشک آمد از چهر او |
| به دی مه نشان بهاران بُدی |
|
پرستشگه سوگواران بدی (۱۶۸، شاهنامه (۳)) (همان: ۱۳۵). |
افراسیاب فرنگیس را با اموال و جواهر بسیار نزد پیران فرستاد، پیران نیز هدایای بسیار همراه او کرده و آن دو را به عقد هم درآوردند (۹۳، ثعالبی). سیاوش به فرنگیس اندرز داد که نام فرزند خود را کیخسرو نهد (۹۶، ثعالبی). [همسپهمدیم] پهلوی، به معنای ‘حرکت همه سیاه’ است؛ و در اصل مربوط به فرود آمدن گروهی فروهر مردگان بوده است به زمین و بدین روی، این گاهنبار، در واقع، یادبود مردگان به شمار میآمده و سپس با آیین سوک سیاوش، شهادت و بازگشت خدای برکت بخشنده آسیای غربی برآمیخته است. بندهش، از ص ۲۱۱ تا ۲۲۰ به گمان نگارنده، همان گونه که در پاره دوم این کتاب خواهد آمد، آیین سیاوش به آیینهای ستایش ایزد نباتی بومی مربوط است و به آیین تموز و ایشرتایلی و از آن کهنهتر به آیینهای سومری میپیوندد و بدین روی شاید واژه اوستایی به معنای مرد سیاه یا سیهچرده باشد که اشاره به رنگ سیاهی است که در این مراسم بر چهره میمالیدند یا به صورتکی سیاه است که بکار میبرند. اگر نظر نگارنده درست باشد، مراسم حاجی فیروز با چهرههای سیاه شده، خود گویای این معنا است و قدمت شگفتآور آن را میرساند، زیرا به اغلب احتمال، آیین حاجیفیروز، یکی از آیینهای کهن بومی ایران است که با آیین سیاوش مربوط و همزمان میباشد. آغاز دینکرد هفتم (چاپ مدن، ص ۵۹۱ تا ص ۶۰۰ ص۳). (۳۸) و آمد به کی سیاوخش بامی؛ بدان ساخت کنگدژ شگفتساز را برای نگاهداری [کشور] از اینران [و] پاسداری؛ بسی وّرج (= اعجاز) و فره و راز دین که از آن، ویرایش روزگار [بود] و باز آراستاری شهریاری ایران [و] باز پیوستاری نیرومندی [و] و پیروزگری [از او] در دین هرمزد پیدا [است]. در ادبیات فارسی سیاوش از میان دو کوهه آتش میگذرد. برای اثبات کردن پاکی خویش. کیخسرو، پسر سیاوش و نوه کیکاوس، یکی از جاودانانی است که در پایان جهان برای نو آراستن زمین و مردمان و فرشکردسازی باز میآیند. وجود عید نوروز و اهمیت شگفتآور آن خود در اصل به آیین سیاوشی مربوط است (عفیفی، ۱۳۷۴: ۵۶۴؛ اوشیدری، ۱۳۷۱: ۳۳۷؛ بهار، ۱۳۷۸: ۱۳۷، ۱۴۰، ۱۵۱، ۱۹۵؛ راشدمحصل، ۱۳۷۰: ۱۴؛ تفضلی، ۱۳۵۴: ۴۵، ۱۳۹؛ راشدمحصل، ۱۳۶۶: ۱۲۳ و ۱۳۸۹: ۲۰۴؛ فردوسی و شاهنامه سرایی،۱۳۹۰: ۵۵۷، ۵۶۳-۵۶۴، ؛ صدیقیان، ۱۳۸۶: ۱۲۴-۱۲۵، ۱۲۹، ۱۳۵، ۱۴۳، ۱۴۵؛ بهار، ۱۳۷۵: ۵۱، ۱۹۴، ۲۰۹، ۲۶۱، ۲۸۹، ۴۴۸).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲۰-۳ Fr¦siy¦g [افراسیاب]: زود هَئومَهی دلیر را گوشت پیشکشی بِبُر تا تو را به بند در نکَشَد؛ چُنان که افراسیاب تورانی تباهکار را- که در یک سوم از ژرفای زمین، میان دیوارهای آهنین میزیست- به بند در کشید. ۴۱- افراسیاب تورانی تباهکار در هَنگِ زیرزمینی خویش، صد اسب و هزار گاو و دههزار گوسفند او را پیشکش آورد… ۴۲- … و از وی خواستار شد: ای اَرِدْوی سورَ اناهیتا! ای نیک! ای تواناترین! مرا این کامیابی ارزانی دار که من به آن فرّ شناور در دریای فراخ کرد، که هم اکنون و از این پس، از آن تیرههای ایرانی و زرتشتِ اشون است، دست یابم. ۴۳- اردوی سور اناهیتا او را کامیابی نبخشید. ۵۶- افراسیاب تورانی تباهکار، به آرزوی ربودن فرّ ناگِرِفتنی- که هم اکنون و از این پس، از آن تیرههایِ آریایی و زرتشتِ اَشَون است- جامه از تن برگرفت و برهنه به دریای فراخکرد جَست و شناکنان در پی فر شتافت. فرّ تاختن گرفت و [از دسترس او] به در رفت. آنگاه افراسیابِ تورانیِ بسیار زورمند، ناسزاگویان از دریای فراخکرد برآمد. آنگاه افراسیاب تورانی بسیار زورمند [دیگرْ باره] خود را به دریایِ فراخکرد افگند. ۵۹- پس دومین بار، افراسیاب به آرزوی ربودن فرّ ناگرفتنی- که هم اکنون و از این پس، از آن تیرههای آریایی و زرتشتِ اشون- جامه از تن برگرفت و برهنه به دریای فراخکرد جست و شناکنان در پی فرّ شتافت. فرّ تاختن گرفت و [از دسترس او] به در رفت. آنگاه افراسیابِ تورانیِ بسیار زورمند، ناسزاگویان از دریای فراخکرد برآمد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و در نهایت افزایش سهم بازار را به دنبال دارد. ۴-۱-۱۱-فایده سازمان تجارت جهانی - این سیستم به حفظ و ارتق صلح کمک می کند - مناقشات و اختلافات به طریقه ای سودمند مشکل گشایی میشوند - رعایت قوانین زندگی را برای همه آسانتر می سازد
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
- تجارت آزادتر هزینه های زندگی را کم می کند - حق انتخاب کالاها بیشتر شده و کیفیتها بالاتر می رود - تجارت درآمدها را افزایش می دهد - تجارت رشد اقتصادی را افزایش می دهد - قوانین و ضوابط پایه ای زندگی را آسانتر می کنند - دولتها در برابر اعمال نفوذهای شخصی و گروهی محافظت می شوند - این سیستم دولتهای شایسته و خوب را ارج می دهد و تشویق می کند ۴-۲-بخش دوم:آیا الحاق به سازمان تجارت جهانی مقررات راجع به اسناد تجاری ما را به چالش خواهد کشید؟ اما در مورد تاثیر آن راجع به اسناد تجاری باید گفت به جهت آنکه مقررات اسناد تجاری سازمان تجارت جهانی متاثر از حقوق کشور های غربی می باشد لذا کشورمان جهت الحاق به آن سازمان باید مقررات راجع به اسناد تجاری خود را با مقررات آن ستاد هماهنگ کند،بدیهی است که مقررات حقوق تجارت ما در عرصه بین المللی دارای تعارض هایی است که ذیلا به برسی آن تعرضات می پردازیم:اسنادی که در عرصهء بین المللی وجود دارند و به واسطهء دخالت عنصر خارجی، بحث قانون حاکم را مطرح میسازند عبارتاند از:اسناد مدنی،اوراق بهادار و اسناد تجاری.هرکدام از این سه دسته،هم موضوع قانونگذاری داخلی و هم موضوع قانونگذاری بین المللی قرار گرفته و قواعد مخصوص به خود دارند.در حقوق ایران، اسناد مدنی و اوراق بهادار از جنبهء داخلی،موضوع حکم قرار گرفته و برای هرکدام تعریفی ارائه شده است ولی در مورد اسناد تجاری،قانونگذار ایران مطلب را به سکوت برگزار کرده و تعریفی از آن ارائه نکرده است.از تعریف ماده ۱۲۸۵ قانون مدنی که سند را عبارت از هر نوشتهای میداند که در مقام دعوا یا دفاع قابل استناد باشد و نیز از تعریف بند دوم ماده ۱ قانون تأسیس بورس اوراق بهادار مصوب اردیبهشتماه ۱۳۴۵ که مطابق آن،اوراق بهادار عبارت است از سهام شرکتهای سهامی و اوراق قرضه صادره شده از طرف شرکتها،شهرداریها و مؤسسات وابسته به دولت و خزانهداری کل که قابل معامله و نقل و انتقال باشد،نمیتوان برای حل مسایل مربوط به اسناد تجاری یاری گرفت،زیرا میان اسناد تجاری و سایر اسناد تفاوتهای بسیار وجود دارد،همچنان که قواعد حل تعارض مربوط به اسناد تجاری نیز با قواعد حل تعارض مربوط به اسناد مدنی و اوراق بهادار تفاوت دارند.با اینکه مسایل بین المللی مربوط به اسناد تجاری(برات،سفته و چک)بسیار متنوع است ولی قانونگذار ایران از لحاظ بین المللی فقط دو مادهء قانونی در این مورد وضع کرده و بسیاری از مطالب را به سکوت گذرانده است.مطابق مادهء ۳۰۵ قانون تجارت ایران«در مورد برواتی که در خارج ایران صادر شده شرایط اساسی برات تابع قوانین مملکت صدور است.هر قسمت از سایر تعهدات براتی(تعهدات ناشی از ظهرنویسی، ضمانت،قبولی و غیره)نیز که در خارجه به وجود آمده تابع قوانین مملکتی است که تعهد در آنجا وجود پیدا کرده است،معذالک اگر شرایط اساسی برات مطابق قانون ایران موجود و یا تعهدات براتی موافق قانون ایران صحیح باشد کسانی که در ایران تعهداتی کردهاند حق استناد به این ندارند که شرایط اساسی برات یا تعهدات براتی مقدم بر تعهد آن ها مطابق با قوانین خارجی نیست»و به موجب مادهء ۳۰۶ همان قانون «اعتراض و بهطور کلی هر اقدامی که برای حفظ حقوق ناشی از برات و استفاده از آن در خارجه باید به عمل آید تابع قوانین مملکتی خواهد بود که آن اقدام باید در آنجا بشود».در این پژوهش که اختصاص به مسایل مربوط به اسناد تجاری از دیدگاه تعارض قوانین دارد از طرح بسیاری از مسایل حقوق داخلی خودداری خواهد شد،ولی از آنجایی که وجود تفاوت در قوانین داخلی کشورها یکی از شروط تحقق تعارض قوانین به مفهوم بین المللی است و تا اختلاف در قوانین کشورها نباشد اصلا اعمال قواعد حل تعارض موضوعیت پیدا نمیکند و از سوی دیگر،چون حقوق بین الملل خصوصی انعکاسی از حقوق داخلی در زمینهء بین المللی است بنابراین باید به کمک روش تحلیلی، حکم بین المللی هر مسئله را براساس تحلیل قوانین داخلی استنباط کرد.مسایلی که در مورد اسناد تجاری در زندگی بین المللی قابل طرح است بسیار متنوع بوده و بررسی تمامی آن ها در این پژوهش امکانپذیر نیست،ازاینرو کوشش شده است تا عمدهترین آن ها که حول محور تعریف،شکل و اعتبار اسناد تجاری قرار میگیرد در مبحث نخست مورد مطالعه واقع شود.در مبحث دوم نیز مسایل مربوط به صدور، انتقال،تعهدات و اهلیت زیر عنوان صدور و گردش مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در هر مورد،انطباق و عدم انطباق مقررات حقوق ایران با قوانین متحد الشکل بین المللی لحاظ خواهد شد. ۴-۲-۱-تعریف،شکل و اعتبار اسناد تجاری گردش اسناد تجاری در زندگی بین المللی سبب تعارض قوانین کشورها گردیده و مسئله تعیین قانون حاکم بر این اسناد را مطرح میسازد.مثلا اگر تاجری براتی را در کشور«الف»صادر کند و طرف او در کشور«ب»آن را قبول کند و ظهرنویسی آن در کشور«ج»و«د»صورت پذیرد و در کشور«هـ»پرداخت شود،در این صورت میان قوانین کشورهای«الف»،«ب»،«ج»،«د»و«هـ»تعارض به وجود میآید و باید دید در هر مورد قانون کدام کشور حاکم است.ناهماهنگی قوانین کشورها سبب شده است تا دولتها و مؤسسات تجارت بین المللی در مورد یکنواخت کردن سیستمهای حقوقی کشورهای مختلف در مورد اسناد تجاری تلاشهایی به عمل آورند که نتیجهء آن تصویب دو قانون متحد الشکل ۱۹۳۰ و ۱۹۳۱ ژنو است که اولی ناظر به حل مسایل مربوط به برات و سفته و دومی در مورد به مسایل مربوط به چک است(شاپیرا،۱۳۷۱؛اخلاقی۱۳۶۹؛عرفانی،۱۳۷۳ ؛صفری،۱۳۶، اشمیتوف،۱۳۷۸). در این مبحث ابتدا تعریفی از اسناد تجاری ارائه خواهد شد،سپس شکل و اعتبار اسناد تجاری از دیدگاه حقوق بین الملل خصوصی،یعنی نحوهء تعیین قانون حاکم،مورد مطالعه قرار خواهد گرفت که در جهت الحاق به سازمان تجارت باید مقررات فوق در حقوق موضوعه مدون گردد. ۱)تعریف اسناد تجاری اسناد تجاری به دو معنی عام و خاص به کار میرود.اسناد تجاری به معنی عام کلمه، اسنادی است که معرف طلب یا مالی بوده و به شکلی از اشکال در قلمرو تجارت قرار میگیرند؛مثل اسکناس،برات،سفته،چک،اوراق قرضه،اسناد خزانه،قبض انبارهای عمومی،سهام شرکتهای تجاری،بارنامه و غیره. اما اسناد تجاری به معنی خاص کلمه صرفا شامل برات،سفته و چک است.این اسناد در جهت تسهیل گردش ثروت و سرعت بخشیدن به کارها و نیز معاف کردن تجار از انجام کارهای اداری وقتگیر مورد استفاده قرار میگیرنداخلاقی(۱۳۷۳) وفخاری(۱۳۷۴۰)و اگرچه از زمرهء اسناد عادی هستند ولی ویژگیهایی مانند لازم الاجرا بودن(چک)،وسیلهء اعتبار بودن،سرعت در نقل و انتقالات،تضامنی بودن مسؤولیتها،استقلال در مطالبه،مسئولیت کیفری(در مورد)،آن ها را تا حدودی از اسناد عادی متفاوت میسازد(دیسی،۱۹۸۰). چنانکه در مقدمه هم اشاره شد،از تعریف مادهء ۱۲۸۵ قانون مدنی که سند را عبارت از هر نوشتهای میداند که در مقام دعوا یا دفاع قابل استناد باشد،نمیتوان در حقوق تجارت یاری گرفت،زیرا میان اسناد تجاری و اسناد غیر تجاری تفاوتهای عمدهای وجود دارد.قانون تجارت هم تعریفی از اسناد تجاریارائه نداده و در این مورد سکوت اختیار کرده است.برخی از حقوقدانان عقیده دارند کلیهء اسنادی که بین تجار رد و بدل میشود و قابل معامله بوده و معرف طلبی به سررسید مدت کم میباشد سند تجاری نامیده میشود ستوده تهرانی(۱۳۷۵) و کرینوت(،۱۹۶۶).در این پژوهش که اسناد تجاری به معنی خاص کلمه(شامل برات،سفته و چک)مورد نظر است لازم است هریک از اقسام آن جداگانه تعریف شود. الف:برات براتی که مقررات مربوط به آن در مواد ۲۲۳ تا ۳۰۶ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ شمسی آمده است از مهمترین اسناد تجاری است که به دلیل کاربرد برونمرزی آن به صورت یکی از وسایل مهم پرداخت و کسب اعتبار در معاملات بین المللی مورد استفاده قرار میگیرد.به همین جهت سبب ایجاد تعارض قوانین ملی کشورها میگردد و برای رفع این تعارضها علاوه بر قواعد حل تعارض ملی(مواد ۳۰۵ و ۳۰۶ قانون تجارت ایران)قواعد مشترکی هم توسط کنوانسیونهای بین المللی برای کاهش اصطکاک قوانین داخلی کشورها به وجود آمده است(لوسوارن،۱۹۸۸) قانون تجارت ایران برات را تعریف نکرده است ولی حقوقدانان معمولا این سند تجاری را عبارت از نوشتهای میدانند که به موجب آن شخصی به دیگری دستور میدهد در وعدهای معین مبلغی را به شخصی ثالث یا به حواله کرد او پرداخت کند (اسکینی،۳۷۳) شرایط برات در ماده ۲۲۳ قانون تجارت ایران پیشبینی شده است که در مبحث مربوط به نحوهء تنظیم برات و قانون حاکم بر آن مورد بحث قرار خواهد گرفت. ب:سفته[۲۳] مادهء ۳۰۷ قانون تجارت فته طلب[۲۴]را چنین تعریف کرده است:«فته طلب سندی است که به موجب آن امضاکننده تعهد میکند در موعد معین یا عند المطالبه در وجه حامل یا شخص معین و یا به حواله کرد آن شخص کارسازی نماید». در قانون تجارت پیشبینی نشده است که هرگاه در مورد سفته،یکی از موارد مندرج در قانون رعایت نگردد نوشته مزبور از مزایای سفته استفاده نخواهد کرد و حال آنکه مادهء ۲۲۶ قانون تجارت این امر را در مورد برات پیشبینی کرده است.به موجب این ماده:«در صورتی که برات متضمن یکی از شرایط اساسی مقرر در فقرات ۲-۳-۴-۵-۶-۷-۸ نباشد مشمول مقررات راجع به بروات تجاری نخواهد بود».ولی با وجود این،سفته در صورتی میتواند از مزایای مربوط به آن استفاده کند که موافق مقررات قانون تجارت تنظیم شده باشد اسکینی (۱۳۷۳) در صورتی که فاقد یکی از شرایط مندرج در قانون باشد،مزایایی که برای سفته در نظر گرفته شده، به آن تعلق نخواهد گرفت.از نظر قانون مدنی،سفته با برات تفاوت دارد،زیرا به موجب این قانون،برات را باید سند و وسیلهای قانونی دانست که با آن عمل حواله به اثبات میرسد و حواله بنا به تعریف مادهء ۷۴ قانون مدنی«…عقدی است که به موجب آن طلب شخصی از ذمهء،مدیون به ذمهء شخص ثالثی منتقل میگردد»و حال آنکه سفته که در قانون مدنی بحثی از آن نشده است تعهدی است که شخص نسبت به دین مالی خود در برابر دیگری می کند و در بادی امر از طریق آن،ذمهء مدیون به ذمهء شخص دیگری منتقل نمیگردد (فتحیپو،۱۳۵۰). ج:چک در ایران تا پیش از تصویب قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱،سندی به نام چک وجود نداشت،اما در زمان تصویب قانون تجارت،مواد ۳۱۰ تا ۳۱۷ این قانون به چک اختصاص یافت.چک در کنوانسیون ژنو(۱۹ مارس ۱۹۳۱)تعریف نشده است ولی مادهء ۳۱۰ قانون تجارت ایران آن را چنین تعریف کرده است:«چک نوشتهای است که به موجب آن صادرکننده وجوهی را که در نزد محال علیه دارد یا بعضا مسترد یا به دیگری واگذار نماید»در این ماده کلمه محال علیه به صورت مطلق ذکر شده است،یعنی امکان دارد محال علیه بانک یا هر شخص حقیقی یا حقوقی دیگر باشد.با این وجود فقط چکهایی که محال علیه آن بانکها باشند مشمول قوانین جدید مربوط به صدور چک میشود.برخی از حقوقدانان بر این عقیدهاند که برای جلوگیری از تعارض میان قانون تجارت و قوانین مربوط به صدور چک که در عمل مشکلات حقوقی زیادی ایجاد کرده(مانند چاپ و صدور دسته چک از سوی برخی از صندوقهای قرض الحسنه و نهادهای دیگر) بهتر است چک را به ترتیب زیر تعریف نمود:«چک سندی است که به منظور پرداخت مبلغ معینی که در حساب صادرکننده موجود است بر روی بانک کشیده میشود تا در وجه یا به حواله دارنده یا حامل پرداخت گردد» (عرفانی،۱۳۷۲).چک از لحاظ تاریخی قدمت زیادی ندارد و ابتدا در قرن هفدهم در انگلستان مورد استفاده قرار گرفته است. وجه نامگذاری آن نیز این است که در زبان انگلیسی چک به معنی بازرسی و بررسی است.این نامگذاری بدان سبب است که بانکها برای پرداخت وجه مندرج در سند،موجودی محیل را نزد خود بازرسی و بررسی کنند اسکینی(۱۳۷۳).در صدر مادهء ۲۲۳ قانون تجارت آمده است:«برات علاوه بر امضا یا مهر براتدهنده باید…». ۴-۲-۲-شکل و اعتبار اسناد تجاری و قانون حاکم بر آن الف:شکل اسناد تجاری و قانون حاکم بر آن ۱-مسایل مربوط به شکل اسناد تجاری امضا،تعهد یا دستور پرداخت بدون قید و شرط،پول بودن وجه منعکس در سند تجاری،معین بودن مبلغ سند تجاری،تاریخ پرداخت،قید حواله کرد یا حامل(قابل پرداخت بودن سند تجاری به حواله کرد و یا حامل)،مکان تأدیهء وجه سند تجاری و همچنین تعدد نسخ،مسایلی است که در نظامهای حقوقی،مربوط به شکل سند تجاری تلقی میشوند. یک:امضای سند اصولا مسئولیت هر شخصی در مقابل سند تجاری زمانی تحقق مییابد که امضای او روی سند باشدعرفانی(۱۳۷۲ )در قانون تجارت ایران امضا از جمله شرایط اساسی برات به شمار نیامده است.مادهء ۲۲۳ قانون تجارت شرایط اساسی برات را در هشت بند ذکر کرده و لزوم امضا یا مهر براتدهنده را در صدر ماده آورده است،زیرا برات سندی است که از ویژگیهای صوری و ماهوی خاصی برخوردار است و برای اینکه براتی ایجاد شود ابتدا باید سندی به وجود آید و سپس ویژگیهای برات به آن اضافه شود و تا امضا نشده،سندی به وجود نیامده است. در مواد ۲۲۳ و ۳۰۸(مربوط به برات و سفته)مهر در ردیف امضا ذکر گردیده،ولی در مورد چک اسمی از مهر به میان نیامده است.در مورد اینکه امضا چیست و با اثر انگشت و ممهر چه رابطهای دارد،باید گفت:امضا وسیلهای است که کاشف اراده شخص بر ایجاد تعهد یا انجام عمل حقوقی میباشد،بنابراین فرقی نمیکند که متعهد چگونه و به چه کیفیت ارادهء خود را اعلام کند و با این تعبیر،مهر،اثر انگشت و امضا به یک اندازه اعتبار دارند. دو:تعهد یا دستور پرداخت بدون قید و شرط ماهیت اسناد تجاری ایجاب میکند که پرداخت مبلغ درج شده در سند فاقد هرگونه قید و شرط باشد،زیرا در صورت تعلیق پرداخت این مبلغ به حصول شرط،هرکس که بخواهد در آن دخل و تصرفی کند باید از حصول شرط مطمئن شده و در آن باره تحقیق نماید،که این امر با اصل سرعت در تجارت منافات دارد. در حقوق ایران قانونگذار معترض این مسئله نشده و بدون قید و شرط بودن تعهد یا دستور پرداخت،در قانون تجارت نیامده است،ولی از مادهء ۲۳۳ قانون تجارت که مقرر داشته است:«اگر قبولی مشروط به شرط نوشته شد برات نکول شده محسوب میشود…»استنباط میشود که قانونگذار قاعدهء فوق را در نظر داشته،چون اگر تعهد یا دستور پرداخت مشروط باشد قبولی آن هم مشروط خواهد شد،بنابراین میتوان گفت علت عدم ذکر مسئله،بداهت موضوع بوده است زیرا این ماده در واقع یکی از مصادیق قاعده را بیان میکند. سه:سند تجاری باید مبین مبلغی پول باشد وجه قید شده در سند تجاری به معنی اخص کلمه(برات،سفته و چک)لزوما باید پول باشد و سندی که موضوع آن کالا یا خدمت باشد قابلیت نقل و انتقال ذاتی ندارد و به همین جهت قبض انبارهای عمومی را نمیتوان جزء اسناد تجاری دانست.این مطلب را از بند ۴ ماده ۲۲۳ قانون تجارت نیز که تعیین مبلغ برات را از شرایط اساسی برات تلقی کرده میتوان استنباط کرد. چهار:مبلغ سند باید معین باشد بند چهارم مادهء ۲۲۳ قانون تجارت چهارمین شرط ایجاد برات را تعیین مبلغ برات میداند و مادهء ۲۲۵ نیز در مورد اختلاف میان مبلغ برات با حروف و یا اختلاف میان مبلغ برات با حروف و رقم،مقرر داشته است:«تاریخ تحریر و مبلغ برات با تمام حروف نوشته میشود.اگر مبلغ بیش از یک دفعه به تمام حروف نوشته شده و بین آن ها اختلاف باشد مبلغ کمتر مناط اعتبار است.اگر مبلغ با حروف و رقم هر دو نوشته شده و بین آن ها اختلاف باشد مبلغ با حروف معتبر است». پنج:تاریخ پرداخت مادهء ۲۴۱ قانون تجارت ایران در این مورد مقرر داشته است:«برات ممکن است به رؤیت باشد یا به وعده یک یا چند روزه یا چند ماه از رؤیت برات،یا به وعدهء یک یا چند روزه یا چند ماه از تاریخ برات.ممکن است پرداخت به روز معینی موکول شده باشد». چنانکه ملاحظه میشود،در حقوق ایران چهار تاریخ برای پرداخت در نظر گرفته شده که عبارتاند از: ۱-به رؤیت؛ ۲-یک یا چند روز یا یک یا چند ماه از رؤیت برات؛ ۳-یک یا چند روز یا یک یا چند ماه از تاریخ برات؛ ۴-روز معین. در جواب این سؤال که اگر سند تجاری بدون تاریخ باشد واجد اعتبار است یا فاقد اعتبار،باید گفت:در حقوق ایران برات و سفتهای که فاقد شرط اساسی تاریخ باشد باطل بوده و صرفا ارزش مدنی دارد و نمیتوان آن را سند تجاری دانست. شش:قید حواله کرد یا حامل بند هفتم مادهء ۲۲۳ قانون تجارت در مقام بیان شرایط اساسی برات مقرر داشته است:«اسم شخصی که برات در وجه یا حواله کرد او پرداخت میشود…» مادهء ۳۱۲ قانون تجارت همین مطلب را در مورد چک نیز به ترتیب زیر بیان کرده است: «چک ممکن است در وجه یا شخص معین یا به حواله کرد باشد.ممکن است به صرف امضا در ظهر به دیگری منتقل شود».در مورد سفته نیز مادهء ۳۰۷ با بیان اینکه: «فته طلب سندی است که به موجب آن امضاکننده تعهد میکند مبلغی در موعد معین یا عند المطالبه در وجه حامل یا شخص معین و یا به حواله کرد آن شخص کارسازی نماید» مطلب مزبور را تأیید کرده است. هفت:مکان تأدیه بند ششم مادهء ۲۲۳ قانون تجارت با بیان اینکه:«مکان تأدیه وجه برات برات اعم از اینکه محل اقامت محال علیه باشد یا محل دیگر»مکان تأدیه وجه سند را از جمله شرایط اساسی برات میداند،ولی در مورد چک و سفته چنین ضرورتی به صراحت بیان نشده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶- تو مردی مرغ دلی سر دشمنان چنین باید.(همان: ۱۸۸) فعل کمکی غیر شخصی در مقام فعل خاص( بایسته است) ۷- تا مرا به ضرورت باز بایست گشت. (همان: ۵۸۱) فاعل-فعل کمکی غیر شخصی-با تابع مصدر مرخم فعل کمکی غیر شخصی با ضمیر منفصل، شخصی شده است .(من به ضرورت بایست باز گردم). ۸- امیر گفت: سپاه سالار را بباید رفت. (همان: ۴۳۹) فاعل- فعل کمکی غیر شخصی با نهاد (اسم) شخصی شده است-تابع مصدر ۹- باید که آن ناخوشی زیادت گردد. (همان: ۳۶۸) فعل کمکی غیر شخصی-تابع مضارع ۱۰- اما صاحب دیوان دم نیارست زدن. (همان: ۴۴۱) نیارست دم زدن-فعل کمکی شخصی با تابع مصدر ۱۱- مدارا می دانست کرد. (همان: ۴۴۳) فعل کمکی شخصی متضمن استمرار در زمان ماضی – تابع مصدر مرخم ۱۲- چنان که از بزرگی وحلم او سزید فرمان داد. (همان: ۳۱) فعل غیر شخصی (ناقص) ۱۳- از گفتار باز توان ایستاد واز نبشتن باز نتوان ایستاد ونبشته باز نتوان گردانید. (همان: ۶۷۲) فعل کمکی غیر شخصی-تابع مصدر مرخم-فعل کمکی غیر شخصی منفی-تابع مصدر مرخم- فعل کمکی غیر شخصی منفی-تابع فعل مضارع واداری. ۱۴- و بایستی که این خطبه کردن بی مشورت مغافصه کردی. (همان: ۶۷۲) فعل تمنایی-فعل تابع به صیغه ماضی با پسوند(ی) که دلالت بر تکرار می کند. ۱۵- کار ایشان بدین منزلت خواست رسید. (همان: ۶۸۲) فعل کمکی شخصی- با تابع مصدر مرخم ۱۶- و خوارزمشاه مرده را به آموی داند آورد. (همان: ۳۶۷) فعل کمکی شخصی (تواند)- تابع مصدر مرخم ۱۷- حسنک را خلعت داد وفرمود تا به سوی نشابور باز گردد. (همان: ۳۱۰) فعل تام که برای تمام شدن معنی به فعل تابع محتاج است-با تابع مضارع التزامی
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱۸- و اگر خداوند بنده را فرماید رفتن برود. (همان: ۴۰۴) فعل تام-با تابع مضارع التزامی ۱۹- دیگر باره قصد چغانیان وترمذ خواستند که کنند . (همان: ۴۹۲) فعل کمکی شخصی-با تابع مضارع التزامی که حرف ربط « که» میان دو فرا کرد وجود دارد. ۲۰- آغازیدند ایشان را نواختن وچیزی بخشیدن و بر نشاندن . (همان: ۲۲۲) فعل کمکی شخصی –تابع مصدر-تابع مصدر-تابع مصدر. ۱- در آن مدت که رسول آمده بود وبازگشته(بود). (فیاض: ۴۲) معین فعل ماضی بعید – حذف معین فعل (فعل وصفی) ۲- اولیاء حشم نشسته بودند وایستاده (بودند). (همان: ۴۷) معین فعل ماضی بعید – حذف معین فعل ۳- و پوشیده نیز کس فرستاده بود ومنشور وزمان ها بخواسته وفرو نگریسته وترجمه های آن راست کرده وباز در خریطه ها دیبای سیاه نهاده ، باز فرستاد. (همان: ۴۶) واضح است که پنج فعل به قرینه لفظی فعل معینشان حذف شده است که این مختص فعل های ماضی نقلی یا ماضی بعید به صیغه وصفی است که ضمایر یا فعل های معین را به قرینه فعل اول یا آخر حذف می کنند.(بهار،۱۳۵۵: ۷۶) ۴- پذیره وی آمده وی را مواجر خواند . (همان: ۱۸۶) فعل وصفی با حذف معین فعل بدون واو عطف چون در مقام مضارع واقع شده است. ۵- چون خصمان به اطراف بیابان رفتند وعلف آنجا نایافت،کار به جایگاهی صعب کشید. (همان: ۶۰۷) حذف فعل معین (بود)به قرینه معنوی ۶- دشت وجبال گویی سوخته اند،هیچ گیاه نه. (همان: ۶۱۲) (نبود)حذف فعل معین به قرینه ی معنوی ۴-۶- فعل های ناقص (تمیز پذیر) ۱- ما رأی حاجب را در این باب جزیل یافتیم . (فیاض: ۹۰) متمم(تمیز)-فعل ناقص ۲- و مرا امیر علی نشان،نام کردند. (همان: ۵۴) متمم(تمیز)-فعل ناقص
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عملکرد سازمانی عبارت است از معیارهای بیرونی اثربخشی ]یک سازمان[ که سه حوزه کلی را در بر میگیرد: ۱- عملکرد مالی (سود، بازده دارایی و بازده سرمایه گذاری و …)، ۲- عملکرد بازار (فروش، و سهم بازار و …) و ۳- بازده صاحبان سهام (بازده کل صاحبان سهام، ارزش افزوده اقتصادی و …). در اندازه گیری عملکرد سازمانی، صاحب نظران تفاوت اساسی بین شاخص های مبتنی بر بازار شاخص های عملکرد مالی قائل شده اند با وجود این که در اغلب موارد بین سهم بازار (یکی از مهمترین شاخص های عملکرد بازار) و سودآوری (یکی از مهمترین شاخص های عملکرد مالی) ارتباط معناداری وجود دارد، اما در برخی موارد نظیر شرایط نفوذ در بازار، این ارتباط لزوما” مثبت و معنادار نخواهد بود. بنابراین بر خلاف بسیاری پژوهشگران که معمولا” تفکیکی بین این دو دسته شاخص قائل نمیشوند در جریان ارزیایی عملکرد سازمانی یکی از مهمترین اقداماتی که باید صورت گیرد تفکیک شاخص های مبتنی بر عملکرد بازار از شاخص های عملکرد مالی است. در نهایت بخشی از شاخص های عملکرد سازمانی، شاخص های مالی است که جهت اندازه گیری عملکرد مالی مورد استفاده قرار میگیرد (برادران حسن زاده و همکاران، ۱۳۸۸). با توجه به تعریف اثربخشی سازمانی و عملکرد سازمانی و با توجه به اهداف عملیاتی که در عملکرد مالی مورد توجه قرار میگیرد تعریف عملکرد مالی به صورت زیر خواهد بود: درجه یا میزانی که شرکت به هدفهای مالی سهامداران در راستای افزایش ثروت آنان نائل می آید. اهداف عملیاتی که مدیر عامل شرکت در راستای دستیابی به هدف اصلی یعنی افزایش ثروت سهامداران دنبال می کند در بر گیرنده شاخص ها و معیارهایی است که بر مبنای آن میتوان عملکرد مالی یک شرکت تجاری را اندازه گیری کرد (خداداد حسینی و همکاران، ۱۳۸۵).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۵٫۲٫عملکرد شرکتها از دیدگاه های مختلف می توان عملکرد سازمانی را بر اساس دیدگاه های مختلف زیر مورد بررسی قرار داد:
عملکرد شرکت از دیدگاه بازار مشتری. عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای عوامل. عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای مالی. ۱٫۵٫۲٫ عملکرد شرکت از دیدگاه بازار مشتری مشتریان در تمامی بازارهای محصولات رقابتی، ناگزیر از انتخاب در برخی امورند. آنان می توانند برای برآوردن نیازهای خود، از میان پیشنهادهای مختلف کالاها و خدمات به بهترین آنها بپردازند. بنابراین مدیران شرکتی که در بازار محصول خاصی به رقابت می پردازند، برای جذب مشتری با توسعه ارزش ویژه ای در بخشی از بازار، فروش سودآور خواهند داشت. ارزش پیشنهادهای مربوط به ترکیب محصول و خدماتی است که شرکت به صورت قیمت، شکل ظاهری محصول، کیفیت، قابلیت دسترسی، تجربه خرید و خدمات و ضمانت پس از فروش به مشتریان خود عرضه می نماید. مشتریان و مشتریان بالقوه باید فکر کنند که ارزش پیشنهادی کسب و کار، عملکرد بهتری دارد و گرنه خرید از رقبا را انتخاب خواهند کرد. مدیران برای اطمینان از جریان کافی عواید از اینکه: (۱) محصولات و خدمات شرکت نیازها و انتظارات مشتریان را برآورده می سازد، (۲) ارزش پیشنهادی از سایر رقبا متمایز است و (۳) میزان عواید، از هزینه خلق ارائه ارزش پیشنهادی فراتر می باشد، ارزش پیشنهادی خود را با تمرکز بر معیارهای اصلی ارزش مشتری بررسی می کنند. معیارهای ارزش مشتری ممکن است مالی یا غیر مالی باشد. برخی از معیارهای متداول موجود در این زمینه عبارتند از: معیارهای مالی درآمد یا رشد درآمد: این معیار نشان دهنده تمایل بیشتر به خرید کالاها یا خدمات شر کت است. حاشیه سود ناخالص: درآمد حاصل از فروش منهای هزینه های مستقیم و غیر مستقیم تولید کالاها یا خدمات مذکور که نشان دهنده تمایل مشتریان به پرداخت قیمت های مناسب به ازای ارزش محصولات و خدمات شرکت می باشد. هزینه ضمانت و یا بازگشت محصول: معیارهای مذکور دیدی از کیفیت محصول و میزان تامین انتظارات مشتری از شکل ظاهری و ویژگیهای محصول ارائه می دهند. معیارهای غیر مالی سهم بازار یا رشد بازار: سهم بازار، معیار پذیرش پیشنهادهای رقابتی در بازار توسط مشتری است. سه بازار با تقسیم فروش شرکت (درآمد) به فروش کل رقبا محاسبه می گردد. رضایت مشتری: این معیار، برداشت مشتری از ارزش و میزان تامین انتظارات از محصولات یا خدمات را منعکس می سازد. این اطلاعات معمولا” با پیمایش تلفنی یا پستی، پس از فروش محصول یا ارائه خدمات جمع می گردد. معرفی محصول به دیگران: این معیار بیانگر وفاداری مشتری است (سایمونز، ۱۳۸۵). ۲٫۵٫۲٫ عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای عوامل استراتژی هر شرکتی که سعی در به حداکثر رساندن ارزش منابع تحت کنترل دارد، باید بر منابعی که بازارهای عوامل فراهم می کند، متکی باشد. این تامین کنندگان، منابع مهمی مانند نیروی کار، خدمات قراردادی، مواد خام، انرژی، ساختمان ها و زمین های استیجاری را تامین می نمایند. بهرحال، برداشت تامین کنندگان از ارزش با برداشت مشتریان و مالکان بسیار متفاوت است. آنان در شرکت یا معاملهای که پیامدهای بلندمدت داشته باشد، سرمایه گذاری نمی کنند. آنان کالاها و خدمات خود را به ازای پرداخت نقدی یا شرایطی مشخص، مثلا” برداشت طی سی روز، می فروشند. بنابراین برای تامین کنندگان، معیار اساسی عملکرد، قابلیت اطمینان و پرداخت به موقع مبلغ کالاها و خدمات دریافت شده است. در زمینه ارزش تامین کنندگان، معیاری که مدیران به کار می برند به جریان نقدی و مدت پرداخت حسابهای پرداختی وابسته است. مدیران کسب و کارها، باید تراز نقدی خود را به دقت طراحی و مدیریت نمایند تا نسبت به نقدینگی کافی برای پرداخت به موقع تعهدات، اطمینان حاصل گردد (سایمونز، ۱۳۸۵). ۳٫۵٫۲٫عملکرد شرکت از دیدگاه بازارهای مالی عملکرد شرکت، از دیدگاه سهامداران در افزایش ارزش پولی و بازده مالی سرمایه گذاری آنان منعکس میگردد. می توان این ارزش را برای شرکت های عرضه شده در بورس با تغییرات روزانه قیمت سهام شرکت، ارزیابی نمود. در سایر شرکتها تنها در هنگام تغییر مالکیت سهام شرکت می توان افزایش ارزش را ارزیابی نمود. مدیران باید مطمئن شوند که بازده مالی ناشی از سود پایدار کسب و کار، انتظارات مالکان و مالکان بالقوه را برآورده می سازد. در بازارهای مالی رقابتی، همواره گزینه های مختلفی برای سرمایه گذاری وجود دارد. بنابراین، عملکرد اقتصادی یک شرکت باید برای کسب سرمایه گذاری جدید و ترغیب سهامداران کنونی به حفظ مالکیت، مطلوب باشد. از منظر بازار مالی، مدیران برای ارزیابی به چهار معیار که بر عملکرد شرکت متمرکز است، می پردازد: سود، سود اضافی، ارزش بازار و بازده سرمایه گذاری (ROI). سود: به صورتی که در صورت درآمد یک شرکت نشان داده می شود، از دیدگاه سرمایه گذار شالوده عملکرد کسب و کار است. سود، مبلغی است که پس از کسر تمام مخارج از درآمد دوره مالی به دست آمده است. هزینه دوره مالی – درآمد دوره مالی = سود سود معیاری است که نشان می دهد چه مقدار از درآمد حاصل از فروش کالا و خدمات برای سرمایه گذاری مجدد یا توزبع بین مالکان باقی مانده است. بازده سرمایه گذاری: مشکل مذکور با در نظر گرفتن میزان سرمایه گذاری مالی برطرف می شود. ROI هر دوره مالی نسبت سود حسابداری بر سرمایه گذاری انجام شده برای کسب سود مزبور می باشد.ROI، سرمایه گذاری انجام شده توسط مالکان را پشتیبانی سود در نظر می گیرد. بنابراین سود بالاتر حاصل از سرمایه گذاری ثابت، بازده مالی بالاتری برای سرمایه گذاران و افزایش ارزش بازده را به دنبال دارد. سود اضافی: معیار خلق ارزش است که با در نظر گرفتن میزان سود مورد انتظار سرمایه گذاران از سرمایه گذاری خود یک گام از ROI فراتر می رود. سود اضافی معیار مقدار سود اضافی برای ۱- سرمایه گذاری در کسب و کار، ۲- توزیع میان مالکان پس از توزیع بازده معمو ل (مورد نظر) سرمایه گذاری است. سود اضافی با کسر هزینه های معمول سرمایه کسب و کار با نرخ های رایج بازار از سود حسابداری محاسبه می گردد. هزینه های پرداختی برای سرمایه مورد استفاده – سود حسابداری = سود اضافی ارزش بازار بیانگر بهترین معیار برای خلق ارزش است، زیرا ارزش سهام کسب و کار را همان طور که در بازارهای مالی قیمت گذاری می گردد، نشان می دهد. ارزش بازار قیمتی است که سهام یک شرکت در بازار مبادله میگردد. قیمت گذاری ارزش شرکتهایی که در بازار بورس حضور دارند، به صورت روزانه بر اساس قیمت سهام قیمت گذاری و در گزارش های مالی درج می گردد. ارزش بازار یک شرکت، یا ارزش کل سرمایه شرکت با ضرب تعداد سهام در قیمت هر سهام محاسبه می گردد (سایمونز، ۱۳۸۵). قیمت سهام × تعداد سهام = ارزش بازار ۶٫۲٫ شاخص های عملکرد مالی در ادبیات مدیریت وظایف اصلی مدیران عبارتند از: برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، نظارت، کنترل و تصمیم گیری. هربرت سایمون[۳۱] تصمیم گیری را جوهر و اساس مدیریت تلقی می کند. به گمان وی مدیریت چیزی جز تصمیم گیری نیست و مدیر موفق را می توان تصمیم گیرنده ای موفق دانست. در دنیای واقع نیز مدیریت با این مهم در آمیخته است و مدیر در انجام تمامی وظایف خود ناگزیر به نوعی تصمیم گیری است (رمضانی، ۱۳۷۵). نقش اطلاعات در فرایند تصمیم گیری کاملا روشن است. برای تصمیمات اقتصادی نیاز به اطلاعاتی است که با بهره گرفتن از آنها بتوان منابع موجود را به بهترین نحو تخصیص داد. یکی از راه های دسترسی به اطلاعات اقتصادی مراجعه به اطلاعات ارائه شده توسط گزارشهای حسابداری و صورتهای مالی است و در فرایند ارزیابی مالی داده ها مستقیما از روی گزارش های مالی جمع آوری می شود و به اطلاعات خلاصه شده تبدیل می گردند و در اختیار تصمیم گیرندگان قرار می گیرند. گسترش فزاینده و پیچیدگی فعالیتهای اقتصادی از یک سو و لزوم فراهم نمودن اطلاعات دقیق و وسیع از طریق سیستمهای نظامهای مالی از سوی دیگر به تدوین اصول و ابداع روشها و راه حل های نوین و تسریع در دگرگونی شیوه های متعارف در چند دهه اخیر انجامیده است. مجموعه این روشها و فنون که در جریان پیشرفت گزارشهای مالی در پاسخ به نیازهای فزاینده به اطلاعات مالی ابداع، توسعه و تکامل یافته است، تجزیه و تحلیل صورتهای مالی نامیده می شود که هدف آن ارزیابی عملکرد گذشته واحدهای تجاری به ویژه سودآوری، کارائی و نقدینگی و سرمایه گذاری به عنوان معیارهای عملکرد مالی از یک سو و فراهم آوردن اطلاعات لازم برای طرح ریزی عملیات آینده از سوی دیگر می باشد. یکی از اهداف حسابداری تفسیر اطلاعات مالی به منظور تصمیم گیری اشخاص و مراجع مختلف از جمله سرمایه گذاران، بستانکاران، بانکها، موسسات اعتباری، مراجع مالی و اقتصادی دولتی و مراکز تحقیقاتی و سایر علاقه مندان می باشد (هندرریکسون ال دان اس و ون بردا میکل اف، ۱۳۸۴). یکی از مهمترین و کاربردی ترین روش های تجزیه تحلیل مالی استفاده از نسبتهای مالی به منظور ارزیابی شرایط مالی و نحوه عملکرد یک موسسه می باشد. ارزیابی موقعیت مالی یک شرکت در فرایند تصمیم گیری امری حیاتی و ضروری است. چرا که عملیات یک شرکت تا اندازه زیادی وابسته به موقعیت مالی آن است. به گونه ای که یک شرکت ممکن است با وجود تولید محصول خوب، کنترل کیفیت منظم و ساختار تشکیلاتی منسجم و هماهنگ، به خاطر بحران مالی دچار ورشکستگی شود. بنابراین داشتن جریان نقدینگی کافی، برای هر شرکت از الزامات انکار ناپذیر است. در فرایند ارزیابی مالی داده ها مستقیما از روی گزارشهای مالی جمع آوری می شود و به اطلاعات خلاصه شده تبدیل می گردند و در اختیار تصمیم گیرندگان قرار می گیرند. یکی از فرایندهایی که در استفاده از نسبتهای مالی برای ارزیابی وضعیت مالی شرکتها وجود دارد این است که هر مجموعه نسبتهای مالی یک بعد ویژه را ارزیابی می کند، به گونه ای که دسته ای از این نسبتها توانائی نقدینگی را اندازه گیری می کند، گروهی توانائی سودآوری را ارزیابی می کند، بخشی دیگر توانائی سرمایه گذاری شرکت را مشخص می نماید و بالاخره گروه آخر شیوه کارائی و عملیات سازمان را ارزیابی می نماید. نسبهای مالی در ارتباط میان دو عدد (مبلغ) یا بیشتر است که از گزارش های مالی استخراج شده اند. برای برآورد نسبتهای مالی باید به نوع اطلاعاتی توجه داشت که در صورت کسر و مخرج قرار می گیرند. افزون بر این، وجود رابطه همبستگی و علت و معلولی میان ارقام صورت کسر با مخرج آن نیز قابل توجه است تا بتوان نسبتهای مالی معنی دار، مناسب و مربوط را از گزارشهای مالی استخراج کرد (چانگ[۳۲]، ۲۰۰۷). هنگام استفاده از نسبتهای مالی، باید محدودیت ها و ویژگیهای خاص حاکم بر آنها را نیز در نظر گرفت و نباید آنها را تنها معیار تصمیم گیری قرار داد، بلکه باید از آنها به عنوان یک مدرک پشتیبان تصمیم استفاده کرد . مطلب مهم دیگر در ارتباط با نسبتهای مالی در نظر گرفتن معیار طبقه بندی این نسبتها است. یکی از تقسیمبندیهای نسبتهای مالی، بر اساس نوع گزارشی است که نسبت مالی از آن استخراج شده است. بر این اساس، نسبتها به چهار گروه ترازنامه، سود و زیان، صورت وجوه جریان نقد و مختلط تقسیم می شوند.نتایج پژوهش نتایج پژوهشهای تجربی نشان می دهد که نسبتهای مالی را میتوان بر اساس برخی عوامل مشترک گروه بندی کرد به گونه ای که نسبتهایی که در یک گروه قرار می گیرند، با یکدیگر در ارتباطند. بر این اساس بسیاری از متون مدیریت مالی نسبتها را به چهار دسته کلی تقسیم می کنند به گونه ای که نسبتهای مختلف در هر دسته یک شاخص را نشان می دهند و می توان آنها را شاخص نقدینگی، فعالیت، سرمایه گذاری و سودآوری نامید. موقعیت مالی هر بنگاه را می توان به وسیله این چهار شاخص سنجش و ارزیابی کرد. به گونه ای که ۱۹ نسبت مالی انتخاب و در هر یک از گروه های چهارگانه گنجانده شده است. هر گروه از این شاخصها نمایانگر یکی از توانایی های چهار گانه است. نسبتهای مالی اصلی و تقسیم بندی آنها در جدول شماره ۱٫۲٫ میباشد (برادران حسن زاده و همکاران، ۱۳۸۸). جدول ۱٫۲٫ نسبتهای مالی اصلی و تقسیم بندی آنها
| نسبتهای مالی |
شاخص های مالی |
| نقدینگی |
نسبت جاری |
نسبت آنی |
گردش دارائی جاری/ کل دارائی |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
RTP
۱۳۱۷
همانگونه که از جدول ۲- ۱ مشاهده میشود، هزینهها در هر برنامه با برنامه دیگر متفاوت است. در صورتی که مصرفکننده از برنامه TOU برای کاهش مصرف خود استفاده کند، ۱۱% هزینه او نسبت به حالتی که از نرخهای ثابت استفاده میکند، کمتر است. از سوی دیگر در صورت استفاده از برنامه RTP هزینه سیستم ۳۳% نسبت به برنامه نرخ ثابت و ۲۲% نسبت به برنامه TOU کاهش مییابد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در شکل ۲- ۴ تأثیر برنامهی پاسخگویی زمان استفاده (TOU) بر الگوی مصرف یک بار نشان داده شده است. شایان ذکر است که لازمه استفاده از روش پاسخگویی زمان، مجهز بودن به دستگاه اندازه گیری مناسب که قابلت ثبت میزان مصرف در هر بازه را داشته باشد، دارد. کنتورهای سنتی و همچنین کنتورهای با قابلیت خواندن مصرف از راه دور برای این برنامه ها چندان مناسب نمی باشند اما پیشرفت تکنولوژی اندازه گیری به سمت AMI [۳۴] شرایط مناسب برای ایجاد این برنامه ها فراهم کرده است. تجربه نشان می دهد که استفاده از این تعرفه ها در بخش خانگی، سبب صاف تر شدن منحنی مصرفشان از طریق کاهش مصرف در دوره های با قیمت بالا و افزایش مصرف در دوره های با قیمت پائین، می شود. شکل۲- ۴ : تاثیر برنامه TOU بر منحنی مصرف مشتریان ۲-۲-۳- قیمتهای اوج بحرانی (CPP): همانگونه که پیش از این بدان اشاره شد برخی بارها توانایی به اجرا در آوردن روش RTP را دارا نمیباشند. همچنین مشاهده شد که روش TOU به نوعی نوسانات قیمت را در غالب چند تعرفهی کلی به بارها اعمال میکند. به منظور برآورده کردن نیاز به کاهش مصرف در ساعات بحرانی سال که در آن ساعات، مصرف برق بسیار بالا (به عنوان مثال گرمای بسیار شدید) و با قابلیت اطمینان سیستم در معرض خطر است (وقوع یک پیشامد اتفاقی) و یا قیمت بازار عمدهفروشی بسیار بالا میباشد، استفاده از قیمتگذاری زمان بحرانی راه حل مناسب به نظر میرسد. تعرفهی CPP در واقع تعرفهای است که در ساعات بحرانی به برنامهی قیمت گذاری ثابت و یا TOU اضافه می شود. نمونه ای از این تعرفه ها در شکل ۲- ۵ نشان داده شده است. شکل ۲- ۵ : مقایسه برنامه TOU و CPP از دیدگاه قیمت پرداختی مشتری [۱۷] قیمت برق در این ساعات که از قبل تعیین میشوند باید به اندازه کافی گران باشد تا مصرفکنندگان را به کاهش مصرف برق و یا انتقال آن به ساعات دیگر ترغیب کند. معمولا قیمتهای اوج بحرانی حدود ۴ تا ۵ برابر قیمت میانگین میباشند. نمونهای از این تعرفهها در شکل ۲- ۶ نشان داده شده است. [۱۸] شکل ۲- ۶: مقایسه قیمتهای CPP و TOU ار دیدگاه قیمت پرداختی مشتری همانطور که در شکل ۲- ۶ دیده میشود، این تعرفه به تعرفه TOU اضافه شده است. تعداد ساعات بحرانی در سال بسیار محدود بوده (حدود ۱% یا ۸۷ ساعت در هر سال) و روزهایی که این فراخوانی و اطلاع انجام میگیرد از قبل مشخص نیست. به طور کلی برنامههای CPP برای مصرفکنندگان بزرگ و کوچک مناسب میباشند. این روش به دلیل از پیش تعیین شدن قیمتها، از مزایای اقتصادی کمتری نسبت به روش RTP برخوردار میباشد. اما از طرف دیگر، همین ویژگی باعث جذاب شدن آن شده است. چرا که برخلاف RTP این روش خطر روبرو شدن با تغییرات قیمت ناگهانی شدید را ندارد. با وجود اینکه این برنامه جزء برنامههای پاسخگویی بار بر مبنای قیمت میباشد، به دلیل آنکه در زمان به خطر افتادن سیستم قابل استفاده میباشد، در دسته برنامههای مبتنی بر قابلیت اطمینان نیز قرار خواهد گرفت. شواهد تجربی نشان می دهند که این برنامه ها می تواند سبب کاهش به مقدار کافی در بارها در ساعات بحرانی شود. به عنوان مثال در کالیفرنیا استفاده از تعرفه CPP مقدار ۴۱% کاهش در بارها را از مقدار عادی مصرفشان (مصرف بدون تعرفه CPP) در طول ۲ ساعت که ناشی از گرمای شدید بود، نتیجه داده است. شایان ذکر است که بدون استفاده از کنترل مصرف کنندگان انتهایی، مقدار این کاهش ۱۳% و در بازه ی زمانی ۵ ساعته می باشد. [۱۲] به طور کلی میتوان برنامههای CPP را به چهار دسته تقسیم کرد ]۷[: ۲-۲-۳-۱- CPP دوره ثابت[۳۵]: در CPP دوره ثابت، زمان و مدت افزایش قیمت (در ساعات بحرانی) از قبل تعیین میشود، اما روزهایی که در آن اوج بحرانی رخ میدهد، مشخص نیست. در این برنامه حداکثر روزهایی که معمولا طی آن فراخوانی انجام میگیرد نیز از قبل تعیین میشود و زمان وقوع حادثه در همان روز به مصرفکنندگان اطلاع داده میشود. ۲-۲-۳-۲- CPP دوره متغیر[۳۶]: در CPP دوره متغیر، زمان، مدت و روزی که افزایش قیمت در آن روی میدهد از قبل مشخص نیست و در همان روز حادثه اطلاعرسانی به مصرفکنندگان صورت میگیرد. معمولا در وسایلی که به صورت خودکار به قیمتهای اوج بحرانی پاسخ میدهند (مانند ترموستاتهای مخابراتی)، از این برنامه استفاده میشود. ۲-۲-۳-۳- CPP قیمتگذاری اوج متغیر[۳۷]: در این برنامه قیمت انرژی در دورههای غیر اوج و میان باری برای یک ماه یا بیشتر، از قبل مشخص میشود. قیمت در ساعات اوج نیز براساس قیمت میانگین در همان روز تعیین میشود. استفاده از این روش مزیتی دارد که از آن جمله میتوان به ایجاد ارتباطی مستقیم بین قیمتهای بازار خردهفروشی و عمدهفروشی اشاره کرد. ۲-۲-۳-۴- CPP با تخفیف اوج بحرانی[۳۸]: در این برنامه مصرفکننده نرخ ثابتی برای مصرف برق پرداخت میکند و اگر مصرف خود را در طی دورههای اوج بحرانی کاهش دهد، تخفیفی به او تعلق میگیرد. ۲-۲-۴- تعرفههای اوج بحرانی روز به شدت بحرانی (ED-CPP): این تعرفهها نمونهای از تعرفههای CPP میباشد که برای کل روز بحرانی قیمتهای بالاتری نسبت به روزهای معمولی در نظر میگیرند و برای ساعاتی از روز که مصرف برق به مقدار اوج خود میرسد قیمتها به مراتب بالاتر از قیمتهای ساعات دیگر در همان روز میباشد. ۲-۲-۵- قیمتهای روز بحرانی (EDP): این برنامه از نظر داشتن قیمتهای بالا در ساعات بحرانی همانند برنامه CPP میباشد. اما تفاوتی که با این برنامه دارد، آن است که CPP تنها ساعات محدودی را شامل میشود اما تعرفه EDP کل روز بحرانی را دربر میگیرد. این قیمتها تا روز بحرانی نامشخص میباشند.به طور کلی، برنامههای پاسخگویی بار بر مبنای قیمت فوراَ نمیتواند برای همه مصرفکنندگان اجرا شود. به عبارت دیگر وسایل اندازهگیری متداول و سنتی و همچنین سیستمهای صدور و تنظیم صورت حساب برای این گونه برنامهها مناسب نیستند و مصرفکنندگان نمیتوانند به صورت روزانه و ساعتی تصمیمگیری کنند. بنابراین تقویت برنامههای پاسخگویی بار بر مبنای پرداختهای تشویقی تا زمانی که برنامههای پاسخگویی بار بر مبنای قیمت ترقی کنند میتواند کمک شایانی را به افزایش بهرهوری و قابلیت اطمینان سیستم کند[۵]. ۲-۳- برنامههای پاسخگویی بار برمبنای پرداختهای تشویقی: برنامههای پاسخگویی بار تشویقی، انگیزهای را برای مصرفکنندگان ایجاد میکنند تا مصرف خود را کاهش دهند. این برنامهها برخلاف برنامههای گروه اول، با سیگنالهای قیمت سروکار ندارند، بلکه به طور کلی ابزار مناسبی را برای کنترل بار در شرایط اضطراری برای استفاده شرکتهای برق و بهرهبرداران شبکه فراهم میکند تا به وسیله آن بتوانند قابلیت اطمینان سیستم را حفظ کرده و بر هزینهها مدیریت کنند. این برنامهها تشویقهایی را برای مشارکت داوطلبانه مصرفکنندگان در کاهش بار، در نظر میگیرند. این پرداختهای تشویقی هیچ ارتباطی با قیمت برق ندارند و ممکن است به صورت تخفیف روی صورتحساب ساعتهای بعد، پرداخت به صورت پیش قراراد یا اندازهگیری بار کاهش یافته باشد. تعدادی از این برنامهها برای مصرفکنندگانی که برای کاهش بار اعلام آمادگی میکنند و در زمان مقرر مصرف خود را کاهش نمیدهند، جریمههایی را در نظر میگیرند ]۳[. به طور کلی پاسخگویی بار برمبنای پرداختهای تشویقی خود شامل کنترل مستقیم بار[۳۹] (DLC)، قطع یا کاهش بار[۴۰] (I/C)، برنامههای مزایده بار[۴۱] (DBP)، برنامههای پاسخگویی بار اضطراری[۴۲] (EDRP)، برنامههای بازار ظرفیت[۴۳] (CMP) و برنامههای خدمات جانبی بازار[۴۴] (ASMP) میباشد. ۲-۳-۱- کنترل مستقیم بار (DLC): این روش شامل برنامههایی است که شرکت برق با بهرهبرداری به طور مستقیم میتوانند از راه دور و توسط یک سوئیچ کنترل، تجهیزات الکتریکی مشترکین (بارهایی از قبیل تهویه مطبوع، آبگرمکنها، پمپهای استخر) را با اطلاع قبلی قطع کنند. به عبارت دیگر هنگامی که مصرفکنندهای برای شرکت در این برنامه اعلام آمادگی میکند، این اجازه را به شرکت برق میدهد تا مصرف او را کنترل کند. در واقع این برنامهها به شرکتهای برق این اطمینان را میدهند که در زمان احتیاج میتوانند بار مصرفکننده را قطع نمایند و در نتیجه در این زمان، نیاز کمتری به تولیدات اضافی احساس خواهد شد. در این برنامه مبلغی به عنوان تشویق که معمولا بصورت اعتبار مصرف برق است، برای این مشارکت به مصرفکنندگان پرداخت خواهد شد. بطور معمول در این برنامه به شرکتکنندگان اجازه تخطی از برنامه کنترلی داده نمیشود. در هر حال، چنانچه شرکتکننده از این برنامه تخطی کند، مبلغ تشویقی به مصرفکننده پرداخت نخواهد شد[۳]. در این برنامه تعیین زمان دقیق روشن و خاموش شدن وسیله و همچنین مدت زمان روشن و خاموش ماندن وسیله بسیار مهم است. به طور کلی این برنامه برای مصرفکنندگان مسکونی و تجاری کوچک مناسب میباشد. از انواع معمول این روش، برنامهای میباشد که مصرف برق سیستم تهویه هوا و یا آبگرمکن شرکتکنندگان را به تعویق میاندازد. در این روش یک کلید کنترل از راه دور به کندانسور تهویهکننده هوا و یا المنت آبگرمکن وصل میشود. با این کار در ساعات اوج با قطع این بارها، مصرف برق کاهش مییابد. کاهش مصرف تهویه هوا به طور معمول kW 1 و آبگرمکن kW 6/0 میباشد. کلید کنترلی معمولا توسط سیگنالهای رادیویی کنترل میشوند. بسته به دوره کاری[۴۵] اعلام شده، مصرف میتواند در کل دوره و یا در بخشی از دورهی اوج بار و یا پیشامد، قطع شود (این دوره کاری به طور معمول ۱۵ دقیقه و در یک ساعت میباشد). از نمونه دیگر این روش میتوان به نصب ترموستاتهای هوشمند و قابل برنامهریزی اشاره کرد. برنامه های کنترل مستقیم باری که از این ترموستاتها استفاده میکنند، از راه دور امکان کنترل درجه این ترموستاتها را دارا میباشند. بدین معنی که در تابستان و در هنگام نیاز، شرکت برق درجه این ترموستات ها را بالا میبرد تا مصرف برق کاهش پیدا کند. پس از برطرف شدن پیشامد، درجه حرارت ترموستات دوباره همانند قبل از وقوع حادثه (تنظیم مصرفکنندگان) خواهد شد. تعدادی از شرکتهای برق نیز پرداختهای اضافی برای مشترکان در نظر میگیرند. همچنین بعضی مواقع شرکتهای برق قراردادهایی را با مصرفکننده منعقد میکنند و در آن حداکثر تعداد وقایع در هر سال (بالای ۳۰ حادثه)، و حداکثر مدت وقوع هر حادثه (بین ۲ تا ۸ ساعت در اکثر موارد چهار ساعت) را تعیین میکنند. بیشتر برنامههایDLC به مصرفکنندگان این اجازه را میدهند که قطع برق را در صورت ایجاد ناراحتی لغو سازند. اگر چه این برنامهها اختیاری است و نباید به دلیل عدم قطع مصرف جرایمی به مصرفکنندگان تعلق میگیرد، اما تعدادی از شرکتها در صورت لغو کردن قطع برق، جرایمی را برای مصرفکنندگان در نظر میگیرند. در گذشته دو روش TOU و DLC برای کاهش اوج مصرف بارهای خانگی بکار میرفتند. به عنوان مثال DLC از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی اجرا میشد، که در آن در ازای کنترل بار مصرفکنندگان بزرگ توسط شرکت برق (بطور معمول سیستم تهویهی هوای مرکزی)، مبلغ دریافتی برای برق به این مصرفکنندگان بازگردانده و یا کاهش مییافت. یکی از دلایل محبوبیت این روش نسبت به روشۀای مبتنی بر قیمت، عدم نیاز این روش به سیستمهای اندازهگیری پیشرفته و سازگاری آنها با سیستمهای اندازهگیری سنتی میباشد [۱۲]. قدمت استفاده از این روش به اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی باز میگردد. در این سالها شرکتهای برق مختلفی این روشها را به اجرا درآوردند. اولین شرکت برق در سال ۱۹۶۸ برنامه کنترل مستقیم بار را اجرا کرد[۴۶]. این روش در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ گسترش چشمگیری یافت. در سال ۱۹۸۵ ، ۱۷۵ مصرفکننده خانگی و ۹۹ مصرفکننده تجاری در آمریکا در این برنامه شرکت کردند. ۲-۳-۲- قطع یا کاهش بار (I/C): در این برنامه برای مصرفکنندگانی که برای کاهش یا قطع بار در طی حوادث احتمالی[۴۷] مشارکت میکنند، تخفیفی روی صورتحساب و یا اعتبار برق بیشتر در نظر گرفته میشود. اما اگر در مواقع نیاز بار خود را قطع نکردند، میتوانند مشمول جرایمی شوند. این جرایم میتوانند به صورت قیمتهای بالای برق یا کنار گذاشتن از برنامه پاسخگویی بار باشد. همچنین اگر نیاز به قطع برق از سوی مصرفکننده نباشد، به صورت ماهیانه برای او تشویقیهایی در نظر گرفته خواهد شد. نحوه این قرارداد در شکل ۲- ۷ نشان داده شده است[۱۷]. شکل ۲- ۷ : نحوه اجرای برنامه قطع یا کاهش بار این برنامهها که بیشتر برای مصرفکنندگان بزرگ (تجاری و صنعتی) مناسب میباشند، با برنامههای پاسخگویی بار اضطراری و بازار ظرفیت متفاوت است، زیرا در برنامههای مطرح شده شرکتهای برق، خود پیشنهاد کاهش بار را در صورت لزوم مطرح میکنند، در حالیکه در برنامه قطع بار، مصرفکننده برای قطع و یا کاهش بار اعلام آمادگی میکنند]۷[. شکل ۲-۸ تأثیر اجرای این برنامه را بر منحنی بار نشان میدهد]۶[. شکل ۲- ۸: تأثیر اجرای برنامه (I/C) بر منحنی بار در این برنامه شرکتهای برق به دلیل حفظ قابلیت اطمینان سیستم و کاهش بار اوج و در نتیجه جلوگیری از روشن و یا آمادگی نگهداشتن واحدهای گران قیمت برای ذخیرهسازی سیستم، سود میبردند و مصرفکنندگان نیز در ازای قابلیت تغییر و کاهش بار مصرفی خود از شرکت برق پول و یا اعتبار مصرف برق دریافت کرده و در نتیجه سود میبرند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کارکردهای فرهنگ ایثار و شهادت
۱٫ ارزش آفرینی
۲٫ حماسه سازی
۳٫ کمال بخشی
۴٫ بحران زدایی
۵٫ موج آفرینی و بصیرت بخشی
۶٫ عزت طلبی
۷٫ انسانی بودن
۸ . دین محوری
۹٫ اخلاص و ماندگاری
۱۰٫ عدالت طلبی
۱۱٫ گذشت و فداکاری
۱۲٫ آزادی خواهی
۱۳٫ تقوا و پرهیزکاری
۱۴٫ مقاومت و سخت کوشی
۱۵٫ زمان شناسی
۱۶٫ جامعیت
۲-۶٫ جلوه های فرهنگ ایثار و شهادت در ایران با درس آموزی از مکتب پیامبر، مردم ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی در صحنه های مختلف به ایثار و فداکاری و شهادت پرداخته اند. انقلاب اسلامی ایران تا حد بسیاری از حادثه کربلا و فرهنگ عاشورایی آن متأثر بوده است. از آن جا که قیام امام حسین(ع) آیینه تمام نمای فلسفه، معنا و تعریف عینی فرهنگ ایثار و شهادت می باشد، طبعاً تقرب به این پدیده منحصر به فرد تاریخی و الهام از آن منجر به ایثارگری و شهادت طلبی و از خودگذشتگی در راه هدف، آرمان ها و ارزش های اسلامی و صبر و استقامت در راه تحقق آن در ایران گردیده است (پناهی، ۱۳۸۵: ۶۶). ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران روحیه فداکاری، ایثار، صبر و شکیبایی را تقویت کرد. در طول انقلاب در رأس ارزش هایی که مورد توجه امام قرار داشت، ارزش هایی چون ایثار، فداکاری، ازخودگذشتگی و پایمردی جای داشتند (اخوان مفرد، ۱۳۸۱: ۲۴۵). این ارزشها همگی برخاسته از مذهب شیعی است. به گفته حمید عنایت عنصر ایثار و شهادت، جاذبه ای نیرومند برای همه نهضت های شیعی داشته است که نظام حاکم را به مبارزه طلبیده اند و در انقلاب اسلامی نیز به همین نحو عمل شد (عنایت، ۱۳۸۱: ۳۰۹).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
هشت سال دفاع مقدس عرصه دیگری بود که ایثار و شهادت مردان غیور ایران در آن آزموده شد. رهبر انقلاب اسلامی در خصوص درس بزرگ سال های جنگ و شهدا می فرمایند : «درس بزرگ شهیدان و ایثارگران عزیز که لحظه اى نباید از آن غفلت شود، آن است که جان را و همه آنچه را که براى ما عزیز است، باید هرگاه که لازم شود، سپر بلاى ارزش هاى اسلامى کنیم و با همه وجود از حاکمیت اسلام که مایه عزت و شرف و آزادگى است دفاع نماییم. دفاع از اسلام، امروز نیز مانند صدر اسلام، جز با گذشت و فداکارى و ایثار و شهادت ممکن نیست؛ و جان و مال و تلاش و دانش و آبرو و همه داشته و اندوخته مسلمانان صادق باید هرگاه لازم شود، در راه دفاع از آن حقیقت روشن و مقدس صرف شود. همه آحاد ملت، به خصوص کارگزاران حکومت اسلامى، باید این درس را از شهیدان همواره به یاد داشته باشند و از خداى متعال توفیق در این راه را بخواهند» (باقری دولت آبادی، ۱۳۸۹: ۴۳). ۲-۷٫ نقش فرهنگ ایثار و شهادت در تقویت امنیت ملی برای این که کشوری بتواند امنیت ملی خود را تأمین کند، باید دارای قدرت ملی بالایی باشد. هر چه میزان تهدیدات بیشتر متوجه آن کشور باشد، باید در مقابل این تهدیدات، قدرت ملی بیشتری تولید کند. در هر جامعه ای قدرت ملی به عواملی بستگی دارد؛ از این عوامل می توان منابع، سرزمین، فرهنگ، تجهیزات، منابع اقتصادی و … را نام برد. امروزه در حوزه سنجش قدرت ملی، نقش مردم و تأثیرگذاری آن بر رویکردهای کشورها، نقشی اساسی و تعیین کننده است؛ این که چگونه می اندیشند، نسبت به حکومت چه دیدی دارند، چه انگیزه هایی نسبت به اهداف خود دارند، تا چه اندازه حاضرند در راه رسیدن به آرمان های ملی و اعتقادی مقاومت و ایستادگی کنند و …. در واقع، فرهنگ و باور، ارزش، جهان بینی و نوع تفکر و نگرش مردم یک کشور، جایگاه ویژه ای در ارزیابی قدرت ملی برای تأمین امنیت ملی به شمار می رود. جامعه ای در تأمین امنیت ملی خود موفق تر است که در کنار برخورداری از تجهیزات و امکانات مادی، مردمانش نیز دارای روحیه صبر، بردباری و تحمل سختی ها باشند و در راه رسیدن به اهداف ملی از جان خود نیز بگذرند و کشته شدن در راه حفظ آرمان ها را یک ارزش بدانند. از این رو، می توان گفت چنین معادله ای شکست ناپذیر است و به خوبی می تواند در مقابل دشمن به پیروزی برسد و آن را شکست دهد. البته اساساً بحث مردمی با اعتقاد مذهبی اسلامی و بخصوص مذهب متعالی شیعه و در حکومتی که حکومت اسلامی نامیده می شود، با سایرین بسیار متفاوت است. مردمی که الگوی کاملی از ایثار و شهادت طلبی در راه رسیدن به اهداف و آرمان های اعتقادی دارند، چندین گام از دیگران پیش ترند. امام حسین(ع) که الگوی کامل ایثار و شهادت است و شهادت را تنها راه حفظ دین جدش می داند، شمشیر ها را دعوت می کند تا او را دریابند. امروزه مسأله مهم این نیست که کشوری با هواپیما، زیردریایی، کلاهک هسته ای یا موشک می تواند امنیت ملی خود را تأمین کند، بلکه عموماً کشوری می تواند امنیت ملی خود را تأمین کند که مردمانش دارای روحیه مقاومت، ایثار و فداکاری باشند و حاضر شوند با انگیزه بسیار بالا در برابر دشمنان متجاوز ایستادگی کنند. امنیت بدون ایثار و فداکاری، پایداری چندانی ندارد. کسی به ایثار و از خود گذشتگی اعتقاد راسخ قلبی نداشته باشد، در انتخاب بین منافع اعتقادی ـ ملی و منافع شخصی، دومی را برمی گزیند و آنچه را که منافع او را هرچند زودگذر به دنبال داشته باشد، ترجیح می دهد، و جامعه ای که سست اراده و فاقد روحیه مقاومت، ایثار و فداکاری باشد و به هر نحوی نگران از دست دادن جان خود باشد، به راحتی از دشمن شکست می خورد و در نهایت امنیت ملی این جامعه مخدوش خواهد شد. در مجموع از خودبیگانگی، خدا را فراموش کردن و در بند دنیا گرفتار شدن، از مهم ترین موانع در بسط و ترویج فرهنگ مقاومت، ایثار و شهادت در جامعه است. آن چیزی که اساساً فرهنگ ایثار و شهادت را تهدید می کند، عدم وجود روحیه بردباری، صبر، شکیبایی و روحیه پایداری در مقابل دشمنان است. مسلماً باور این مطلب موجب می شود متولیان امنیت جامعه برای تولید قدرت ملی به شکل غیر مستقیم برای این مقوله سرمایه گذاری ویژه ای کنند و به حوزه فرهنگ سازی برای ایجاد و تقویت روحیه مقاومت، ایثار و شهادت طلبی نگاه ویژه ای داشته باشند؛ یعنی اگر بنا باشد برای امنیت ملی در بخش صنایع دفاعی و تجهیزات سرمایه گذاری شود، جنگ افزارهای لازم خریداری و آموزش لازم به نیروها داده شود، طبیعی است که به طور همزمان باید برای فرهنگ سازی مقاومت، ایثار و شهادت طلبی نیز سرمایه گذاری کرد. زمانی که تهدیداتی از بیرون، ارزش ها و منافع حیاتی یک کشور را تهدید کنند، آحاد مردم آن جامعه نقش اصلی را در تأمین امنیت ملی ایفا می کنند. هر فرهنگی که در جامعه حاکم باشد، در نیروهای مسلح آن جامعه نیز متبلور و نمایان می شود. از این رو اگر فرهنگ حاکم در کشوری ایثار، شهادت، مقاومت و ایستادگی باشد، به طور طبیعی در همه ارکان آن کشور نیز ظاهر خواهد شد. نمونه عملی روحیه ایثار و شهادت طلبی در دوران هشت ساله دفاع مقدس جلوه گر است. نیروهای مردمی در کنار نیروهای نظامی، دوشادوش هم با متجاوزان مبارزه کردن و ذره ای از خاک مقدس جهموری اسلامی ایران را به دشمن ندادند. آن ها در راه رسیدن به ایثار و شهادت از یکدیگر پیشی می گرفتند و جان خویش را با خداوند معامله می کردند. اینان الگوهای همیشه جاودان ایثارگری و شهادت طلبی هستند که تاریخ این مرز و بوم هرگز آن ها را از یاد نخواهد برد. فرهنگ ایثار و شهادت از دو طریق می تواند بر امنیت ملی تأثیرگذار باشد. اولین تأثیر فرهنگ ایثار و شهادت بر مقوله امنیت به مفهوم سنتی آن است. روحیه ایثارگری و شهادت طلبی هم نقش بازدارندگی دارد و دشمن را از تهاجم باز می دارد و هم باعث می شود در هنگامه هجوم، جوانان این دیار به میدان جنگ شتافته، از حریم اسلام حراست و پاسداری نماید. تجربه اکثر کشورها نشان می دهد که هرگاه روحیه ایثار و فداکاری در میان مردم ضعیف بوده است، دشمن نه تنها در تهاجم خود موفق بوده، بلکه توانسته است بخش هایی از خاک کشور مورد هجوم را نیز از آنان جدا نماید. از این رو، روحیه ایثار و شهادت سد محکمی در برابر تهاجم دشمن به شمار می آید. اما مهم ترین تأثیری که فرهنگ ایثار و شهادت بر امنیت ملی کشور دارد، تأثیر فرهنگی و نرم است. فرهنگ ایثار و شهادت در صورتی که بتواند به زیبایی به نسل جوان منتقل شود، می تواند نسلی مؤمن تربیت نماید که در هنگامه خطر مانند پیشینیان خود به میدان جهاد و ایثار و شهادت بشتابند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عناصر سنگین و مضرات آن
از جمله مهمترین آلایندههای محیطزیست عناصر سنگین میباشند که در چند دهه اخیر به شدت مورد توجه قرار گرفتهاند. این عناصر در خاک، بویژه در زمینهای کشاورزی، به تدریج تجمع یافته و می تواند به سطوحی برسد که امنیت غذایی بشر را تهدید نماید. سالانه هزاران تن از این عناصر که ناشی از فعالیتهای شهری، صنعتی و کشاورزی است وارد خاک می شود. به عنوان مثال سالانه بیش از ۳۸ هزار تن کادمیوم و ۱ میلیون تن سرب از منابع مختلف به خاک اضافه می شود (الووی، ۱۹۹۵؛ هولدن، ۱۹۸۹). استخراج معادن، ذوب فلزات و مصرف سوختهای فسیلی بیشترین منابع آلودگی خاک هستند. هر ساله نیز مقادیر قابل توجهی لجن فاضلاب، پساب و کمپوست ضایعات شهری به خاک افزوده میگردد. از منابع دیگر آلودگی خاک به عناصر سنگین، میتوان به گرد و غبار اتمسفری حاصل از کارخانجات تولید انرژی و کارخانجات صنعتی اشاره کرد (الووی، ۱۹۹۰؛ کیواواویلر، ۱۹۹۸). این فلزات شامل ۵۳ عنصر بوده و در ردهبندی عناصر دارای جرم اتمی بالای ۵ گرم بر سانتیمتر مکعب قرار میگیرند (هولمان و همکاران، ۱۹۹۵). بیش از دو قرن است که پراکنش فلزات سنگین سمی از منابع طبیعی و فعالیتهای انسان به طور آشکاری افزایش یافته و مناطق بسیاری را آلوده کرده است (اوانجلو، ۲۰۰۴؛ کلمنز، ۲۰۰۶). فلزات سنگین به طور مداوم از طریق فعالیتهای کشاورزی مانند کاربرد طولانی مدت فاضلابهای شهری در اراضی کشاورزی، استفاده از مواد شیمیایی کشاورزی، همچنین فعالیتهای صنعتی، پسماندها، سوزاندن بقایا و دود حاصل از وسایل نقلیه به خاک اضافه میشوند. این امر سبب تجمع فلزات و شبه فلزات در خاکهای کشاورزی شده و در پی آن تهدید امنیت غذایی و ایجاد خطرات بالقوه بهداشتی به دلیل انتقال آنها از خاک به گیاه را به دنبال خواهد داشت (یانگ و همکاران، ۲۰۰۵؛ خان، ۲۰۰۶). سمیت بالای فلزات سنگین در غلظت های کم برای زیستبوم ، تجزیه ناپذیری و تأثیرپذیری اندک آنها از بوم سازگان اهمیت آلودگی به این عناصر را نشان میدهد (لسمانا و همکاران، ۲۰۰۹).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
این عناصر شامل دو گروه کلی میباشند: ۱- عناصر ضروری: گیاهان به مقدار خیلی جزئی به آن نیاز دارند و در متابولیسمهای گیاهی دخالت دارند ولی در صورت داشتن غلظت بالا سمی بهشمار میآیند، نظیر Fe، Ni، Mn، Cu و Zn (یانگ و همکاران، ۲۰۰۵). ۲- عناصر غیر ضروری: وجود آن ها برای رشد گیاهان لازم نیست و سمی می باشند مانندPb ، As، Hg، Se، Sr، Co و Cs(مکینتایر، ۲۰۰۳).
پراکنش برخی فلزات سنگین در خاکهای ایران
با تجزیه نمونههای خاک جمعآوری شده از زمینهای کشاورزی مجاور کارخانجات استان زنجان، گلچین (۱۳۸۲) مقدار کادمیوم کل و قابل استخراج با DTPA[1] را به ترتیب بین ۱۰ تا ۳۲۳۳ و ۳ تا ۴۷ و مقدار سرب کل و قابل استخراج با DTPA را به ترتیب ۵۹ تا ۱۵۸۵۰ و ۵/۰ تا ۹۸ میلیگرم در کیلوگرم خاک گزارش کرد که نشاندهنده آلودگی شدید خاکهای مطالعه شده به عناصر مذکور میباشد. جهت تهیه نقشه آلودگی سرب و کادمیوم، امینی و همکاران (۲۰۰۵)، ۲۵۵ نمونه تصادفی از ۶۸۰۰ کیلومترمربع خاکهای نواحی استان اصفهان جمعآوری نمودند. آنها مشاهده کردند که کادمیوم کل بیش از ۸۹ درصد خاکها بیشتر از مقدار مجاز سوئیس[۲] ( برای کادمیوم و سرب به ترتیب ۸/۰ و ۵۰ میلیگرم بر کیلوگرم ) بود. برای سرب این مقدار کمتر از ۵ درصد بود. افیونی و همکاران (۱۳۷۹) با تحقیق بر خاکهای اطراف اصفهان گزارش کردند که مقدار کادمیوم بین ۲/۰ تا ۶/۳ و سرب کل بین ۴/۳ تا ۲/۶۳ میلیگرم بر کیلوگرم خاک میباشد. غلظت کادمیوم و سرب قابل استخراج با DTPA در خاکهای خرمشهر به ترتیب ۰۶/۰ تا ۲۴ و ۸/۰ تا ۱۸۶ میلیگرم در کیلوگرم خاک گزارش شده است (امینی و همکاران، ۲۰۰۵).
سرب
یکی از سمیترین عناصرسنگین برای انسان خصوصاً اطفال سرب میباشد. این عنصر با ورود به محیط، نهایتاً به زنجیره غذایی وارد و مسمومیت شدید حیوانات و انسانها را باعث میگردد (باسک و همکاران، ۱۹۹۳). همچنین در اولویت بندی سازمان حفاظت محیطزیست امریکا (EPA) بین مضرترین فلزات جهان این عنصر در رده دوم قرار دارد (لیو و همکاران، ۲۰۰۶). سرب جز عناصر شیمیایی واسطه در جدول تناوبی است و در رده بندی فلزها قرار دارد. این عنصر در جدول تناوبی با عدد اتمی ۸۲ و نشان Pb وجود دارد. عنصری سنگین، سمی و چکش خوار است که دارای رنگ خاکستری مایل به کدر میباشد .بیشترین استفاده جهانی از سرب در باطریها میباشد. همچنین از این عنصر در لحیم کاری، آلیاژها، وزنههای سربی، مواد شیمیایی، کابلها، پشم سربی و بنزین نیز استفاده می شود (کاباتا پندیاس و موخرجی، ۲۰۰۷).
سرب در اتمسفر
سرب موجود در اتمسفر اطراف کره زمین بیشتر نتیجه استفاده از ترکیبات سرب در سوخت وسایل نقلیه است. استفاده از تترا اتیل سرب، تترا متیل سرب، برمید اتیلن، برمید اتیل و دیگر ترکیبات با مقدار سرب حدود ۷۸/۰ گرم در لیتر که منجر به انتشار برمید و اکسید سرب از اگزوز ماشینها می شود (کیواواویلر، ۱۹۸۰). در سال ۱۹۷۰ در آمریکا، ماشینها سالیانه حدود ۲۵۰۰۰۰ تن تترا اتیل سرب مصرف مینمودند. سرب منتشرشده از اگزوز ماشینها عمدتاً به شکل نمکهای هالیدی نظیر PbBrCl،PbBr+، Pb(OH)Br، Pb(O)2PbBr2 است. این ذرات سرب منتشر شده معمولاً ناپایدار بوده و به راحتی به اکسیدها و کربناتها و سولفاتهای سرب تبدیل میگردد (کیواواویلر، ۱۹۸۰؛ مک لافلین، ۱۹۹۴).
سرب در خاک
در شرایط طبیعی زمین پایدارترین ترکیب سرب مخصوصاً در شرایط اسیدی، فسفات سرب است. حلالیت سرب در خاکهای آهکی، بوسیله کربنات سرب کنترل می شود و در خاکهای غیر آهکی، بهوسیله Pb(OH)2، Pb3(PO4)2، PbO(PO4)2 و یا Pb10(PO4)6(OH)2 مهار می شود که بستگی به پهاش خاک دارد. در پهاش کمتر از ۶، تبادل یونی مهمترین فرایند در نگهداری سرب در خاک است. سرب می تواند در مقادیر بیشتر از ظرفیت تبادل کاتیونی جذب گردد. احتمالاً تشکیل گونه های هیدروکسید نظیر Pb(OH)+ یا رسوب هیدروکسیدهای سرب دو ظرفیتی در این پدیده نقش دارد (نیجو و همکاران، ۱۹۹۹).
منشأ طبیعی
سرب (Pb) با مقدار معمول ۲ تا ۳۰۰ میلیگرم در کیلوگرم خاک کمتحرکترین عنصر در بین عناصر سنگین، محسوب می شود (چارلاتچکا و همکاران، ۲۰۰۰). میانگین غلظت آن در قشر پوسته زمین حدود ۱۵ میلیگرم در کیلوگرم است. دو نوع سرب در محیط شناخته شده است: ۱) سرب اولیه که منشأ زمین شناسی داشته و از ترکیب شدن سرب با ترکیبات دیگر، کانیهای متفاوتی را ایجاد مینماید. ۲) سرب ثانویه که منشأ رادیواکتیو داشته و از تجزیه اورانیوم و تالیم تولید میگردد. از نسبت سرب با منشأهای گوناگون برای ردیابی کانیهای اولیه استفاده می شود (سیلویرا و سامرز، ۱۹۷۷).
منشأ انسانی
در خاکهای غیرآلوده غلظت سرب کمتر از ۲۰ میلیگرم در کیلوگرم است، اما در نواحی آلوده غلظتهای ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ برابر غلظت طبیعی آن نیز در خاک وجود دارد (نیجو و همکاران، ۱۹۹۹). سرب می تواند از منابع مختلفی وارد چرخه حیات شده و سبب آلودگی محیطزیست گردد و در زندگی جانداران اختلالاتی به وجود آورد. سرب موجود در خاک، آب، هوا در نتیجه فعالیتهای بشری از جمله کاربرد سموم کشاورزی، پسماندهای شهری، لجن فاضلابهای شهری، کارخانجات ذوب فلزات و معادن حاصل می شود (سیلویرا و سامرز، ۱۹۷۷).
گونه های سرب در محلول خاک
از گونه های هیدرولیزی مهم سرب در محلول خاک میتوان به PbOH+ اشاره نمود که در پهاش ۷/۷ ، غلظت آن برابر غلظت کاتیون آزاد دو ظرفیتی سرب خواهد بود و در پهاش بیشتر از ۷/۷ غلظت این گونه از Pb2+ تجاوز مینماید (آندرسون و همکاران، ۲۰۰۰). پایداری کمپلکسهای یونهای هالید با سرب با کاهش عدد اتمی هالیدها کاهش مییابد. اگر غلظت یون یدید در محلول خاک حدود ۲-۱۰ مولار باشد غلظت کمپلکس PbI- تا حدودی برابر با غلظت یون آزاد دو ظرفیتی سرب خواهد بود و کمپلکسهای برمید و کلرید سرب به مراتب غلظت کمتری در محلول خاک خواهند داشت. در خاکهایی که غلظت یون سولفات زیاد است، کمپلکس PbSO4o سهم بالایی از سرب کل محلول خاک را به خود اختصاص خواهد داد (آندرسون و همکاران، ۲۰۰۰).
سرب در گیاه
گیاهان به علت حلالیت خیلی کم سرب در خاک قادر به جذب مقدار زیاد آن نمیباشند و عمده سرب موجود در خاک برای گیاه غیرقابل استفاده است. در پژوهشی جذب سرب بوسیله گیاه جو مورد مطالعه قرار گرفت و مشخص شد که تنها ۰۰۳/۰ تا ۰۰۵/۰ % سرب کل خاک توسط گیاهان جذب شد (سیلویرا و سامرز، ۱۹۷۷). علیرغم گزارشهای متعدد در مورد جذب اندک سرب بوسیله گیاهان، ولی بعضی گونه ها نظیر تالاسپی، ذرت و آفتابگردان مقادیر قابل توجهی سرب را در بافتهای خود خصوصاً در ریشه ذخیره می کنند. این عنصر عمدتاً از طریق تارهای کشنده جذب شده و به مقدار قابل توجهی در دیواره سلولی ذخیره میگردد. در تحقیقی مشاهده شد که جذب سرب بوسیله گیاهان به طور غیر فعال صورت میگیرد و مقدار جذب نیز با کاهش دما و آهک دهی کم می شود (زیمدال و کوپه، ۱۹۷۷). اخیراً قابلیت استفاده ترکیبات آلی سرب (عمدتاً سرب آلکیلدار) و اثرات سمی آن بر روی گیاهان مورد توجه قرار گرفته است. معمولاً تترا آلکیلهای سرب در خاک سریعاً به ترکیبات محلول سرب تبدیل شده و به آسانی در دسترس گیاه قرار میگیرد. از این جهت گیاهان رشدیافته در این خاکها دارای مقادیر سرب نسبتا بالایی در اعضای رویشی وزایشی خود هستند (سیلویرا و سامرز، ۱۹۷۷). زیمدال و کوپه (۱۹۷۷) نشان دادند که در شرایط خاص، سرب در داخل گیاه متحرک است و قادر است از خاک به بخشهای خوراکی گیاهان انتقال یابد. همچنین آنها بیان نمودند عامل اصلی در انباشتگی سرب در بافتهای ریشهای، رسوب سرب مخصوصاً بصورت پیرو فسفات سرب در طول دیواره سلولی است. همچنین ترکیبات سرب رسوب یافته در ریشه ها، ساقه ها و برگ ها نشان داد که انتقال و رسوب سرب در بافتهای گیاهی مختلف دارای روند مشابهی است. گزارشهای متعددی در مورد اثرات سمی سرب بر فرآیندهایی نظیر فتوسنتز، تقسیم سلولی و جذب آب وجود دارد. سرب در تنفس و فتوسنتز گیاهان به علت ایجاد اختلال درفرایند انتقال الکترون مساله ساز میباشد. این واکنشها حتی در غلظتهای کمتر از ۱ میکروگرم بر گرم سرب در میتوکندری ذرت کاهش مییابد. با افزایش غلظت سرب به حدود ۱ میکروگرم بر گرم در برگهای آفتابگردان، فرایند فتوسنتز به حدود نصف کاهش مییابد.. مخربترین اثر سرب بر ساختمان گیاه، تخریب پلاسمالما است به گونه ای که با تأثیر بر قابلیت نفوذ آب منجر به اختلال در رشد گیاه میگردد (سیلویرا و سامرز، ۱۹۷۷). لان و همکاران گزارش کردند که سرب با ترکیبات در دیواره سلولی خصوصاً با اسید پکتیک پیوند قوی برقرار کرده و تأثیر قابل ملاحظه ای بر خاصیت انعطاف پذیری و شکلپذیری دیواره سلولی دارد. دامنه طبیعی غلظت سرب در گیاهان از ۲/۰ تا ۲۰ میلیگرم در کیلوگرم و حد بحرانی آن ۳۰ تا ۳۰۰ میلیگرم در کیلوگرم گزارش شده است (چارلاتچکا و همکاران، ۲۰۰۰).
سرب در انسان
سرب در آب، غذا و هوا یافت می شود و راههای انتقال آن به انسان و تأثیر آن در افراد مختلف متفاوت است. به عنوان مثال، جنین انسان از طریق جفت خود و یا اطفالی که از شیر مادر تغذیه مینمایند، میتوانند در معرض خطر آلودگی به سرب قرار گیرند. این عوامل ممکن است منجر به بروز اثرات زیانباری در طول دوره رشد اطفال گردد. در مورد افراد مسن، آزاد شدن سرب در استخوان در اثر حل شدن ترکیبات موجود در آن در نتیجه پوکی استخوان یا حل شدن ترکیبات موجود در اسکلت افراد مسن باعث انتقال آن به برخی از اعضای مهم بدن نظیر کلیه و مغز می شود (نیجو و همکاران، ۱۹۹۹).
سرب در زنجیره غذایی
سرب پس از ورود به بدن انسان به طور عمده در استخوان و همچنین در کلیه و کبد انباشته می شود. یک منبع ذخیره ای کوتاه مدت برای سرب، خون میباشد که معیار مفیدی در سنجش مقدار آلودگی افراد به سرب به شمار میرود (نیجو و همکاران، ۱۹۹۹). عمده مسمومیت اطفال با سرب در اثر مصرف آن از محیط از طریق گردوغبار، خاک، ذرات رنگ، سرامیک، آب آشامیدنی و داروهای خاص است (نیجو و همکاران، ۱۹۹۹). در افراد مسن، مسمومیت با سرب عمدتاً در اثر استشمام در محیط کار، محیطهای پر رفتوآمد، نواحی صنعتی و مصرف آن از طریق غذا و آب آشامیدنی است (وانگ و سلیم، ۲۰۰۳).
تاثیر سرب بر سلامتی انسان
مهمترین اثر سرب در اطفال، ایجاد اختلال در سیستم عصب مرکزی است. این عنصر می تواند سبب تأخیر در رشد فیزیکی، کاهش ضریب هوشی و تغییر رفتار اطفال گردد. این اثرات هنگامی رخ میدهد که مقدار سرب در خون اطفال به حدود ۲۰-۱۰ میکروگرم در دسی لیتر برسد. محققان مشاهده کردند، هنگامی که مقدار سرب خون به ۱۰ میکروگرم در دسی لیتر برسد اختلال در رفتار و رشد فکری اطفال، کاهش دوره حاملگی در زنان آبستن و کاهش وزن نوزاد را به همراه خواهد داشت. در مطالعه انجام شده با اشخاصی که در مجاورت معدنی در لهستان زندگی میکردند، مشخص شد که غلظت سرب خون اطفال ۸-۶ ساله ۲۶% و اطفال ۱۵-۱۴ ساله ۱۱% بیشتر از مقدار حد مجاز آن یعنی ۲۰ میکروگرم در لیتر بوده است (سیلویرا و سامرز، ۱۹۷۷). در صورتی که غلظت سرب در خون این افراد از حد ۲۰ میکروگرم در دسی لیتر بالاتر رود افزایش فشار خون را به دنبال دارد. علایم اصلی مسمومیت افراد مسن با سرب، دربرگیرنده اختلالات گوارشی نظیر کاهش اشتها، سوء هاضمه، یبوست و شکم درد و علایم عصبی نظیر پرخاشگری، اغماء، تشنج و علایم دیگر نظیر درد مفصل و ماهیچه، خستگی و رعشه است (نیجو و همکاران، ۱۹۹۹). بطور کلی در اطفال، سرب سبب بروز مشکلاتی از قبیل کاهش بهره هوشی، کند شدن رشد فیزیکی و مشکلات شنوایی میگردد. در افراد بالغ، ممکن است سبب کم خونی، امراض کلیوی، آسیب رساندن به مغز و سیستم عصبی، افزایش فشار خون، غیر عادی شدن تولید مثل و متابولیسم ویتامین D و در حالت شدید سبب مرگ گردد (وانگ و سلیم، ۲۰۰۳).
روشهای پاکسازی و اصلاح خاکهای آلوده
روش های بیولوژیکی
روشهای مختلفی برای مدیریت و اصلاح زیستی (Bioremediation) خاکها و آبهای آلوده به عناصر سنگین به وسیله محققین مورد استفاده قرار گرفته است (اسپارکس، ۱۹۹۵). زیست پالایی تکنولوژی استفاده از ویژگیهای رشدی میکروارگانیسمها (قارچها و باکتری ها) و یا گیاهان به منظور تسریع تجزیه و تغییر در مواد آلی و معدنی در مناطق با آلودگی بالا میباشد که امروزه در رفع آلودگی خاک بسیار مطرح است (پالفورد و واتسون، ۲۰۰۳). با توجه به معایب روشهای غیربیولوژیک استفاده از روشهای بیولوژیکی مانند استفاده از گیاهان فراانباشگر و میکروارگانیسمهای خاک، در کاهش استرس عناصر سنگین امید بخش میباشند (هرناندز و همکاران، ۲۰۰۶؛ مک گراث و همکاران، ۲۰۰۶).
روشهای غیربیولوژیکی
که شامل روشهای فیزیکی و برداشت خاک آلوده و خاک برداری و انتقال لایه های خاک، تثبیت شیمیایی و استفاده از جاذبهای مختلف برای تثبیت عنصر آلاینده از خاک و یا حذف عنصرآلاینده از آب، تجزیه عناصر سنگین توسط هوادهی، درآمیختن خاک آلوده با آسفالت و شستن خاکهای آلوده با محلولهایی از اسیدها و کلات کننده های قوی در خاک میباشد (بارگاوا و همکاران، ۲۰۱۲؛ اسپارکس، ۱۹۹۵). این روشها دارای کارآمدی کم و هزینه بالا بوده و سبب تخریب ساختمان و کاهش حاصلخیزی خاک میشوند و تا حد زیادی وابسته به نوع آلایندهها، ویژگیهای خاک و شرایط محل مورد نظر میباشند. (هه و یانگ، ۲۰۰۷).
قارچهای میکوریز
تاریخچه
همزیستی قارچ با گیاهان از حدود یک قرن پیش مشخص شده و تا امروز اطلاعات فراوانی در مورد ویژگیهای ساختاری، پراکنش، فیزیولوژی و بومشناسی این همزیستی به دست آمده است. همزیستی قارچ های میکوریزی از ۴۶۰ میلیون سال قبل، ابتدا در بازدانگان و خانواده سرخسها و سپس در اکثر پوشش های زمینی صورت گرفت (رد و همکاران، ۲۰۰۰). فرانک گیاهشناس آلمانی در سال ۱۸۸۵ کلمهی یونانی Mycorrhizae را که به معنی قارچ ریشه است، به کاربرد که از دو بخش Myco به معنای قارچ و Rhizae به معنی ریشه تشکیل شده است. همزیستی میکوریزی از رایجترین و سابقهدارترین رابطه همزیستی در سلسله گیاهان است و یکی از مهمترین انواع میکوریزها، میکوریز آرباسکولار (AM) میباشد که از نظر کشاورزی اهمیت فوقالعاده زیادی دارد و به عنوان یک نوع کود زیستی برای افزایش محصولات کشاورزی با اهمیت میباشد، زیرا ریشه اغلب گیاهان مرتعی، زراعی و باغی با میکوریز همزیست هستند ( شارما و جوهری، ۲۰۰۲).
تقسیم بندی و وظایف قارچ های میکوریز
بر اساس تفاوتهای مورفولوژیک میکوریز به دو دسته کلی اکتومیکوریز و اندومیکوریز تفکیک شدهاند، که در حالت اندومیکوریز میسیلیوم قارچ به داخل بافت ریشه و سلولهای روپوست و پوست نفوذ میکند، ولی هیچ نوع میسیلیومی بر سطح ریشه مشاهده نمیشود. در نتیجه هیفها در داخل و یا در فضای سلولهای میزبان قرار میگیرند. این قارچ به آندودرم و استوانه آوندی و مریستمهای ریشه نفوذ نمیکند. در همهی قارچهای میکوریز آرباسکولار، هیف داخل سلول میتواند ساختاری مشابه با مکنده ایجاد کند که از نظر شکل ظاهری درختچه مانند است و آرباسکول نامیده میشود و وظیفهی آن تبادل مواد غذایی مابین قارچ و گیاه میزبان است (اسمیت و رید، ۲۰۱۰). به غیر از آرباسکول، وزیکولها که اندامهای بیضوی یا تخممرغی شکل و غنی از ترکیبات لیپیدی با دیواره نازک هستند، از متورم شدن سلولهای میانی یا انتهایی هیفهای درون ریشهای تشکیل میشوند که در برخی جنسها دیده نمیشود. استقرار میکوریز در ریشه باعث تغییر فیزیولوژیکی گیاه میشود مانند تغییر در ترکیب عناصر در بافتهای گیاهی، تعادل هورمونی و الگوی تخصیص منابع کربن، همچنین قارچ ترکیب ترشحات ریشه را تغییر میدهد و گسترش میسیلیومها در خاک به عنوان منبعی از کربن برای جوامع میکروبی خاک عمل میکند و باعث تغییر فیزیکی محیط خاک میشود (گریندر، ۲۰۰۰). همزیستی قارچهای میکوریز با ۸۰ تا ۹۰ درصد گیاهان اکوسیستمهای خشکی و جنگلها مشاهده می شود (بران درت، ۲۰۰۲). نتایج برخی تحقیقات نشان داده است که هدایت هیدرولیکی سیستم ریشه گیاهان میکوریزی بیش از گیاهان غیر میکوریزی است که این امر در اثر افزایش سطح موثر ریشه و یا طول ریشه های میکوریزی میباشد. همچنین هدایت آبی در واحد طول ریشه گیاهان میکوریزی می تواند ۲ تا ۳ برابر گیاهان غیر همزیست افزایش یابد (ترو و لویانچان، ۲۰۰۳). همزیستی قارچ میکوریز روابط آبی گیاه میزبان را از طریق افزایش هدایت هیدرولیکی خاک، افزایش نسبت تعرق، کاهش مقاومت روزنهای و تغییر در تعادل هورمون های گیاهی بهبود میبخشد ( آلکاراکی و همکاران، ۲۰۰۴). همچنین قارچهای میکوریز با داشتن شبکه هیفی گسترده و افزایش سطح و سرعت جذب ریشه باعث بهبود استقرار گیاه، افزایش جذب آب و عناصر غذایی مخصوصاً فسفر، روی، مس و نیتروژن (کلارک و زتو، ۲۰۰۰) و مقاومت گیاه در برابر تنشهای زنده و غیر زنده (باسکوت، ۲۰۰۵؛ اسمیت و رید، ۲۰۰۸) میشوند. همچنین همزیستی میکوریز باعث تغییرات وسیع شاخصهای مورفولوژیکی ریشه به ویژه افزایش شاخهدهی ریشه میشود (برتا و همکاران، ۲۰۰۲). بطور کلی قارچهای میکوریز سبب افزایش جذب آب و املاح غذایی از خاک، کاهش استرس گیاهان در خاکهای آلوده، بهبود ساختار خاک، تولید برخی از مواد ترکیب شونده با عناصر (سیستئین، گلوتاتیون و گلومالین)، کاهش اثر پاتوژنهای بیماریزا و ایجاد رابطه با سایر میکروارگانیسمها و بهبود کارایی تلفیقی با آنها می شود(میر انصاری، ۲۰۱۱؛ اسمیت و رید، ۲۰۰۷).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۰-تحلیل و ارزیابی مسئولیت کیفری افراد متأثر از سوء مصرف مواد روانگردان همانطور که مباحث قبلی بیان کردیم، مسئولیت یعنی تعهد به پاسخگویی به نتایج حاصل از عمل خود از نظر حقوق جزا. مسئولیت یعنی تعهد به پاسخگویی به نتایج ارتکاب اعمال مجرمانه یعنی تحمل مجازات تعیین شده برای آنها از دیدگاه کیفری، ارتکاب جرم یا هر نوع تخطی؟ از قوانین و مقررات جزایی تنها و بخودی خود موجب مسئولیت کیفری نیست، بلکه برای اینکه مرتکب جرم را از نظر اخلاقی و اجتماعی مسئول و قابل سرزنش و مجازات بدانیم لازم است که:
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اولاً: وقوع رفتار مجرمانه یا پدیده جزایی از میل و اراده آگاهانه مرتکب آن نشأت گرفته باشد و نیز نحوه پندار وکردار و جریان تصمیم گیری او را مشخص کند. ثانیاً: عمل مجرمانه که با اندیشه و قصد و میل مرتکب در خارج تحقق یافته است باید حاکی از سوء نیت مرتکب یا ناشی خبط و خطای او باشد. رعایت نکات فوق الذکر در امر رسیدگی به مسائل کیفری، متداول و لازم الأجراست و احراز وقوع جرم از ناحیه مرتکب شرط اساسی و پایه اولیه مسئولیت کیفری محسوب می شود. ثالثاً: به نظر عدالت کیفری، برای اینکه مجرم را مسئول بشناسیم، علاوه بر اراده ارتکاب و سوء نیت یا تقصیر جزایی، باید بین جرم انجام یافته و فاعل آن، قابلیت انتساب موجود باشد، تا بتوان او را مستحق مجازات دانست. لذا قابلیت انتساب نیز از اجزای لازم مسئولبت کیفری است که به آن اشاره می کنیم. به طور کلی، هر کس که با علم و اطلاع ، دست به ارتکاب جرم می زند لزوماً مسئول شناخته نمی شود بلکه علاوه بر تحقق اراده ارتکاب سوء نیت با تقصیر جزایی باید دارای اهلیت و خصوصیات فردی متعارفی باشد تا بتوان وقوع جرم را به او نسبت داد. در نتیجه، وقتی انسان از نظر کیفری مسئول شناخته می شود که سبب حادثه ای باشد یعنی بتوان آن حادثه را به او نسبت داد. پس مسئولیت کیفری، محصول نسبت دادن و قابلیت انتساب است و مقصود از قابلیت انتساب آن است که بر مقامات قضایی معلوم گردد که فاعل جرم، که از نظر رشد جسمی و عقلی و نیروی اراده و اختیار، دارای آنچنان اهلیتی بوده که میتوان رابطه علیت بین جرم انجام یافته و فاعل آن برقرار کرد. در حقیقت مسئولیت کیفری از نتایج مستقیم انتساب جرم به فاعل آن احراز می شود. با توجه به توضیحات ، می توان عامل مؤثر در تحقق مسئولیت کیفری را به صورت این رابطه خلاصه کرد: قابلیت انتساب + سوء نیت یا تقصیر جزایی + اراده و اختیار ارتکاب= مسئولیت کیفری. شرایط مسئولیت کیفری در قانون جدید نیز دارای تغییراتی است، که هر مجرمی قابل مجازات نیست. علاوه بر مجرمبودن، یک شرط دیگر هم لازم است که مجرم به مرحله مجازات برسد و آن قابلیت انتساب جرم به مجرم است. قابلیت انتساب جرم یعنی توانایی مجرم برای بر عهده گرفتن بار مسئولیت. شخصی میتواند بار مسئولیت را به دوش کشد که به بلوغ رسیده باشد و کودک نباشد، عاقل باشد و مجنون نباشد و علاوه بر اینها دارای اختیار و اراده آزاد در ارتکاب جرم باشد. مجازات شخصی که به ارتکاب جرم اجبار یا اکراه شده است، با عدالت سازگار نیست. بنابراین شرایط مسئولیت کیفری عبارتند از: بلوغ، عقل، اختیار و اراده که اگر وجود نداشته باشند، مجرم مجازات نخواهد شد. در قانون مجازات قبلی، این موارد به صورت پراکنده و در مواد مختلف قانون مجازات مورد اشاره قرار گرفته بود؛ اما در قانون مجازات اسلامی جدید، فصلی جداگانه به شرایط مسئولیت کیفری اختصاص داده شده است. در قانون مجازات اسلامی تأکید شده است که مسئولیت کیفری فقط زمانی محقق است که فرد حین ارتکاب جرم، عاقل، بالغ و مختار باشد. سپس موانع مسئولیت کیفری از جمله جنون صغر، مستی و بیارادگی نام برده شده و شرایط آن بیان شده است. محقق در این پژوهش مدعی اینست که فرد مصرف کننده(مواد روانگردان ) با توجه به مباحث قبلی که به وضوح بیان کردیم: این گونه مواد چه تأثیر بسزایی بر روی روان فرد می گذارند[۲۴]، یک حالت اختلال روانی حاد را ایجاد می کند که با استناد به ماده ۱۴۸ قانون مجازات اسلامی جدید و با یاری گرفتن از ماده ۱۳۹ همین قانون که اشعار می دارد:«… فرد حین ارتکاب جرم، عاقل، بالغ و مختار باشد…» و ماده ۱۵۴ قانون موصوف چنین بیان میدارد:«مستی و بی ارادگی حاصل از مصرف اختیاری مسکرات، مواد مخدر و روانگردان و نظایر آنها مانع مجازات نیست، مگر اینکه ثابت شود مرتکب حین ارتکاب جرم به طور کلی مسلوب الأختیار بوده است …» لذا با توجه به مواد مذکور می توان گفت: این افراد در هنگام نشئگی، یعنی زمانی که اقدام به مصرف اینگونه مواد مخدر یا روانگردان کرده بسته به نوع مواد، میزان مصرف و زمان استعمال اگر اثبات شود که ایشان در حین ارتکاب جرم مسلوب الأختیار بوده از آنها رفع مسئولیت کیفری بعمل خواهد آمد که اصل هدف این نویسنده از این پژوهش اثبات همین موضوع می باشد. از جمله موادی را که بعنوان مثال می توان نام برد حشیش است. حدود نیمی از کسانی که مبتلا به اسکیزوفرنی هستند بیش از حد مواد مخدر از نوع حشیش مصرف کرده که نقش حشیش میتواند علی باشد، اما داروها و مواد دیگر ممکن است تنها به عنوان مکانیسمهایی سازگار برای مقابله با افسردگی، اضطراب، خستگی، و تنهایی مصرف شوند. حشیش با افزایش تعلق میزان مصرف با خطر پیشرفت یک اختلال روانی مرتبط که استفاده مکرر با دو برابر خطر ابتلا به جنون و اسکیزوفرنی مرتبط است. حال آنکه برشمردن مصرف حشیش به عنوان عامل مؤثر بر ابتلا به اسکیزوفرنی توسط خیلیها قابل قبول است، همچنان مورد بحث می باشد. آمفتامین، کوکائین، و به میزان کمتر الکل، میتوانند منجر به جنونی که بسیار شبیه به اسکیزوفرنی است شوند. اگر چه به طور کلی علت بیماری تصور نمیشود، اما افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نیکوتین بسیار بیشتری نسبت به جمعیت عمومی مصرف میکنند. فصل سوم: بررسی آثار مستی و میزان آن ۳-۱- انواع مستی ۳-۱-۱- مستی از نظر میزان تاثیر بر دستگاه عصبی همان طور که گفته شد، مصرف مسکر هرچه هم کم باشد درجه قدرت فهم، دقت و ادراک را تضعیف می کند. حال که دریافتیم ادراک و دقت دارای درجات و مراتبی است، بایستی بدانیم مصرف مسکر کدام یک از این درجات را دچار اختلال می کند. در قانون مجازات عمومی یک تقسیم بندی راجع به این مبحث وجود داشت. این قانون زیر ماده ۳۷ خود اشعار می داشت: «مستی حاصل بر اثر استعمال اختیاری مواد الکلی و مخدر و نظایر اینها به طور کلی رافع مسئوولیت جزایی نیست و اگر ثابت شود استعمال مواد مذکور به منظور ارتکاب رجم بوده مرتکب به حداکثر مجازات محکوم می شود. تبصره - هر گاه استعمال مواد مذکور به منظور ارتکاب جرم نبوده و موجب اختلال تام یا نسبی شعور یا قوه تمییز یا اراده مرکتب در حین ارتکاب جرم بوده باشد، دادگاه حسب مورد و ]به[ اقتضای اوضاع و احوال می تواند مجازات را در مورد اختلال تام تا دو درجه و در مورد اختلال نسبی تا یک درجه تخفیف دهد …» مطابق این تقسیم بندی و نیز تعریف مستی که در آغاز به آن پرداختیم می توان بر اساس میزان تاثیر مسکر بر روان دو نوع مستی شناخت. یکی مستی تام و دیگر نسبی[۲۵]. ۳-۱-۲- مستی تام هنگامی که شخص قادر به اعمال اراده خود نباشد و در واقع اراده از او سلب شود، اختلال تام در قوه ی شعور او پیش می آید. اگر منشا این حالات مستی باشد آن را مستی تام گویند. این نوع مستی مورد توجه و حمایت قانون واگذار قرار گرفته و آن را ردیف عوامل رافع مسئوولیت کیفری به شمار آورده است. ماده ۵۳ قانون مجازات اسلامی می گوید: «اگر کسی بر اثر شرب خمر مسلوب الاراده شده لکن ثابت شود که شرب خمر به منظور ارتکاب جرم بوده است مجرم علاوه بر مجازات استعمال شرب خمر به مجازات جرمی که مرتکب شده است نیز محکوم خواهد شد.» کاری که مستی تام می کند از بین بردن قصد و رضای مجرم است. در واقع مستی یک مرحله قبل از قصد نیز از بین می برد که همان ادراک است. ادارک پایه و منشاء قصد و رضا در شخص است. مستی تام موجب می شود که شخص درک مناسبی از زمان و مکان نداشته باشد و اصلاً شخص نمی داند که چه بر سر او می گذرد و بنابراین نخواهد توانست که تصمیم بگیرد و هر عملی که از او سر بزند را نمی توان به او نسبت داد. باید توجه داشت که تنها این نوع مستی می تواند از عوامل رافع مسئوولیت کیفری به شمار آید. ۳-۱-۳- مستی نسبی هر آن چه زیر تعریف مستی تام نگنجد مستی نسبی خواهد بود. این نوع مستی در قانون مجازات اسلامی و کلام فقها ذکر نشده و آن را به عنوان عامل رافع مسئوولیت کیفری نمی شناسند. ایوحنیفه می گوید چنان چه شخص مرد را از زن، زمین را از آسمان و پوستین را از قبا تشخیص ندهد مست شناخته می شود. اما باید گفت که این درجه پایین مستی یا همان مستی نسبی است. چرا که مشخص مست انسان بودن و پوشش بودن آنچه را که می بیند می فهمد، هر چند قادر به درک تفاصیل آن نباشد. بنابراین اگر شخص ادراک داشت و بر مبنای همان ادراک - هر چند منطبق با واقع نباشد - قصد انجام کاری کند، نمی توان گفت که اراده خود را از دست داده است. اگر شخصی مست قصد انجام فعل یا ترک فعلی کرد که جرم محسوب می شود مجرم محسوب می شود. بنابراین تقسیم بندی باید گفت آن چه مورد بحث ماست همان مستی تام است و هر جا از مستی نام برده شده منظور همان مسلوب الارادگی است. ۳-۱-۴- مستی بر مبنای قصد شخصی مست یک تقسیم بندی دیگر نیز در اینجا می توان انجام داد و آن بر مبنای قصد مست است. در اینجا قصد به معنای خاص کلمه که مورد قبول دانشمندان حقوق جزا می باشد مورد نظر است یعنی اختیار. بنابراین که مست حین مصرف مسکر دارای اراده باشد یا خیر می توان به مستی ارادی و غیر ارادی اشاره کرد. این تقسیم بندی در قوانین موضوعه ابتدا در قانون مجازات عمومی آمده بود. این قانون در ماده ۳۸ خود مقرر می داشت: «کسی که بر اثر اجبار یا تهدیدی که عادتاً قابل تحمل نباشد مبادرت به استعمال مواد مذکور در ماده ۳۷ کرده یا او را بر خلاف میل خود تحت تاثیر قرار داده باشند به نحوی که هنگام ارتکاب جرم حالت اشخاص مشمول بندهای الف و ب ماده ۳۶ را پیدا نماید حسب مورد طبق بندهای مذکور با او رفتار خواهد شد. تبصره - اشخاصی که در اثر استباه در خاصیت یا نوع مواد مذکور در ماده ۳۷ مبادرت به استعمال آنها ذکر باشند مشمول این ماده خواهند بود.» مطابق این ماده و ماده ۳۷ - که قبلاً به آن اشاره شد- می توان نتیجه گرفت که دو نوع مستی وجود دارد. یکی ارادی و دیگری غیر ارادی. مبنای این تقسیم بندی نامشروع بودن این سبب برای رفع مسئوولیت است. بنابراین برای اینکه بتوان آن را در عداد اسباب رافع مسئوولیت به شمار آورد باید خود این سبب وصف ناشروع بودنش را به طوری که بیان شد از بین ببرد. ۳-۲- مستی ارادی همان طور که اشاره شد این یکی از اسباب مستی است که مبنای آن حالت روانی شخص مصرف کننده مسکر است. در این نوع شخص با آزادی اراده و با علم به مسکر بودن ماده مصرفی مبادرت به استعمال الکل یا ماده مخدر می نماید. البته این ملازمه ای با علم به حرمت استفاده ی آنها ندارد. چرا که اینجا جهل حکمی محلی از اعراب ندارد و فقط جهل موضوعی می تواند پایه های آن را لرزان کند. این عنوان اعم از این است که شخص به طور اتفاقی خود را مست کرده باشد یا این که این حالت در او تثبیت شده و به صورت اعتیادی در آمده باشد. بنابراین فشارهای روانی و جسمی ناشی از سندرم محرومیت قصد شخص را زایل نمی کند. برای اینکه قانون گذار این حالت را که مقدمه جرم بعدی است بتواند در شمار عوامل رافع مسئوولیت به شمار آورد باید خود این حالت نیز بتواند وصف نامشروعیت خود را با توسل به اساب عام رافع مسئوولیت یا علل موجهه جرم زایل کند. بنابراین اگر شخص در خود این سبب دارای قصد و اختیار بوده باشد نمی تواند از آن استفاده کند. چون مستی حاصل نامشروع است و امر نامشروع دیگر رانمی توان به واسطه نامشروع مجاز دانست. دلیل دیگری که برای این تقسیم بندی وجود دارد این است که شخص دارای آزادی اراده است و چون اراده آزاد دارد مسئوول تمام اعمالی است که از او سر می زند. وقتی شخص خود را مست می کند باید از آثار آن در خود اطلاع داشته باشد واگر هم واقعاً اطلاع نداشته باشد - در مورد مست اتفاقی - بر آن بار می شود و شخص که می خواهد مسکر مصرف کند پس می خواهد که این اعمال را حین مستی مرتکب شود. این نگرش قانون گذار منبعث از مکتب کلاسیک است. خود این مستی ارادی همه انواعی دارد که در زیر به آنها پرداخته خواهد شد. ۳-۳- مستی ارادی به انگیزه ارتکاب جرم هم در قانون مجازات اسلامی و هم در قانون مجازات عمومی راجع به این موضوع احکامی وضع شده است. در قانون مجازات عمومی آمده بود اگر به منظور ارتکاب جرم کسی خود را مست کند و مرتکب جرم شود به حداکثر مجازات مذکور در قانون محکوم می شود در حالی که قانون مجازات اسلامی رویه متعادل تری نسبت به مست اتخاذ کرده و او را صرفاً به مجازات اصلی محکوم نموده و نامی از تشدید در آن برده نشده است و می توان از عوامل و کیفیات مخففه استفاده کرد. ارتکاب جرم چه نقشی در روان فرد دارد که قانون گذار را چنین وادار کرده که از مواضع قبلی خود عدول کرده و رویه ای متفاوت از کسانی که فاقد این وصف هستند در پیش بگیرد؟ گاهی اتفاق می افتد که بنا به دلایلی شخص می خواهد قبل از ارتکاب جرم خود را مست نماید. گاهی می خواهد از ویژگی رافع مسئوولیت بودن آن استفاده کند و گاهی می خواهد که در ارتکاب جرم جرات بیشتری داشته باشد یا اینکه میل جنسی او تحریک و تشدید شود و مرتکب زنا شود و … . اینها یعنی جرات؛ رفع مسئوولیت؛ تحریک و … چه هستند؟ اینها قصدند یا انگیزه؟ بعضی اوقات در کلام حقوق دانان به جای عبارت به منظور ارتکاب جرم از مستی به قصد ارتکاب جرم استفاده می شود که باید گفت این اصطلاح با موازین حقوقی سازگار نمی باشد. زیرا: اولاً - هم در قانون مجازات اسلامی و هم در قانون مجازات عمومی لفظ به منظور ارتکاب جرم آمده و ثانیاً - معنای قصد را در اینجا نمی توان حمل بر منظور یا انگیزه کرد. زیرا قصد در معنای خاص به معنای داشتن اختیار است که صرفاً به استعمال مسکر منحصر می شود و لاغیر. در حالی که منظور همان هدف بعید شخص از استعمال مواد مزبور می باشد. یک موقع قصد نزدیک است که همان معلول است و یک موقع آثار یا علت غایی مراد است که همان هدف دور یا انگیزه است. در این حالت نیز هدف نزدیک شخص مستی و بی خودی است که نتیجه آن گرفتن جرات و ارتکاب جرم است. بنابراین عبارت به منطور ارتکاب جرم صحیح به نظر می رسد. این تقسیم بندی در مورد کسانی مصداق پیدا می کند که به طور اتفاقی مست می شوند یا به عبارت بهتر کسانی که از تاثیر مسکر در روان خود بی خبرند. در مورد کسی که به تدریج تاثیر مسکر را بر روان خود دریافته است ارتکاب جرم تنها یک انگیزه نیست بلکه صرف استعمال مسکر به منزله قصد داشتن حین ارتکاب جرم خواهد بود. چون که شخص می داند و چون می داند و خود را با اراده مست می کند پس نتایج آن را همراه با مستی می خواهد. در اینجا شخص قاصد محسوب می شود. ۳-۴-مستی ارادی بدون انگیزه ارتکاب جرم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲۳. پیشینه تحقیق پروتئومیکس مایکوباکتریوم توبرکلوزیس و مایکوباکتریوم بوویس Malen و همکاران (Zoll)، مقایسه پروتئینهای غشایی M. tuberculosis سویه H37RV و H37Ra برای تعیین خصوصیات بیش از ۱۷۰۰ پروتئین در هر دو سویه را بررسی کرده اند. در این بررسی تقریبا” اکثر پروتئینهای تعیین شده (identified) به میزان بسیار زیادی با هم شبیه بودند با این وجود ۲۹ پروتئین غشایی یا متصل به غشا (membrane associated) با ۵ یا بیشتر از آن دارای تفاوت یک سویه با سویه دیگر بوده اند. ۱۹ پروتئین و لیپوپروتئین درH37RV دارای فراوانی حداکثری بوده اند در صورتیکه ۱۰ پروتئین در سویه H37Ra بیشترین تعداد را داشته اند. ۶۶ لیپوپروتئین در هر دو سویه مشترک بوده در حالیکه ۷ لیپوپروتئین فقط در H37Ra و ۳ لیپوپروتئین در H37RV دیده شده اند (نشان دهنده اختلاف). این مطالعه از سویه های استاندارد ATCC و محیط کشت جامد (۷H10) استفاده کرده است (Malen H. et al., 2011).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
Singhal و همکاران (۲۰۱۲)، پروتئینهای خارج سلولی (Intera cellular)، M. tuberculosis از ایزولههای بالینی را مورد بررسی قرار دادند. M. tuberculosis حساس به دارو (حساس به حداقل ۵ داروی خط اول از خانواده ST11-EA13-IND) و M. tuberculosis مقاوم به دارو MDR، (مقاوم به ریفامپین-ایزونیازید و استرپتومایسین از خانواده ST288-CAS2) از مرکز بیماریهای ریوی JALMA (هند) انتخاب گردیدهاند. از محیط کشت مایع Sautons استفاده شد و باکتری ها در فاز Late exponential (هفته سوم) جداسازی گردیدهاند. در مقایسه انجام شده با ۲DE و MS برخی پروتئینها Upregulate بوده اند. ۴ پروتئین در هر دو گروه MDR و حساس مشترک بوده اند و ۳ پروتئین اختصاصا” به متابولیسم و زنجیره تنفسی باکتری تعلق داشته است. نتایج نشان داد که عمده پروتئینهای Upreguale/expresse متعلق به متابولیسم سلولی و تنفسی باکتری است. در این مطالعه همچنین از کشت سلولی ماکروفاژ (THP-1) و آلودهسازی سلول با مایکوباکتریوم نیز استفاده شد. روی هم رفته پروتئینهای تعیین شده (شناخته شده) در اینترافاگوزومال احتمالا” در سازگاری باکتری با محیط نقش دارند، درک عمل پروتئینهای تعیین شده با شرایط ماکروفاژ سازگار است. القا بیان آنها در Invitro احتمالا” به تفسیر استراتژی M. tuberculosis در ایجاد عفونت و افزایش بقای سلول TB میانجامد. تعیین دقیق این پروتئینها به ما اجازه میدهد تا دخالت آنها در عمل ساختاری TB و رشد مایکوباکتری در محیط کمک کند(Singhal N. et al., 2012). Zhang و همکاران (۲۰۱۲) برای تشخیص مقاومت دارویی در M. tuberculosis و پیدا کردن بیومارکر قوی و موثر، سرم بیماران با مقاومت دارویی و حساسیت دارویی به TB و همچنین سرم افراد سالم را در معرض ۲DE و MS قرار داد که با این روش ۹ پروتئین جدا نمودند، ۶ پروتئین نوترکیب را برای تعیین Immunu reactivity ،۱۰۰ نمونه سرم استفاده نمودند. آنتیبادی بر علیه پروتئینهای نوترکیب مورد بررسی قرار گرفت. بهترین حساسیت و ویژگی از ترکیب پروتئین نوترکیب و پروتئینهای جدا شده به دست آمد (Zhang L. et al., 2012). Starck و همکاران (۲۰۰۴) پروتئومیکس مقایسه ایM. tuberculosis در شرایط هوازی و غیرهوازی را انجام دادند. با بهره گرفتن از ۲DE و MS تعداد ۵۰، spot پروتئینی را انتخاب کرده و از بین آنها ۱۶پروتئین را مورد MALDI-TOF قرار دادند. داده های این بررسی نشان داد که القا الگوی پروتئینی، در طول فاز رشد (Exponential) و فاز ثابت متفاوت است (Starck J. et al., 2004). Monahan و همکاران (۲۰۰۱) بیان متفاوت پروتئینهای مایکوباکتریایی را طی فاگوسیتوز ماکروفاژ بررسی کردند. این بررسی با باکتری M .bovis BCG و سلولTHP-1 انجام شد. این بررسی نشان داد که پروتئینهای بیان شده در BCG در حالیکه باسیل در داخل ماکروفاژ است در طول رشد در Invitro در محیط کشت و یا در شرایط شوک حرارتی بیان نمیشوند. همچنین نشان داده شد که ۶ پروتئین در داخل ماکروفاژ دچار ازدیاد بیان میشوند که شامل کریستالین (۱۶ KDa) GroEL1، GroEL2، یک پروتئین ۳۱.۷KDa (RV2623) inhA و یک فاکتور به نام TUF بوده است (Monahan IM. Et al., 2001). Malen و همکاران (۲۰۰۷)، آنالیز پروتئینهای M. tuberculosis H37RV را گزارش کردندهاند. این بررسی پپتیدهای مشتق شده از ۲۵۷ پروتئین را نشان داد. چندین پروتئین ترشحی با خاصیت ایمونوژنیکی از جمله ESAT-6 در این گروه قرار دارند (Malen H. et al., 2007). Rosenkands و همکاران (۲۰۰۰)، از M.tuberculosi H37RV، و روش ۲DE و میکروسکویئنسینگ برای تعیین پروتئینهای ایمونوژنیک TB استفاده کردند. این بررسی از آنتیبادیهای منوکلونال تجارتی برای Immunio detection بهره گرفت (Rosenkrands I. et al., 2000). Li و همکاران (۲۰۱۰)، پاسخهای سویههای ویرولان و تخفیف داده شدهM. tuberculosis H37RV در آلوده کردن ماکروفاژها را بررسی کردند. این مطالعه تفاوت بیان در تعداد بیشتر از ژنهای H37RV در نتیجه عمل پروتئین ESAT-6 و نیز پروتئینهای ترشحی را نشان داد (Li A H. et al., 2010). Xing و همکاران (۲۰۰۵)، به بررسی M. tuberculosis H37RV برای تعیین پروتئینهای غشایی با الکتروفورز تک بعدی و MS پرداختند. از ۳۴۹ پروتئین معرفی شده ۱۰۰ پروتئین غشایی بودند (Xiong Y. et al., 2005). Jing و همکاران (۲۰۰۶)، به مقایسه پروتئوم M. tuberculosi سویه مقاوم و حساس به ایزونیازید پرداختند. در این مطالعه از ۹ سویه مقاوم به monoresistance INH ، ۷ سویه حساس به INH و یک سویه H37RV در محیط کشت مایع ۷H9 استفاده شد. سویه پس از RFLP و سونیکه مستقیما” به میزان ۱۰۰µg/ml (توتال پروتئین) برای ۲DE، Load گردید. نتیجه RFLP نشان داد که ۱۷ سویه از لحاظ اپیدمیولوژیکی مستقل هستند یعنی سویه ها از نظر ژنتیکی متفاوت هستند. در ۲ سویه INH مقاوم مکانیسم مقاومت با ۷ سویه دیگر متفاوت بود در مقایسه الگوی ۲DE حساس و مقاوم به INH که ۳ بار تکرار شده بود، فقط آنهایی انتخاب شدند که Spot آنها در همه آنالیزها وجود داشت. کلا” تغییرات نوکلئوتیدها در ۵ تمایز پروتئینی از تمام حساسها و مقاومها مشابه هم بوده است که این خصوصیت احتمالا” مربوط به پروفایل مولکولی سویههای چینی است. تفاوت در بیان مرتبط با مکانیسم مقاومت به INH نیست، به بیان دیگر مرتبط با موتاسیون katG نیست. در الگوی ۲DE ،۵ پروتئین از ۲۰ پروتئین متفاوت بیان شده با MS تعیین شد. این ۵ پروتئین Overexpress داشته اند (Unregulated). نقش این ۵ پروتئین در مقاومت INH کاملا” مشخص نیست و مقایسه پروتئین حساس و مقاوم به INH نشان دهنده Upregulate بوده و این ۵ پروتئین در INH مقاوم بوده و بیشتر آنها پروتئینهای غشایی هستند. این پروتئینها میتوانند احتمالا” به عنوان مارکر برای اهداف تشخیصی و یا دارویی استفاده گردند ( Jiang X. et al., 2006). فصل سوم مواد و روشها موادوروشها در مطالعه حاضر که طی فروردین ماه تا آبان ماه سال ۱۳۹۲ انجام پذیرفت، از نمونههای ارسالی به بخش مایکوباکتریولوژی انسیتو پاستور، ۱۰۰نمونه مورد ارزیابی قرار گرفت، و همچنین از نمونههای سالهای ۹۰ و ۹۱ نیز به منطور بررسی M. bovis استفاده گردید. نمونههای مشکوک ابتدا بر روی محیطهای اختصاصی با توجه به استانداردهایCDC کشت و از آنها اسمیر مستقیم تهیه شد. مراحل روش تحقیق این پژوهش بر طبق محورهای زیر انجام پذیرفت: ۱-نمونه گیری ۲-کشت به روش کلاسیک روی محیط جامد اختصاصی ۳-تشخیص میکروسکوپی مایکوباکتریومها ۴-بررسی لولههای کشت ۵-تعیین هویت مایکوباکتریومهای رشد یافته توسط تستهای بیوشیمیایی ۶-انجام تست حساسیت دارویی در مایکوباکتریومها ۷-کشت سویههای انتخابی در محیط میدل بروک ((۷H9 ۸-جمعآوری سویهها میکروبی، استخراج و خالصسازی پروتئین ۹-الکتروفورز ژل پلی آکریل آمید (SDS-page) ۱۰-آنالیز داده ها مراحل انجام کار ۳-۱. نمونه گیری ابتدا اطلاعات پرونده بیماران مراجعه کننده بررسی گردید و اطلاعات مورد نظر در رابطه با جنسیت، سن، ملیت، سابقه ابتلا به بیماری، نوع نمونهها، سابقه تماس نزدیک با افراد آلوده و یا مشکوک به سل، سابقه پزشکی فرد از لحاظ وجود نقص سیستم ایمنی (ایدز)، PPD و نتیجه رادیوگرافی ریه جمعآوری شدند. نمونههای جمع آوری شده دارای یکسری اصول نمونه گیری به شرح زیر میبود که این اصول توسط بخش مایکوباکتریولوژی انسیتو پاستور رعایت میگردید. برای گرفتن بهترین نتیجه، شرایط نمونه گیری ذیل را باید رعایت کرد: جمعآوری نمونهها قبل از شروع هر گونه دارو درمانی باید انجام شود. نمونهها در ظرف تمیز، استریل، یکبار مصرف پلاستیکی و معدوم شدنی (disposable) جمع آوری شود. نمونهها باید هر چه سریعتر به آزمایشگاه منتقل شود، اگر تحویل نمونهها به تعویق میافتد، بعد از نمونه گیری، نمونهها در یخچال قرار گیرد. در ظروف نمونه باید محکم بسته شود. کارمندان مسئول جمعآوری و حمل و نقل نمونهها باید برگه دستورالعمل نمونه گیری، که حاوی مراحل جمعآوری نمونه و نکات مهم است همیشه همراه خود داشته باشند و در صورت نیاز نکات آن را مورد توجه قرار دهند. جداسازی موفق مایکوباکتریایی احتیاج به نمونه گیری مناسب، حمل سریع و پردازش صحیح نمونهها دارد. هرگز در آزمایشات مایکوباکتریولوژی از مواد ثابتکننده (Fixative) و نگهدارنده (Preservative) استفاده نشود. ظروف نمونه گیری نباید به موم آغشته باشد. برای جداسازی مایکوباکتریومها مصرف سواپ پیشنهاد نمی شود مگر در موارد خاصی که امکان گرفتن نمونه به طریق دیگر ممکن نباشد. ۳-۲. کشت و جداسازی باکتری بعد از دریافت نمونه، آنها را به اطاق کشت برده و با روش N– استیلL–سیستئین[۶۷] کشت داده شدند. از محیط کشت لوون اشتاین جانسون[۶۸] استفاده شد که این محیط طبق فرمول زیر آماده گردید. ۳-۲-۱. مواد مورد نیاز برای تولید محیط لوون اشتاین جانسون به میزان ۵/۱ لیتر فسفات منو پتاسیم بدون آب (KH2PO4): 4/2 گرم سولفات منیزیوم آبدار (MgSO4+7H2O): 24/0 گرم سیترات منیزیم (magnesium citrate): 6/0 گرم آسپاراژین (Asparagine): 6/3 گرم گلیسرول (Glycerol reagent grade): 12 میلیلیتر تخم مرغ تازه: ۱۰۰۰ میلیلیتر مالاشیت گرین ۲%: ۲۰ میلیلیتر آب مقطر: ۶۰۰ میلیلیتر ۳-۲-۲. طرز تهیه محیط کشت پس از مخلوط کردن مواد فوق، محلول به مدت ۳۰ دقیقه در ۱۲۱ درجه سانتی گراد اتوکلاو شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰.۹۰۹= C
Orthorhombic
- VOPO4 ![]()
۰.۹۴۶= A ۱.۵۳۳= B ۱.۶۶۲=C ° ۹۳.۰۴ = D
Orthorhombic
y- VOPO4
۰.۸۹۵= A ۰.۷۹۷= C
Tetragonal
VO(H2PO4)2
شکل ۲-۱- تاثیر نسبت P/V در محلول بر خصلت بلوری پیش کاتالیزوری (VO)2 H4 P2 O9 تهیه شده در محیط آلی]۳۶[ کاتالیزورهای نهایی توسط عملیات حرارتی دقیق در جریانی از مخلوط هوا و –n بوتان که روی پیش کاتالیست همی هیدرات انجام می گیرد، تشکیل می شود و گزینش پذیری نسبت به انیدریدمالئیک با افزایش مقدار (VO)2P2O7 افزایش می یابد. این عملیات حرارتی طولانی است و ممکن است تا یک هفته طول بکشد، اما قطعاً کاتالیزور با گزینش پذیری بالا و مناسب ایجاد می شود. کاتالیزور های تولید شده دارای ذراتی با اندازه و شکل متفاوت می باشد اما معمولاً کریستال های خوشه ای و کریستال های صفحه ای یا ورقه ای مانند همراه با پیچ خوردگی همان طوری که در شکل (۲-۲) نشان داده شده است مشاهده می شود.
شکل ۲-۲- تصاویر میکروسکوپی الکترونی روبشی (SME) کاتالیزور VPO که مورفولوژی ورقه ای شکل را دارا می باشد همچنین توسط تکنیک های فیزیکوشیمیایی مقدار کمی از دیگر فاز ها به صورت کریستالی و آمورف نیز شناسایی شده است[۳۸و۳۷]. اما کاتالیزور نهایی تقریباً حاوی یک اکسید دو تایی ساده از وانادیم و فسفر اضافی نسبت به وانادیم که معمولاً در کاتالیزور ها وجود دارند در حال بررسی می باشند. ۲-۷- فعالیت های انجام شده توسط کاتالیزور VPO انیدرید مالئیک یک ماده شیمیایی حائز اهمیت اقتصادی و صنعتی در حوزه های مواد شیمیایی و پتروشیمی و ذخائر پلیمری به شمار می رود.این ترکیب در حال حاضر به وسیله اکسیداسیون n- بوتان بر کاتالیزور VPO، به جای بنزن تولید می شود. این هیدروکربن ۴ کربنه، ارزان بوده و در عین حال از خواص سمی کمتری برخوردار است و در حین فرایند اکسیداسیون هیچ کربنی را از دست نمی دهد]۳۹ .[در عین حال این واکنش در مقایسه با دیگر واکنش های اکسیداسیون هیدروکربن که در صنعت به طور انتخابی صورت می گیرد، پیچیده ترین واکنش محسوب می شود. کاتالیزورهای اکسید وانادیوم فسفر (VPO)، سیستم های کاتالیزوری پیچیده ای محسوب می شوند که در آن ها موثرترین فاز وانادیل پیروفسفات (VO)2P2O7است. یکی از ابزارهای مناسب و موثر برای ارتقا و افزایش ویژگی های کاتالیزوری، اضافه کردن یون های فلزی به شبکه است. این یون ها نقش مهمی را در تغییر دادن ویژگی های ساختاری فازهای کاتالیزوری دارند. این عملکرد تغییر ساختار، نقش بسزایی در تاثیر گذاری بر جذب سطحی اکسیژن و پراکندگی و تفرق آن در داخل شبکه ایجاد می کند. همچنین در این خصوص نشان داده شده که اضافه کردن فسفر به پنتا اکسید وانادیوم باعث تضعیف استحکام پیوندی V-O شده و به طور همزمان فعالیت و گزینش پذیری این کاتالیزور را افزایش می دهد]۴۰ .[از جمله کاتیون های اضافه شده به کاتالیزور VPO می توان به کبالت اشاره کرد، که در واکنش اکسید شدن n- بوتان به انیدرید مالئیک به عنوان پیش برنده مورد استفاده قرار می گیرد. وانادیل پیرو فسفات توانایی بی نظیری را در فعالیت و گزینش پذیری اکسید شدن n- بوتان به انیدرید مالئیک نشان می دهد. عموما بر این قضیه توافق دارند که بهترین پیش ماده، کاتالیزورVOHPO4-0.5H2O می باشد. پیش ماده های نیم آبه توسط کاهش ترکیبات وانادیوم پنج ظرفیتی با عامل کاهنده آلی مثل مخلوطی از ایزوبوتانول و بنزیل الکل به دست می آیند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جمعی از نویسندگان اثرات اضافه شدن کبالت را روی ترکیبات کاتالیزور (VO)2P2O7 مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که حضور کبالت، غنی سازی فسفری سطح را افزایش می دهد. هابر[۴۹] عنوان کرد: کبالت کارایی کاتالیزور را به وسیله ی تشکیل فسفات کبالت تثبیت می کند و سبب بهبود خواص کاتالیزوری می شود. ولتا[۵۰] و همکارانش اثبات کردند، کبالت اضافه شده به کاتالیزور، به عنوان پیش برنده ی ساختاری عمل می کند و اتصال آن به کاتالیزور می تواند تعادل V(V)/V(VI) را در طول دوره ی فعالسازی تغییر بدهد]۴۱ .[کلادکوا[۵۱] و همکارانش دریافتند، کاتالیزوری که به وسیله ی کبالت تغییر می کند در مقایسه با کاتالیزور هایی که دستخوش تغییر نشده اند، میزان خاص اکسیداسیون n- بوتان به انیدرید مالئیک را سه برابر افزایش می دهند]۴۲[. عبدلواهب[۵۲] و همکارانش پراکندگی (VO)2P2O7 VOPO ۴ / در سطح کاتالیزور Co/VPO که به وسیله ی یک مسیر آلی نرمال آماده شده بود، یک روند تقویت را مشاهده کردند]۴۳[. کرناگلیا[۵۳] و همکارانش یک مجموعه اکسید های VPO ارتقا یافته و متعادل شده کبالت در محدوده ی ۱ تا ۶ درصد وزنی را آماده کردند و دریافتند که افزایش کبالت به طور قابل ملاحظه ای باعث بالا رفتن فعالیت کلی شده و در عین حال به طور جزیی و ناچیزی گزینش پذیری را کاهش می دهد]۴۴و۴۳[. کار تحقیقی توسط هادنت و دلمن[۵۴] با این نتیجه گیری همراه بود که اضافه شدن کبالت در سطوح پایین تر با نسبت اتمی Co/V = 0.015، فرایند انتخاب پذیری را افزایش داد، در حالیکه برای افزایش در سطوح بالاتر، افزایش کبالت بر سطح، باعث افزایش و تقویت شکل گیری CO و CO2 گردید]۴۵[. کروم از دیگر کاتیون هایی بود که به کاتالیزور VPO که در واکنش اکسیداسیون n- بوتان به انیدرید مالئیک استفاده شده بود، اضافه گردید. پیرینی[۵۵] و همکارانش در این خصوص گزارشاتی بر این مبنا پایه گذاری کردند که، کاتالیزور VPO که حاوی ۱ درصد وزنی کروم است و به روش تلقیح آماده شده، باعث افزایش بازده ۵۰ درصدی بالاتر از VPO توده خواهد شد]۴۶[. در عین حال آن ها دریافتند که هیچ ارتباطی بین مساحت سطح و بار کروم وجود ندارد. پتانسیل کروم و کبالت در ارتقای عملکرد کاتالیزورهای VPO در ارتباط با مقوله هایی چون جنبش و تحرک، واکنش پذیری و ماهیت اکسیژن شبکه مورد مطالعه قرار گرفته است]۴۷[. فلز دیگری که به عنوان ارتقا دهنده ی خواص کاتالیزوریVPO در واکنش اکسیداسیون -nبوتان به انیدرید مالئیک استفاده شده، منگنز می باشد. بروتسکی و گرج[۵۶] در این باره گزارشاتی ارائه دادند که، کاتالیزور وانادیوم فسفات ارتقا یافته ی منگنز، در مقایسه با کاتالیزور های VPO ارتقا نیافته یا دیگر کاتالیزورهایVPO فلزی ارتقا یافته از گزینش پذیری انیدرید مالئیک بالایی برخوردار بوده است]۴۸[. در این خصوص تاکیتا[۵۷] و همکارانش به این مطلب پی بردند که، ترکیب و ادغام منگنز به شبکه ی (VO)2P2O7 برای تشکیل انیدرید مالئیک مفید و موثر است. به طور کلی می توان گفت، افزایش منگنز به ماتریس وانادیوم فسفات تنها یک تاثیر ارتقا گونه و تسهیل کننده کمی بر فعالیت کاتالیزوری برای اکسیداسیون n- بوتان به انیدرید مالئیک نشان داده است، که این امر به واسطه ی توزیع نامناسب گونه های اکسیژنی است که هم از فازهای V+4 و هم از فازهای V+5 ناشی شده است]۴۹[.علیرغم میزان بالای گونه های اکسیژنی پیوند یافته با V+4 انتقال یافته، تبدیل و تغییر n- بوتان به میزان قابل توجهی تحت تاثیر قرار نگرفته است. این سه نتیجه گیری اثبات می کند که فعالیت و انتخاب کاتالیزور به نوع گونه های اکسیژنی موجود در واکنش بستگی دارد. فلز بعدی که بررسی نقش آن در ارتقا دهندگی فعالیت کاتالیزور VPO، در واکنش اکسیداسیون n- بوتان به انیدرید مالئیک می پردازیم، بیسموت می باشد. ثابت شده است که برای رسیدن به پر مزیت ترین خواص عملکردی، باید در صد و نسبت کلی اتمی بیسموت به درصد وانادیوم در محدوده ی ۱: ۰۰۱/۰ به ۱: ۲/۰ و ترجیحا ۱: ۰۷/۰ به ۱: ۰۰۵/۰ باشد. مطالعات انجام گرفته به وسیله ی تفرق اشعه ی X (XRD) حکایت از آن داشته است که مواد ناخالص شده با بیسموت به طور قابل ملاحظه ای شامل (VO)2P2O7به همراه درصد کمی از BiPO4 می باشد. در پژوهش دیگری یک افزاینده ی بیسموت به صورت کلرید بیسموت به کاتالیزور VPO اضافه گردید، اما با وجود این کاتالیزور، تنها یک بازده ۳۷ درصدی به دست آمد. هابر[۵۸] و همکارانش تاثیر ماده ی افزایش دهنده ی بیسموت را که به کاتالیزور VPO اضافه شده است مورد مطالعه قرار دادند و یک تبدیل ۷۶ درصدی و گزینش پذیری ۶۸ درصدی را مشاهده کردند]۵۰[. تا همین جا به بررسی واکنش اکسیداسیون n- بوتان به انیدرید مالئیک توسط کاتالیزور VPO بسنده کرده، واکنش اکسایش استیرن به بنزآلدئید توسط Ag / VPO را مورد بحث قرار می دهیم. اکسایش استیرن برای تحقیقات آکادمیک و بهره برداری در صنعت بسیار مورد استفاده قرار گرفته است و متعاقبا علاقه رو به رشدی به سنتز مواد شیمیایی خالص از طریق این واکنش چند منظوره، همانند تبدیل اکسایشی استیرن به بنزآلدهید وجود دارد. آزمایش های انجام شده نشان دادند که جزء سازنده ی نقره به طور قابل توجهی فعالیت اکسایش استیرن به وسیله ی ترشیو بوتیل هیدرو پراکساید (TBHP)، را افزایش می دهد. کاتالیزور Ag / VPO هیچ گزینش پذیری اپوکسی دار شدن را نشان نمی دهد، اما گزینش پذیری خوبی را برای بنزآلدهید نشان می دهد. در تمام کاتالیز گرهای Ag /VPO، فازهای (VO)2P2O7،β-VOPO4 ، Ag(V2P2O7) و Ag2(VO)2 آشکار سازی شده اند. همچنین ثابت شده است که نسبت های مولی P /V نقش حیاتی در فعالیت و گزینش پذیری کاتالیزور ایفا می کند. تحقیقات نشان دادند که کاتالیزور VPO با پیش برنده ی نقره، می تواند فعالیت و گزینش پذیری بنزآلدهید را افزایش دهد. از فاکتورهای کلیدی حاکم می توان به نسبت حالت اکسایش V+5 / V+4 و افزودن نقره و طبیعت حلال اشاره کرد. در آزمایش های انجام شده، یک ماکزیمم تبدیل (۴/۹۸%) و گزینش پذیری (۲/۸۹%) برای یک سیستم Ag / VPO، با نسبت مولی P / V = 1))، در حلال استو نیتریل، توسط اکسندهی (TBHP)، با میزان ۱/۰ گرم از کاتالیزور و ۰۵/۰ میلی مول از نقره، پس از ۳ ساعت واکنش مشاهده شد]۵۱[. با توجه به کارایی و نقش مهم کاتالیزور VPO در صنعت، اخیرا تحقیقاتی مبنی بر نانو سایز کردن آن در حال شکل گرفتن است. ۲-۸- کاتالیزور های اکسید وانادیوم فسفر VPO)) حاوی کبالت تهیه VOHPO4-0.5H2Oکه بیشتر مواقع پیش کاتالیست کاتالیزور های اکسید وانادیوم فسفر نامیده می شود، از طریق واکنش V2O5 و حلال های آلی (اغلب الکل ها)، در دمای K °۳۷۳ در یک فلاسک که مجهز به همزن مکانیکی و مبرد رفلاکس می باشد، انجام می گیرد. نسبت اتمی مواد اولیه (P/V) با به کارگیری مقادیر مناسب از H3PO4 ۸۵% می تواند در محدوده ی ۸/۰ تا ۵/۳ تغییر نماید. اما هنگامی که این روش به کار می رود نسبت P/V که در پیش کاتالیست ظاهر می شود هیچ گاه بیشتر از نسبت ۱/۱ به ۱ نخواهد شد. بعد از کامل شدن واکنش، رسوب VOHPO4-0.5H2Oتوسط فیلتر جدا می شود و با مقدار اضافی حلال شسته شده و در هوا به مدت ۱ ساعت و سپس در آون خلاء در دمای K°۳۸۳ و به مدت ۱۲ ساعت خشک می شود. تشکیل کاتالیزور نهایی مستلزم حرارت دادن پیش کاتالیست در راکتور با سرعت ۵ کلوین بر دقیقه تا دمای K°۶۸۳ تحت جریانی از گاز حاوی (۵/۱%) –n بوتان، (۱۰%) اکسیژن و (۵/۸۸%) نیتروژن می باشد. کاتالیزور به دست آمده اکسید وانادیوم فسفر است. سپس کبالت را به عنوان پیش برنده (Promotor) به آن اضافه می کنیم.
- روش تلقیح (Impregnation):
در این روش، نمک استات کبالت یا استیل استونات کبالت را در ایزوبوتانول حل کرده و به پیش ماده ی تهیه شده می افزاییم. سپس سوسپانسیون به دست آمده تا K°۳۳۰ گرم شده و به طور همزمان برای حدود ۶-۵ ساعت هم زده می شود. به تدریج حلال تبخیر می شود و جامد مرطوبی به دست می آید که آن را در دمایK °۳۹۰ خشک می کنیم. رسوب به دست آمده، همان کاتالیزور مورد نظر Co /VPO می باشد.
در این روش از نمک استیل استونات کبالت استفاده می شود. نمک در مخلوطی از ایزوبوتانول و بنزیل الکل حل می شود. محلول حاصل را به پیش ماده ی از قبل تهیه شده اضافه کرده و به مدت ۲۴ ساعت تحت شرایط رفلاکس قرار می دهیم. دمای رفلاکس حدود K °۳۹۳ می باشد. رسوب به دست آمده صاف شده و سپس در دمای K °۳۹۰ خشک می شود. پائین ترین سطح تعیین کاراکتر شامل آنالیز پراش اشعه (XRD) X، آنالیز عنصری برای تعیین مقادیر عناصر فسفر و وانادیم موجود در کاتالیزور و آنالیز حالت اکسیداسیونی وانادیم توسط تیتراسیون اکسید و احیاء می باشد. الگوهای پراش اشعه X پیش کاتالیزور همی هیدرات و کاتالیزور نهایی هر دو پهن شدگی آنیزوتروپی خط طیفی مربوط به حضور ذرات مورفولوژی ورقه ای شکل را نشان می دهند. همان طوری که در شمای زیر نشان داده شده است این کاتالیزور ها حاوی ذرات با شکل ورقه ای می باشند و صفحه قاعده با سطح(۰۲۰) (VO)2P2O7 مطابقت می کند. این شکل اصلی می تواند کج شود و یا بپیچد همان طوری که در شکل (۲-۳) نشان داده شده است از یک نظر کریستال های با شکل و نوع صفحه ای مهم می باشند زیرا مکان های فعال بر روی آن ها قرار گرفته اند و این حقیقت می تواند تفاوت بین صفحه های جانبی و قاعده را مشخص نماید. اغلب در مقالات علمی وجود بی نظمی در ساختمان کریستالی کاتالیزور های VPO گزارش شده است. اما طبیعت و ماهیت بی نظمی هرگز به طور کامل شرح داده نشده است. در گذشته بوسکا[۵۹] و همکارانش[۵۲] فرض کرده اند که بد شکل و کج شدن صفحه کاتالیزور (VO)2P2O7 ناشی از کشش و فشاری است که ذرات V+4 به عنوان اسید لوئیس قوی بر صفحه مورد نظر وارد می کنند و آن را تغییر می دهند. این مسئله در شکل (۲-۳) به طور اختصار نمایش داده شده است. همچنین به عنوان فرضیه دوم ابنر و تامپسون[۶۰][۵۳] فرض کرده اند که وجود بی نظمی در ردیف وانادیل، سبب قابلیت تغییر در شکل و شدت خط طیفی مربوط به دیفراکسیون صفحه ی (۰۲۰) کاتالیزور (VO)2P2O7 می شود. اخیراً نگوین و اسلیت[۶۱] کریستال های کامل از (VO)2P2O7 را تهیه کرده اند و الگوی پراش اشعه ی X آن ها را با کاتالیست واقعی مقایسه نموده اند. پهن شدن پیک XRD در کاتالیزور واقعی، به گستردگی نقص ها، اندازه ی کریستال و نیروی کشش مربوط می شود. به طور کلی انواع نقص ها با غلظت V+5 در کاتالیزور های واقعی در ارتباط می باشد و بیشتر V+5 موجود در کاتالیزور VPO در توسعه ی نقص ها حضور دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به موجب طرح کالبدی ملی ایران (مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری، ۱۳۷۵)، به منظور ایجاد سلسلهمراتب و هماهنگی میان انواع طرحهای توسعه و عمران شهری، ناحیهای و منطقهای، تمام پهنهی کشور به ۱۰ منطقه و ۸۵ ناحیه تقسیم شده است که در تعیین و تعریف آنها از شاخصهای مربوط به تقسیمات کشوری و میزان تجانس و پیوستگی استانها و شهرستانها استفاده گردیده است. طبق این تقسیمات هر منطقه شامل یک یا چند استان همجوار و هر ناحیه شامل یک یا چند شهرستان همجوار است. در طرح کالبدی ملی ایران، منطقهی خراسان شامل استانهای خراسان است که با در نظر گرفتن شاخصهای مشابهت، مجاورت و مدیریت به ۹ ناحیه تقسیم شده است. عمدهترین ناحیه منطقه خراسان را ناحیه مشهد تشکیل میدهد که شامل چهار شهرستان مشهد، چناران، فریمان و کلات (بدون احتساب شهرستان جدید بینالود در سال ۱۳۸۶) است. مجموعه شهری مشهد نیز اساسیترین پهنه ناحیه مشهد و به طور کلی منطقه خراسان و حتی شرق کشور محسوب میشودکه از اهمیت بسیار زیادی در فرایند برنامه ریزی و توسعه استان و به طور کلی منطقه شرق کشور برخوردار است. در طرح کالبدی ملی ایران سعی شده است در چارچوب یک نظام هماهنگ، جایگاه و نقش شبکه شهری کشور تعریف و توجیه گردد. در این نظام پس از کلانشهر تهران، به عنوان مرکز ملی، شبکه شهرهای کشور در چهار سطح به شرح زیر معرفی گردیده است: - مرکز فرامنطقهای و ویژه - مرکز منطقهای سطح یک - مرکز فرعی با اولویت مهم - مرکز فرعی و شهر مهم در طبقهبندی شبکهی شهرها، شهر تهران همچنان مرکز سیاسی و نیز فرهنگی و اقتصادی کشور خواهد بود اما بهمنظورتعدیل رشد تهران، بهویژه کلانشهر تهران، توصیه شده است که شهرهای بزرگ فرامنطقهای هر چه سریعتر تقویت شوند. با توجه به تقسیمات طرح کالبدی، شهر مشهد (مرکز منطقهی شمال شرق، خراسان) بهعنوان مرکز (پایتخت) فرامنطقهای در نظر گرفته شده است. به طور کلی ۱۰ مرکز فرامنطقهای در کشور مشخص شده که نقش آنها، از یکسو، انگیختن توسعه در حوزه نفوذ خود و، از سوی دیگر، تمرکززدایی از تهران است. در طرح کالبدی ملی، که نظام شبکهی شهری کشور در چهار سطح تعریف شده، جایگاه شهر مشهد در نظام فضایی کشور به عنوان مرکز منطقهی شمال شرق کشور (خراسان) با عملکردهای فرامنطقهای و ویژه مدنظر قرار گرفته است. پس از آن ساماندهی فضایی استان به عهده یک مرکز منطقهای سطح یک (بیرجند) چهار مرکز فرعی با اولویت (سرخس، بجنورد، سبزوار و تربتحیدریه) و چهار مرکز فرعی و شهر مهم (تربتجام، قوچان، نیشابور و طبس) واگذار گردیده است (وزارت مسکن و شهرسازی، طرح کالبدی ملی، ۱۳۷۵). ۳-۲-۱۱-۸- طرح کالبدی منطقهی شمال شرق (خراسان) به منظور عملیاتی کردن طرح کالبدی ملی، تهیه طرحهای کالبدی منطقهای از سال ۱۳۷۹ در دستور کار قرار گرفت. تهیه طرح کالبدی منطقه شمال شرق که شامل سه استان (خراسان رضوی، شمالی و جنوبی) و ۸ ناحیه (مشهد، سرخس، تربتحیدریه، نیشابور، بجنورد، قوچان، تربتجام و بیرجند) می شود، نیز، از سال ۱۳۸۶ آغاز شده است. از دیدگاه عوامل اقتصادی، اجتماعی و اداری، ناحیهی مشهد مهمترین نواحی منطقه محسوب می شود و از اهمیت زیادی در فرایند برنامهریزی و مدیریت توسعه و عمران برخوردار است. دلایل اهمیت ناحیه و مجموعه شهری مشهد را میتوان در این دانست که مرکز ناحیه یعنی شهر مشهد، به دلیل سوابق تاریخی و وجود مرقد امام رضا (ع)، بزرگترین شهر مذهبی کشور و از نظر جمعیت، پس از تهران، دومین کلانشهر کشور و از نظر موقعیت استقرار، نیز، دارای روابط وسیع برونمرزی است. مجموعه این عوامل باعث پیدایش کارکردهای ویژهای برای مشهد و ناحیه شده که از اهمیت بالا در مقیاس منطقهای، ملی و حتی بینالمللی برخوردار است.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
شاکله اصلی طرح کالبدی منطقه شمال شرق بر تقویت برابری در سطح سه استان، از طریق تمرکززدایی از کلانشهر مشهد و تقویت شهرهای همکار در تعامل با کلانشهر مشهد، پایهریزی شده است (طرح مجموعه شهری مشهد، ۱۳۹۰: ۹ و ۱۰). ۳-۲-۱۱-۹- سند ملی توسعه استان سند ملی توسعه استان خراسان رضوی (مصوب هیأت وزیران، ۱۳۸۷)، به دلیل تعیین قابلیتها، محدودیتها، امکانات و مسائل اساسی توسعه استان، می تواند به عنوان اساس برنامه ریزی استان مطرح و مورد استفاده قرار گیرد.
- وجود مرقد مطهر حضرت رضا(ع) به عنوان زیارتگاه مسلمانان جهان - استقرار استان در مسیر کریدورهای بین المللی شمالی- جنوبی و شرقی- غربی و همچنین شبکه های حملونقل جادهای، ریلی و هوایی - موقعیت ممتاز جغرافیایی به عنوان دروازه مبادلات بازرگانی کشور با آسیای مرکزی و نزدیکی به ذخایر نفت و گاز آسیای مرکزی و نقش مهم ژئوپولیتیکی استان در زمینه تعاملات بین المللی - تنوع اقلیمی، وجود دیمزارهای مستعد و برخورداری از طیف گستردهای از محصولات گرمسیری و سردسیری، گیاهان دارویی و فرآورده های دامی - وجود معادن غنی نظیر سنگآهن، بوکسیت، منیزیت، مس، کرومیت و ذخایر گاز طبیعی - برخورداری از زمینه های مناسب توسعه صنعتی بهویژه در صنایع غذایی، نساجی، قطعهسازی، خودروسازی، پتروشیمی و صنایع معدنی - وجود کلانشهر مشهد مقدس به عنوان یک مرکز مهم ارائه خدمات برتر در سطح ملی وفراملی - برخورداری از شبکه های زیربنایی و خدماتی مناسب به منظور جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی.
- محدودیت منابع آب و کاهش شدید ذخایر و پتانسیلهای آبهای زیرزمینی استان و نیز محدودیت تأمین و انتقال آب به منظور توسعه کانونهای مهم شهری(مشهد، سبزوار، نیشابورو…) - وجود گسلهای فراوان و فراوانی زلزلههای مخرب و متناوب - عدم تجهیز شبکه های زیربنایی استان متناسب با قابلیت های آن.
- عدم تعادل در توسعه یکپارچه و موزون استان - تمرکز فعالیتها و خدمات در شهر مشهد و تشدید تأثیرات جانبی آن بر مهاجرت و حاشیهنشینی و آلودگیهای زیستمحیطی و ایجاد ناهنجاریهای اجتماعی - فقر مفرط در برخی از مناطق استان ووجود ناهنجاریهای اجتماعی(قاچاق مواد مخدر و کالا) و امنیتی و بهداشتی و وجود مهاجران و پناهندگان ناشی ازترددهای غیر قانونی در مناطق مرزی - پایین بودن سهم استان در صنایع مادر، تخصصی و پیشرفته و ناکافی بودن صنایع تبدیلی و تکمیلی و نگهداری کشاورزی (طرح مجموعه شهری مشهد، ۱۳۹۰: ۱۶). ۳-۲-۱۱-۱۰- مطالعات طرح آمایش سرزمین استان خراسانرضوی (۱۳۸۹ و ۱۳۸۵) مطالعات آمایش استان خراسانرضوی در دو مرحله که سالهای ۱۳۸۹ و ۱۳۹۲ پایان مطالعات این طرح بوده است که توسط جهاد دانشگاهی فردوسی مشهد انجام شده است. در مرحله اول این طرح آمده است: به منظور تعادلبخشی به سازمان فضایی لازم است راهبردها و استراتژی های مبتنی بر چشمانداز و ظرفیتهای محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان تدوین شود که این راهبردها و پیشنهادها در دو دسته کلی تقسیم شده است که سطح منطقهای و فرامنطقهای بیشتر به صورت استراتژی توسعهای است و سطح دیگر بیشتر تداوم اجرایی همان سیاستهای سطح قبلی خود بوده است که راهبردهای منطقه ای و فرامنطقهای شامل توسعه شبکه حمل و نقل، توسعه گردشگری، تقویت مراکز رشد و توسعه ناحیهای، تمرکززدایی از کلانشهر مشهد، طراحی و ارائه الگوی نظام اداری آمایشی و… مطرح شده است و در جهت تقویت کارکردهای اصلی موجود و پیشنهادی امکاناتی از جمله بیمارستان ناحیهای و تخصصی، مناطق ویژه اقتصادی، مسیر ارتباطی و پیوند مراکز ناحیهها و شبکه های ارتباطی اصلی استان، شهرکها و خوشههای صنعتی، ارتقای جایگاه اداری مراکز ناحیهها، خدمات ارتباطی و زیرساختهای مخابراتی و… پیش بینی شده است. در ارتباط با توسعه تعاملات در سطح ملی و بین المللی لازم است شبکه زیربنایی استان به شاهراههای ارتباطی در آسیای میانه متصل گردد. توزیع متناسب خوشه ها و محورهای صنعتی علاوه بر توزیع متعادل جمعیت باعث کاهش خسارتهای زیستمحیطی می شود. با توجه به وجود معادن و نیاز استان به تقویت بخش صنعت و کمبود منابع آبی و محدودیتهای بخش کشاورزی لازم است تا از بخش صنعت به عنوان یک بخش پیشرو در توسعه استان حمایت شود. وجود جاذبههای متنوع گردشگری و به ویژه زیارتی در سطح استان زمینه مناسبی را برای توجه به صنعت گردشگری و درآمدهای ناشی از آن فراهم نموده است. مجموعه حرم مطهر امام رضا (ع)، ویژگی منحصربه فرد این مجموعه در جذب گردشگران مذهبی، پایداری ورود سالانهی آنها را به استان تضمین کرده است که این ظرفیت جهت ارتقا و توسعه نیاز به برنامه ریزی و تقویت دیگر جاذبههای فرهنگی و طبیعی استان دارد (رهنما و آقاجانی، ۱۳۹۰: ۱۰۶- ۱۰۲). در این طرح، در راستای اهداف آمایش سرزمین و به منظور تقسیم فضا به نواحی آمایشی ابتدا مراکز نواحی آمایشی بر اساس موقعیت جغرافیایی، محیط طبیعی، جایگاه اداری- سیاسی، ویژگیهای اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی شناسایی و تعیین گردید که استان خراسانرضوی به ۷ ناحیه آمایشی شامل ناحیه مشهد، ناحیه مرکزی و جنوب، ناحیه سبزوار، ناحیه نیشابور، ناحیه قوچان و درگز، ناحیه تربت جام و تایباد و ناحیه سرخس تقسیم گردید. نقشه ۳-۴ پهنهبندی پیشنهادی مناطق برنامه ریزی استان (منبع: طرح آمایش استان خراسانرضوی، ۱۳۹۰) فصل چهارم: یافتههای تحقیق در این فصل، بخش یافتههای کتابخانهای، در قالب یافتههای نظری تحقیق و یافتههای مربوط به وضعیت شبکهشهری خراسان رضوی قبل و بعد از تقسیمات، با بهره گرفتن از شاخص های نخست شهری، آنتروپی، تمرکز و عدم تمرکز، رتبه- اندازه و تحلیل عاملی ارائه شده است و در بخش یافتههای میدانی، ضمن توصیف شرایط کلی پاسخگویان مانند سن، جنس، تحصیلات، شغل، رشته، به بررسی عوامل مؤثر بر عدم تعادل فضایی شبکهشهری در قالب تحلیل عاملی تأییدی به وسیله نرم افزار لیزرل پرداخته می شود. ۴-۱- یافتههای کتابخانهای ۴-۱-۱- بخش تئوری پژوهش طبق راهبرد اول نظریه هیلهورست که مربوط به راهبرد انسجام متمرکز است، هدف تقویت خود مرکز در مرحله اولیه توسعه خواهد بود که استان خراسانرضوی به واسطه توسعه مشهد از این مرحله گذر کرده است و از آنجا که راهبرد دوم برای مناطقی مناسب است که از رشد لجام گسیخته و تمرکز جمعیت و فعالیت در مرکز منطقه رنج میبرند و شرایط استان خراسانرضوی به این راهبرد نزدیک است، راهبرد انسجام پراکنده برای این استان توصیه می شود. راهکارهای ارائه شده توسط هیلهورست در این مرحله، تقویت مراکز درجه سه در اطراف مرکز منطقه، توسعه مراکز واقع در مسیر خطوط ارتباطی اصلی و توسعه مراکز درجه ۲ در اطراف منطقه است. بر اساس اطلاعات مربوط به استان خراسانرضوی (فصل سوم) و نقشههای تهیه شده: - از ویژگیهای شبکهشهری استان، عدم تناسب توزیع جمعیت با تعداد شهرها میباشد، به طوری که کمترین تعداد جمعیت شهری استان در بیشترین تعداد نقاط شهری قرار دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در جابه جایی موضوع تمایلات غریزی از یک موضوع پرخطر به موضوع کم خطرتری منتقل می شود. البته می توان گفت که جا به جایی به منظور کاهش فشار درونی که در نتیجه ناکامی و عدم ارضاء تمایلات پیدا شده به کار می رود. بطور مثال: کودکی که از طرف برادر بزرگترش آزاری می بیند ممکن است به خواهر کوچکترش آزار برساند. مکانیسم بازگشت[۱۸] بازگشت مانند روش های دفاعی دیگر برای حفاظت فرد در مقابل اضطراب است. فرد برای مقابله با اضطراب دست به رفتارهایی می زند که به سنین پایین تر تکامل روانی جنسی مربوط می شود. این رفتارها غالبا کودکانه و نامناسب با شرایط است. در افراد بزرگ سال عصبانیتهای کودکانه، فریاد زدن، گریه کردن، قهر کردن و شکستن اشیاء به هنگام خشم را می توان از این گونه رفتارهای بازگشتی دانست.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
مکانیسم واکنش سازی واکنش سازی عبارت است از ارضاء و تظاهر یک تمایل از طریق معکوس جلوه دادن آن در این روش دفاعی اول تمایل ناپسند سرکوب می شود و بعد تمایل کاملاً ضد آن ظاهر می گردد. برای مثال فردی که با دیگران شدیداً پرخاشگر است و یا از دیگران به شدت تنفر دارد. ممکن است از طریق مکانیسم دفاعی واکنش سازی این احساس خود را سرکوب کند و بصورت فردی خیلی مهربان و با ادب و انسان دوست در آید. مکانیسم تصعید[۱۹] فروید آن دفاع خود را که باعث می شود یک تمایلات ناپسند بشکل اجتماع پسندانه تظاهر کند تصعید می نامد برای مثال یک فرد ممکن است تمایل به پرخاشگری و آسیب رساندن به دیگران را از طریق شرکت در فعالیت های ورزشی مانند: بوکس، جراحی یا پیشه قصابی ارضا نماید. مکانیسم عذر تراشی (دلیل تراشی)[۲۰] در مکانیسم عذرتراشی یا منطق تراشی شخص با بهره گرفتن از منطق نمایی رفتار خود از واقعیت دور می شود. او از این طریق بخود می قبولاند که رفتار منطقی دارد. برای مثال: دانش آموز در امتحان شرکت نمی کند و می گوید: چه فایده ای دارد من که شانس موفقیت ندارم؛ و یا ضرب المثل دست گربه به گوشت نمی رسد می گوید بو می دهد، نمونه هایی از عذر تراشی هستند. (شاملو، ۱۳۷۷). مکانیسم همانند سازی[۲۱] این مکانیسم هم بعنوان یکی از فرآیندهای رشد شخصیت و هم بعنوان یک نوع مکانیسم دفاعی مورد استفاده قرار می گیرد. در همانند سازی فرد برای رشد شخصیت خصوصیات مطلوب شخصی دیگر را با بهره گرفتن از مکانیسم درون فکنی جزء شخصیت خویش می کند. برای مثال: دختری که خود را از همکلاسیش کمتر مورد توجه می بیند سعی می کند همان خصوصیاتی را بروز دهد که همکلاسیش دارد به این امید که محبوب واقع شود. مکانیسم جبران[۲۲] این مکانیسم کوششی است برای سرپوش گذاشتن برنقاط ضعف و عدم کفایت خویشتن که مبنی براحساس حقارت و بی کفایتی است. نمونه های بارز این مکانیسم عمل دختر زشتی است که سعی می کند با صفات پسندیده به رخ کشیدن مکرر آنها در رفتارش نقص ظاهری خود را از نظرها پنهان دارد. مکانیسم انکار[۲۳] این مکانیسم عبارت است از رد و عدم پذیرش ناآگاهانه جنبه هایی از واقعیت که نمی توانند آگاهانه مورد قبول واقع شوند. در این مکانیسم شخص از پذیرش رویدادهای معین(مانند: مرگ فرد مورد علاقه) یا مواجه شدن با موقعیتی غیر قابل تحمل امتناع می ورزد. انکار واقعیت در موارد افراطی ممکن است پیش درآمد ظهور رفتار سایکوتیک باشد معمولی ترین شکل انکار که اکثر ما در اغلب موارد به آن متوسل می شویم خیالبافی و بازی است. (اکبری، ۱۳۸۳) ۲-۱-۹ جمع بندی مسئله سلامت روان یکی از مسائلی است که زمان پیدایش بشریت وجود داشته و همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته است این مسئله با ظهور جوامع بشری بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. با نگاهی به گذشته خواهیم دید که دانشمندان و صاحب نظران بسیاری در زمینه سلامت روان فعالیت هایی داشته اند و در این زمینه دیدگاه ها و نظرات مختلفی در ارتباط با این مسائل مربوط به سلامت روان ارائه داده اند، و این روند همچنان از زمان بقراط و ارسطو تا به امروز ادامه پیدا کرده است به نوحی که امروزه در نتیجه سعی و تلاش پیشینیان تلاش های ارزنده ای چه در عرصه نظری و در چه در عرصه عملی از سوی صاحبنظران و دانشمندان، به خصوص دانشمندان روانشناس و روانپزشک صورت گرفته است. موضوع سلامت روان در دوران معاصر به قدری اهمیت پیدا کرده است که پزشکان، روانپزشکان، روانکاوان و حتی مکاتبی همچون: زیست گرایی، رفتار گرایی، انسان گرایی و … با ارائه تعریف هایی مختلف از سلامت روان به بیان دیدگاه ها و نظرات خود در زمینه سلامت روان پرداخته اند. همه ی این تلاش ها و کوشش هایی که در طول چندین بهبود وضعیت روانی و پیشرفت و تعالی بشریت بوده است. سعی محقق نیز از ارائه تمام مطالب تحت عنوان«پیشینه نظری تحقیق» این بوده است که تنها بتواند گوشه ای از تلاش ها و زحمات بی دریغ پیشینیان را که در زمینه بهبود وضعیت سلامت روان در سطح جوامع بشری متقبل شده اند را بیان کنند تا خوانندگان عزیز با مطالعه این قسمت بیشتر با مسائل نظری سلامت روان آشنا گردند و شاهد اهمیت روز افزون این مسئله در نزد مکاتب مختلف باشند. ۲-۲ پیشینه عملی تحقیق ۲-۲-۱ همه گیر شناسی در ایران اگر به مطالعات انجام شده در زمینه همه گیر شناسی در ایران مروری داشته باشیم خواهیم دید که این مطالعات انجام شده بسیار محدود و اندک است. اولین بررسی که در ایران انجام شد در سه روستای قاسم آباد، زنگی آباد و کناره از توابع شهرستان شیراز در استان فارس توسط باش و همکاران (۱۳۴۲) بوده است که از جمعیت کلی ۳۹۸۴ نفر ۵۰۵ نفر به عنوان نمونه تصادفی انتخاب شده است. از افراد نمونه مورد بررسی در این پژوهش ۸ نفر به علت نابینا بودن از کل نمونه حذف شده و پژوهش بر روی ۴۹۷ نفر افراد ۵ سال به بالا انجام شد .نتایج به این صورت بود که ۵۹ نفر ۹/۱۱% از جمعیت مورد بررسی دچار نوع بیماری بودند . باش در سال (۱۳۴۳) ۴۸۲ نفر از اهالی ۵ روستای خوزستان را در دو گروه ۵ سال و بالاتر مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که ۷۲ نفر بیمار روانی بوده و میزان آن در جمعیت نمونه ۲/۱۴ درصد برآورده شده است. توسط همین محقق در سال ۱۳۴۷ پژوهشی بر روی نمونه جمعیت شهری ۱۵ سال و بالاتر شیراز صورت گرفته است. که در این بررسی ۶۲۲ نفر مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج نشان داد ۱۱۶ نفر با میزان شیوع ۶۴/۱۸ نفر در جمعیت نمونه به عنوان بیمار شناخته شدند. در سال ۱۳۵۰ داویدیان و همکاران در بررسی همه گیر شناسی خود ۴۸۸ نفر جمعیت ۱۵ سال و بالاتر را در منطقه رودسر در استان مازندران مورد مطالعه قرار دادند. داده ها در این بررسی نشان داد که ۲/۴۳ درصد علائمی از اختلال های روانی داشته ۱۷ درصد آنها نیاز جدی به درمان سرپایی یا بستری داشته اند و همچنین نشان داد که شایعترین اختلال افسردگی بوده است. در بررسی یک ساله سطح ادغام بهداشت روانی در مراقبتهای بهداشتی اولیه در جمعیت ۲۸۹۰۳ نفری میزان شیوع اختلال های روانی شدید، عقب ماندگی ذهنی، صرع که توسط بهورزان آموزش دیده به دست آمده است ۵۸/۸ در هزار گزارش گردیده است. در صورتی که نتیجه بررسی تیم تحقیق بر روی افراد ۱۵ ساله در سه روستای چمیزین، چلوان و ایرانچه با جمعیت ۲۰۸۲ نفر میزان شیوع این اختلالات ۴۵/۱۳ در هزار گزارش شده است. در سال ۱۳۷۳، باقری ۴۰۰ نفر از افراد ۱۵ سال و بالاتر از روستاهای میبد یزد را مورد بررسی قرار داده است که نتایج این بررسی ۵/۱۲ درصد اختلال را در جمعیت نمونه نشان داده است که شایعترین اختلال در این بررسی اختلال خلقی با ۷۵/۵ درصد و پس از آن اختلالهای اضطرابی با ۵/۵ درصد مشخص شده است. این میزان در طبقه سنی ۴۴-۲۵ سال افراد بی سواد، متاهلین، مردان بیکار و خانواده های پرجمعیت بیش از سایر گروه ها بوده است. بر اساس نتایج این بررسی از میان اختلالهای خلقی، افسرده خوبی ۲۵/۵ درصد و از میان اختلالهای اضطرابی، اختلال اضطراب منتشر ۷۵/۴ درصد شایعترین بوده اند. سایر اختلالهای مشخص شده در این پژوهش اختلالهای شبه جسمی و عضوی مغز هر کدام ۵/۰ درصد و اسکیزوفرنیا ۲۵/۰ درصد بوده است. در تحقیقی دیگر در سال ۱۳۷۲ که توسط جواد بهادرخان در جمعیت روستایی گناباد انجام شده در این تحقیق جامعه آماری جمعیت ۲۶۰۰۰ نفری روستایی بود که ۴۶۵ نفر به صورت خوشه ای با بهره گرفتن از پرونده خانوادر آنان در خانه های بهداشت به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. نتایج بدست آمده نشان داد که میزان شیوع اختلالهای روانی در جامعه مذکور ۶/۱۶ درصد می باشد. و بیشترین نوع اختلالها به ترتیب اختلالهای خلقی با ۵۳/۱۰ درصد می باشد و سپس اختلالهای اضطرابی با ۸۷/۳ درصد بوده است. اختلالهای خلقی عضوی با ۰۸/۱ درصد اسکیزوفرنیا با ۶۵/۰ درصد اختلال های تبدیلی با ۴۳/۰ درصد سایر اختلال های مشاهده شده در این بررسی بودند. اما بین سواد و سن وتأهل و شغل از نظر آماری با میزن شیوع بیماری رابطه معنی داری بدست نیامد. (فخریان و همکاران، ۱۳۷۵). ۲-۲-۲ بررسی همه گیر شناسی در جهان بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت ۴۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان دچار مشکلات روانی نورولوژیک یا رفتاری هستند از هر ۴ نفر که جهت دریافت خدمات بهداشتی و سلامتی مراجعه می کنند یک نفر حداقل یک مشکل نورولوژیک یا رفتاری دارد. اما اکثر این اختلالات تشخیص داده نمی شوند. این درحالی است که در صورت درمان مناسب اکثر این بیماران بهبود می یابند و بطوری که قادر به زندگی معمولی در جامعه می شوند. در ایالات متحده امریکا ۴ میلیون نفر از بالغین ۱۸-۶۴ ساله ۲۲ درصد جمعیت یک اختلال روانی داشته اند. در استرالیا از هر ۵ نفر یک نفر دچار اختلال روانی است که بدبختانه تنها نیمی از این افراد درمان می شوند و ۶ درصد آنها خودکشی می کنند. براساس آمار سازمان جهانی بهداشت، آمار جهانی خودکشی در سال به ۰۰۰/۸۷۳ نفر رسیده است. بار مالی ناشی از کارافتادگی در بیماری روانی تا حدی است که این اختلالات روانی باعث ناتوانی نیروی کار می شود خطر خودکشی را بالا می برد بلکه از طرف دیگر اختلالات روانی بر میزان بیماریهای جسمانی مزمن مثل سرطان ،بیماریهای قلبی و عروقی ،دیابت و ایدز تأثیر می گذارند و از آنها تأثیر می پذیرند و عدم توجه به اختلالات روانی پیش آگهی این بیماریها را هم ضعیف می کند. مطالعه مانهاتان در سال ۱۹۵۴ گروهی تحت سرپرستی توماس رنی و لئواسرول یک مطالعه زمینه یابی را بر روی ۱۶۶۰ بزرگسال در یک منطقه بخصوص شهرنیویورک انجام دادند. هدف مطالعه تعیین اثرات عوامل مردم شناختی، اجتماعی و فردی بر روی سلامت بیماران روانی بود. اختلالات روانی بصورت زیر طبقه بندی شد: وجود ندارد، خفیف، متوسط، بارز. نتیجه حاکی از آن بود که ۸۱/۰ افراد ۲۰ تا ۵۹ ساله واجد علائمی بودند که سبب ناتوانی خفیف تا متوسط می شد. ۴/۲۳ درصد افراد این گروه سنی دچار اختلالات شدید بودند. وضعیت اجتماعی و اقتصادی مهمترین متغیر مؤثر بر بیماری روانی بود. و افراد متعلق به گروه های اقتصادی، اجتماعی پایین ۶ بار بیشتر از گروه های سطوح بالا دچار علائم شدند. مطالعهه نیوهاون براساس این مطالعه که در سال ۱۹۵۰ بوسیله دوبلمونت هالینگشید و فردریک کارل ردلیچ انجام شد، نوروز در بین گروه های اجتماعی اقتصادی بالاتر شیوع بیشتری داشت و سایکوز در یبن گروه های اجتماعی اقتصادی پایین شیوع بیشتری داشت. براساس این مطالعه ۱/۱۵ درصد جمعیت افراد بالای ۲۶ سال شواهدی از اختلال روانی نشان می دادند و در ۷/۲ درصد دیگر افراد احتمال اختلال روانی وجود داشت. مطالعه استرینگ براساس این مطالعه که در سال ۱۹۵۲ بوسیله الکساندر اچ لیتون در استان استرینگ اسکاتلند انجام شد ۵۶ درصد افراد مصاحبه شده نوعی اختلال روانی را تجربه کرده بودند . ۲۴ درصد اختلال قابل توجهی داشتند و ۲۰ درصد نیازمند مراقبت روانپزشکی بودند و اختلال روانی با بالا رفتن سن و افزایش فقر زیاد می شد. در یک مطالعه در سال ۱۹۷۷ دارل رگیر[۲۴] و همکارانش در بخش پیومتری و همه گیر شناسی مؤسسه ملی بهداشت روانی (NIMH) تلاش کردند درصد جمعیت مبتلا به اختلال روانی را شناسایی کنند. برآوردها حاکی از آن بود که ۱۵ درصد جمعیت ایالات متحده طی یک سال، دچار اختلال روانی شده بودند و فقط یک پنجم این افراد تحت درمان متخصصین بهداشت روانی قرار گرفته بودند. سه پنجم این افراد را روانپزشکان مسئول مراقبتهای اولیه درمان کرده بودند. (کاپلان، ۱۹۸۸) زمینه یابی همه گیر شناختی در ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۸۰ نشان داده که ۳۲ درصد از بالغین آمریکایی تجربه یک بیماری روانی بر طبق معیارهای (DSM III) را داشته اند و ۲۰ درصد زمان انجام این تحقیق دچار یک بیماری روانی بودند. در یک مصاحبه که در سال ۱۹۸۴ در پورتوریکو انجام شده و از مصاحبه ساختار یافته تشخیصی (DIS) استفاده می کرد نتایجی مشابه مطالعه قبلی بدست آمد. در این مطالعه شیوع بیماریهای روانی جز اختلال جنسی اجتماعی، در طول حیات ۲۸ درصد و شیوع ۶ ماهه ۱۶ درصد بود. در یک مطالعه در ادمونتون کانادا که از مصاحبه ساختار یافته تشخیصی و پرسشنامه سلامت عمومی در یک گروه ۳۲۵۸ نفری از افراد بالغ که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند استفاده شد نتایج ذیل بدست آمد. شیوع در طول حیات در مورد یک یا تعداد بیشتر بیماری روانی جز اعتیاد دارویی ۸/۳۳ درصد بدست آمد. شیوع ۶ ماهه برای تمام بیماریهای روانی ۱/۱۷ درصد بود. در مطالعه ای که در هلند در سال ۱۹۹۶ بر روی گروه ۷۰۷۶ نفری در سن ۶۴-۱۸ سال انجام شد تشخیص گردید که ۲/۴۱ درصد جمعیت زیر ۶۵ سال حداقل یک اختلال روانی منطبق با معیارهای (DSM III-R) در طول حیات خویش داشتند. ۳/۲۳ درصد حداقل یک اختلال را در طول سال گذشته تجربه کرده بودند. (مقربی و همکاران،۱۳۸۳). در بررسی هایی که توسط همین پژوهشگران در کلمبیا ۱۹۷۴ سودان ۱۹۷۵ هند ۱۹۷۶ انجام شد. شیوع کلی بیماری روانی را به ترتیب ۸/۱۰ درصد ۶/۱۰ درصد ۳/۱۶ درصد و ۷/۱۷ درصد گزارش کردند. در مطالعه و ارکوئر و همکاران در اسپانیا(سال ۱۹۸۴) با بهره گرفتن از GHQ و PSE در مصاحبه روانپزشکی، شیوع کلی بیماران روانی را ۷/۱۴ درصد اعلام کردند . در مطالعه ای در استرالیا اندرسون و همکاران در سال ۱۹۷۹ با بهره گرفتن از GHQ شیوع کلی بیماری ۱۹ درصد گزارش نمودند. در مطالعه ای که در ناحیه بالتیمور توسط و نکروف و همکاران ۱۹۸۷ انجام شد و از شیوه دو مرحله ای که شامل پرسشنامه سلامت کلی GHQ جهت غربالگری افراد مورد مطالعه و فرم مصاحبه تشخیصی براساس ملاک های طبقه بندی DSMIII جهت تشخیص نهایی استفاده نمودند. نتایج میزان شیوع اختلالهای روانی را ۲۵ درصد نشان داد که از این میزان افسردگی اساسی ۵ درصد افسرده خویی ۷/۳ و ۵/۸ درصد نیز دچار انواع اختلالات اضطرابی و سایر افسردگی ها بودند (فخریان و همکاران، ۱۳۷۵). آنچه ذکر شد بخوبی اهمیت مطالعات همه گیر شناسی اختلالات روانی را معلوم می کند زیرا با کمک این مطالعات علاوه بر میزان شیوع می توان همراهی اختلالات ذهنی با یکدیگر عوامل خطرزا و ناتوانیها حاصل از این اختلالات را شناسایی کرده و زمینه یابی صحیح برای تصمیم گیری را در امر بهداشت روانی فراهم می کند. ۲-۳- تحقیقات انجام شده با موضوع فوق
-
- در تحقیقی که در سال ۸۶ با موضوع ((بررسی رابطه جو سازمانی با سلامت روانی کارکنان بیمارستانهای دولتی شهرستان ایلام)) انجام شد یافتهها نشان داد که بین جو سازمانی و سلامت روانی کارکنان در سطح (۰۵/۰=α) رابطه معنیدار آماری وجود دارد ( ۰۳/۰p<). ازمیان ابعاد نه گانه سلامت روان، پنج بعد آن شامل اختلال وسواس– اجبار (۰۴/۰>p )، افسردگی (۰۴/۰>p )، اضطراب (۰۱/۰>p )، ترس مرضی (۰۱/۰> p ) و روان پریشی (۰۱/۰>p ) با جو سازمانی ارتباط معنیداری نشان داد. همچنین بین میزان درآمد با جو سازمانی همبستگی مثبت معنیدار وجود داشت.که در نتیجه گیری نهایی: به دلیل ماهیت خاص بیمارستانها و کار کردن در آن ها که لازمه اش سلامت جسمی و روانی کارکنان است و با توجه به ارتباط معناداری که بین متغیرهای پژوهش به دست آمد، بهتر است سیاستگزاری ها برای انتصاب مدیرا ن با مهارت لازم در تشخیص، کنترل و تغییر جو ادراکی اعضای سازمان صورت پذیرد تا با تدابیری اندیشمندانه سلامت سازمان و بالطبع سلامت روان کارکنان و در نهایت سلامت جامعه ارتقاء یابد.(فولاد وند ،۱۳۸۶)
-
- در تحقیقی که در سال ۱۳۹۰ با موضوع ((بررسی میزان نشاط کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان و ارائه یک مدل مطلوب))صورت گرفت یافته های پژوهش نشان داده است که میانگین نشاط در کارکنان آموزش و پرورش۹۳/۷۳ بوده که در حد متوسط می باشد و خی دو مشاهده شده در خصوص فراوانی های مشاهده شده معنا دار نمی باشد هم چنین بین نشاط کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان چهارمحال و بختیاری بر حسب جنسیت، مدرک تحصیلی، سابقه کار، حوزه کاری و سن تفاوت معنا داری مشاهده نشده است .( شلمزاری،شریفی، سیادت ،۱۳۹۰)
-
- پژوهشی که با هدف تبیین رابطه مدیریتی مشارکتی با تعهد سازمانی و سلامت روان معلمان در سال تحصیلی ۹۰-۸۹ که جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی و توصیفی استفاده شده است که در سطح آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شده که پس از تجزیه و تحلیل داده ها نتایج نشان داد که بین مدیریت مشارکتی با تعهد سازمانی و سلامت روان رابطه معناداری وجود دارد.همچنین از بین ابعاد مدیریت مشارکتی (تصمیم گیری ، ارتباطات ، رهبری ، ساختار و کنترل ) ، تنها مولفه تصمیم گیری معنادار بوده و پیش بینی کننده تعهد سازمانی و سلامت روان می باشد . (شهامت، امیریان زاده، فخاریان،۱۳۹۰)
فصل سوم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در عهدجدید دو نگرش تفسیری متفاوت درباره نقش شریعت و فضایل اخلاقی در رسیدن به نجات، در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. در رساله یعقوب بر نجات از راه ایمان و شریعت تاکید شده است، وی معتقد است که مسیحیت واقعی تنها با حرف زدن حفظ نمی شود، بلکه باید در رفتار نشان داده شود: «چه سود دارد اگر کسی گوید، ایمان دارم، وقتی که عمل ندارد؟آیا ایمان میتواند او را نجات بخشد؟… ایمان اگر اعمال ندارد، در خود مرده است… انسان از اعمال عادل شمرده میشود، نه از ایمان تنها. » (یعقوب، ۲: ۱۴-۲۴). در نقطه مقابل این دیدگاه، دیدگاه پولس قرار دارد. پولس درمسیحیت، ایمان به مسیح راجایگزین عمل به شریعت کرد. شریعتی بودن یعنی بااجرای برخی ازقوانین شریعت می توان رضایت خداراجلب نموده واجراخروی دریافت نمود. پولس علیه شریعتی بودن مبارزه کرد زیرادرتفکراو این اندیشه مذهب رابه تجارت ودادوستد تبدیل می کند. فریسیان باداشتن چنین اعتقاد، به افراد خودپسند وریاکارتبدیل شده بودندوخودرابالاترازمردم می دانستند زیراشریعت رابهترازدیگران اجرا می کردند. پولس به جای امید نجات ازراه شریعتی بودن، نجات ازطریق ایمان به فیض ولطف الهی رامعرفی کرد (هوردن، ۱۳۶۸: ۱۰-۱۱). ازنظرپولس ایمان واقعی عبارت است ازتسلیم شدن، تسلیمی که براثرآن، انسان به طرزخاصی عمل می نماید نه اینکه فقط قبول کنیم که خدایی هست ویامطالبی درمورد مسیح بپذیریم بلکه به این معنا که خود رابه خداتسلیم نماییم وفرزنداوشویم وهمان فکرراداشته باشیم که درمسیح بود (فیلیپیان۲: ۵) (همان: ۱۳). وی تأکید می کند که حتی خود این ایمان نیز عطیه خداست: «ایمان از شما نیست بلکه بخشش خداست» (افسسیان، ۲: ۸-۹). نکته قابل توجه اینکه: افکار و اعتقادات پولس درباره حضرت عیسی و شریعت حضرت موسی (ع) و نجات مسیحی، که امروزه حاکم بر جهان مسیحیت است، برگرفته از آیین بدعتآمیز گنوسی است (شلبی، ۱۹۹۳، ج۲: ۱۰۱و۱۰۲؛ پرچم، ۱۳۸۲: ۲۷۱). گنوسیها، رستگاری از طریق معرفت را آموزش میدادند: اینان معتقد به خدایی برتر و متعالی بودند که از این جهان کاملاً جدا و متمایز بود. او نقشی در خلقت جهان نداشت و این جهان در نتیجه عمل الوهیتی فرودستتر که آنان، غالباً آن را با خدای عهد عتیق یکی میدانستند-به نام یالدابوت- به وجود آمده بود (لین، ۱۳۸۶: ۱۶؛ ویور، ۱۳۸۱: ۱۰۲-۱۰۳). از دیدگاه گنوسیها آنچه که موجب رستگاری و نجات می شود، شناخت و دانایی به اسرار الاهی است نه رعایت قوانین اخلاقی و قوانین طبیعی. قوانین اخلاقی ساخته و پرداخته دست صانع جهان است که برای حکومت بر انسان و جهان، همچون نظم حرکت سیارات و صور فلکی جهان اعمال میگردد و تبعیت از آن، به معنی قبول جبر حاکم بر جهان است (Dorrese، Jean، vol. 1، p 561 به نقل از هادی نا). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
با وجود مخالفتها و مبارزاتی که پولس علیه شریعتی بودن داشت ولی در بسیاری از مواعظ او توصیه به رعایت قانون، انجام اعمال نیک و محبت به دیگران مشاهده میشودو تأکید دارداگر کسی به احتیاجات خویشان و بخصوص اعضای خانواده خود بیتوجه باشد، اجازه ندارد خود را مسیحی بخواند؛ چنین شخصی از یک کافر هم پستتر است (اول تیموتائوس، ۵: ۵-۸). حال این سؤال مطرح میگردد که اگر تنها ایمان موجب رستگاری و نجات است چگونه در این نامه عمل نکردن به بعضی دستورات را موجب سقوط و کفر میداند؟ همانطوریکه ملاحظه شد، رساله پولس با رساله یعقوب در چگونگی رسیدن به نجات، در تعارضاند. عهدجدید از یک سو ایمان را به همراه رعایت اخلاق و رفتار آدمی، شرط حصول نجات میداند، و از سوی دیگر صرفِ ایمان به مسیح را در رسیدن به رستگاری کافی میداند. نویسندهای کاتولیکی، تعارض در رساله یعقوب و رسالههای پولس در مورد شریعت و اثبات اعمال صالح در نجات، را تنافی ظاهری میداند که قابل رفع است؛ آنگاه که پولس نقش اعمال در نجات انسان را مردود میشمارد، در مقام نفی اعمال شریعت موسوی، مثل ختان، قربانی، قصاص و اعمال دیگری است که یهودیان مسیحیشده به آن اهتمام داشتند و هنگامی که تصریح می کند که نجات انسان منوط به اعمال است، اعمال صالحی که شخص مؤمن مسیحی به آن اهتمام دارد مثل: رسیدگی به فقرا، عدالتخواهی و… مدّنظر اوست نه اعمال شریعت موسوی، پس کلمات پولس بیانگر نفی شریعت است نه نفی تأثیر اعمال صالح و حسنات اخلاقی (الشویری، ۱۹۱۳: ۱۵؛ لیون دوفر الیسوعی، ۱۹۸۶: ۴۴۸). به تبع این دو نگرش متفاوت در عهدجدید، در بین سه کلیسای عمدهی مسیحیت در طریق رسیدن به نجات اختلاف ایجاد گردید؛ دو کلیسای کاتولیک و ارتدوکس فیض خداوند و اعمال نیک و صالح را شرط سعادت بشر میداند. اعمال نیک عبارتند از احکام خدا، یعنی احکام دهگانهی عهدعتیق و اخلاق کامل مسیحیت. اخلاق مسیحی قوانین عملی مشخصی است که بر عهده اشخاص گذاشته می شود، مانند حضور در مراسم کلیسایی، شرکت در عشای ربانی در روزهای یکشنبه و اعیاد، حضور برای اعتراف به گناه و مواردی دیگر. امّا پروتستانها در حصول نجات، ایمان را کافی میدانند. پس اعمال صالح هیچ نقشی در نجات بشر ندارد (زیبایینژاد، ۱۳۸۲: ۲۵۰). همچنین، مسیحیان اولیه که یهودی مسیحی بودند قوانین شریعت موسی را انجام میدادند. به خصوص حواریون، مقید به انجام اعمال شریعت بوده و ایمان را همراه با اعمال نیک و شایستگی، شرط نجات میدانستند. در این دیدگاه اخلاق بشری در حصول نجات یا عدم آن نقش ایفا می کند (ر. ک: کونگ، ۱۳۸۶: ۱۵-۲۲). ۳-۳-۳-۳- ولایت قبول ولایت حضرت عیسی (ع) در عهدجدید از دیگر عوامل نجاتندکه شرط اساسی مقبولیت فضایل اخلاقی به درگاه خداوند به شمار می آید. عیسی از نظر عهدجدید «نجات دهندهای که مسیح خداوند باشد» است (لوقا۲: ۱۱) و عیسی کسی است که امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید (متی۱: ۲۱)؛ نجات تنها در نام او وجود دارد (اعمال رسولان۴: ۱۲)؛ او رئیس نجات است (عبرانیان۲: ۱۰). آموزه نجات در کلیسا اساساً از طریق تجسّد خدا در مسیح، عمل شفابخشی مسیح، و برخاستن عیسی از قبر و پیروزی و غلبه او بر مرگ و شاهزادهی جهان شدن صورت میپذیرد. بنابراین انسان به واسطه عیسی به رستگاری به معنای بازگشت به صورت خدا و خداگونه شدن نایل می شود (همتی، ۱۳۷۹: ۹۷؛ ویور، ۱۳۸۱: ۱۲۱). از دیدگاه عهدجدید، خداوند برای نجات انسان گناهکار خود را به صورت عیسی مجسم نمود تا بتواند مستقیماً به هدایت و ارشاد انسانها همت گمارد (اول یوحنا۹: ۴؛ رومیان۸: ۵ ؛ اول قرنتیان ۷: ۵). خداوند با عمل پرفیض خود، از مردم میخواهد نجاتی را که در مسیح است با ایمان قبول کنند (خاچیکی، ۱۹۸۲: ۹۳)، سپس با قبول دعوت الهی، روح القدس در قلب انسان حیات نویی را میدمد (قرنتیان۱۵: ۵۱) و تجدید حیات رخ میدهد (هورن، ۱۳۶۱: ۸۲)؛ یعنی نفس بعد از آن، به جای تمایل به شرارت و بدی، به قداست متمایل گشته، حیات الهی در او متبلور می گردد (الامیرکانی، ۱۸۸۸، ج۲: ۳۳۰)، و عادل شمرده می شود (تیسین، بی تا: ۲۶۱). درنتیجه، شخص عضو جدیدی از اعضای خانواده خدا و فرزند او میگردد (خاچیکی، ۱۹۸۲: ۹۷؛ فرلای، ۱۳۶۱: ۸۲). بنابراین، عبارتهای فوق بیانگر این مطلب است که: انسان بدین دلیل که از ابتدا در بند گناه است، نمیتواند نقشی در نجات خود داشته باشد و پذیرش ولایت مسیح، می تواند همان نجاتی را که خدا به مردم وعده داده است، به ارمغان آورد و شخص تنها با ایمان به مسیح قادر خواهد بود که به رهایی و نجات برسد. بنابراین، عهدجدید، عیسی را خدایی میداند که تجسد یافته است، گرچه بعد انسانی هم برای او قائل می شود. و با قبول ولایت او، شخص دیگر نیازی به انجام اعمال نیکو و اخلاقی ندارد، زیرا صرف ایمان به مسیح او را به نجات و رهایی میرساند. ۳-۳-۳-۴- اختیار آنچه عموم متفکران برآن اتفاق نظر دارند، این است که هرگونه سیراخلاقی و عرفانی انسان برای وصول به کمال و نجات، منوط به پذیرش اختیار در وجود اوست. اگر فعلی اختیاری نباشد، متعلّق حسن و قبح اخلاقی و یا رضا و عدم رضای الهی، خواست و عدم خواست انسان واقع نمیگردد؛ این است که در علم اخلاق و عرفان، اصل مختاربودن انسان، به منزلهی یک اصل، از فلسفه گرفته شده است. حصول هر کمالی در دایره وجود برای انسان امکان پذیر است، فقط باید خود او بخواهد و بذر کمالات در درون خود اوست (نبیان، ۱۳۸۸: ۲۰۲). همانطوریکه در قسمت های قبلی ذکر گردید، دیدگاه عهدجدید درباره گناه ذاتی و فدیه مسیح و تأکید بر نقش لطف خدا به نوعی اختیار انسان را زیر سؤال میبرد و موجب کمرنگ شدن اختیار بشر در انجام اعمالش می شود و در نتیجه مسیحیت را به سمت جبرگرایی سوق میدهد. براساس آموزه گناه اولیه انسانها به علت ذات فاسدشان، نمی توانند اقدامی برای نجات خویش انجام دهند و این مسئله آدمی را نسبت به تواناییهایش بدبین میسازد و مانع رشد او می شود و هرزگی و بیبندوباری را ترویج می کند و زمینه را برای نوعی ستیزهگری و بی تفاوتی اخلاقی فراهم میسازد و بدین سان اهمیت اخلاق و اعمال صالح را به عنوان نتیجه ضروری ایمان مورد غفلت قرار میدهد. در صورتی که، حضرت مسیح، مهمترین تقصیرات فریسیان را در این نکته میداند که اوامر اولیه اخلاق را فراموش کرده و تشریفات ظاهری و رسمی را جانشین اعمال خلاف و مکارم مولد نفسانی قرار دادهاند (ناس، ۱۳۷۷: ۵۹۷-۵۹۸). سؤالی که در اینجا خودنمایی می کند این است که: با توجه به آموزههای فوق، انسان تا چه اندازه در انتخاب سرنوشت خود، انجام اعمال صالح، دوری از گناه و خلاصه کسب هر گونه نیک و بد و حتی در زندگی روزمره آزاد است؟اگر انسان احساس کند ذاتاً گنهکار است و یا مجبور به انجام نیک و بد میباشد، چه انگیزهای برای کنترل خود در ابتلا به گناهان دارد؛ قصد خداوند از وضع قوانین فردی و اجتماعی و قرار دادن مجازات برای عمل نکردن به آن چه بوده است؟ عیسی در یوحنا ۸: ۳۴ و پولس در رومیان ۶: ۱۴-۱۸ میگویند که بیایمانان بردهی گناه هستند. بی ایمانان، بدون کمک خدا، نمیتوانند امور الهی را بفهمند (اول قرنتیان ۲: ۱۴). آنان نمیتوانند با قدرت خودشان عدالت را انتخاب کنند. هیچکس نمیتواند نزد عیسی بیاید مگر اینکه پدر او را جذب کند (یوحنا ۶: ۴۴)، و هیچکس نمیتواند پدر را بشناسد مگر اینکه پسر او را مکشوف سازد (متی ۱۲: ۲۷-۲۸). پولس همچنین میگوید که ایمانداران به غلامان عدالت تبدیل میشوند. این نجات نتیجه اعمال انسانی نیست، بلکه عطای مجانی خدا است (رومیان ۶: ۲۳؛ افسسیان ۲: ۸-۹). عیسی فرمود که شاگردان او را برنگزیدند، بلکه او آنان را برگزید تا رفته و میوه بیاورند (یوحنا ۱۵: ۱۶). پولس رسول میگوید که خدا ما را پیش از بنیاد عالم برگزید (افسسیان ۱: ۴)، و نیز میگوید که خدا ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده شویم (افسسیان ۱: ۵، ۱۱). انتخاب ما مطابق پیش دانی خدا است (رومیان ۸: ۲۹-۳۰؛ اول پطرس ۱: ۲). در رومیان ۹: ۱۶، پولس تاکید میکند که انتخاب خدا بر تلاش یا خواست انسان متکی نیست، بلکه مبتنی بر رحمت او است. مفسران و متکلمان مختلف مسیحی پاسخهای متفاوتی درباره جبر و اختیار و نقش انسان در نجات خویش، عنوان نموده اند که در این بخش، قسمتی از مهمترین این پاسخها آورده خواهد شد. به عقیده آگوستین، افراد بشر از لحظه تولد آلوده به گناهاند، چون میراث انسان گناهآلود است و تمایل شدیدی به گناه دارد و اگر لطف و فیض الهی کمک نکند، انسان نمیتواند بر گناه غلبه نماید و همه نیازمند بازخریدند (هوردرن، ۱۳۶۸: ۲۲؛ مکگراث، ۱۳۹۲، ج۲: ۶۸۲)، و در رسیدن به رستگاری از اختیار لازم برخوردار نیستند. بشر به رغم آزادی و اراده، در بند ارادهای است که گناه آن را به فساد و آلودگی کشیده و او را متمایل به بشر و گریزان از خدا کرده است. تنها اراده خداست که می تواند این تمایل به گناه را خنثی کند (همان: ۶۳). وی بر این باور بود که برای داشتن یک زندگی روحانی، انسانها به فیض خدا در درونشان نیاز دارند، اما در عین حال بر این باور بود که شخص بیایمان می تواند توسط ارادهی آزاد خود و بدون دریافت هیچ نوع کمکی، نخستین قدم را بردارد و به سوی خدا بازگردد. اما پس از مدتی، وی معتقد شد که حتی ایمان نیز عطایی از خدا است (لین، ۱۳۸۰: ۸۷). به عبارت دیگر، او آزادانه یا با اراده خود گناه می کند، بدین معنی که او دارای مسؤلیت و آزادی است که آنچه را میخواهد اراده کند، اما او آزاد نیست تا آنچه را باید بخواهد اراده کند (همان: ۸۸). و از سوی دیگر خدا موهبت فیض خود را تنها به بعضی نه همه، میدهد و کسانی را که باید نجات یابند از پیش برگزیده است (مکگراث، ۱۳۸۵، ۲۶). در این قسمت از سخنان آگوستین تناقض به وضوح مشاهده می شود: از طرفی انسان را دارای اراده آزاد و مسئول اعمال خود میداندواز طرفی او را سقوط یافته در وضعیت غمانگیزی میانگارد که به شکل اجتناب ناپذیری گناه می کند. چنین تناقضاتی در عقاید آگوستین که بر گرفته از عقاید پولس است موجب شده که در بین خود مسیحیان نیز مخالفانی داشته باشد. از جمله مخالفان مشهور آگوستین، پلاگیوس است. وی به شدّت بر ضرورت مسئولیت اخلاقی بشر و بهبود دائمی شخص در پرتو شریعت عهدعتیق و الگوی مسیح تأکید میکرد (مکگراث، ۱۳۹۲، ج۱: ۶۹). زیرا وی معتقد بود که افراد بشر میتوانند در مسیر رستگاری خود، ابتکار عمل را به دست گیرند (همان). وی تأکید مینمود که انسان در تمام لحظات حیاتش آزادی کامل دارد که بین نیکی یا بدی انتخاب نماید و معتقد بود سقوط آدم فقط در خودش تأثیر داشت نه در دیگران (هوردرن، ۱۳۶۸: ۲۱). وی منابع نجات را در درون بشر میداند و معتقد است: در واقع هر یک از افراد بشر قابلیت آن را دارد که خود را رستگار سازد. چنین نیست که آنان در دام گناه قرار گرفته باشند. بلکه میتوانند هر چیزی را که برای رستگاری خود لازم است انجام دهند. رستگاری چیزی است که به واسطه اعمال نیک به دست می آید و خداوند ناگزیر است که بشر را به خاطر این دستاورد اخلاقی پاداش دهد. پلاگیوس اندیشه فیض را به حاشیه راند و آن را عبارت از خواسته های خداوند از بشر برای نیل به رستگاری دانست- جان کلام پلاگیوس را میتوان در این خلاصه کرد: «رستگاری به سبب شایستگی» در حالیکه آگوستین به «رستگاری به سبب فیض» میاندیشید (همان: ۶۵). توماس آکوئیناس بر این باور است که: در شریعت قدیم دو نوع ناپاکی وجود دارد؛ ناپاکی جسمی که با آیینهای شریعت قدیم پاک می شود، ولی این شریعتها قدرت پاک کردن ناپاکی مربوط به روح را ندارند و تنها کفارهی این گناهان به واسطه مسیح صورت میگیرد (مفتاح، ۱۳۸۵: ۶۲-۶۳). وی با تقسیم عدالت به دو نوع اکتسابی و موهوبی معتقد است که: عدالت اکتسابی به وسیله اعمال حاصل می شود، اما عدالت موهوبی ناشی از لطف خداست. بنابراین، وی علیرغم اینکه منکر توانایی انسان نیست، اما نجات واقعی را ناشی از لطف خدا میداند و معتقد است انسان نمیتواند با رعایت دستورات اخلاقی عهدعتیق عادل شود و خودش عامل رستگاریاش را فراهم آورد (همان). بنابراین، آکوئیناس از یک طرف اراده انسان را برای رسیدن به نجات ضعیف نمیداند و احکام اخلاقی را برای حصول نجات ضروری میداند ولی از طرف دیگر، اعطای لطف الهی را عامل اصلی نجات میداند و عمل به دستورات اخلاقی عهدعتیق را موجب نجات نمیداند. لوتر معتقد بود که ما به لحاظ درونی گناهکاریم و به لحاظ بیرونی نزد خداوند عادل هستیم؛ در مورد انسانیت درونی، تأکید دارد که ما تنها توسط ایمان عادل شمرده میشویم نه اعمال نیکو. ایمان بر وعدههای الهی تکیه می کند، ما را با مسیح متحد میگرداند و باعث تحقق شریعت در ما میگردد، یعنی نتیجه عادل شدن انسانیت درونی اعمال نیکوی انسانیت برونی است (لین، ۱۳۸۰: ۲۵۷). بنابراین، کارهای نیک، برای کسب تأییدالهی و پذیرفته شدن از سوی او نیست، بلکه ما بدین دلیل اعمال نیکو انجام میدهیم که خدا ما را پذیرفته است (همان: ۲۶۲). به عقیده پروتستانها، نقش اعمال صالح فزونی نعمتها و مقامات و برخوداری از توشهی بیشتر در جهان آخرت است نه رهایی از جهنم و عذاب (زیبایینژاد، ۱۳۸۲: ۳۹۷و۴۱۴). نظریه لوتر در ارتباط با ارتکاب گناه مانند نظریه جبرگراهاست. آنها معتقدند همه افعال انسان حتی گناهان، به خواست خدا انجام میگیرد با این تفاوت که در در دیدگاه لوتر خیال انسان از این جهت نیز آسوده می شود که روح گنهکاری که به مسیح ایمان آورده با روح مسیح متحد است و طبعاً مجازاتی هم برای او نیست. اینها تعالیمی است که می تواند توجیهگر شیوع ظلم و فساد در جهان، و دور ماندن انسان از هدف اعلای خلقت یعنی آزادی و اختیار باشد. آرمینوس به دلیل زیر سؤال بردن «از پیش برگزیدگی»مورد اتهاماتی قرار گرفت و سپس از آن اتهامات مبرا اعلام شد (مکگراث، ۱۳۹۲، ج۱: ۳۰۰-۳۰۳). مسئلهای که در اینجا جلب توجه می کند، این است که در دیدگاه فوق، موعظههای اخلاقی و قوانین کتاب مقدس برای چه کسانی است؟رستگاران که یا نیازی به پیروی از شریعت ندارند و یا خود توسط فیض خداوند به اعمال نیک هدایت شده و قادر به انجام آن میگردند. دیگران هم که ناخودآگاه به دوزخ رهسپار میشوند؟! اما این آموزه مورد پذیرش همه مسیحیان نبوده است، در میان خود مسیحیان، برخی دیدگاه لوتر را ضدّشریعت و مخالف اخلاقیات دانسته اند؛ زیرا اینان معتقدندکتاب مقدس تعیین کننده رفتار صحیح و اخلاقی مسیحیان تلقی می شود نه بازگوکنندهی وعدههای الهی (مکگراث، ۱۳۹۲، ج۱: ۱۱۸-۱۱۹). در چنین گزارشهایی میتوان به عمق تحریفهایی که در عهدجدید و آیین مسیحیت در ارتباط با حضرت مسیح و بروز عقایدی چون گناه ذاتی، فدیه مسیح و ایمانگرایی، پی برد. عدم احساس مسؤلیت اخلاقی را میتوان از نتایج گرایش به چنین تفکراتی دانست. چگونه انسانهایی که از پیش مقرر شده که رستگار شوند میتوانند مقید به انجام اعمال اخلاقی باشند؟آیا مجازات افرادی که عمل غیراخلاقی مرتکب شده اند، عادلانه است؟و آیا پشتوانهای برای اعمال اخلاقی وجود دارد؟هرچند شریعتمحورها، محدوده بیشتری برای اعمال اخلاقی با اختیار خود قائلاند، اما باوجود آموزه گناه ذاتی ونقش فدیه مسیح در رستگاری، نتوانستهاند به این سوال بشر پاسخ کاملی دهند که: چگونه انسان می تواند بر گناه غلبه یابد و با تلاش خود به مدارج عالی اخلاقی برسد؟ زمانی که یک عقیده از وحی الهی نشأت گرفته باشد در طول تاریخ با عقل و فطرت پاک انسان سازگار است. ولی عقایدی که ساخته و پرداخته تفکرات بشرند و با اصول و مبانی وحی الهی که همان حقیقت است، متناقض باشند، گرچه عدهای موقتاً آن را بپذیرند، مسلما قابل پذیرش برای بسیاری از انسانها نیست. چه بسا گروهی به سبب وجود افکار ناصحیح در یک کیش و آیین، افکار صحیح آن را هم با همان دید بنگرند و به طور کلی منکر حقایق شوند؛ چنانچه میتوان از عوامل گرایش به «تجربه دینی» را، دیدگاه های افراطی در باب ایمان گرایی و موضوعاتی مانند فیض، فدیه و ازپیشبرگزیدگی دانست. جایگزین کردن تجربه دینی بر ایمان و بر الهام گرفتن از وحی الهی، از عوارض آن افکار ناصحیح است. این در حالی است که ارزش ایمان و عمل به شریعت نزد بعضی از الهیدانان و متدینین آنان همچنین محفوظ است. به هر حال، تحریفها و بدعتهایی که در مسیحیت رخ داده و بخشی از آن، در این مقاله با استناد به منابع معروف آنان، ذکر شد باعث شده که اندیشمندان مسیحی نتوانند در تبیین مسائلی مانند جایگاه اعمال نیک اخلاقی در حوزه رستگاری و نجات پاسخ صحیحی ارائه دهند. ۳-۳-۳-۵- معاد در عهد جدید، مهم ترین سمبل معاد و رستاخیز در وجود خود حضرت عیسی مسیح (ع) جلوه گر می شود. به روایت مسیحیان، پس از شام آخر، عیسی مسیح دستگیر و محاکمه و محکوم به مرگ شد. جسم عیسی به صلیب کشیده شد و پس از تحمل رنج فراوان، جان سپرد، سپس جسم و بدن عیسی در قبر قرارمی گیرد و پس از سه روز، چنانچه خود قبلا پیش گویی کرده بود، آن جسم دوباره زنده می شود و مسیح از قبر و مدفن دنیایی قیام می کند و حیات مجدد او شروع می شود (لوقا ۲۳: ۵-۵۵؛ متی، فصل۲۶-۲۸؛ یوحنا، فصل۱۷-۲۰). این رخداد مهم و تردید ناپذیر نزد مسیحیان، نمونه ی روشنی از رستاخیزکل و حیات بازپسین است که در حضور یاران عیسای مسیح رخ می دهد و به روایت آن ها، برای جهان مسیحیت به یادگار می ماند. هرچند در انجیل های چهارگانه بیان روشنی در خصوص وضعیت مردگان در فاصله ی میان مرگ و برپایی رستاخیز عمومی دیده نمی شود، در پاره ای از عبارات، به نمونه هایی برمی خوریم که به گونه ای از زندگی پس از مرگ تا قبل از برپایی قیامت خبر می دهد: (متی ۲۲: ۲۳-۳۲؛ لوقا ۲۰: ۳۷-۳۸). دومین شاهدی که می توان از آن برای تأیید اعتقاد به برزخ استفاده کرد رسم و آیینی است که در میان مسیحیان کاتولیک وجود دارد. کاتولیک ها معتقدند که ارواح پاکان با مرگ به بهشت وارد می شوند و در محضر خداوند حاضرند، اما ارواح گناه کاران به جهنم داخل نمی شوند، بلکه در محلی نزدیک جهنم توقف خواهند کرد . این مکان را پیشخوان جهنم (برزخ) نامیده اند. در آیین کاتولیک، روزی به نام روز ارواح وجود دارد که با به صدا درآمدن زنگ های کلیسا، ارواح با دعای بستگانشا ن از این پیشخوان آزاد می شوند (آشتیانی، ۱۳۶۸: ۳۵۴). با توجه به متن انجیل لوقا و متی، حیات برزخی عمومیت دارد و با توجه به متن دوم، حضور در عالم برزخ مختص گناه کاران است، اما در مجموع، می توان باور به برزخ و حیات واسط میان دنیا و آخرت را مقبول مسیحیان شمرد (رحیمپور، ۱۳۹۱: ۱۴۲). اعتقاد به برزخ در نزد کاتولیکها پذیرفته و اما در نزد ارتدوکسها و پروتستانها پذیرفته شده نیست (زیبایینژاد، ۱۳۸۲: ۲۵۰). در اعتقاد کاتولیکها، شخص گنهکار در صورتی که بدون توبه از دنیا برود در برزخ عذاب خواهد شد اما پروتستانها براین باورند که ایماندار در مورد گناهان خود دادرسی نخواهد شد زیرا برای گناهان خود در شخص مسیح (ع) و در صلیب او دادرسی شده است (تیسن، بیتا: ۳۳۷؛ زیبایی نژاد، ۱۳۸۲: ۴۱۴). در مسیحیت، اعتقاد به برپا شدن رستاخیز کل و زنده شدن دوباره ی مردگان و حیات مجدد آن ها امری قطعی است و قیامت، که از آن با نام روز داوری یاد می شود، صحنه ی رسیدگی به اعمال است . اما نزد مسیحیان، برخلاف یهودیت، آخر الزمان (یعنی زمان ظهورمسیحای موعود) و آخرت بر هم انطباق دارند. مطابق این آیین، عیسی در آخرالزمان رجعت می کند و با رجعت او، واقعهی عظیم قیامت شروع می شود (همان: ۱۴۳). هنگامی که جسم آدمی با مرگ نابود می شود، روح باقی می ماند و زمانی که عالم به پایان نهایی خود می رسد، یعنی به هنگام رستاخیز کل، ارواح تمام انسان ها با بدن های آن ها متحد می شود و آن ها دوباره با ویژگی های خاص خود زنده میشوند (همان). مطابق عهد جدید، پیش از رستاخیز کل، مسیح رجعت خواهد کرد و رجعت او با رستاخیز مردگان و پایان دنیا همراه خواهد بود . برای این رجعت و رستاخیز، وقت و روز معینی ذکر نشده و هیچ کس حتی خود مسیح، از زمان آن آگاه نیست. این امر فقط بر خدا معلوم است و به خواست و اراده ی او بستگی دارد (متی ۲۴: ۳۶). عناصر اصلی و چهارچوب کلی رستاخیز کل در عهد جدید را چنین برشمردهاند: الف) نفح صور و دمیدن در شیپور از مقدمات رستاخیز است. مطابق عهد جدید، دوبار در صور دمیده می شود. یکی هنگام رجعت مسیح و دیگری هنگام زنده شدن دوباره ی انسان ها با بدنی فناناپذیر. ب) زنده کردن مردگان در برخی مواضع به خداوند نسبت داده شده است و در برخی مواقع به فرزند خدا حضرت عیسی (ع) و گاه روح القدس. ج) داوری در اعمال و حسابرسی اساس رستاخیز را تشکیل می دهد. د) ثواب و عقاب اخروی جاودانه و ابدی است. ه) در عهد جدید، عیسی مسیح با عنوان شفاعت کننده معرفی شده است. و) رستاخیز و حشر امری عمومی است. ز) بهشت و جهنم ؛ باور غالب در مسیحیت این است که پس از رجعت عیسی (ع) و بپا شدن رستاخیز در روی زمین، داوری نهایی انجام می شود و مردم برحسب اعمالشان به جهنم یا بهشت، خواهند رفت (رحیمپور، ۱۳۹۱: ۱۴۴-۱۴۷).
تحلیل رابطه اصولی اعتقادی (ایمان- شریعت- ولایت- اختیار- معاد) و مبانی اخلاقی در قرآن و عهدین دربردارندهی نقاط قوت و ضعف ذیل است:
-
- ایمان مهمترین مبنای اخلاقی در کتاب مقدس و قرآن است که تمامی رابطه انسان با خداوند سرانجام بر روی آن استوار می شود. هر سه کتاب آسمانی بر این نکته اتفاق نظر دارند که، اخلاق بدون ایمان اساس و پایه درستی ندارد. زیربنای همه اصول اخلاقی و منطق همه آنها بلکه سر سلسله همه معنویات، ایمان مذهبی یعنی ایمان و اعتقاد به خداست.
- عهد عتیق و قرآن همسویی های زیادی که در زمینه انجام اعمال شریعت دارند، ولی با این حال، یک سلسله تفاوتهایی نیز میان تشریعات آن دو به چشم می خورد که رویکرد کلی هر یک از این دو کتاب را در زمینه تشریع و احکام نشان می دهد. مثلاً: تشریعات قرآن معمولاً کلی و عام است، اما تشریعات تورات، جزئی و موردی است. نمونه زیر بیانگر این واقعیت است «گاو را با حمار هم جفت کرده شیاره مکن. پارچه مختلط از پشم و کتان بافته مپوش. از برای خود بر چهارگوشه جامه ای که خود را به آن می پوشی بندها بدوز. » (تثنیه۲۲: ۱۰-۱۲). این ویژگی که در بیشتر تشریعات دوکتاب وجود دارد، باعث می شود که تشریعات قرآنی قابلیت انعطاف و سازگاری با تحولات و تغییرات زمان را بیشتر از تشریعات تورات داشته باشد. تفاوت دیگر اینکه خطاب تشریعی در قرآن نسبت به همه انسانهاست، اما در تورات خطاب مخصوص بنی اسرائیل است: «پس تمامی اوامری که امروز شما را امر می فرمایم نگاه دارید که قوی بوده به زمینی که جهت ارثیتش به آن عبور می نمایید داخل شده به تصرف آورید…» (تثنیه۸: ۱). بخش عبادات در تورات همراه با تشریفات زیاد است همین تشریفات زیاد باعث شده است که تشریعات تورات جنبه ظاهرگرایی پیدا کند و از روح عبادت فاصله گیرد. در این زمینه کافی است به توصیه های مربوط به قربانی کردن و یا خدمت کردن در مقام مقدس و لباسهای خدمت گزاران و… مراجعه شود. در حالی که در قرآن عبادت به ساده ترین شکل تشریع شده است نماز، روزه، حج و… هر کدام به چند دستور کوتاه خلاصه می شود. بر اساس تورات گناه مطلقاً موجب کفاره است و از این رو بحث کفّارات و قربانیها در تورات بسیار گسترده و مبسوط مطرح شده است؛ در حالی که در فرهنگ قرآن برخی از تخلفات موجب کفاره است و برخی دیگر با توبه و بدون کفاره جبران پذیر می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
| دانشگاه شاهد |
اظهارنامه دانشجو |
شماره: تاریخ: |
اینجانب پرنوش شقاقی آذر دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق، گرایش خصوصی، دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد، گواهی میدهم که پایان نامه / رساله تدوین شده حاضر با عنوان؛ رضایت آگاهانه در حقوق پزشکی به راهنمایی استاد محترم جناب آقای دکتر سید محسن سادات اخوی توسط شخص اینجانب انجام و صحت و اصالت مطالب تدوین شده در آن، مورد تأیید است و چنان چه هر زمان، دانشگاه کسب اطلاع کند که گزارش پایان نامه / رساله حاضر صحت و اصالت لازم را نداشته، دانشگاه حق دارد، مدرک تحصیلی اینجانب را مسترد و ابطال نماید؛ همچنین اعلام میدارد در صورت بهره گیری از منابع مختلف شامل: گزارشهای تحقیقاتی، رساله، پایان نامه، کتاب، مقالات تخصصی و غیره، به منبع مورد استفاده و پدید آورنده آن به طور دقیق ارجاع داده شده و نیز مطالب مندرج در پایان نامه / رساله حاضر تاکنون برای دریافت هیچ نوع مدرک یا امتیازی توسط اینجانب و یا سایر افراد به هیچ کجا ارائه نشده است. در تدوین متن پایان نامه / رساله حاضر، چارچوب (فرمت) مصوب تدوین گزارشهای پژوهشی تحصیلات تکمیلی دانشگاه شاهد به طور کامل مراعات شده و نهایتاً این که، کلیه حقوق مادی ناشی از گزارش پایان نامه / رساله حاضر، متعلق به دانشگاه شاهد میباشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نام و نام خانوادگی دانشجو (دستنویس): امضاء دانشجو: تاریخ:
دانشکده علوم انسانی پایان نامه جهت دریافت دانشنامه کارشناسی ارشد رشته : حقوق خصوصی عنوان پایان نامه: رضایت آگاهانه در حقوق پزشکی استاد راهنما: جناب آقای دکتر سید محسن سادات اخوی استاد مشاور: سرکار خانم دکتر نفیسه ظفر قندی پژوهشگر: پرنوش شقاقی آذر زمستان۱۳۹۰ تقدیم به پدر و مادرعزیزم مهربان فرشتگانی که لحظات ناب باور بودن، غرور دانستن، جسارت خواستن، عظمت رسیدن و تمام تجربه های یکتا و زیبای زندگیم، مدیون حضور پرمهر آن هاست با سپاس فراوان از راهنماییهای بیدریغ اساتید ارجمند جناب آقای دکتر سید محسن سادات اخوی و سرکار خانم دکتر نفیسه ظفرقندی چکیده الزام حقوقی پزشک در اخذ رضایت از بیمار، پیش از انجام معالجات، یک قاعده ی کلی و یکی از بارزترین نشانه های اصل اتونومی (خود مختاری) بیمار است. یکی از ارکان رضایت، آگاهی است؛ بدین معنا که رضایت باید بر اساس آگاهی باشد و به لحاظ حقوقی رضایتی معتبر است که محصول اطلاعات لازم و انتقال مناسب اطلاعات به بیمار باشد و در این زمینه بررسی این موارد ضروری است که در رابطه پزشک و بیمار، آگاهی بیمار چه نقشی در کاهش مسؤولیت پزشک دارد و آیا همیشه علم تفصیلی لازم است یا مواردی نیز وجود دارد که علم اجمالی کافی باشد؛ همچنین چگونگی آگاه سازی بیمار و شرایط و شیوه های آن مسأله ای است که امروزه در فرایند رضایت بیمار تأثیر مستقیم و به سزایی دارد؛ از سوی دیگر استثنائاتی بر قاعده ی کلی رضایت آگاهانه، وارد است که شامل مواردی نظیر مصونیّت درمانی و شرایط اضطراری می باشد که یا محدودیت هایی برای آگاه سازی و اخذ رضایت از بیمار ایجاد می کند و یا اساساً فرایند کسب رضایت آگاهانه را غیر ممکن می سازد. در این زمینه وظایف و مسؤولیت های کادر پزشکی در شرایط کلی و موارد استثناء قابل بررسی است. واژگان کلیدی: حق بیمار ـ اتونومی ـ رضایت آگاهانه ـ علم تفصیلی ـ علم اجمالی. فهرست مطالب مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………۱ بخش اول: جایگاه رضایت در مسؤولیت………………………………………………………………………..۶ فصل اول: مبانی اصل رضایت، مستندات و قلمرو آن……………………………………………………………….۷
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵-فرایندها: مدیریت و اداره ی موثر فرایندهایی چون فرایندهای هیئت مشتری ( به طور مثال پذیرش مشتریان جدید، پرداختن به خواستهها، نیازها، شکایات آن و همین طور برگرداندن مشتریان از دست رفته) و فرایندهای تحلیلی و برنامه ریزی برای شناخت مشتری.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۶-اطلاعات: جمع آوری اطلاعات خام صحیح و مسیردادن در جای مناسب ۷- فناوری: مدیریت بر دادهها و اطلاعات، درخواست نامههای مربوط به مشتری، زیرساخت IT و معماری آن ۸-سنجشها: اندازه گیری و سنجش شاخصهای درونی و بیرونی توفیق و یا عدم توفیق CRM
۲-۱۴)ایجاد چشم انداز CRM
برای ایجاد چشم انداز CRM در بنگاه تجاری، مدیران بنگاه باید اقدامات زیر را انجام دهند: مفهوم CRM را برای بنگاه تجاری تعریف کنند. اهداف را مشخص کنند. آنچه را بنگاه برای مشتریان هدف خود در نظر دارد ترسیم کنند. قدم بعدی- خلق مجموعه ای از ارزشهای رقابتی و متمایز نام تجاری خدمات. این مجموعه باید با توجه به نظریات مشتری و از منظر شرکت تهیه شود. قدم نهایی در ایجاد چشم انداز، ترسیم مسائل مربوط به مشتری در موقعیتها و وضعیتهای مختلف است.
۲-۱۵)مدل نظری اجرایCRM
مدیریت ارتباط بامشتری درسازمانهابه عنوان طرح نوآوری مطرح است که تحقق آن درسازمانهای خدماتی دارای اولویت خاصی میباشد. امروزه سازمان هابه این حقیقت پی برده اندکه دیگرنمیتوانندمثل گذشته تولیدکرده ومشتریان را به مصرف تولیدات متمایل سازند. درسیرتکامل تدریجی،توجه به نیازمندی هاوعلایق بالقوه وبالفعل مشتریان برای موفقیت ضروریاست . بهبودپتانسیل مدیریت ارتباط بامشتریان وعدم اطمینان های موجوددرمورداجرای آن درسازمانهاباعث ایجادنگرش جدیدی به عوامل تعیین کننده تصمیم شرکت برای استفاده ازاستراتژیCRM شده است . باتوجه به مرورادبیات،مفاهیم واصول مدیریت ارتباط با مشتری میتوان به این نتیجه دست یافت که مشتریان،کارکنان،رهبری،فرهنگ سازمانی،استراتژی وساختارعوامل اصلی موردنیازبرای اجرایCRMبوده وبراین اساس میتوان مدل نظری زیر را که شامل سه بعد فکری،اجتماعی وفناوری اطلاعات است طراحی وتبیین نمود :
مدل نظری اجرای مدیریت ارتباط با مشتری اوکر ومودابی۲۰۰۲
۲-۱۶بحث وتجزیه وتحلیل مدل
اجرای استراتژی ازطریق افراد،ساختار،سیستمهاوفرهنگ بایدحمایت شوند [۲۸]. به عبارت دیگراستراتژی باید به نحو مطلوبی باچهارجزءذکرشده تعامل داشته وباعملکردسازمانی نیزسازگارباشد. براساس مدل ارائه شده ابعادتحقیقاتی اصلی برای مدیریت ارتباط بامشتری درسازمانهاعبارتنداز : بعدفکری، بعداجتماعی وبعدفناوری اطلاعات که دراین قسمت به تشریح و تبیین آن هاپرداخت همیشود .
۲-۱۶-۱بعدفکریCRM
الف) ساختار: ساختارسازمانی،تعیین کننده حدوداختیارات،ارتباطات وهمچنین مشخص کننده مکانیزمی است که وظایف و برنامه های سازمانی از طریق آن تحقق مییابند. [ ۲۸ ادبیات نوآوری نشان میدهد که شرکت ها ی دارای ساختارمسطح وغیرمتمرکزنسبت به شرکتهای سلسله مراتبی متمرکزازتوسعه ایده های خلاقانه بیشترحمایت میکنند . بااین حال با در نظر گرفتن اجز ای نوآور ،ساختار متمرکز نیز دارای تاثیرات زیادی است. براساس نوآوری، ITعوامل ساختاری شامل سازگاری سیستم باطرح سازمانی،سلسله مراتب،اختیارات، ارتباطات گزارشگری وامثال اینها میباشد. مدیریت موثرارتباط بامشتری باید فرایندهای کسب وکار رابه نوعی طراحی و پشتیبانی کندکه باعث ایجادتجربیات مثبت مشتریان با شرکت شود. این فراینده ای کاری ،کل شرکت یعنی فرایندها ی تعامل با مشتریان،بازاریابی،فروش وخدمات به مشتریان وهمچنین خدمات پس ازفروش راشامل میشود. یک عامل استراتژیک مهم ،تعیین این مطلب است که آیا استراتژی CRM باساختارفعلی شرکت مطابقت دارد یا خیر. با توجه به مدل جانسون و استروم [ ۲۹ ] تاثیرمدیریت ارتباط بامشتری برساختارسازمانی را میتوان به صورت زیرطراحی نمود:
تاثیرمدیریت ارتباط با مشتری برساختار سازمانی جانستون واستروم۲۰۰۴ ب) استراتژی: محیط های جهانی بسیاررقابتی بازارهای امروزی فشارهایی رابرای کاهش هزینه هاودرعین حال متمایز سازی خود را ازطریق بهبودخدمات به مشتریان درجهت کسب درآمداعمال میکنند. فرضCRM در سازمان بر این است که اگر نحوه مدیریت ارتباط بامشتری رابهبوددهد،نتیجه آن افزایش بهره وری ورضایت مشتری ودرنهایت رسیدن به عملکردبهتر درمقایسه بارقیباست . بااین حال سازمانهابایدازنگریستن بهCRMبه عنوان یک راه حل مقابله با فشارهای رقابتی اجتناب کنند. مدیریت ارتباط بامشتری طرحی است که باید به صورت یک استراتژی سازمانی به آن نگریسته شود. به این منظورلازم است پس ازتدوین اهداف مورد نظر از اجرای CRM اقدام به تهیه وارائه استراتژی درخصوص نحوه ایجاد ارتباط با مشتریان ارزشمند وتثبیت وفاداری آنها نمود. گام های عملی واجرایی تدوین استراتژی CRM برای سازمانها را میتوان به صورت زیر ارائه نمود: ۱٫بخشبندی بازارهاومشتریان درگروههای مختلف وتعیین اهداف ومعیارها وسنجش برای هربخش وگروه. ۲ .ارزیابی وضعیت موقعیت وجایگاه مشتری به عنوان یک دارایی برای سازمان ازطریق تشکیل ماتریس دارایی مشتری که درآن دو بعد زیر مزایاونقاط قوت ارتباطب امشتریان را نشان میدهد : مشتری تاچه اندازه برای سازمان ارزشمنداست؟ سازمان تاچه اندازه برای مشتری ارزشمنداست؟
۳٫تشریح اهداف وتاکتیک های مورد نیاز برای دستیابی به آنها برای مدیران وکارکنان عملیاتی . حال چنان چه سازمان رابه دوبخش کلی فرایندهای عملیاتی ومشتریان تقسیم نماییم میتوان نقشه استراتژیکCRMرابراساس مدل بریتون[ ۳۰ ] به شکل زیرترسیم نمود:
نقشه استراتژیک مدیریت ارتباط با مشتری بر اساس مدل بریتون۲۰۰۴ ج) مدلهای کسب وکار: بخش بعدی مدلهای کسب وکاردرمدیریت ارتباط بامشتری است. ‹‹ کین›› شش عامل اساسی در این رابطه ارائه کردکه عبارتنداز: -۱ انجام دادن عملیات حمل ونقل -۲ داشتن ارتباط درازمدت بامشتری -۳ هماهنگ کردن کانالهای ارتباطی ۴- ساختن یک مارک قوی تجاری[ ۳۱ ] -۵ تغییردادن ساختارسرمایه گذاری وهزینه ها [ -۶ ایجادارزش افزوده برای مشتریان.[ ۳۲ د) برنامه ریزی : برنامه ریزی رامیتوان عملی دانست که درآن مجموعهای ازطرحهای مرتبط دارای کیفیت بالایی چون طرحهای واحدتجاری،طرح های کل سازمان وطرحهایITبه وجودمیآید. برنامه استراتژیک کل سازمان بایدطرحهای واحده ای کاری وطرحهای ITراپشتیبانی نمایند . مدیران فناوری اطلاعاتی که دربرنامه ریزی کسب وکار شرکت مشارکت بیشتری دارند میتوانند اهداف عالی شرکت رابهتردرک کنند. به علاوه فرایند برنامه ریزی یکپارچه میتواند باعث ایجادارتباط بین مدیران کسب وکارومدیرانITشودوبرای ایجاددرک مشترکی بین حوزهه ای وظیفه ای مختلف درون سازمان اهمیت قائل شود.[ ۳۳ ه)رهبری:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- کانسنگ منگنز آهنی[۶]با منگنز بین ۱۰ تا ۲۰ درصد
- کانسنگ آهن منگنزدار[۷]با منگنز بین ۵ تا ۱۰ درصد
هر چند ذخائر منگنز ممکن است در طیف وسیعی از شرایط و تشکیلات زمین شناسی از پر کامبرین تاسنوزوئیک پیدا شوند، با این وجود ۷۰ درصد ذخائر شناخته شده در تشکیلات زمین شناسی سنوزوئیک وجود دارند و ۱۰ درصد نیز در سنگهای کامبرین یافت میشوند. وجود ذخائر مهم منگنز در سنگهای دوران مزوزئیک نادر است به جز در مورد ذخائر منطقه گروت آیلنت در کشور استرالیا و مولانگو در کشور مکزیک بزرگترین و اقتصادیترین ذخائر منگنز از نوع رسوبی بوده و به شکل تقریبا لایهای و گسترده در سطح یافت میشوند. مثالهای این نوع ذخایر وجود ذخائر غنی منگنز در کشورهای مراکش، نیکوپال اوکراین، چیاتورا گرجستان مورودواروکم برزیل و ماهاراشتای هندوستان هستند. انواع دیگری از ذخایر منگنز در ارتباط با تشکیلات رسوبی آهنی دوران پر کامبرین یافت شده اند در این ذخائر منگنز به صورت کربنات و یا اکسید منگنز و معمولا با عیار کم تمرکز یافته است. مثالهای معروف این نوع ذخائر پست مازبورگ و کورومان در کشور آفریقای جنوبی و ماتوگراس برزیل هستند. نظیر ذخایر لاتریتی آهن، بوکسیت و نیکل، ذخایر بر جای منگنز نیز تحت شرایط مناطق حاره دچار هوازدگی شده و این امر منجر به غنیتر شدن کانسار و تبدیل کانیهای منگنزدار کم عیار به کانیهای پرعیارتری نظیر پیرولوزیت و کریپتوملان و منگانیت می شود. مثالهای بارز این نوع ذخایر در کشورهای برزیل منطقه آماپا گابن منطقه مداندا، غنا، استرالیا و هندوستان وجود دارند. ۱-۵-۱ تقسیم بندی کانسارهای منگنز (پارک و مک دیارمید ۱۹۷۵) ۱-۵-۱-۱ کانسارهای همراه با توف ها و رسوبات آواری مرتبط با مواد آتشفشانی (نوع آتش فشانی – رسوبی): این گروه از نظر اقتصادی ارزش بیشتری دارند به عنوان مثال میتوان کانسارهای پونوپو درکوبا، دره رودخانه الکی در شیلی و کانسار منگنز ونارچ قم نام برد. ۱-۵-۱-۲ کانسارهای مستقل از فعالیتهای آتشفشانی: مانند کانسار نیکوپول در اکراین. ۱-۵-۱-۳ کانسارهای همراه با کانسارهای آهن لایهای در ذخایر منگنز، منگنز به دو صورت Mn+4 و Mn2+ واکنش میدهد. منگنزهای موجود در منطقه هیپوژن اغلب دو ظرفیتی بوده و به صورت انواع کانیهای کربناته و سیلیکاته ظاهر میشوند. منگنز دو ظرفیتی نسبتاً محلول و به شدت متحرک است. در منطقه سوپرژن، منگنزهای منتقل شده از منطقه هیپوژن به صورت اکسیدهای چهار ظرفیتی که در منطقه سوپرژن پایدارترند، رسوب می کنند. بیشتر تمرکزهای اولیه منگنز که تشکیل کانسارهای مهم و اقتصادی منگنز را می دهند و یا انواع دیگر که حاصل فرآیندهای ثانویه هستند، همگی منشأ رسوبی دارند و در این ارتباط اکثر طبقه بندیها مبتنی بر شرایط منطقه رسوبگذاری و نحوه تمرکز منگنز میباشد[۶]. رایجترین طبقه بندیها کانسارهای منگنز را به گروه های رسوبی، گرمابی، دگرگونی و سوپرژن تقسیم بندی می کنند. ۱-۵-۲ تقسیم بندی کانسارهای منگنز ( گیلبرت و پارک ۱۹۷۷ ) ۱-۵-۲-۱ کانسارهای رسوبی منگنز قسمت اعظم منگنز دنیا از کانسارهای منگنز رسوبی به دست می آید. شوروی سابق یکی از اصلیترین تولیدکنندگان منگنز جهان به شمار می آید که با تولید ۹۰۱ میلیون تن در سال ۱۹۸۹ نزدیک به ۴۱% از کل تولید جهان را به خود اختصاص داده است. در حدود ۷۵% از منابع منگنز کشف شده (در خشکی) در شوروی سابق در حوضه نیکوپول در اوکراین و مابقی در حوضههای چیاتورا در گرجستان واقع شده است. کانسارهای رسوبی براساس منشأ منگنز به ۲ زیر گروه تقسیم میشوند: ۱-۵-۲-۲ کانسارهای رسوبی – آتشفشانی در این نوع کانسارها منشأ منگنز درونی و عمدتاً آتشفشانهای زیر دریایی میباشند. این نوع کانسارها در مناطقی به وجود آمدهاند که فعالیتهای شدید آتش فشانی زیردریایی وجود داشته باشد. این کانسارها یا همراه با سنگهای تراکی ریولیت و یا همراه با گرینستون و مقادیری از سنگها و کانههای رسوبی هستند. معمولاً کانسارهای آهن ـ منگنز محدود به کمپلکسهای دیاباز ـ پورفیری یا کوارتز ـ کراتوفیری هستند و در نزدیکی مراکز فعالیت آتشفشانی و یا در فاصلهای از آن در بین لایه هایی از مواد آذرآواری قرار دارند. این کانسارها از تغییرات کانسارهای رسوبی با منشأ گرمابی در تودههای نفوذی کم عمق تشکیل شده اند. کانسارهای این گروه به وسیله ترکیب براونیت، هوسمانیت و رودوکروزیت از کانههای اولیه منگنز و با حضور کانیهای پسیلوملان ـ وناردیت در پوستههای هوازده، قابل تشخیص هستند و شکل کانسار به صورت لایهای است. این کانسارها لایه هایی با ضخامت ۱۰-۱ متر و ۵۵ ـ ۴۰% منگنز، کمتر از ۱۰% سیلیس و ۰۶/۰-۰۳/۰% فسفر تشکیل میشوند. این کانسارها در مناطقی که فعالیتهای آتشفشانی شدید است، ذخیرهای نسبتاً کوچک دارند. کانسار قزاقستان روسیه و کوست رینج در آمریکا نمونه ای از این کانسار است[۶]. ۱-۵-۲-۳ کانسارهای رسوبی – غیر آتشفشانی در این کانسارها منشأ منگنز فرآیندهای بیرونی مانند هوازدگی سنگهای سطحی تأثیر دارد. این کانسارها مجموعه ذخایر منگنز و دیگر عناصری را که عمدتاً به وسیله آبهای سطحی و زیر زمینی از مناطق هوازده خشکی به حوضههای آبی حمل میشوند را شامل می شود. این کانسارها یا همراه با رس و ماسه سنگ گلوکونیتی و یا همراه با کربناتها میباشد. طی فرآیندهای غنیسازی، دو عنصر آهن و منگنز در مراحل مختلف مانند جدا شدن از سنگهای منبع، حمل و تهنشینی و مراحل دیاژنز از یکدیگر تفکیک میشوند و بدین ترتیب منجر به تشکیل ذخایری با نسبت بالای آهن و منگنز میگردند. با توجه بر این که حلالیت منگنز در بعضی مقادیر PH و Eh اسیدی به طور قابل توجهی از آهن و آلومینیوم بیشتر است، بسته به طبیعت فرایند هوازدگی، آهن و منگنز ممکن است به طور یکسان تا ترجیحاً منگنز، از سنگهای منبع جدا شده باشند. هوازدگی پوسته بازالتی اقیانوسی به وسیله آب دریا در درجه حرارت پائین ممکن است منجر به حل شدن و ته نشینی اکسیدهای منگنز شود. این کانسارها ۷۵% ذخایر شناخته شده جهان را شامل میشوند. شکل کانسار به صورت لایهای و عدسی میباشد. و بزرگترین ذخیره منگنز جهان نیکوپول در اوکراین را شامل میشوند. کانسارهای مهم منگنز به طور عمده در محدوده زمانی تشکیل شده اند که میزان اکسیژن آزاد کاهش داشته است. کانسارهای کشف شده اکثراً متعلق به اوایل پالئوزوئیک، ژوراسیک و اواسط کرتاسه هستند. همراه کانسارهای آهن رسوبی لایهای، مقداری منگنز نیز یافت می شود. کانسار منگنز نیکوپول واقع در شوروی سابق بزرگترین ذخیره منگنز دنیا محسوب میگردد. این کانسار در الیگوسن تشکیل شده است. این کانسار که از نوع کانسارهای رسوبی منگنز است، در سنگ میزبان کربناته قرار دارد. استراتیگرافی منطقه از پایین به طرف بالا شامل: پی سنگ کریستالین، پی سنگ هوازده، ماسه سنگ و رس، سیلتستون، ماسه سنگ گلاکونیت، لایه منگنزدار، رسهای سبز تا خاکستری، مارن و آهک است. لایه منگنز شامل سه رخساره اکسید، مخلوط اکسید – کربنات و کربنات است، که کربناتها در حاشیه حوضه رسوبی تشکیل شده اند. رنج منگنز از ساحل به اعماق عبارتند از: رخساره کربناته(رودوکروزیت منگانو کلسیت) اکسیدی(پیرولوزیت پسیلوملان) محیط حاشیه حوضه رسوبی یا ساحلی ( محیط عمیق) افق منگنزدار ۲ تا ۳ متر ضخامت، ۲۵ کیلومتر عرض و ۱۵۰ کیلومتر طول دارد. رخساره اکسید حدود ۲۵ درصد ذخیره را تشکیل میدهد. عیار منگنز ۱۵ تا ۲۵ درصد است. منگنز از سنگهای مافیکی اسپلیتی کریستالین منشأ گرفته است. بافت ذخیره از نوع اُالیتی، پیزولیتی، لامیناسیون و جانشینی صدفها است. کانسارهای منگنز در کربناتها در هندوستان، برزیل و مراکش کشف شده است. منشأ منگنز به طور عمده سنگهای آتشفشانی است[۶]. ۱-۵-۲-۴ کانسارهای گرمابی منگنز این کانسارها به صورت رگهای میباشد و کانیهای اقتصادی آن عمدتاً رودوکروزیت و پیرولوزیت میباشد. چشمههای آب گرم در کانسارهای موجود در قارهها و پیدایش آنها در مناطق فعال کف دریاها مثالهای جالبی از تشکیل کانیهای اکسید منگنز از سیالات هیپوژن هستند. با مقایسه ترکیب کانسارهای منگنز در چشمههای آب گرم امروزی و کانیهای منگنز رگهای هیپوژن قدیمی تشابه بین آنها به خوبی روشن می شود. در ذخایر گرمابی یک نوع پراکندگی ناحیهای مربوط به کانیهای منگنز و سایر فلزات مشاهده شده است. چشمههای آب گرم در کانسارهای موجود در خشکیها و پیدایش آنها در مناطق فعال کف دریاها مثالهای جالبی از تشکیل کانیهای اکسید منگنز از سیالات هیپوژن هستند. با مقایسه ترکیب کانسارهای منگنز در چشمههای آب گرم امروزی و کانیهای منگنز رگههای هیپوژن قدیمی، تشابه بین آنها به خوبی روشن میشود. در ذخایر گرمایی یک نوع پراکندگی ناحیهای مربوط به کانیهای منگنز و سایر فلزات مشاهده شده است. در عمیقترین بخشها تنها کانیهای منگنز دو ظرفیتی (رودوکروزیت، رودونیت، تفروئیت و آلاباندیت) همراه با سولفورهای فلزات پایه (Pb, Zn, Cu) و کانسارهای طلا- نقره تشکیل می شود. با بالا آمدن محلولهای هیپوژن به طرف سطح زمین در مناطق فوقانی و امتزاج آن با نزولات اکسیژندار پائین رو، گیبسیت و براونیت که اکسیدهای با ظرفیت کم هستند و کریپتوملان، پسیلوملان، پیرولوزیت و کرونادیت که اکسیدهای با ظرفیت زیاد هستند، به صورت تابعی از میزان اکسیژن و درجه حرارت تشکیل میشوند. مانند کانسار منگنز بیوت (آمریکا) [۶]. ۱-۵-۲-۵ کانسارهای دگرگونی منگنز کانسارهای دگرگونی حاوی کانیهای فراوان منگنز به تعداد زیادی یافت می شود اما تنها تعداد کمی از این کانسارها و عمدتاً آنهایی که دارای کانیهای براونیت، هوسمانیت و بیگسبیت هستند، اهمیت محلی دارند و نظر کانسار به صورت لایهای است. کانسارهای دگرگونی منگنز در ارتباط با سنگهای سیلیکاته حاوی منگنز در دوره پروتروزوئیک مانند گاندیتها و کودوریتها میباشند. گاندیتها از کوارتز، اسپسارتین، براونیت، هوسمانیت و رودوکروزیت تشکیل شده اند و کودوریتها از فلدسپات پتاسیک، اسپسارتین و آپاتیت تشکیل یافتهاند. اینها در بین لایههای از مرمرها، کوارتزیتها و شیستها قرار دارند. گاندیتها و کوردوریتها در مناطق زیادی با صدها کیلومتر مربع مساحت پراکنده هستند. طول ذخایر منگنزدار از ۳ تا ۸ کیلومتر و ضخامت آنها از ۳ تا ۶۰ متر متغیر میباشد. متوسط میزان منگنز در آنها ۱۰ تا ۲۰ درصد است. بزرگترین کانسارهای شناخته شده از این نوع در هند و برزیل وجود دارند. مانند کانسار منگنز پُست ماسبرگ در آفریقای جنوبی. براونیت کانی مشخصهی کانسارهای دگرگونی ضعیف است، در دگرگونی شدید کانی بیگسبیت از تحول براونیت و هماتیت تشکیل میگردد و همراه آن هولاندیت، هوسمانیت و ژاکوبسیت نیز ظاهر میشوند. هولاندیت یک کانی هیپوژن است و از طریق دگرگونی مجاورتی و ناحیهای تشکیل می شود. بسیاری از کانسارهای رسوبی منگنز، متعاقباً به وسیله دگرگونی حرارتی و مجاورتی با شدتهای متفاوت تغییر پیدا می کنند و این امر باعث تغییر کانیشناسی و بافت کانسارهای قبلی میگردد، اما نقشی در تمرکز آنها ایفا نمیکند. در کانسنگهای اکسیدی دگرگون شده منگنز، براونیت و بیگسبیت بسته به حضور سیلیس، آهن و … و نیز حرارت و اکسیژن به تنهایی یا با هم تشکیل میشوند[۶]. ۱-۵-۲-۶ کانسارهای منگنز تجزیهای یا سوپرژن فرایند تشکیل این کانسارها شامل تجزیه عناصر غیر از منگنز در سنگ مادر توسط آبهای سطحی و زیرزمینی است. این فرایند باعث متمرکز شدن مواد باقیمانده و یا تجزیه و تهنشینی مجدد منگنز در پوسته هوازده نزدیک سطح میشود. اکسیداسیون سوپرژن برجا و غنیسازی سنگهای منگنزدار، به خصوص در سنگهای کربناته، یا تحرک مجدد کانسارهای منگنز قبلی در جریان هوازدگی منجر به تشکیل ذخایر پرعیار و اقتصادی میگردد. سنگ مادر این نوع کانسارها باید دارای درصدکانی منگنز ( ۵ تا ۱۰ درصد ) باشد. هوازدگی در مناطق گرمسیری معمولا منجر به افزایش عیار بیش از ۵ الی ۶ درصد نمی شود. اگر اکسیداسون شدید و فراگیر باشد، پیرولوزیت و یاکریپتوملان (بسته به تمرکز پتاسیم) مستقیما از رودوکروزیت یا پیروکروزیت تشکیل میشود. چنانچه اکسیداسیون محدود و دارای تغییراتی از بالا به طرف پایین سطح باشد، فازهای مختلف معرف حالتهای اکسیداسیون متفاوت تقریبا به صورت زیر میباشد[۶]. رودوکروزیت هوسمانیت منگانیت بیرنسیت نسوتیت پیرولوزیت و کریپتوملان همانطوری که تحرک آهن و آلومنیوم به تشکیل لاتریتهای آهندار و بوکسیت منجر می شود، منگنز نیز می تواند در طول هوازدگی شیمیایی تشکیل ذخایر بازماندی منگنز با عیار بالا را بدهد. در مرحله اصلی تبلور ماگما به دلیل قرار گرفتن منگنز در کانیهای آهن و منیزیمدار، هیچ کانی مستقلی از منگنز تشکیل نمی شود و کانیهای منگنزدار هوازده شده و باعث تشکیل ذخایر اقتصادی منگنز میشوند که به صورت پوشش بر روی سنگهای حاوی منگنز وجود دارد. کانیهای اقتصادی این نوع شامل پسیلوملان، پیرولوسیت و منگانیت میباشد[۶]. در مورد ذخایر بازماندی منگنز نیز مانند بوکسیت ها، آب و هوا ـ زهکشی ـ ماهیت سنگ مادر از عوامل تعیین کننده تمرکز ذخیره میباشند. سنگ مادری که منشأ ذخایر بازماندی هستند باید به قدر کافی غنی از منگنز باشند، به عنوان مثال ۱۰% منگنز. این نوع کانسارهای منگنز از هوازدگی شیمیایی سنگهای کربنات منگنزدار و سنگهای سیلیکات ـ کربنات حاوی منگنز تشکیل میشوند. مهمترین ذخایر منگنز بازماندی در غرب آفریقا (گابون)، آفریقای جنوبی، برزیل، هند و ونزوئلا و کانادا شناخته شده اند[۶]. ۱-۵-۲-۷ گرهکهای (ندول های) منگنز بزرگترین منابع منگنز در کف اقیانوسها و دریاچههای عهد حاضر وجود دارد که در آن کانسارهای منگنز و آهن به صورت گرهک و کنکرسیونهای نامنظم یافت میشوند (شکل ۱-۲). قطر گرهکها از ۱ میلیمتر تا ۲۵ سانتیمتر متغیر است و گاهی به یک متر میرسد ولیکن بیشترین پراکندگی مربوط به قطرهای ۷-۳ سانتیمتر است. نودولها معمولا ًبه شکل کروی، بیضوی، عدسی مانند و صفحهای است. گرهکها حاوی ۲۰ تا ۳۰ درصد اکسیدهای منگنز و مقداری آهن میباشند و جمع مقادیر کبالت، نیکل و مس در آنها ۲ تا ۳ درصد میباشد. گرهکها حاوی مقادیری تیتانیوم، وانادیوم و مولیبدن نیز می باشند. میزان ذخیره گرهک های منگنز قابل بازیابی ۵۰ بیلیون تا یک تریلیون تن تخمین زده شده است. سرعت رشد گرهکها یک میلیمتر در هر یک میلیون سال است. گرهکهای منگنز، پوششی که ضخامت آن به اندازه ضخامت یک گرهک میباشد را در کف اقیانوس تشکیل می دهند. در مورد منشأ گرهکها نظریه های مختلفی وجود دارند. امروزه در ایالات متحده آمریکا، آلمان و ژاپن که فاقد ذخایر بزرگ منگنز در خشکی هستند، استخراج نودولهای منگنز- آهن از کف اقیانوسهای آرام و اطلس در اعماق بیش از ۷ کیلومتری را توسط کشتیهای عظیم اکتشافی که عمل لیچینگ (هیدرومتالورژی)، گرم کردن / ذوب (پیرومتالورژی) یا ترکیبی از هر دو را انجام می دهند، آغاز شده است. نودولهای استخراجی حاوی ۳۰ – ۲۵% منگنز، ۱۲- ۱۰% آهن، ۲-۱% نیکل، ۵/۱- ۳/۰ % کبالت و ۵/۱-۱ % مس هستند. تمرکز این نودولها بر حسب تولید در سطح، حدود ۲۰ – ۱۵ کیلوگرم بر متر مربع است[۶].
شکل ۱- ۲- طرح شماتیک یک گرهک همبرگری شکل میزان ذخیره منگنز بین زون گسله کلاریون و کلیپرتون در حدود ۱۰۶×۲ تن با عیار ۲۵% منگنز، ۳/۱ % نیکل، ۱% مس، ۲۲% کبالت و ۵% مولیبدن تعیین شده است. میانگین منگنز در نودولها ۲۴% است که در مقایسه با میانگین منگنز تودههای معدنی که ۵۵% – ۳۵ است، از نظر اقتصادی به عنوان منبع منگنز پیشنهاد نمیشوند اما آنها حاوی ۱۴% Fe = ، ۱%Cu =، ۱% Ni = و ۲۵/۰% Co = هستند. ۱-۵-۲-۸ منگنز نقطهای [۸] دندریتها یا شجرههای پیرولوسیت (MnO2) بر روی سطح شکستگی بسیاری از سنگها قابل مشاهده میباشند. لیکن در سنگهایی که مقدار مس درصد چند صد پیپیام است، به جای تشکیل (دندریت منگنز)، منگنز نقطهای تشکیل می شود. ۱-۶ اکتشاف وارزیابی ذخایر منگنز اکتشاف و ارزیابی ذخایر منگنز نسبت به بسیاری از مواد معدنی دیگر مشکلتر است. این کانسارها معمولاً کوچک و به صورت پراکنده هستند و روشهای ژئوفیزیکی گران قیمت برای اکتشاف این تودههای کانساری مقرون به صرفه نیست.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
برخلاف روشهای ژئوفیزیکی که در اکتشاف منگنز چندان موفق نیستند، روشهای ژئوشیمیایی به دلیل حلالیت بالای منگنز به عنوان ابزاری مؤثر در پروژههای اکتشاف میتوانند مورد استفاده قرار گیرند. یکی از مشکلات عمده در مراحل اکتشاف منگنز، نگهداری نمونه معرف کانسار برای مراحل ارزیابی و آنالیز است. در گذشته های دور بیشتر حفاریهای ضربهای برای اکتشاف منگنز استفاده میشد. امروزه بیشتر از حفاریهای چرخشی برای این منظور استفاده می شود، اگر چه در این حالت هم باید برای حفظ نمونه معرف دقت کافی شود. ۱-۷روشهای عمده استخراج منگنز اکثر کانسارهای با ارزش منگنز، از غنیسازی ثانویه توسط آبهای زیرزمینی و لیچینگ سنگهای رسوبی منگنزدار تشکیل میشوند. به دلیل تنوع کانسارهای منگنز و گستردگی ترکیبات و کانیهای شناسایی شده در این کانسارها، هیچ یک از روشهای کانهآرایی به تنهایی کاربرد ندارد. در استخراج کانسنگ منگنز، هم روش استخراج روباز و هم زیرزمینی مورد استفاده قرار میگیرد. ندولهای منگنزدار پوسته کف اقیانوسها ذخایر عظیمی از منگنز را تشکیل می دهند ولی به علت مشکلات تکنیکی زیادی در استخراج آنها وجود دارد. به منظور پر عیار سازی منگنز به دلیل تنوع کانسارهای منگنز و گستردگی ترکیبات و کانیهای شناسایی شده در این کانسارها هیچ یکی از روشهای کانهآرایی به تنهایی و حتی به همراه مجموعه ای از سایر روشها، در همه کانسارهای منگنز کاربرد ندارد. ۱-۸ کاربردهای منگنز در صنایع فولاد منگنز باعث نورد کردن فولاد و چکشخواری، استحکام، دوام، مقاومت در برابر سایش و شکنندگی می شود. از ترکیب منگنز و آلومینیوم و آنتیموان و کمی مس آلیاژی با خاصیت فرومغناطیس قوی حاصل می شود. منگنز خالص دارای چهار آلوتروپی میباشد. فرم آلفا در درجه حرارت معمولی پایدار است. فرم گامای این عنصر دارای خصوصیات انعطاف پذیری بالا، نرم و راحت با چاقو بریده می شود، و همچنین چکشخوار است. کاربردهای متنوع منگنز باعث می شود که این فلز را در سه نوع عیار متالورژیکی، شیمیایی و باتری طبقه بندی کرد. با توجه به جدول ۱-۱، عیار متالورژیکی در حدود ۳۸ تا ۵۵ درصد منگنز میباشد، و ممکن است با عیار شیمیایی تنها در شکل فیزیکی آن تفاوت داشته باشد. کانیهایی با عیار باطری و شیمیایی اغلب توسط محتوی MnO2 دستهبندی میشوند، که نوعا در حدود ۷۰ تا ۸۵ درصد (۴۴ تا ۵۴ درصد منگنز) میباشند[۷]. جدول۱-۱ –مشخصات ترکیبهای موجود در محصولات منگنز[۷]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مارسل در این باره میگوید: این که بگوییم کارکرد انسان نگاهبانی هستی است همچنان که از گلهای مراقبت میکنند، اوج یاوهگویی است، و اگر توانستهام از مسئولیت سخن بگویم، این سخن من یک معنا دارد که آن هم فراکارکردی[۶۳] است، معنایی که در آن من مسئول فرزندان خود هستم. در این جا میتوانیم به تفاوت ظریفی اشاره کنیم که این نوع مسئولیت را از مسئولیتی جدا میکند که بر عهده پرستاری است که بچه ها را به او میسپارم. اگر در حیطه کارکرد از آن حیث که کارکرد است باشیم، شاید این تفاوت محسوس نباشد؛ اما از منظر معنوی این تفاوت آشکار است؛ به جهت آن که فرزند من حقیقتاً با من هم جوهر[۶۴] است، چیزی که ممکن نیست در مورد پرستار بچه صدق کند. (مارسل، ۱۳۸۸، ۴۴) دکتر شریعتی در اثرش “فلسفه اگزیستانسیالیسم” مینویسد: در جایی که مسأله انسان و اخلاق مطرح میشود، این وجهه زهرآگین و بدبینانه آثار سارتر کاملاً نمود میگردد: او میگوید که باید حتی از انسان ناامید بود. یعنی چه؟ یعنی اینکه من عمل و وظیفهام را انجام میدهم و آنچنان که میخواهم بهترین راه را، که دوست دارم سرمشق دیگران هم باشد، انتخاب میکنم، اما هرگز امیدوار نیستم که رفقای من، همدرد و همفکرهای من مرا تبعیت و یاری کنند؛ امیدوار نیستم که نسلها و جامعههای دیگر که در اختیار من نیستند، حتماً این اساس عدالت یا این فکر خوب یا این فداکارییی را که من کردم، تأیید کنند و نسبت به من وفادار بمانند. (شریعتی، ۱۳۸۹، ۳۹) مثلاً من امروز ممکن است راه خدمت به فرانسه و مردم فرانسه را انتخاب کنم؛ به این صورت که مثلاً دانش آنها را زیاد کنم، یا کوشش کنم و تمام عمر را صرف این کنم که سطح شعور و تعقل مردم فرانسه بالا برود. چرا این کار را میکنم؟ فقط به خاطر این که دلم میخواهد همه فرانسویها این کار را بکنند. پس عمل من اخلاقی است؛ پس این، وظیفه من است. این کار را که انجام میدهم، امیدوار نیستم که همه فرانسه تأییدم کنند؛ اگر در این راه جانم را باختم و زندگیم را سخاوتمندانه به خاطر مردمم دادم، هرگز امیدوار نیستم که نسل آینده از من ستایش کنند. زیرا برای انسان یک قانون کلی وجود ندارد که همیشه آن قانون را مقدس بشمارد، یک ملاک اخلاقی وجود ندارد که همه انسانها آن ملاک را معتقد باشند. من امروز فدا شدن برای مردمم یا بالا بردن سطح افکار مردمم را وجهه عمل خود قرار دادم و آن را عملی اخلاقی عنوان کردم؛ ]ولی[ نسل دیگر ممکن است این عمل را نپسندد؛ مرا خدمتگزار نداند؛ راه دیگر انتخاب کند. (شریعتی، ۱۳۸۹، ۴۰) (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
انتخاب دیگران سارتر در “اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر” مینویسد: وجود مقدم بر ماهیت است و اگر ما بخواهیم در عین حال که خود را میسازیم وجود داشته باشیم، آنچه از خود ساختهایم برای همه آدمیان و برای سراسر دوران ما معتبر است. [۶۵](سارتر، ۱۳۸۶، ۳۲) اگر من کارگر، پیوستن به سندیکایی مسیحی را برمیگزینم و نه پیوستن به حزب کمونیست را، و اگر با این کار بخواهم بگویم که در حقیقت، تسلیم و رضا چاره کار بشر است و بهشت آدمی در روی زمین نیست، با این کار نه تنها خود را ملتزم ساختهام، بلکه تسلیم و رضا را برای همگان خواستهام و در نتیجه، اقدام من همه آدمیان را ملتزم میسازد. حتی اگر بخواهم کار انفرادیتر و خصوصیتری انجام دهم. مثلاً ازدواج کنم و دارای فرزندانی بشوم – هرچند این ازدواج منحصراً مربوط به وضع خود من یا عشق من یا تمایل شخصی من باشد- با این همه، نه تنها خود را با این کار ملتزم ساختهام، بلکه همه افراد را در طریق انتخاب یک همسر، ملتزم کردهام.(سارتر، ۱۳۸۶، ۳۳) لذا در جای دیگر میگوید: هنگامی که ما میگوییم بشر در انتخاب خود آزاد است، منظور این است که هر یک از ما، با آزادی، وجود خود را انتخاب میکند. همچنین با این گفته میخواهیم این را نیز بگوییم که فرد بشر با انتخاب خود[۶۶] همه آدمیان را انتخاب میکند. در واقع هر یک از اعمال ما آدمیان، با آفریدن بشری که ما میخواهیم آنگونه باشیم، در عین حال تصویری از بشر میسازد که به عقیده ما، بشر به طور کلی باید آنچنان باشد.[۶۷] (سارتر، ۱۳۸۶، ۳۱) بنابراین مسئولیت ما بسیار عظیمتر از آن است که میپنداریم. زیرا این مسئولیت همه عالم بشری را ملتزم[۶۸] میکند.(سارتر، ۱۳۸۶، ۳۲) مسئولیت مسئولیت را شاید بتوان اصل پایانی تفکرات مکتب اصالت وجود خواند. و این از آن رو است که هرکدام از اصول این مکتب فلسفی در پویایی خود نیازمند این مقوله میباشند. سارتر در یکی از آثارش با نام “ادبیات چیست؟” میگوید: این دنیا «بیگانگی» است، موقعیت است، همین دنیا است که من باید آن را واپس بگیرم و مسئولیتش را متقبل شوم. همین دنیا است که من باید هم برای خود و هم برای دیگران آن را دگرگون کنم. او همیشه فریاد میزده است که: «اگزیستانسیالیسم من اگزیستانسیالیسم کافهها نیست، اگزیستانسیالیسم کسانی که میخواهند از زندگی فرار کنند نیست؛ کسانی که میخواهند مسئولیت را از دوش خود بیاندازند، نباید به این مکتب پناه آورند؛ برعکس، مکتب کار و مسئولیت و مخصوص سازندگی و آفرینندگی است»! (شریعتی، ۱۳۸۹، ۱۴) واضح است که اهمیت مسئولیت در نزد فلاسفه این مکتب تا آنجاست که پذیرش مسئولیت دنیای خویش را نیز در بایدهای خود میگنجانند. یاسپرس در “عالم در تفکر فلسفی” مینویسد: ما دارندگان تصویرهای انسان در خودیم و از تصویرهایی خبر داریم که در روند تاریخ اعتبار داشته و رهنمون ما بودهاند. اما از آنجا که نمیتوان پی برد که انسان براستی چیست، چه میتواند بُوَد و چه باید باشد، نسبت به تصویرهایی که رهنمون مایند نیز مسئولیت داریم. (یاسپرس، ۱۳۷۷، ۵۵) لذا با توجه به گستردگی این مبحث و در مسیر جستجوی انسان اگزیستانسیال و نیز به منظور درک مسئولیت اگزیستانسیالیستیِ وی، به بسط ارتباط «مسئولیت» با هریک از اصول مطرح شده از نظر متفکران اصالت وجود میپردازیم. اراده و مسئولیت در زندگی واقعی تنها ارادههای قوی و ضعیف وجود دارد. هر بار اندیشمندی در هر «ارتباط علّی» و «ضرورت روانشناختی» اجبار، ضرورت، ناگزیری پیامدها، فشار و اسارت را حس میکند، این حال نشانه کاستی در وجود خود اوست، زیرا چنین احساسی راز دل را فاش میکند و فرد مکنونات دل خویش را فاش میگوید. اگر به درستی مشاهده کرده باشیم، «اسارت اراده» از دو جانب متضاد با هم، ولی به شیوهای کاملاً شخصی و ژرف مطرح میشود و گروهی نمیخواهند به هیچ بهایی «مسئولیت» خویش، باور فی نفسه، حق شخصی نسبت به آن را از دست بدهند (که نژادهای خودپسند از آن جملهاند) و دیگران برعکس نمیخواهند بر اساس تحقیر درونی خویش، گناه را به گردن کس دیگری بیندازند.(نیچه، ۱۳۸۷، ۳۵) پروفسور اسپَد در شرح کتاب هستی و نیستی سارتر از زبان وی میگوید: به نظر میرسد حداقل در برخی موارد ما در مورد احساساتمان مسئول نیستیم، گهگاه توسط احساساتمان در هم میشکنیم، کنترل خود را از دست میدهیم و یا نابودمیشویم. یک نظریه عمومی به نام (اگر همیشه قانون نباشد) تمایزی مهم بین اصطلاح معروف گناه هوس و خونسردی یا خطاهای عمدی را مطرح میکند و به دومی(خطاهای عمدی) توجه بیشتری میکند زیرا به نحوی درگیر خطای بزرگتری میشویم. و به طور ضمنی اشاره میکند به اینکه عمل قبلی خطای کوچکتری و به طبع مسئولیت کمتری را در پی داشت. حتی در اینجا عبارت هوس، نشان دهنده انفعال است مثل اینکه احساس چیزی نیست که انجامش دست خود ما باشد بلکه چیزی است که برای ما اتفاق میافتد. بنابراین از نظر سارتر ما احساساتمان را قبول میکنیم و به گردن میگیریم، و کاملاً و قطعاً در قبال احساساتمان مسئول هستیم. (spade,1995, 150) در جای دیگر میآورد: چطور گفته میشود که من میتوانم برای اعمالم مسئول باشم؟ من هیچ چیزی راجع به اعمالم ندارم که بگویم. نمیتوانم آن را کنترل کنم و یا مانع از آن شوم. این تقصیر من نیست؛ هرچه باشد برای به وجود آمدنم درخواستی نکردم (من خودم خواستار به دنیا آمدن نبودم). و همچنین سارتر میگوید: من تا اندازهای در قبال اعمالم مسئول هستم. تا اندازهای مسئول عملم هستم که هرآنچه که به وسیله آن انجام میدهم و آنچه که به واسطه آن عمل خلق میکنم، به اختیار من و مربوط به من باشد. من کاملاً در آن رابطه آزاد هستم؛ احتمالات بینهایت هستند. اینکه چگونه با شرایط و پیشامدها کنار بیایم و بر آنها پیشی بجویم به من مربوط است ـ تصمیم چگونه انجام دادنش بر عهده خودم میباشد. (spade,1995, 174) و در ادامه مینویسد: من ترکیبی از عمل و تعالی هستم. حادثهای هستم که در محیطی کاملاً نامحدود رخ داد. به طورکلی هیچ کنترلی بر روی آنچه در این محیط رخ میدهد ندارم؛ اما راجع به آنچه در این محیط رخ میدهد تا اندازهای که در قبال آن مسئولم تصمیم میگیرم. من مسئول اعمالم نیستم. در اینجا منظورم از اعمال همان محیط است، تا اندازهای که میتوانم موجب و یا مانع از آن گردم. اما به هر حال تا اندازه کمی که مورد توجه من است و به من سپرده شده است در قبال آن مسئول هستم. (spade,1995, 174) سارتر در “اصول فلسفه اگزیستانسیالیسم” مینویسد: دنیا مجموع چیزهایی است که در من وجود ندارد اما به من مربوط است و موضوع آن هستی است که تا وقتی وجود دارم به من تعلق خواهد داشت. ما مسئولیت داریم و این مسئولیت نه فقط مربوط به اراده ما است بلکه در اضطرابها و نگرانیها و احساسات ما و بالاخره در تمام فعالیتهای ما حکومت میکند پس ما در مقابل هستی خود مسئولیت داریم. میتوانیم به این گفته ها اضافه کنیم که مسئولیت ما مانند آزادی ما بدون حدود است و در این جهان تا هرجا بخواهیم میرود زیرا وقتی تصمیم به زنده بودن و به دنیا آمدن گرفتیم این تصمیم شامل تمام چیزهایی بود که در اطراف ما قرار داشت. هرچند ارسطو تشخیص داد که روان آدمی کنش ارگانیزم او است یعنی ناشی از تن است لیکن از این نکته غافل بود که روان او میباید کنش مغزش باشد. مغزش کار میکند اراده را خلق میکند تصمیم میگیرد و مسئولیت را میپذیرد. (سارتر، نامعلوم، ۴۳) لذا مارتین بوبر در اثرش “من و تو” در این خصوص مینویسد: حتی آن کس که خداوند را با انگیزه شرّ خدمت میکند، تصمیم میگیرد و مسئولیت آنچه را رخ میدهد میپذیرد. (بوبر، ۱۳۸۰، ۱۰۰) آزادی و مسئولیت وقتی صحبت از مسئولیت است که معترف باشیم کسی که عمل یا تکلیفی به عهدهاش گذاشتهایم، آزاد است؛ زیرا کسی که به جبر بشری مقید است، مسئولیت ندارد و مجبور، هرگز مسئول نیست: اگر کسی سنگی به طرف ما بیاندازد، سنگ را مسئول شکستن سر خود نمیدانیم، اگر چه واقعاً این سنگ سرمان را شکسته است؛ زننده مسئول آن است. بنابراین یکی از فضایل اگزیستانسیالیسم اعتراف به آزاد بودن انسان است؛ بر خلاف ماتریالیسم در قرن ۱۹، ماتریالیستهای دیالکتیکی یا ماتریالیستهای مطلق که انسان را مجبور به جبر تاریخی یا جبر طبیعی یا جبر غریزی میدانستند. (شریعتی، ۱۳۸۹، ۲۵) اگزیستانسیالیستها میگویند که انسان بازیچه خودش است و خودش میتواند با سرنوشتش هر گونه بازی کند. بنابراین بزرگترین مسئولیت انسان، مسئولیت ساختن انسان بودن خودش یعنی ماهیت خودش است، که با اعتراف به آزاد بودن انسان میسر میشود.(شریعتی، ۱۳۸۹، ۲۶) سارتر میگوید: آزادی، مستلزم مسئولیت است. بودن در یک موقعیت، که هستی حضور انسان در جهان است، به معنی احساس مسئولیت فرد در شیوه بودن است، بی آنکه این مسئولیت سرچشمه هستی خود آن فرد باشد. من بگونهای ناگزیر مسئولم، زیرا غایتهای من که تنها از آن منند، موقعیت مرا تعیین میکنند. من با این موقعیت زندگی میکنم، نه اینکه آنرا تحمل کنم؛ من آگاهم از اینکه مؤلف بی چون و چرای زندگیم در معنای آنچه برای من روی میدهد، هستم. من حتی مسئول جنگهایی هستم که در زمانه من روی میدهند. (بلاکهام، ۱۳۸۷، ۲۱۳) به گفته یاسپرس: خواست یقین بر ترس از آزادی متکی است، زیرا اگر تمام نگرانیها و دل به دریا زدنهای مسئولیت و تصمیم شخصی بتوانند به یک عینیت ضروری و کلی کاهش یابند از آنها هیچ به جای نخواهد ماند. (بلاکهام، ۱۳۸۷، ۶۹) لذا سارتر در ادامه سخن پیشین میگوید: پس، من، به کلی آزاد، بی هیچگونه تمایز از زمان های که تصمیم گرفتهام معنی آن باشم، همانقدر مسئول جنگم که گویی خود آنرا اعلام کردهام، ناتوان از زندگی با هر چیزی مگر آنکه آن را در موقعیت خودم ادغام کرده باشم، درگیر کننده کامل خودم با آن و کوبنده مهرم بر آن، نباید پشیمان یا افسوس خور باشم همانگونه که هیچ عذری هم ندارم، چرا که من از لحظه ظهورم در هستی، بار جهان را به تنهایی به دوش میکشم، بیآنکه هیچ چیزی یا هیچ کسی بتواند آن را سبک کند… (بلاکهام، ۱۳۸۷، ۲۱۴) در چنین شرایطی، از آنجا که هر رویدادی در جهان میتواند خود را تنها همچون فرصت (فرصتی که مغتنم، از دست رفته، فراموش شده و غیره است) به من نشان دهد، یا، به بیان بهتر، از آنجا که هر چیزی که برای ما روی میدهد میتواند همچون یک شانس در نظر گرفته شود، یعنی، میتواند تنها همچون وسیلهای برای تحقق آن هستیای که در هستی ما به مسأله تبدیل شده، برای ما جلوهگر شود، و از آنجا که دیگران، به عنوان تعالیهای تعالی جسته شده، نیز خود تنها از فرصتها و شانسها ساخته شدهاند، مسئولیت برای خود به تمامیِ جهان همچون جهانی دارای مردم گسترش مییابد. خود را هستیای میبیند که نه هستی خود را بنیان مینهد، نه هستی دیگری را، و نه در خودی را که جهان را میسازد، بلکه مجبور است که در خودش و در هر جایی بیرون از خودش درباره معنی هستی تصمیم بگیرد. آن کس که شرط انداخته شدنش را به میان مسئولیتی که حتی یافتن خویش را در جهان نیز دربرمیگیرد در هراس جستجو میکند، دیگر نه پشیمان است، نه افسوس خور، و نه پوزش طلب، او چیزی بیش از آزادیی که خود بکلی آشکار است و هستیاش در همین آشکار شدگی نهفته است، نیست.(بلاکهام، ۱۳۸۷، ۲۱۴) توماس فلین در مورد آزادی و مسئولیت در اگزیستانسالیسم میگوید: اگزیستانسیالیسم فلسفه آزادی است و مبنایش آن است که ما میتوانیم از زندگی خود فاصله بگیریم و در مورد آنچه انجام میدهیم اندیشه کنیم. به این معنا، ما همیشه «بیشتر» از خودمان هستیم. اما به همان اندازه که آزادیم، مسئول نیز هستیم. (فلین، ۱۳۹۱، ۲۳) پروفسور اسپَد در این زمینه مینویسد: به عقیده سارتر مسئولیت مجبور است که با آزادی بشر همراهی کند. خواه ما آن را دوست داشته باشیم و یا نه؛ به هر حال ما آزاد هستیم و کاملاً در قبال آنچه انجام میدهیم مسئول میباشیم. (spade,1995, 96) لذا سارتر در “ادبیات چیست؟” قدم فراتر نهاده و مسئولیت را وسیلهای برای دفاع از آزادی مطرح میکند. وی میگوید: نوشتن به نوعی خواستنِ آزادی است. اگر دست به کار آن بشوید، چه بخواهید چه نخواهید، درگیر و متعهّدید. میپرسید: درگیر و متعهد برای چه کار؟ برای دفاع از آزادی. (سارتر، ۱۳۸۸، ۱۴۰) آگاهی و مسئولیت پروفسور اسپَد در اثری که از کنفرانس کلاسیِ وی در مورد کتاب هستی و نیستی سارتر تدوین شده میگوید: همه چیز شامل ترکیبی غیرممکن از بودن در خود و بودن برای خود خواهد بود. در حقیقت، سارتر حرفهایی میزند گویی که (نفس متعالی) چیزی شبیه یک “خدای” کوچک در ضمیر خودآگاه ما خواهد بود که اعمال خودآگاه ما را به وجود میآورد و مسئول اعمال ما میباشد. (spade,1995, 92) و در فصلی دیگر مینویسد: سارتر عقیده دارد که هر طرح اصلی سزاوار یک الگوی اصل میباشد. اما الگوی اصلیِ نظریه سارتر تفسیری را فراهم نمیکند. این الگوی اصلی همان چیزی است که سارتر آن را در بحث “اگزیستانسیالیسم همان اومانیسم است” وضعیت بشری نامید. در دیدگاه سارتر هر طرح فردی اساساً طرحی راجع به “بودن” است. آنچه نهایتاً هدف قرار دادهام واقعاً بودن است، که آن هستی کامل و یکپارچه در رفتار با ثبات یک “درخود” است. البته میخواهم آگاه باشم. اما خواهان هیچ گونه ریسک و یا مسئولیتی و هیچ گونه نقصی از جانب “برای خود” نیستم. نهایتاً آنچه که خواستارش هستم و آنچه نهایتاً هدف قرار دادهام ترکیبی از “هستی در خود” و “هستی برای خود” میباشد. بنابراین طرح اصلی من به معنای تلاشی به منظور خدا بودن است. این خواسته در همه طرحهای اصلی من مشترک است. اما البته این طرح در مسیرهای گوناگونی از بینهایت رخ میدهد. (spade,1995, 230)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اما سؤالی که از رورتی به عنوان یک فیلسوف داریم این است که آیا این جهان با این همه نظم موجوددرآن،این انسان با این همه پیچیدگی های زیستی آیا می تواندخودبه خود و بدون تکیه به یک قدرت عظیم به وجودآمده باشد.وازآن جایی که فلسفه ازسه مسئله بحث می کندکه شامل:منطق،مابعدالطبیعه که شامل شناخت شناسی وهستی شناسی است،وارزش شناسی که شامل اخلاق وزیبائی شناسی است.بنابراین هدف فلسفه،شناخت ذات وحقیقت اشیاءاست،یعنی شناخت جنبه تجربه ناپذیرهستی که همان مابعدالطبیعه می باشد.(همان:۲۴)پس به نظرمی رسد یکی از نقص های اندیشه رورتی درخصوص مبدأوجودانسان نادیده گرفتن مابعدالطبیعه و تنها اکتفا نمودن به امورصرف ظاهری و تجربی است.دراین گونه انسان شناسی وانسان شناسی های غیردینی،انسان به کلی بریده ازمبدأ مورد بررسی قرارمی گیرد ودر انسان شناسی تجربی و انسان شناسی فلسفی رورتی درباب مبدأ و انسان درقالبی بسیارکلی سخن به میان می آید.وازپاسخ وبررسی سؤالات اصلی واساسی انسان عاجزاست،سؤالاتی مثل این که جهان وانسان از کجا آمده وبه کجا می رود؟ما درچه نقطه وموضوع ازمجموع هستی هستیم؟آیا هستی درمجموع خودصحیح است یا غلط؟حق است یا پوچ؟وسؤالات بیشماردیگر،علم تجربی درپاسخ به همه این پرسش ها به نمی دانم می رسد؛زیرا نمی توان این ها را آزمود.علم به مسائل محدود وجزئی پاسخ می دهد،اما ازتصویرکلی جهان ناتوان است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
درانسان شناسی اسلامی ودینی،گذشته وحال وآینده انسان،ساحت های جسم وجان،مادی ومعنوی، بینش،گرایش وکنش وی وارتباط آن ها و تأثیر و تأثرهریک بردیگری مورد توجه قرارمی گیرد.امادرانسان شناسی تجربی،فلسفی،یا از ارتباط این ساحت ها بایکدیگرغفلت می شود و یا این ارتباط،با این گستردگی موردتوجه قرارنمی گیرد وفقط ارتباط برخی ازساحت ها با یکدیگر گفتگو می شود. بنابراین نقدی که ازدیدگاه محمدحسین طباطبایی برانسان شناسی رورتی درموضوع مبدأوجود وارداست این است که رورتی وجودیک قدرت لایزال، مطلق ومابعدالطبیعی راکه همان خداوندمتعال باشددرخلقت انسان نادیده می گیرد.وازپاسخ دادن به این سؤال که مبدأوجود انسان چیست ناتوان است چون علم بشری دراین خصوص محدوداست.همچنین تاریخ نگری افراطی رورتی باعث نادیده گرفتن قدرت خداوند درخلقت انسان وتصادفی بوجود آمدن انسان شده است. جدول۴-۱-مبدأوجودانسان ازنظرمحمدحسین طباطبایی و ریچارد رورتی
| نام دانشمند |
مبدأوجودانسان |
| محمدحیسن طباطبایی |
۱-خلقت انسان بدست خداوند۲-خلق شدن حضرت آدم وحوا به عنوان مبدأوجودانسان ازگِل۳-انتشارنسل بشرازنطفه۴-مراحل خلقت انسان که شامل:نطفه ،علقه،مضغه،استخوان،گوشت ودمیدن روح۵-یکی از راه های خداشناسی وتوحیدمراحل خلقت انسان است |
| ریچارد رورتی |
۱- وجودانسان برحسب تصادف۲-نادیده گرفتن قدرت مطلق الهی درخلقت انسان ۳- تردید در وجود غیرتاریخی انسان |
سؤال دوم ازدیدگاه محمدحسین طباطبایی در موضوع غایت انسان چه نقدی به دیدگاه نوعمل گرایی رورتی وارد می شود؟ ۴-۲-۴-دیدگاه محمدحسین طباطبایی درخصوص غایت انسان سؤال دومی که درخصوص انسان مطرح میشوداین است که غایت وسرانجام انسان چه می شودکه محمد حسین طباطبایی براساس احادیث و روایات پاسخ می دهد.خداوند متعال می فرماید:«اِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْءَإِذاکُنّاتُراباًءَإِنالَفی خَلْقٍ جَدیدٍالئِکَ الَّذینَ کَفَروابِرَبِّهِمْ وَاُلئِکَ الْأَغْلالُ فی اَعْناقِهِمْ وَاُلئِکَ أَصْحابُ النّارِهُمْ فیها خالِدُونَ»[۸۲]پس اگر شگفت-آری،شگفت از گفتار آنان است که می گویند:راستی وفتی خاک شدیم از نو زنده می شویم؟!آن ها کسانی هستندکه به پروردگارشان کافر شده اند،آن ها به گردن هایشان غل هادارند،آنان اهل جهنمد ودر آن جاودانه اند.دراین آیه خداوند متعال به شبهه کفاردر امر معاد،اشاره می فرماید شبهه ایشان در امر معاد این است که گفته اند:«راستی وقتی که خاک شدیم از نو زنده می شویم»؟!ولذاخداونداین شبهه را به عنوان این که سخنی شگفت آور وسزاوار تعجّب است ذکرفرمود،چون بطلان وفسادگفتارشان آن قدر واضح بودکه هیچ انسان سلیم العقلی تردید درآن را جایز نمی داند،وبا این حال اگر انسانی بدان قائل شودازمصادیق عجب خواهدبود،ومقصودشان از«تُراب»درجمله«ءَإِذاکُنّاتُراباًءَإِنّالَفی خَلْقٍ جَدیدٍ»به قرینه سیاق، خاکی است که بدن آدمی،پس از مرگ بدان تبدیل می شود،زیرا در آن موقع انسان که هیکلی گوشتی به شکل مخصوص ومرکب از اعضای خاص ومجهز به قوایی به قول ایشان مادی است به طور کلی معدوم شده است،وچیزی که به کلی واز اصل نابود شده چگونه مشمول خلقت می شود ودوباره به صورت مخلوقی جدید برمی گردد؟. این شبههایشان دربارهمعادوغایت انسان،که خودجهات مختلفی دارد،وخدای سبحان درکلام خود از یک یک آن جهات ومناسب هر کدام جوابی داده که ریشهشبهه را از بیخ و بن برکنده است.یکی از آن جهات،این استبعاداست، خاک برگرددوانسانی تمام عیار شود،به این شبهه جوابی داده شده که مگر قبلاً که زنده بود از چه خلق شده بود؟،و مگر غیر این بود که مواد زمینی بصورت نطفه در آمده سپس علقه شده سپس مضغه گشته وسپس بدن انسانی تمام عیار درآمده است؟!با این که همه روزه نمونه های آن را می بینیم وازصرف امکان در آمده به وقوع می پیوندد،دیگر چه جای تردید است که مشتی خاک روزی دوباره انسانی تمام عیار گردد؟!.(طباطبایی ج۴۰۶،۴۰۵:۱۱) یکی دیگر ازموارد استبعاداین است که به طورکلی چیزی که معدوم شده دوباره موجود می گردد،وبه این موردجواب داده شده به این که:خلقت نخست چه طور ممکن بود،این نیزهمان نحو ممکن است،همچنان که خدای تعالی فرمود:«وَضَرَبَ کُنّامَثَلاًوَنَسِیَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَهِیَ رَمیمٌ،قُلْ یُحْییهَاالّذی أَنْشَاَهااَوَّلَ مَرَّهٍ».[۸۳]وبرای ما مثلی زدوخلقت خود را فراموش کرده گفت:چه کسی این استخوان های پوسیده را زنده می کند؟بگوزنده می کندآن ها راکسی که در اولین بارخلقشان کرد. جهت سوم این که انسان وقتی که مرد،ذاتش معدوم می شود،ودیگر ذاتی نداردتا با خلقت جدیدلباس وجود به تن کند،درذهن اشخاص تصوری از او هست،ولیکن انسان خارجی نیست،پس چه چیز اعادهوجود می یابد؟ خدای تعالی درکلام خوداین رانیز جواب داده وچنین فرموده که:انسان،عبارت از بدن مرکب از مشتی اعضای مادی نیست تا با مرگ وبطلان ترکیب ومتلاشی شدنش بکلی معدوم شود،بلکه حقیقت او روحی است عُلوّی-ویا اگر خواستی بگوحقیقت او نفس اواست-که به این مرکب مادی تعلق یافته،واین بدن رادراغراض ومقاصد خود به کار می اندازد،وزنده ماندن بدن هم از روح است،بنابراین هر چندبدن ما به مرور زمان وگذشت عمر از بین می رود ومتلاشی می شود،اما روح،که شخصیّت آدمی با آ ن است باقی است،پس مرگ معنایش نابود شدن انسان نیست،بلکه حقیقت مرگ این است که خداوند روح را ازبدن بگیرد،وعلاقه او را ازآن قطع کند،آن گاه مبعوثش نماید،وبعثت ومعاد هم معنایش این است که خداوندبدن را ازنوخلق کندودوباره روح را به آن بدمد،تادر برابرپروردگارش برای فصل قضاءبایستد.پس برای آدمیان حیاتی است باقی که محدود به عمر فانی دنیا نیست،وعیشی است دائمی در عالم دیگری که با بقای خداوند باقی است،(همان:۴۰۷) کلمه روح به طوری که در لغت معرفی شده به معنای مبدأ حیات است که جاندار به وسیله آن قادر بر احساس وحرکت ارادی می شود.به هر حال کلمه«روح»دربسیاری ازآیات مکی ومدنی تکرار شده، (که درآن ها تعبیر کرده به«روحم»«روح خود»،«روحمان»،«روحی از او»،«روح القدس»وغیره).لیکن در بعضی از مواردهم بدون قید ذکر کرده مثلاًفرموده:«تَنَزّلُ الْمَلائِکَهُوَالرُّوحُ فیهابِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ اَمْرٍ»،[۸۴]ملائکه وروح در شب قدر به اذن پروردگارشان وازهر امری نازل می شود. خداوند متعال در خصوص زنده شدن مردگان در قیامت چنین بیان می دارد:«فَانْظُروااِلی آثارِرَحْمَتِ اللهِ،کَیْفَ یُحْیِ الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهااِنَّ ذلِکَ لِمُحْیِ الْمَوْتی وَهُوَعَلی کُلِّ شَیْءٍقَدیرٌ»[۸۵]،یعنی پس نشانه های رحمت خداراببین،که چگونه زمین را از پس مرگش زنده می کند،این همان خداست که زنده کنندهمردگان است،وهموبه همه چیز توانا است.پس زنده شدن زمین بعد از مردنش از آثار رحمت خداست،ونباتات واشجار ومیوه هاازآثارزنده شدن زمین است،بااین که خودآن هانیزازآثار رحمت هسنتند،وتدبیر،تدبیری است الهی،که از خلقت باد وابرباران حاصل می شود». ومنظورازجمله«اِنَّ ذلِکَ لَمُحْیِ الْمَوْتی»کلمه«ذلِکَ» فهماندن این معنااست که زنده کردن مردگان مثل زنده کردن زمین موات است؛چون درهر دومرگ هست.بنابراین خداوند متعال انکارمنکرین معاد را به رخ ایشان می کشد؛چون با عمومیت ملک خدا و علمش به همهموجودات جایی برای شک وتردید درآمدن آن نیست،تاچه رسدبه این که با ضرص قاطع آن را انکارکنند،وبه همین جهت به رسول گرامی(صلی الله علیه واله وسلّم)خود دستوردادکه به سخن ایشان جواب گوید،که: «آری به پروردگارم سوگند،قیامت شمابه طور قطع ومسلّم خواهدآمد».وچون علت عمدهانکار ایشان این بوده که فکر کرده اند بدن های مردگان همه با هم مخلوط گشته،وصورت هاتغییر وتبدیل یافته،بدنی که دیروزیک انسان بود،امروز خاک وفرداخشت،وچند صباح دیگرچیز دیگر می شود،با این حال چگونه ممکن است باردیگرهمان انسان با همان خصوصیات موجود شود؟لذا برای دفع این توهم،در جمله«عالِمُ الْغَیبِ لایَعْزَبُ عَنْ عِلْمِهِ مِثْقالُ ذَرَّهٍفِی السَّمواتِ وَلافِی الْاَرْضِ»فرمودکه:هیچ محلی برای استبعاد نیست؛برای این که خدای تعالی عالم به غیب است وکوچکترین موجوداز علم او دور نیست،حتی چیزی به سنگینی یک ذره(معلق درفضا)درهمهآسمان ها وزمین از علم او پنهان نیست؛وبا این حال برای او چه اشکالی داردکه ذات وجودی شخصی را با ذات وجودی شخص دیگر اشتباه نکند.نکته ای که در این آیه به آن اشاره کرده،این است که شیاءهرچه باشند درکتاب خدا ثبوتی دارند،که دستخوش تغییروتبدیل نمی شوندوانسان وهر موجود دیگرهرچند اجزای دنیویش از هم متلاشی گردد،وبه طورکلی آثارش ازصفحه روزگارمحو ونابود شود،با زهم اعاده اش برای خدا کاری ندارد؛چون همین نابودی درکتاب مبین بودی وثبوتی دارد. کلمه«برزخ»به معنای حائل درمیان دوچیزاست،همچنان که درآیه:«بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لایَبْغیان»[۸۶]به این معنا آمده است و مراد از این که درآیات دیگرفرمود:برزخ در ماورای ایشان است،این است که برزخ در پیش روی ایشان قراردارد،ومحیط به ایشان است همچنین منظوراز«برزخ» عالم قبراست که عالم مثال باشد ومردم در آن عالم که بعد از مرگ است زندگی می کنندتا قیامت برسد.(طباطبایی،ج۹۷:۱۵) تفسیرعیّاشی ازامام صادق(علیه السّلام)روایت کرده است که «هنگامی که روزقیامت شود،کتاب(نامه اعمال)انسان را به او دهند و گویند:بخوان،راوی ازامام(علیه السّلام)سؤال کرد:آیا آن چه را که درنامه هست می داند؟امام پاسخ داد:خداوندمتعال به یاد او می آورد و هیچ چشم برهم زدن، گام برداشتن،سخن گفتن و عملی نیست که به یاد نیاورد چنان که گویی درهمان لحظه انجام داده است و از این رو می گویند:«یاوَیْلَتَنا مالِ هذاالْکِتابِ لایُغادِرُصَغیراًولاکَبیرَهًاِلّااَحْصاها»[۸۷]وای برمااین چگونه کتابی است اعمال کوچک و بزرگ ما را سر مویی فروگذار نگذاشته جزآن که همه را احصا کرده است.(طباطبایی،۱۳۲:۱۳۸۹) ۴-۲-۵-دیدگاه ریچاردرورتی درخصوص غایت انسان جهان دیویی ورورتی،علاوه برنامعین بودن نامقدرنیزهست.دراین جهان،همه چیزدرهاله ای ازابهام قرار دارد وهمه امور بر سبیل احتمال رقم می خورد.تعبیردیویی از«خدا»تعبیری طبیعی شده است که ازدوران مدرن،دراندیشه های او وارد شده است.در این مفهوم شأن تدبیرجهان برای خداوند مطرح نیست.مفهوم خدانزد دیویی بانظیرآن در ادیان الهی متمایزاست.دیویی،خدا را به مثابه موجودی استیلایی که وجودش برجهان وآدمی مقدم است نمی پذیرد.(رورتی،۶۹:۱۹۹۱) دیویی درکتاب خویش،در«آیین مشترک»خدا را به مثابه ارتباط فعال میان حال وآینده درنظرمی گیرد. همین دیدگاه دراندیشه های رورتی نیزحضوردارد وسبب می شودکه جهان موردنظراو،تقدیریافته از موجودی علیم وقدیرنباشد.اصل درجهان دیویی (وبه طبع وی دردیدگاه رورتی)برتغییراست.جهان وی نه تنهامبدأ ندارد،بلکه فاقدمنتها نیز هست وتغییر وحرکت آن غایتی را دنبال نمی کند.این تصویر،جهان رابه صورت گویی معلق در فضا نشان می دهدکه نه برخود اتکاءدارد(که درحرکت است)ونه به چیزی دیگر.درچنین جهانی،آدمی چون تکه ای رهاشده دربی نهایت تصورمی شودکه اطمینان عمل ازوی سلب شده، عملش گونه ای ازناچاری تعبیرمی شود. ریچارد رورتی درصف اول کسانی بوده است که در وجود طبیعت غیرتاریخی انسان تردیدکرده اند.او متذکر «نزاع میان افلاطون ونیچه بر سر این که ما واقعاً چگونه ایم» می شود واین را شخصاً مناقشه ای می دانددرباب این که آیا انسان هاجزءافزودهوامتیازخاصی(ازقبیل عقلانیت یا نفس/روح)دارندکه مارا ازلحاظ وجودی درمقوله ای متفاوت ازحیوانات قراردهد.هرچند به نظررورتی علاقه به این پرسش که طبیعت انسان چیست،کمتر شده است.و اوخوددرپاسخ،چنینادامه می دهد:"ما خیلی کمتراز اجدادمان،به طورجدی به داشتن «نظریه درباب طبیعت بشر»مایلیم.خیلی کمترمایلیم وجودشناسی یا تاریخ یا شناخت عادات و رسوم را راهنمای حیات بپنداریم.ما تمایل کمتری برای طرح پرسش وجودشناسانه «ماچیستیم»داریم.چون شاهدیم که درس اصلی تاریخ وانسان شناسی،انعطاف پذیری فوق العاده مااست."بنابراین نظراواین است که به جای این که نگران سؤالات مابعدالطبیعی بی تناسب وبی ارتباط باشیم،باید با این مسئله علمی روبروشویم که«ما»چه چیزی می توانیم ازخودبسازیم.(تریگ،۲۳۸:۱۳۸۲) ۴-۲-۶-مقایسه دیدگاه رورتی ومحمدحسین طباطبایی درموضوع غایت انسان ازمیان سخنان محمدحسین طباطبایی که برگرفته ازآیات قرآن کریم است وسخنان ریچارد رورتی چنین برمی آید که انسان ازدیدگاه اسلامی موجودی است که بی هدف در این دنیا رها نشده است.وخداوندمتعال درطراحی خلقت انسان وجهان، زندگی پس ازمرگ یامعاد را قرارداده است تا انسان ها بدانندکه اعمال آن ها ازکوچک و بزرگ ثبت وضبط خواهد شدوبه آن هارسیدگی می شود.واین امر که انسان چگونه زندگی کند تاهم در این دنیا وهم درآخرت سعادتمندباشد خداوند متعال ازطریق وحی درقالب دستورات دینی به پیامبران عظیم الشان خود بیان فرموده است تا به مردم ابلاغ شود،این دستورات نه تنها باعث نگرانی وخوف وترس ازآینده نیست بلکه یک نوع اطمینان وآرامش خاطربرای بشربوجودمی آورد که از احساس پوچی، به علت اتکاء به قدرت لایزال الهی درامان می ماند برخلاف دیدگاه رورتی که ادیان را دین خوف می داند وانسان ها را ازآینده می ترساند و به کمک خداوند امیدوار نگه می دارد.در واقع انسان ها با بکاربردن دستورات دینی می توانند بهترین روابط را درمیان خود برقرارکنند تا هم اززندگی این دنیا وهم اززندگی پس ازمرگ لذت ببرند. اما درخصوص انکارمنکران قیامت که معتقدبودندچگونه انسان بعدازمردن وپوسیده شدن استخوان ها ویا حتی تغییرشکل دادن بدن افرادی چگونه ممکن است انسانی کامل دوباره خلق شود،خداوند متعال این شبهه را این طور جواب می دهدکه همان طور که ابتدا از هیچ خداوند شما را خلق نمود دوباره نیز می تواندخلق نمایدودرجایی دیگرمثال زنده شدن زمین ودرختان، پس ازمرگ رامثال می زند و زنده شدن مردگان را مانند زنده شدن زمین و درختان بیان می کند.ودر جایی دیگر مطرح می کندکه آن چه از بین می رود و متلاشی می شود جسم انسان است ولی روح انسان که همان شخصیت انسان است باقی می ماند. براساس بیانات قرآن کریم،به سلسله حقایقی که مافوق جسم وجسمانی هستندروح اطلاق می شود.به روح انسانی هم ازاین جهت که غیرجسمانی است و از درون فعل وانفعالات دنیای مادی حاصل نیامده،بلکه از بالای این دنیابه این دنیا آمده و یک تجلی خاص الهی آن رادرانسان بوجودآورده روح اطلاق شده است.بنابراین شخصیت وهویت هرکسی همان روح ومن واقعی اواست.لذا این روح به چیزدیگرتبدیل نشده ونمی شود.وملاک تشخیص انسان روح اواست وبدن هیچ گونه ارتباطی به فردیت انسان ندارد.( پورنیازی،۷۱:۱۳۸۹). اساساًهمهآیات وادلهمعاد،خوددلیلی بروجودروح هستند؛چراکه معاددرصورتی معناداردکه انسان حقیقتی ثابت داشته باشدکه شخصیت ومن بودنش به آن وابسته است واین رسالت ازبدن برنمی آید؛چراکه بدن همیشه درحال تغییراست ودرقیامت هم پس ازمتلاشی شدن زنده می شودوبه همین دلیل وحدت را ازدست می دهد؛پس باید روحی باشد که ملاک وحدت و درستی ثواب وعقاب باشد.بنابراین قرآن کریم در آیه های ۱۰و۱۱سورهسجده درپاسخ به شبهه منکران معاد که خاکستر شدن و گم شدن ذات بدن درزمین را دستاویز قرارداده بودندمی فرماید:شما(من واقعی شما)آن چیزی نیست که شما فکرمی کنیدگم می شود. شما به تمام شخصیت وکل واقعیت دراختیارفرشته خدا قرارمی گیرید.(همان:۷۳) امادرسخنان ریچاد رورتی نفی وجود ازلیت وخدا را می بینیم درنتیجه آینده انسان مانندمنکران معادپوچ وبی معنا خواهدبودواین انسان ها هستندکه بایدحال ووضعیت کنونی خودرادرنظربگیرند.درواقع روح حاکم برانسان شناسی رورتی درزمینه غایت انسان به دلیل دوری ازمنبع زلال ودست نخورده وحی وفقدان تفکرات عمیق وهمه جانبه عقلانی،ومتأثرشدن ازموقعیت ها وشرایط گذرای زمانی،ازانسجام واستحکام لازم بی بهره است و نمی تواند به سؤال اساسی که جهان و انسان ها ازکجا آمده و به کجا می روند؟پاسخ دهد.بنابراین نقدی که به انسان شناسی رورتی ازدیدگاه محمدحسین طباطبایی وارد است این است که چون رورتی به وجود خدا به عنوان مبدأ لایزال،مطلق،مالک ومدبّرعالم اعتقادندارد،وحیات انسان وجهان را برتصادف می پندارد،مرگ جسمانی آدمی را به منزله نابودی اوتلقی می کندودر واقع برای مجموعه حیات انسان دردنیا جزسرانجامی پوچ ونیستی محض تصوری ندارد.همچنین مقدر نبودن عالم در دیدگاه رورتی،سبب ایجاد وحشت و اظطراب در انسان شده و قدرت عمل را از اوسلب می کند. جدول۴-۲-غایت انسان ازنظرمحمدمحمد حسین طباطبایی و ریچارد رورتی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- برنامه کاری مشترک اولویتبندی شده
- تحویل معماری و معیارهای کسبوکار
مطالب متداول در قرارداد معماری کاربران کسبوکار، تولید شده در مرحلهی G، به شرح زیر میباشند :
- معیارهای معماری کسبوکار
- معماری سرویس (شامل توافقنامه سطح سرویس[۵۱] )
همچنین این قرارداد برای مدیریت تغییرات برای معماری سازمانی در مرحلهی H استفاده میشود. ۳-۸-۳۰- درخواست تغییر[۳۳] درخواستها برای تغییر معماری، در مرحلهی H در نظر گرفته شده است. در طول پیادهسازی معماری و هنگامی که حقایق بیشتری شناخته میشوند، ممکن است که تعریف ابتدایی معماری و نیازمندیها مناسب نباشند و یا برای تکمیل پیادهسازی یک راهحل کافی نباشند. در این شرایط لازم است که پروژههای پیادهسازی یا از رویکرد پیشنهادی معماری منحرف شده و یا دامنهی درخواست گسترش یابد. علاوه بر این، عوامل خارجی - از جمله عوامل بازار، تغییر در راهبرد کسبوکار و فرصتهای جدید فناوری - ممکن است فرصتهایی برای گسترش و پالایش معماری آشکار سازند. در این شرایط ممکن است درخواست تغییر به منظور شروع چرخه دیگری از کار معماری ارائه شود. محتویات متداول از درخواست تغییر به شرح زیرمی باشند:
- ارزیابی اثرات تغییر پیشنهادی، از جمله:
- ارجاع به نیازمندیهایی خاص - اولویت دادن ذینفعان به نیازمندیها نسبت به زمان - مراحلی که بازنگری میشوند. - مرحلهای که وادار به اقدامات بیشتری درخصوص اولویتبندی نیازمندیها میکند. - نتایج تحقیقات در هر مرحله و اولویتهای بازنگری شده - توصیههایی در زمینه مدیریت نیازمندیها
۳-۸-۳۱- ارزیابی تطابق[۳۳] هنگامی که یک معماری تعریف شده است، ضروری است که حین پیادهسازی آن معماری اطمینان حاصل شود که معماری چشمانداز اصلی به طور صحیح تحقق یافته و هر یک از درسهای پیادهسازی، به فرایند معماری بازخورد داده میشوند. بررسیهای دورهای درخصوص تطابق پروژههای پیادهسازی در مرحلهی G، یک مکانیزمی برای بررسی پیشرفت پروژه و حصول اطمینان از همراستایی طراحی و پیادهسازی، با اهداف راهبردی و معماری فراهم میکند. محتویات متداول در ارزیابی تطابق به شرح زیر میباشد:
- خلاصهای از پیشرفت و وضعیت پروژه
- خلاصهای از معماری/ طراحی پروژه
- چک لیستهای تکمیل شدهی معماری:
- چک لیست سخت افزار و سیستم عامل
- چک لیست میان افزار و سرویسهای نرمافزاری
- چک لیستهای نرمافزارهای کاربردی
- چک لیستهای مدیریت اطلاعات
- چک لیستهای روشها و ابزارها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰٫۰۴۱
۰٫۰۴۱
۰٫۰۴۱
۰٫۰۴۱
۰٫۰۴۱
c62
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
۰٫۰۳۳
آنچه در ماتریس فوق برای ما مهم است، میزان عددی است که به و تعلق میگیرد. ملاحظه میشود که تقریباً دو برابر است. این بدان معناست که با توجه به نتایج حاصل از پرسشنامهها که بیانگر نظرات نخبگان حملونقل هوایی در ایران هستند، ائتلاف با هواپیمایی ترکیه بهترین تصمیم ممکن خواهد بود.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
فصل پنجم ( جمعبندی) ۵ مقدمه در این فصل ابتدا خلاصهای از یافتههای پژوهش ارائه میشود و در ادامهی آن، یافتههای تحقیق مورد بحث و بررسی قرار میگیرند و دلایل رد یا تأیید فرضیهها ارائه میشوند. سپس نتایج کلی پژوهش با تحقیقات موجود ارتباط داده میشود و در نهایت محدودیتها، پیشنهادها و کاربردهای پژوهش مطرح میگردد. ۵-۱ خلاصه نتایج نتیجهی نهایی این تحقیق را میتوان در سه بند و مرحلهی زیر خلاصه کرد. اولین موضوع، مسئله میزان تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران است. این تحریمها از ابتدای انقلاب اسلامی علیه ایران اعمال شده است که در صنعت حملونقل هوایی نمود بیشتری داشته است. میزان این تحریمها در دو سال اخیر افزایش بیشتری داشته است و مهمترین آن، بسته شدن حساب ایران ایر در ICH است. در این پژوهش به این نتیجه رسیدهایم که اولین مرحله برای بالا بردن سطح خدمات ایران ایر این است که بتوانیم از میزان این تحریمها بکاهیم یا حداقل حساب ایران ایر در ICH را مجدداً باز کنیم. این اتفاق موجب میشود که در مسائل بازرگانی بینالمللی، بتوانیم حضورداشته باشیم دومین مرحله برای بالا بردن سطح ارائه خدمات در ایران ایر، ایجاد احساس نیاز در مدیریت کلان کشور است. مدیریت کلان کشور باید بپذیرد که برای ارتباط بهتر با دنیا و باقی ماندن و رقابت کردن در بازرگانی بینالمللی، نیاز است که شبکهی پروازی داخلی خود را تقویت کند. تقویت صنعت هوایی با گسترش صنعت گردشگری ارتباط مستقیمی دارد و میتوان با گسترش همزمان صنعت گردشگری و بالا بردن کیفیت خدمات هوایی، به درآمدزایی بالاتر رسید. در نهایت اگر دو مرحلهی قبل رخ دهد در آن صورت ایجاد همکاری با ایرلاین های دیگر، اجتنابناپذیر خواهد بود. در فرایند ایجاد همکاری، مهمترین نکته انتخاب شریک است. این پژوهش، ابزاری در اختیار مدیران قرار میدهد که بتوانند به وسیلهی آن بهترین شریک ممکن را انتخاب کنند. در این تحقیق به کمک پرسشنامهها ای که به وسیلهی نخبگان صنعت هوایی پر شده است به این نتیجه رسیدهایم که هواپیمایی ترکیه بهترین گزینه برای ایجاد همکاری است. ۵-۲ پاسخ به پرسشهای تحقیق سؤال اول: آیا صنعت حملونقل هوایی ایران در بازار بینالمللی دارای شرایط مطلوبی است؟ با توجه به آمارهای نشان دادهشده در این تحقیق، میتوان به شرایط رو به نزول ایران ایر در بازار حملونقل هوایی رسید. با توجه به اعمال تحریمهای جدید و سوء مدیریت، امکان بقا در بازار حملونقل هوایی عملاً ناممکن شده است. سؤال دوم: دلیل به وجود آمدن ائتلافهای حملونقل هوایی چیست و چه تفاوتهایی باهم دارند و ما به کدامیک از این ائتلافها میتوانیم بپیوندیم؟ همانگونه که در فصل دوم به طور کامل توضیح داده شد، محرکهای اصلی ایجاد ائتلافها به دو بخش کلی عوامل بیرونی و عوامل درونی تقسیم میشوند، از جمله عوامل بیرونی میتوان به رقابت جهانی و از عوامل درونی هم میتوان به اشتراکگذاری ریسک اشاره کرد. در طول زمان این ائتلافها برای بقا در صنعت هوایی و توانایی رقابت، تغییراتی در خود ایجاد کردهاند. در حال حاضر سه ائتلاف بزرگ هوایی در دنیا وجود دارد که در نحوهی عمل باهم تفاوتی ندارند و برای پیوستن به آن ها باید حداقل استانداردهای مورد نیاز آن ها را ارضا کرد. سؤال سه: آیا امکان ایجاد اتحادهای جدید برای ما وجود دارد یا خیر؟ تأثیر هر کدام از این پیوندها بر متغیرهای عملکردی ایران ایر چه خواهد بود و در نهایت کدام اتحاد را برای پیوستن انتخاب کنیم؟ در این تحقیق، امکان ایجاد همکاری با اکثر ایرلاین های ممکن بررسی شد و با توجه به نظر نخبگان هوایی، ایجاد همکاری با هواپیمایی ترکیه بهترین راهکار انتخاب شده است. همان طور که در فصل دوم ( ائتلافهای استراتژیک و ضریب AQR) اشاره شد ایجاد ائتلاف میتواند به ایران ایر برای بقا در صنعت بینالمللی هوایی کمک کند. ۵-۳ بررسی فرضیهها صنعت حملونقل هوایی ایران، در بازار بینالمللی، قادر به بقا و رقابت در بازار آینده نخواهد بود. با توجه به آمارهایی که در این تحقیق آورده شد و همچنین آثار تحریمها بر این صنعت، این فرضیه پذیرفته میشود. شرایط ایران به ما اجازه میدهد که به این اتحادها بپیوندیم و ایرلاین های خارجی و اتحادهای بینالمللی مایل به، پیوستن ایران به آن ها هستند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
والکر و دیگران (۲۰۰۰)
۲۰۰ نغر از ۱۳۷ واحد بازرگانی آمریکا
عملکرد کلی
ارتباط مثبت بازارگرایی و عملکرد
تسی و دیگران (۲۰۰۳)
۴۰۰۰ شرکت چین
نرخ رشد فروش ،حفظ و نگهداری مشتری
ارتباط مثبت بازارگرایی با عملکرد، نرخ رشد فروش و حفظ مشتری مثبت
۱-۳ مدل مفهومی تحقیق سه نوع عملکرد وجود دارد : عملکرد مشتری ، عملکرد بازار و عملکرد مالی (چیکان ،۲۰۰۲،۱۱۵۴-۱۱۶۳) . در این تحقیق عملکرد مشتری مورد بررسی قرار می گیرد. عملکرد مشتری شامل دو مولفه است : رضایت مشتری و وفاداری مشتری( تسه و دیگران ،۲۰۰۳،۲۳۴) رضایت مشتری وفاداری مشتری شکل۱-۱- مدل مفهومی تحقیق ۱-۴ اهداف ۱-۴-۱ هدف اصلی تحقیق تعیین میزان تاثیر بازارگرایی بر عملکرد مشتری شرکت های تولید کننده مبلمان و دکوراسیون منزل در شهرک صنعتی خرمدشت تهران تعیین سهم هر یک از مولفه های بازارگرایی در عملکرد مشتری شرکت ۱-۴-۲ اهداف فرعی تحقیق: - بررسی رابطه بین بازارگرایی و رضایت مشتری - بررسی رایطه بین بازارگرایی و وفاداری مشتری - بررسی سهم هر یک از مولفه های بازارگرایی در عملکرد مشتری ۱-۵ فرضیه ها - بین بازارگرایی و رضایت مشتری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد - بین مشتری گرایی و رضایت مشتری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد - بین رقیب گرایی و رضایت مشتری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد - بین هماهنگی بین وظیفه ای و رضایت مشتری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد - بین بازار گرایی و وفاداری مشتری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد - بین مشتری گرایی و وفاداری مشتری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد - بین رقیب گرایی و وفاداری مشتری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد - بین هماهنگی بین وظیفه ای و وفاداری مشتری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد - مولفه های بازارگرایی( مشتری گرایی،رقیب گرایی و هماهنگی بین وظیفه ای ) سهم یکسانی در تعیین رضایت مشتری ندارند. - مولفه های بازارگرایی( مشتری گرایی،رقیب گرایی و هماهنگی بین وظیفه ای ) سهم یکسانی در تعیین وفاداری مشتری ندارند . ۱-۶ اهمیت و ضرورت تحقیق : با توجه به رقابت روز افزون ؛ گرایش به بازار و نیازهای مشتریان اولین ویژگی بازاریابی جدید است.حفظ مشتری و ایجاد زمینه برای بازگرداندن او به سوی خود وظیفه ای است بسیار حساس و حیاتی که ترفندها و ابزار خاصی می طلبد که مهمترین ابزار آن برای بازاریابان ارتباط دایم با مردم ، ارائه خدمات مناسب و اگاهی از حرکات رقباست .این به معنای حفظ مشتریان کنونی و تشویق و ترغیب انان به خرید بیشتر و تداوم خرید از طریق ایجاد رضایت در آنان و هنر و مهارت راضی سازی مشتری بوسیله هماهنگی بین بخشی در سازمان می باشد ( روستا ؛ ونوس ؛ ابراهیمی ؛۸۳) همچنین جهانی شدن تجارت و یکپارچگی بازارهای جهانی بوسیله سازمان تجارت جهانی (WTO) که اعضای آن حدود ۹۷% تجارت جهان را در اختیار داشته و سه چهارم کشورهای جهان عضو کامل در آن هستند هم توجه به بازارگرایی را امری اجتناب ناپذیر گردانیده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
(بانک مرکزی ؛۸۵) سازمانها چاره ای جز ایجاد ارزش برتر از رقبا برای مشتریان را نداشته و می بایست با توجه به محیط خارجی ، مشتری را مورد توجه قرار دهند و منافع انان را به بهترین شکل تامین کنند.شرکتها دیگر نمی توانند خود را در محیط داخلی محدود کرده و می بایست برای گسترش فعالیتها ، دیگر بازارها را نیز مورد توجه قرار دهند در غیر اینصورت با فراگیر شدن تجارت جهانی کسب و کار خود را در برابر رقبایی که دارای هزینه کمتر و محصولات با کیفیت تر (وارن جی کیگان ؛ ۸۳) هستند به مخاطره می اندازند. البته عوامل دیگری از جمله رشد تجارت الکترونیک ، افزایش انتظارات مشتریان از قیمت و کیفیت ، دانش بیشتر مشتری از طریق IT ، توسعه شبکه ها و گروه های خرید ؛ توجه بیشتر بر نگهداری مشتری تا جذب آن ، رقابت بر تصاحب بازار و تولید بر اساس مشخصات و خواسته های مشتری بر اهمیت بازارگرایی افزوده است ( پیتر دراکر ،۸۲). ۱-۷ تعریف عملیاتی و مفهومی : تعریف مفهومی بازارگرایی : در واقع یکی از جنبه های فرهنگ سازمانی است که در آن کارکنان بالاترین ارزش را به سوداوری بنگاه و نگهداری مشتری از طریق ایجاد ارزش برتر می دهند. (نارور و اسلاتر ، ۱۹۹۰،۱۸۵). تعریف مفهومی عملکرد شرکت : مجموعه عملکرد بازار ، مشتری و مالی که به عنوان هدف مد نظر سازمان ها است.( سگارا ؛ ۲۰۰۷،۷۸). تعریف عملیاتی :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲
سرمایه ساختاری
۳-۴-۸-۱۲-۱۴-۲۱-۲۲-۲۷-۲۸-۳۲-۳۸-۳۹-۴۰
۳
سرمایه ارتباطی (مشتری)
۱-۶-۱۰-۱۵-۱۶-۱۹-۲۰-۲۳-۲۹-۳۰-۳۵-۳۶-۴۱-۴۲
برای بدست آوردن امتیاز مربوط به هر بعد، مجموع امتیازات مربوط به سؤالات آن بعد را با هم جمع نمائید. برای بدست آوردن امتیاز کلی پرسشنامه، مجموع امتیازات تک تک سؤالات را با هم جمع نمائید. هر چه امتیاز بدست آمده بالاتر باشد، بیانگر سرمایه فکری بالاتر سازمان مورد نظر خواهد بود و برعکس.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۳-۱۱- خلاصه فصل
در این فصل کلیات روش پژوهش بکار گرفته شده در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفت. پرسشنامه ابزار جمع آوری اطلاعات شامل دو پرسشنامه است پرسشنامه اول: : پرسشنامه محقق ساخته با ۱۷ گوی میباشد. در شیوه پاسخگویی از طیف لیکرت استفاده شده است. و پرسشنامه دوم پرسشنامه استاندارد بونتیس با ۴۲ گوی تجزیه و تحلیل اطلاعات با بهره گرفتن از نرم افزارهای آماری و نرم افزار spss صورت میگیرد. همچنین روایی پرسشنامه نیز با هماهنگی استاد محترم راهنما و اساتید محترم مشاور و مشورت با صاحبنظران احراز گردیده است. جامعه آماری این پژوهش را سازمانهای دولتی کشور تشکیل میدهد.
فصل چهارم:
تجزیه و تحلیل دادهها
۴-۱- مقدمه
در هر کار پژوهشی، محقق برای پاسخگویی به سؤالات و فرضیات مورد نظر خویش به جمع آوری دادهها میپردازد. برای اینکه دادهها از حالت نامنظم به صورت مجموعهای نظامدار و متشکل درآیند، لازم است که آن ها را با بهره گرفتن از روشهای متداول، طبقه بندی، تلخیص و تنظیم نموده و به صورت جداول و نمودارهای آماری نمایش داد، تا بتوان با بهره گرفتن از آن ها به پاسخ سؤالهای مورد نظر دست یافت. تحلیل آماری دادهها، بخشی از متدلوژی علمی میباشد که با دو هدف اساسی صورت میگیرد، ۱٫ توصیف شواهد تجربی که از راه مشاهده و آزمایش و… در مورد موضوع پژوهش گردآوری میشوند. ۲٫ تفسیر نتیجه توصیفی به منظور ارزیابی فرضیههای پژوهش (هومن ۱۳۸۹). بنابراین، در این فصل ابتدا اطلاعات بدست آمده از افراد نمونه در پژوهش پرداخته و سپس به تجزیه و تحلیل فرضیات مطرح شده با بهره گرفتن از نرمافزار آماری SPSS میپردازیم.
۴-۲- تحلیلهای آماری
تحلیلهای آماری که در این فصل انجام گرفتهاند شامل تحلیل توصیفی و تحلیل استنباطی میباشد که به ترتیب تشریح خواهند شد.
۴-۲-۱- آمار توصیفی
در این قسمت به ارائه آمارههای توصیفی و جداول مربوط به ویژگیهای نمونه میپردازیم. شناخت ویژگیهای نمونه، از این جهت مفید است که به کمک آن مشخصات کلی جامعه مورد بررسی و ویژگیهای عمومی آن برای سایر محققان مشخص میشود. دادههای جمع آوری شده از ۳۸۴ نفر از کارکنان اخذ و تحلیل شدهاند.
جدول ۴-۱-توزیع فراوانی بر حسب جنسیت مشتریان
مقولات متغیر
فراوانی
درصد فراوانی
درصد معتبر
مد
مرد
۲۳۷
۷/۶۱%
۷/۶۱%
۱
زن
۱۴۷
۳/۳۸%
۳/۳۸%
جمع
۳۸۴
۱۰۰%
۱۰۰%
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|